نیرنگبازان جهان استعمار، سه دهه است که بر جان میهن اهورایی مان یورش برده اند و با نیرنگ و فریب فرزندان ایرانزمین، حکومت ددمنش ایران ستیز ملایان را بر ما چیره ساخته اند.
این شیاطین حاکم بر ایران با حمایت جهان استعمار، هرچه توانستند از فرزندان ایرانزمین قربانی گرفتند و آنان را به سیاهچال های فرومایگی روانه ساختند و ذره ذره از خون مام میهن برای پایداری نکبت بار خویش نوشیدند و مام میهن را فرسوده و بیمار گرداندند.
اکنون فرزندان ایرانزمین در تباهی و سیه گری تحجر بنیادگرای اسلامی و حاکمیت ملایان مزدور ایران ستیز گرفتارند و اندیشه های پاک مام میهن اهورایی به تاراج ایران ستیزان در آمده و نیکی و زیبایی جای خود را به پندارهای پوچ و نگون وار داده است.
در این میان ابلهانی که خود را روشن اندیش می انگارند، آزادمندانه در پی تکه نانی از بیگانگان چه آسان میهن اهورایی شان را فروخته و می فروشند. این دنائت پیشگان و آبروباختگان به ظاهر ایرانی هرچه در توان داشتند بر آسیاب دشمنان ایرانزمین آب جاری ساخته اند و وجود کثیفشان را با مزدوری در کشان زمانه در اختیار ایران ستیزان جهان قرار دادند.
فرزندان ایرانزمین، هر زمان که فزونی مهر بی پایان ایرانیان، به مرز و بوم و فرهنگ دیرپای میهن مان مشاهده شده است، ایران و ایرانی بر بام جهان نشانده شده و هرگاه اهریمن بد سگال، در حاکمییت بر کشورمان، این مهر را در دل فرزندان ایرانزمین کمرنگ کرده است، ایرانیان دربند دودلی به خاک افتاده اند و هستی برباد داده اند و در نهایت در چنگال دشمنان این مرز پرگهر جان باخته اند.
در این میان لذا همواره می توان فرزندانی ایرانپرست و جان سخت هایی را یافت که پوست باورشان از سنگ خارا استوارتر و بلندای پایداریشان همچنان دست نخورده باقی مانده و خواهد ماند. این فرزندان واقعی میهن پرست همواره استوار و دلبستۀ میهن بوده اند، هرچند که در گیر و دار نبرد بی پایان با اهریمنان کژاندیش ایران ستیز، گاه بر بلندی و گاه بر فرود نشسته اند. لذا همواره این فرزندان میهن پرست در طی تاریخ بی نهایت ایرانزمین در صحنه بوده اند و بدین سان میهن اهورایی مان هرچند گاه ابر توان جهان شد.
هم اکنون در ایران فرزندان ایرانزمین، در میان امید و ناامیدی، سرافرازی و فروریزی، شکست و پیروزی پرپر می زنند، گویی کیفر ایرانی بودن تنها یک بار مردن نیست، چکه چکه آب شدن هم می تواند هزارگونه مردن و هر روز مردن باشد. در این گردباد هستی برافکن که بر ایرانزمین می وزد، چه چیز زیباتر از پرواز مرغ توفان است که سرود رزم برای رهایی را زمزمه می کند و پیکارجویان میهن پرست را به کارزار می خواند تا دم متعفن ملایان سیه گون ایران ستیز را بر خاک مالند و نابودشان سازند.
پیام ما روشن تر از آفتاب و پاک تر از سپیدی برای فراچنگ آوردن ایرانی آزاد، آباد و سرافراز می باشد، ما امید به پیکارجویانی داریم که آوردگاه هایشان از سرشت و مایۀ ایران پرستی نشأت گرفته باشد و صفوف بی نهایت ارتش نیکی علیه بدی را آرایش دهند و در نهایت، اهریمن پلیدی را در میهن بیمار ما نابود سازند و جان تازه ای بر مام میهن خشند.
من آرمان نوری، فرماندۀ سپاه نیکی همۀ میهن پرستان و عاشقان ایران اهورایی را فرا می خوانم که در این رزم علیه ایران ستیزان، ما را یاری دهند.
من آرمان نوری، نه دیروز که سرباز جان بر کف آن خانه بودم و نه امروز که در خارج به آرزوی شستن لکۀ ننگی از دامن فرهنگ و تاریخمان، در تلاش می باشم، هرگز بر چلۀ یکه گویی و درشت انگاری ننشسته، و نخواهم نشست، دستمایۀ گرانمایۀ من مهر به ایرانی آزاد، آباد و سرافراز، عاری از شیاطین مذهبی ایران ستیز می باشد.
چنین است که در گرد ما بانگ آزادگان و فریاد آزادی خواهان میهن پرست گوش فلک را کر کرده است.
من شانۀ خویش را در برابر این بانگ و نهیب آزادی میهن، باردار می بینم، من و همسنگرانم در شورای براندازی بر آنیم تا گامی بر بام جهان نهیم و نام ایران را بر فراز آن استوار نماییم.
آینده سازان ایرانزمین، همسنگران و دلاوران سازمان پارس و شورای براندازی که از تیرۀ میهن پرستان پیکارجو می باشند، از ایرانیانی هستند که به فرزانگی ایرانزمین باور دارند و ایرانی با ستون های سر به آسمان کشیده خواهند ساخت و به مام میهن، سرافرازی و جان ابدی خواهند بخشید.
سوگند بر تو ای پرتو نیکی و راستی، ای نشانۀ مهر و فروزندۀ اختر هستی که با طلیعۀ راستی به جانم خلیدی و با همان دم، جان از سرم به در خواهی کرد، سوگند بر تو ای جاودانۀ بی مرگ، یزدان نیکخواه ایرانزمین، سوگند بر تو ای مام میهن، ای پاکترین سرزمین عالم، که شکوه بی پایانت چشم دشمنان ایرانزمین را خیره و نگون کرده است، دیر یا زود با رزم فرزندانت روز رستاخیز همگانی میهنی فرا خواهد رسید و اهریمنان ددمنش کژاندیش ایران ستیز در آتش خشم فرزندانت نابود خواهند گشت و طلیۀ آزادی و فرزانگی در نیمه جان تو خواهد دمید و آنگاه است که مام میهن با جان تازه ای شکوفاتر از دیرباز چون ستاره ای در جهان خواهد تابید.
ای یزدان نیکخواه ایرانزمین، در این رزم و کارزار میهنی، برای سرافرازی و ماندگاری سرزمین مهرافروز آریایی مان، یاری مان ده، که پس از چیرگی بر اهریمن ایران ستیز، مایۀ یکرنگی و یگانگی، نیکی و راستی، مهر و دوستی به میهن پاک نهادمان بازگردد و آبروی فروریختۀ نام میهنمان را اگر چیزی از آن برجا مانده است، از زیر دست و پای دیوهای مذهبی و دیوپرستان کژاندیش ایران ستیز، برهانیم. ما را یاری ده که تا پایان این خواسته پیش رویم و دشمنان ما توان نابودی مان را نیابند. به ما توانی ارزانی ده که گفته هایمان بر کردارمان تعدی نماید و بر راستای خرد استوار باشد نه بر هوس های خام و دروغین و اندیشه های سوداگرانه.
نهاد راستی و نیکی که بافت فرزندان میهن پرست، می باشد هرگز با دروغ و تزویر که زادۀ اهریمن و نشانۀ ناپاکی است نمی آمیزد. افزون بر این ویژگی های زشتی، آنچه که در کیش ایران ستیزان بیگانه است و در میهنمان صدچندان شده، از جمله دروغ، ریا و تزویر، چاپلوسی، هزاررنگی، ناپاکی، دودوزه بازی، فریبکاری، کژاندیشی، ناباوری، خود کم بینی، خودخوری و خودسوزی که فضای میهنمان را آلوده ساخته است، توان از فرزندان میهن ربوده است؛ می بایست با نبرد با اهریمنان ایران ستیز همۀ آنها را نابود سازیم و راستی، زیبایی، مهر و دوستی را که بهترین نیکی هاست بر کشورمان حاکم سازیم.
جوانان آرمانگرا به خود آیید، شما تواناترین توانمندان هستید که در رزم با ایران ستیزان و شیاطین مذهبی در ایران پیروز خواهید گشت. اکنون پختگی مان از تجربۀ تلخمان بر می خیزد و جهان بینی مان از کاستی ها و ناکارآیی های گذشته سرمشق گرفته است. آری روزگار به ما آموخت که چگونه در سنگر عشق به میهن اهورایی، وارد کارزار شویم و پیکار بی امان علیه ایران ستیزان را ادامه دهیم. فرهنگ ایران، فرهنگ دلاورپرور، آدم سالار و فرزانه خیز است، اگر هم گاهانی زشتی بر ما چیره گشته است، دلاور جوانان ایرانزمین، آن را با خشم آتشین خویش نابود ساخته اند، هرچند که آتش پاک مهرجویی و راستی، میداندار این مرز پرگهر می باشد؛ و نهاد آتش نشانی از تضاد مرگ و هستی است.
تو ای مام نیمه جان میهن، با آتش خشم خویش به تو گرما می دهم و با همان آتش دشمنان تو را نابود می سازم.
تو ای مام نیمه جان میهن، با خون خود تو را سرخی و توان خواهم بخشید تا دگربار تو را بر بام جهان خیره شکوهمند ببینم. تو ای مام نیمه جان میهن، تو در فراز روح و جسم و آرمان من هستی، چنین است که همه گاهان تو را می جویم و برای دستیابی به وصال زیبای تو دریغ از جان نمی ورزم.
تاکنون شاید شیوه های پیکارمان فراخور پیروزی مان نبوده است و توان نابودی ایران ستیزان میسر نگشته است، ولی گوهر جنبش هرگز از تلاش باز نخواهد ایستاد و در نهایت جام پیروزی را خواهیم نوشید. ما میهن پرستان، روشن تر از آفتاب می دانیم که با یکرنگی، یگانگی و همبستگی همۀ فرزندان میهن، پیروزی از آن مام میهن خواهد بود. در آن تلاش باشیم که سنگر فرزندان ایرانزمین به نیروی توفتدۀ براندازی بدل گردد.
ما مسئولان سازمان پارس و شورای براندازی، گویاترین انگیزه مان در این کار بزرگ، پدیدۀ میهن پرستی مان می باشد که به آن می بالیم و تا روزی که زنده باشیم به جنبش میهنی که با راستی و نیکی در رزم با اهریمنان ایران ستیز آفریده ایم خواهیم بالید. اگر یزدان توانای نیکخواه ایرانزمین در این راه فرخنده، هزار بار زندگی مان بخشد، همه را بی تأمل به پیشگاه همین پیکار و جاودانی ماندن میهن اهورایی مان پیشکش خواهیم نمود.
پاینده ایران
دکتر آرمان نوری
فروردین ماه 3746 جمشیدی