سئوال : درود بر شما دکتر آرمان نوری، رهبر جنبش سپید براندازی، من آرش ریاضی از سازمان دانشجویان مبارز مایلم نظر شما را در مورد انقلاب 57 جویا شوم.
جواب : درود بر شما و همۀ دانشجویان و ایرانیانی که مبارزه تا براندازی را آغاز کرده اند.
بررسی علل فاجعه 57 نیاز به ساعت ها بحث و گفتگو دارد که در چهارچوب وقت مصاحبه نمی گنجد، ولی بطور مختصر می توان گفت که این فاجعه در مسیر تکمیل برنامه ریزی های انگلیس در ایران از زمان فتحعلی شاه قاجار شاید هم قبل از آن، خلاصه از زمانی که فراماسون های انگلیسی شروع به رخنه و نفوذ در جامعه ایرانی نمودند و سعی کردند در سطوح رجال و مسئولان مملکت عناصر خود را بنشانند و شبکه فراماسونری را تا حد شخص اول مملکت توسعه دهند، بوده است.
البته تاریخ گویاست و دیدیم که چگونه فراماسون های انگلیس، برای تقسیم منافع در ایران با روسیه، 16 شهر ایران را در قراردادهای گلستان و ترکمانچای از کشورمان جدا نموده و بعد هم افغانستان توسط عوامل انگلیسی از ایران جدا شد. انگلیسی ها با توسعۀ شبکۀ فراماسونری در هیئت حاکمۀ ایران، سرنوشت مردم را در دست گرفتند و سناریوی انقلاب مشروطه را در حدود صد سال پیش در ایران به اجرا در آوردند و با این برنامه، مذهب شیعه و احکام اسلامی را در جامعه به صورت قانون در آوردند و دیدیم که در قانون اساسی پادشاهی مشروطه در اصل اول و دوم متمم قانون اساسی که نتیجۀ سناریوی انقلاب مشروطه بود، مذهب شیعه 12 امامی و وجود 5 ملا برای تأیید لایحه های قانونی، گنجانده شد.
این اولین گام در برنامه ریزی مذهبی کردن جامعه ایران و قدرت دادن به ملایان متحجر و بیسواد بود که می توانستند عناصر و مهره های خوبی برای به استعمار در آوردن جامعه ایرانی باشند. در پی آن انگلیس و روسیه تزاری در سال 1907 ایران را میان خود تقسیم کردند. البته یکی از پیامدهای سناریوی انقلاب مشروطه سه قطبی کردن قدرت در جامعه بود، تا قبل از آن شاهان قاجار قدرت مطلقه داشتند و با لشگر قزاق که توسط روسیه اداره می شد شاهان قاجار بیشتر وابسته به روس ها بودند، ولی پس از سناریوی انقلاب مشروطه دو قطب وارد اریکۀ قدرت شد. یکی مجلس که اکثراً از عوامل فراماسونری انگلیسی بودند و دیگری جامعه ملایان که همگی فراماسون مذهبی و انگلیسی بودند.
در سال 1908 نفت در ایران یافت شد و قرارداد دارسی پس از چند سال هزینه به سود رسید. نفت وارد اصول استعمار ژئواستراتژی و ژئوپلیتیکی منطقه قرار گرفت و برای اینکه انگلیس بتواند ایران را یک تنه صاحب شود و دست روسیه را از منافع ایران کوتاه کند، ابتدا محمد علی شاه را برکنار کرد و سپس با برنامه ریزی احمد شاه را خلع ید و رضاخان را به قدرت رساند و لشگر قزاق را منحل نمود. البته زمینه سازی خلع ید روسیه تزاری در ایران، از زمان نفوذ انگلیسی ها در حزب بلشویک روسیه تزاری شروع شده بود که پس از شورش این حزب در سال 1905 علیه تزار و پناهنده شدن عناصر اصلی این حزب به انگلیس از جمله لنین، هماهنگی برای ایجاد انقلاب (اکتبر 1917) روسیه و به قدرت رسیدن لنین و عوامل فراماسونری انگلیس صورت گرفت.
در ایران هم دیدیم که پس از انقلاب 1917 روسیه، قرارداد 1919 وثوق الدوله، ایران را تمام و کمال در اختیار انگلیس قرار داد و در زمان رضاشاه، با انحلال لشگر قزاق و ادغام لشگر هند – انگلیسی جنوب با نیروهای نظامی ایرانی، نقش انگلیس در ایران وارد عصر تازه ای می گردد و از این زمان، قدرت انگلیس در ایران روز به روز در حال افزایش بود.
سئوال : آقای دکتر آرمان نوری، اگر رضاشاه انگلیسی بود چرا او را تبعید کردند؟
جواب : در زمان جنگ جهانی دوم، وزارت امور خارجه ایران جزء شبکه های فراماسونری انگلیسی ها بودند و امثال نواب ها و تقی زاده ها و اسفندیاری ها و ... در لوای سفرای ایران در آلمان و کشورهای تحت نفوذ آلمان همکاری مستقیم با انگلیس داشتند، ولی رضا شاه در یک مرحله که لشگر آلمان به دروازه های مسکو نزدیک شد همکاری خود را با آلمان ها شروع کرد و طرفدار آنها شد و به همین دلیل زمانی که متفقین پیروز شدند، او را تبعید و پسرش را جای او نهادند. در آن زمان بافت هیئت حاکمه از دولت گرفته تا مجلس، اکثراً انگلیسی بود، در نتیجه نیازی به تغییر رژیم نبود.
با اوج گرفتن سود در شرکت نفت ایران و انگلیس، طبق قرارداد دارسی و قراردادهای الحاقی، ما در سود شرکت نفت ایران و انگلیس سهیم بودیم و همچنین در سود شرکت های تابعه که در کشورهای دیگر، عملیات کاوش و استخراج نفت انجام می دادند مانند کشورهای کانادا، آلبانی، عراق، مکزیک، ونزوئلا، استرالیا و ... سهم داشتیم. در زمان مصدق شرکت نفت ایران و انگلیس به دولت ایران بسیار بدهکار بود و از طرفی نمی خواست که ایران در شرکت های تابعه سهیم باشد و به همین دلیل با همیاری شبکۀ فراماسونری خود در دستگاه حاکمه، ابتدا سناریوی ملی شدن نفت را اجرا نمود و سپس کودتای 28 مرداد، برای منحرف ساختن افکار عمومی و ورود به عصر جدید در قراردادهای نفتی را برنامه ریزی کرد.
پس از ملی شدن نفت در ایران، ابتدا تمام منافع ایران در شرکت های تابعه از میان رفت و سپس همۀ بدهکاری های شرکت نفت ایران و انگلیس ملغی شد و ما مجبور شدیم خسارت هنگفتی نیز پرداخت کنیم که در نتیجۀ آن محمد رضا شاه به مدت 25 سال، 25 درصد از سود ایران در قرارداد کنسرسیوم را به انگلیس پرداخت می نمود.
در زمان محمد رضا شاه شبکۀ فراماسونری همۀ ساختار حکومتی را فرا گرفته بود که خود شاه هم به صورت افتخاری مسئولیت لژ بزرگ ایران که از طرف انگلیس هدایت می شد را به عهده داشت، ولی مسئول اصلی این لژ در اواخر عمر رژیم پهلوی، جعفر شریف امامی بود.
با اجرای سناریوی انقلاب 57 که با همکاری فراماسون های رژیم شاه و فراماسون های گروه های مذهبی و مخالف که همگی هدایت شده از طرف انگلیس بودند، منافع جهانی غرب و مخصوصاً اسرائیل در ایران و منطقه افزایش یافت و منطقه وارد فاز جدید شد یعنی فاز بحرانی برای فروش اسلحه و به یغما بردن بیشتر نفت و گاز در منطقه و استعمار بیشتر ژئوپولیتیکی – اقتصادی و در نهایت شناساندن اسرائیل به عنوان یک قدرت نه تنها در منطقه بلکه در جهان.
در سناریوی انقلاب، نخستین نقش را خمینی، نقش دوم را شاه و نقش سوم را بختیار ایفا کرد. در کنار فرح دیبا و همپالگی های توده ایش، اردشیر زاهدی همراه با مابقی مزدوران انگلیس، جبهه ملی، پان ایرانیست، حزب توده، فدائیان خلق و مجاهدین به عنوان پادوهای اجرایی، فتنۀ خمینی را به پیش بردند و باعث انهدام ایران شدند. البته نقش جاسوسان آمریکایی و انگلیسی و اسرائیلی مانند ژنرال هایزر، سالیوان، پارسونز، رمزی کلارک، نمیری و ... را نباید فراموش کرد.
اینان یک مشت ملا و متحجر را بر سرنوشت فرزندان ایرانزمین حاکم نمودند تا ایران و ایرانی را از لحاظ فرهنگی، شخصیتی و اقتصادی به قهقرا بکشانند و حداکثر از مرز پرگهر ما بهره مند شوند.
در آن زمان، از دانشگاهی گرفته تا بازاری، کارگران و کارمندان، اصناف، عده ای مزدور و فراماسون دانسته و عده ای هم اغفال شده و ندانسته علیه منافع و آیندۀ کشورشان فعال بودند.
در آن زمان تنها عدۀ قلیلی میهن پرست در جامعه و ارکان دولتی و ارتش علیه دشمنان ایرانزمین، مبارزه می کردند و تا آخرین لحظه مقاومت کردند ولی دشمن، متزور و پرقدرت بود و میهن پرستان شکست خوردند و استعمار مذهبی که سفاک ترین و دیکتاتوری ترین شکل استعمار است، بر کشور ما سایۀ سیاه و نفرت انگیز خود را افکند. استعمارگران با این حکومت اسلامی به راحتی توانستند میهن پرستان را از دم تیغ بگذرانند و اختناق را در جامعه حاکم نمایند و فرهنگ، غرور و شرافت ایرانی را پایمال کردند و ثروت و سرمایۀ ایران را به یغما بردند و ما دیدیم که چگونه استعمارگران جهانی در حدود 30 سال همکاری و همراهی با اپوزیسیون ستون پنجم این حکومت ضد ایرانی را نگهداشتند.
تجربۀ تلخ فاجعه 57 و بررسی میکروسکوپی آن باعث شده است که سازمان پارس و شورای براندازی جنبش میهن پرستانه و مردمگرا را رهبری کند و از دام هایی که سیاست استعماری جهانی برای مردم ایران افکنده است، پرهیز نماید و عوامل و عناصر مزدور را شناسایی و به پیشگاه ملت ایران معرفی نماید، تا مردم ایران با دانش و شناخت و آگاهی راه آیندۀ خویش را انتخاب کنند و فریب عناصر و عوامل مزدوری مانند اصلاح طلبان داخلی و عوامل ستون پنجم حکومتی در اپوزیسیون مثل رضا پهلوی، مسعود رجوی و فرح دیبا و تعدادی از عناصر جبهه ملی و ... که با روابط پنهانی با حکومت اسلامی و حمایت از تاکتیک های سیاست جهانی برای استمرار حکومت اسلامی دست نشاندۀ ضد ایران و ایرانی، خیانت غیر قابل بخشش علیه ملت ایران روا داشته اند.
امروز پی می بریم که سناریوی انقلاب چگونه توسط سیاست های استعماری جهانی طراحی و چگونه توسط مزدوران به اصطلاح ایرانی اجرا شد؛ برای مثال چمران سردستۀ آدمکشان از سوی سیا مأمور در لبنان و اردوگاه های تروریستی بوده، ابراهیم یزدی در آمریکا سازمان مجاهدین اسلامی و نهضت آزادی را به دستور « سیا » اداره می کرده و کنفدراسیون ها به سر انگشت انتلیجنس سرویس و موساد می چرخیده است و دیدیم ابوشریف که نام اصلی او « زمانی » بود و اولین رئیس پاسداران خمینی شد، چگونه قبل از فاجعه 57 صدها جوان ایرانی را بصورت مختلف از مرزها خارج می کرده و در اردوگاههای فلسطینی آموزش می دادند و برای اجرای عملیات تروریستی به ایران باز می گردانیدند، مسعود رجوی و دار و دستۀ آدمکشانش هم توسط همین عنصر بیگانه و مزدور خارجی برای دیدن آموزش به لبنان رفته بودند.
من جزئیات و علل فاجعه 57 را در کتاب پرده های ابهام (جلد دوم) توضیح داده ام که در آیندۀ نزدیک در دسترس هم میهنان عزیز قرار خواهد گرفت.
سئوال : آقای دکتر آرمان نوری ممکن است حالا نظرتان را در مورد انتخابات دورۀ هشتم مجلس ملایان اعلام فرمایید؟
جواب : حکومت اسلامی از ابتدا با سناریوی انتخابات خواسته است، مشروعیت وجود پلید خود را در ایران به نمایش بگذارد و متأسفانه با خیمه شب بازی های درون حکومتی و فریب مردم ایران و افکار عمومی در جهان، تاکنون پابرجا بوده است.
هم اکنون ما در شرایط بسیار خاص جهانی به سر می بریم. تحریم نمایش انتخابات مجلس هشتم در 24 اسفندماه، می تواند نقطۀ عطفی در مبارزات ملت ایران علیه ملایان جنایتکار باشد. ما امیدواریم که اکثریت ملت ایران نه تنها این نمایش انتخابات را تحریم کنند، بلکه با رویارویی مستقیم و به آتش کشیدن صندوق های رأی، به جهانیان نشان دهند که این حکومت دستاربندان ضد ایران و ایرانی دیگر نمی تواند با حمایت آنها در ایران باقی بماند و پس از آن است که سازمان پارس و شورای براندازی می تواند با نیروی مردمی به راحتی این جنایتکاران از میهن اهورایی مان بیرون کند.
جاوید ایران
بهمن ماه 1386