ایران سرزمین پیدایش اندیشه و تمدن

               

پیدایش جهان و بنیاد آن که اجتماع کنونی از آن سرچشمه گرفته و بوجود آمده است در دورۀ طولانی پیش از تاریخ مدفون است.

تاریخ به مفهوم اصلی خود به معنای بررسی و تحقیق است. وظیفۀ تاریخ نویس این است که حقایق مربوط به گذشته را فراهم آورد و سپس به امید آنکه بشر از تجربه گذشته پند بگیرد، آن را تفسیر کند.

البته تاریخ نویس به نوبۀ خود می بایست تجربه و نوشتار و شواهدی که قابل بررسی و لمس کردن است را مطالعه کند و درس بیاموزد و وقایع و اوضاعی که شخصیت های تاریخی و به قولی افسانه ای با آن روبرو شده بودند را مورد تحقیق، بررسی و کاوش قرار دهد و از نتایج آن بهره مند شود.

حقایقی که تاریخ نویس ضمن کاوش های هیجان انگیز خود با مسئولیت واقعه گرایی و با بینش حقیقی بدست می آورد می بایست بیطرفانه و طبق اسناد و اشیا و ابزار کشف شدۀ باستانی و تعبیر بدون اغراق آنها باشد و اکنون این شواهد در دسترس و بسیار متنوع می باشند.

این شواهد عبارتند از : تاریخ سیاسی، اقتصادی، نظامی، آداب و رسوم، نهادهای اجتماعی صنفی، ادبیات، هنر و فنون و در انتها دین و فلسفه و باورهای وجدانی و روحی که هر کدام دریچه ای به درگاه واقعیت های تاریخی می گشاید و از مجموعۀ آنهاست که تاریخ واقعیت ها پدیدار می شود.

با وجود مدارک و شواهد غیرقابل انکار، دیده می شود که بعضی تاریخ نویسان غیر مسئول و مزدور در تحریف تاریخ ابایی ندارند و این قلم به مزدان تاریخ می سرایند.

البته نخستین وظیفۀ خواننده در مورد نوشتار تاریخی این است که نتایج و گفته های تاریخ نویس را مورد بررسی عمیق قرار دهد و نتایج گفته های تاریخ نویس را ارزیابی نماید و هدف او را در مورد نوشتارش مورد تجسس قرار دهد.

با این روش است که بررسی دوران پیش از تاریخ و باستان بررسی شده است و بررسی آثار باستانی، سنگبشته ها و یا پیروسها یعنی کاغذ باستانی و کتب دینی و فلسفه و باورهای میترایی (ستایش میترا) و اوستا و تورات و شاهنامه راهگشای واقعیت های تاریخی و باستانی می باشد.

در سال های اخیر دانش ما در نتیجۀ علم جدید باستان شناسی در مورد تاریخ باستانی ایران و تمدن شهری بیش از 12 هزار سالۀ آن به اثبات رسیده است و نیز با بررسی شواهد آثار باستانی دریافته ایم که آریایی ها همان طوایف و اقوامی هستند که همواره در سرزمین کنونی به نام فلات ایران که در آن زمان فلات آریایی ها نام داشت از ابتدا می زیستند و این قبایل در قبایل مختلف نام های مختلف داشتند و به طور کلی به سه تیرۀ بزرگ پارت ها در شرق و شمال شرقی، پارس ها در مرکز ما بین رشته کوه البرز و زاگرس تا دریای خزر و مادها در غرب و شمال غربی تقسیم می شدند که در شاهنامه به صورت تورانیان، ایرانیان و پورانیان نامیده شده اند و گویا در دورۀ پیشدادیان کشور آریایی ها به این سه منطقه تقسیم می گردید. کاوش های جدید باستان شناسی این گفته را ثابت می نماید و در بررسی ژنتیکی به این مهم می رسیم که نسل و نژاد آریایی با نژاد هندی و زردپوستان تفاوت دارد و در ادوار باستانی هیچگونه مهاجرت عظیم آریایی ها به فلات ایران کنونی انجام نشده است. البته باید متذکر شد که به عکس سه مهاجرت بزرگ آریایی ها از فلات آریایی ها (ایران) به سمت هند و اروپا انجام شده است. اولین مهاجرت زمان حملۀ اسکندر مقدونی و به آتش کشیدن تاریخ و تمدن آریاییان بود، در این زمان عدۀ زیادی از پارسیان زرتشتی به سوی هند مهاجرت کردند و دومین مهاجرت زمان حملۀ اعراب تازی به سرزمین اهورایی ما بود که در زمان ساسانیان صورت گرفت و آخرین مهاجرت از سال 1357 برابر 3716 جمشیدی شروع شد و تاکنون بیش از 5 میلیون ایرانی در مدت 29 سال به کشورهای خارج مهاجرت کرده اند.

عمر کرۀ زمین به بیش از چهار و نیم میلیارد سال می رسد، و پیدایش حیات به سیصد و پنجاه میلیون سال می رسد. طبق نظریه متخصصان ( Paléontologue ) که از زمان پیدایش انسان بر روی کرۀ زمین تا زمان اختراع خط میخی را مورد بررسی قرار می دهند، دورۀ پیش از تاریخ به سه دوره، پارینه سنگی قدیم، فرا پارینه سنگی و نوسنگی جدید تقسیم می شود. تاکنون اولین نوشته ها به سومریان تعلق داشته است که در نواحی جنوبی میاندورود (بین النهرین - Mésopotamie) می زیستند که به قدمت 3600 سال قبل از میلاد مسیح می رسد

انسان روی کرۀ زمین از شش میلیون سال پیش زندگی می کرده است. البته اولین رد پای انسان تاکنون در آفریقا یافت شده است و متعلق به 6/3 میلیون سال پیش است و Lucy نامیده شده است (در تانزانیا).

در 5/2 میلیون سال پیش انسانها توانستند ابزاری برای شکار بسازند و این انسان اولیه Homo Habilis نامیده شده است.

در 5/1 میلیون سال پیش انسانهایی با شکل ظاهری پیشرفته تر بوجود آمدند که راست قامت تر بودند و آنها را Homo erectus نام نهادند.

آنها قادر بودند خانه های حصیری نیز بسازند (یک انسان هموارکتوس که متعلق به 200 هزار سال پیش است در یک غار در نزدیکی پکن پیدا شده).

در دورۀ یخبندان از 200 تا 700 هزار سال پیش دورۀ کوری در زندگی بشر اولیه می باشد که هنوز بقایایی از آنها یاقت نشده است.

احتمالاً انسان اولیه نئاندرتال Néandertal که به دو شاخه Homo erectus و Homo Habilis تقسیم می شدند در این زمان از بین می رود و یا تحول به سوی یک انسان با شکل انسان امروزی پیدا می کند که در حدود 100 هزار سال پیش ظاهر می شود (Homo sapiens).

 

این انسان پیشرفته از 40 هزار سال پیش از سنگ خارا نیزه می ساخته، کلبه حصیری می ساخته، از استخوان سوزن و از نخ عصبی حیوانات برای دوختن پوست حیوانات برای لباس استفاده می کرده است.

این انسانها که تعدادی از آنها هنوز در غارها زندگی می کردند از 20 هزار سال پیش شروع به نقاشی در غارها می کنند.

این انسانها از 12 تا 15 هزار سال پیش خانه های گلی می سازند و دامپروری و کشاورزی را شروع می کنند، اولین ردپای کشاورزی در کشور آریائی ها یعنی ایران امروز که به حدود 10 هزار سال پیش می رسد را یافته اند.

البته گروهی بر این باورند که انسان اولین به دو صورت ظاهر شده است :

1-                        Néandertal : (a Homo Hobilis (b Homo erectus

که در دوره یخبندان زمین از بین می روند.

2-                      Homo Sapiens که به زندگی روی زمین ادامه می دهد.

انسان نئاندرتال به شامپانزه و گوریل بیشتر شبیه بوده تا انسان کنونی، البته باید متذکر شد که ژنهای شامپانزه با انسان 99 درصد شباهت دارد ولی از لحاظ شکل ظاهری این شباهت به 60 درصد می رسد.

زمان داخل جنینی (فاز آمبیونر) شامپانزه دو هفته طول دارد در صورتی که نزد انسان هشت هفته طول می کشد. نوزاد انسان پس از 9 ماه تولد پیدا می کند در صورتیکه نوزاد شامپانزه پس از هشت ماه، تعداد نرونهای انسان حدود 3 باربر نرونهای شامپانزه می باشد، حجم جمجمۀ انسان از 900 تا 2000 است در صورتی که نزد شامپانزه از 320 تا 480 تجاوز نمی کند. به نظر ما انسان از نسل آدم می باشد که در بدو پیدایش روی کرۀ زمین به همین شکل بوده است.

اولین استفاده انسان از آتش به 450 هزار سال پیش بر می گردد و از 250 تا 300 هزار سال پیش چگونگی استفاده از آن را در موارد مختلف تحت تسلط گرفت.

 

البته عده ای معتقد هستند که رویارویی انسان با آتش از یک میلیارد سال پیش زمانی که کوههای آتش فشان فعال شدند شروع شد. رفته رفته انسانهای اولیه موارد مختلف استفاده از آتش را آموختند و آن را نهاد تحول و بقای انسان یافتند. خورشید را آتش خدا نامیدند و آن را مورد ستایش قرار دادند.

در اینجا بود که میترا متولد شد و خورشید را به پرنده ای شبیه نمودند که از مشرق طلوع و در مغرب غروب می کند و اینجا بود که سنبل میترائیسم یعنی خورشید پرنده شکل گرفت.

دوران پارینه سنگی ایران به سه دوره پارینه سنگیپارینه سنگی قدیم، میانی، جدید و یک دوره کوتاه بنام فرا پارینه سنگیفرا پارینه سنگی تقسیم می شود. فرهنگهای مرتبط با پارینه سنگی قدیم ایران شامل فرهنگ ساطور ابزار الدوان و فرهنگ تبر دستی آشولی هستند. کهنترین شواهد (آثار باستانی یافت شده) این دوره که مربوط به فرهنگ الدوان است در اطراف رودخانه کشف رود در شرق مشهد یافت شده است. این شواهد شامل تعدادی ابزار سنگی ساخته شده از کوارتز است که شامل تراشه و ساطور ابزار هستند.  

طبق نظر کاشفین این مجموعه حداق ل 000/800 هزار سال قدمت دارد. از فرهنگ آشولی نیز مدارک بیشتری در شمال غرب و غرب کشور بدست آمده است. برخی از مکانهای مهم شامل گنج پر در رستم آباد گیلان، شیوه تو در نزدیکی مهاباد، پل باریک در هلیلان لرستان هستند. از دوران پارینه سنگی میانی که فرهنگ ابزار سازی آن موستری گفته می شود، شواهد بیشتری در غارها و پناهگاهها یافت شده است که اغلب مربوط به زاگرسزاگرس مرکزی هستند. این دوره از حدود 200 تا 150 هزار سال پیش شروع شده و تا حدود 40 هزار سال پیش ادامه داشته است.

انسانهای نئاندرتال در این دوره در ایران می زیستند که بقایای اسکلت آنها در غار بیستون یافت شده است. مکانهای مهم این دوره غارهای بیستون، ورواسی، قبه و دو اشکفت در شمال کرمانشاه، قمری و گر ارجنه در اطراف خرم آباد، کیارام در نزدیکی گرگان، نیاسر و کفتار خون در نزدیکی کاشان، قلعه بزی در نزدیکی اصفهان و میرک در نزدیکی سمنان است.

دوران پارینه سنگی جدید ایران از حدود 40 هزار سال پیش آغاز و تا حدود 18 هزار سال پیش ادامه یافته که مقارن با مهاجرت انسان هوشمند جدیدی به ایران است. آثار این دوره در اطراف کرمانشاه، خرم آباد، مرو دشت و کاشان یافت شده است. فرهنگ ابزار سازی این دوره تیغه و ریز تیغه برادوستی است. آثار دوره بعدی فراپارینه سنگی در غرب زاگرس و شمال البرز بدست آمده که فرهنگ زرزی خوانده می شود.

ساکنین ایران کنونی تحت عنوان کاسی ها و یا کاسپینها که آریایی بودند و دریای خزر بنام آنها ثبت شده است. کاسپینهای آریایی نژاد نخستین کشاورزان جهان بوده اند و کشاورزی از سرزمین آنها به خاکهای رسوبی رودخانه های سند و سیحون و جیحون و دجله و فرات رسیده است. در دوران نوسنگی در برخی نواحی آسیای غربی (خاورمیانه)، انسان از مرحله جمع‌آوری و شکار به مرحله کشت و اهلی کردن برخی جانوران، انتقال یافت.

قدیمیترین آثار سکونت روستا نشینان اولیه در غرب زاگرس و شمال خوزستان یافت شده است. برخی از این روستاهای اولیه گنج دره، سراب و آسیاب در نزدیکی کرمانشاه، علی کش در دهلران، گوران در هلیلان و چغا بنوت در شمال خوزستان است. قدیمیترین مدارک اهلی شدن بز در مکان گنج دره کشف شده که حدود 10 هزار سال قدمت دارد.

بین هفت تا هشت هزار سال پیش مراکز روستانشین در چند نقطه از ایران، در منطقه تمدن جیرفت تمدن جیرفت در تمدن تپه سیلک نزدیک کاشان و در اطراف مرودشت مرودشت و در فاصله کمی از شوش شوش، قدیمیترین شهر موجود دنیا، وجود داشته است. شوش یکی از قدیمیترین سکونتگاههای شناخته شده منطقه است، با وجود اینکه نخستین آثار یک دهکده مسکونی در آن مربوط به 7000 سال پیش از میلاد هستند.

کهن‌ترین نشانه‌های تمدن انسانی، مربوطه به 8500 سال ق. م. است که در ایران، در منطقه پارس، تمدن شهر سوخته در سیستان، تمدن عیلام در خوزستان، تمدن جیرفت در کرمان، تمدن تپه‌حصارِ در دامغان، تمدن تپه سیلک (در کاشان)، تمدن اورارتو (در آذربایجان)، تپه گیان نهاوند، تمدن کاسی‌ها (در لرستان امروز)، پیدا شده است. از روی یک قسمت از آثار تمدن تپه سیلک، که گمان میرود مربوط به هزاره چهارم پ.م. باشد، پیدا شده است که اهالی آنجا به بافندگی و کارکردن با فلزات و استعمال مهر و چرخ گوزه گری پی برده بودند.

ایران نخستین سرزمینی است که در آن مردم به استخراج و استعمال فلزات پی برده اند. تعدادی از نخستین کوره‌های ذوب مس در تل ابلیس کرمان مربوط به هزاره پنجم ق.م. بدست آمد (به گفته اوستا، هوشنگ شاه صنعت جدا کردن آهن و سنگ و ساختن ابزار آلات آهنی را به انسان ها آموخت) و اشیاء مسی شامل سنجاق و درفش، مهر و دستبند و حلقه انگشتر از آنها کشف گردید. قدیمی‌ترین فلزی که مورد استفاده انسان قرار گرفته مس بوده است. این فلز در 4500 ق. م. در آسیای غربی مورد استفاده بوده است.

از اواسط دوران فلز، بجز مس، فلزات دیگری چون قلع، طلا، نقره در چرخه فن‌آوری مردمان آن عصر پدیدار شدند و شاید به این دلیل است که این دوره را دوره فلز نام نهاده‌اند نه دوره مس. برنزهای مشهور به لرستان اهمیت ایران را بعنوان یک مرکز فلزکاری بطور روشن نشان می دهد. رویدادی مهم در هزاره سوم پ.م. که تأثیرگذار در زندگی ساکنان فلات ایران و خصوصاً دشت خوزستان است عبارت است از کشف فلز آلیاژی مفرغ. از مراکز مهم فرهنگهای عصر مفرغ ایران غرب ایران و حوزه زاگرس مرکزی (لرستان پیشکوه و پشتکوه) بوده است. مفرغ ساخته شده در کوهپایه‌های زاگرس به سومر و عیلام صادر می شده است. تقریباً از حدود 6000 سال قبل از میلاد است که آثار دهکده ها در فلات آریایی ها (ایران) یافت می شود. این دهکده ها معدود بودند و طوایف و اقوام آریایی را در خود جای می دادند. در اثر افزایش جمعیت، ارتباطات و داد و ستد این دهکده ها تحت نفوذ یکدیگر قرار گرفته و حکومت های قبیله ای، منطقه ای و کشوری را بوجود آوردند و در طی دوران مختلف نام های آنها متغیر بوده است. پیدایش حکومت ها و شهرها همراه با استفاده از مس، مفرغ در سرزمین آریایی ها و توسعۀ چرخ کوزه گری و پیشرفت سریع اولین تمدن جهانی در منطقۀ آریایی ها اولین فرمانروایی کشوری و منطقه ای توسط شاهان پیشدادیان بود که بر طبق اسناد یافت شده و گویه های اوستایی، توراتی و شاهنامه فردوسی این فرضیه ثابت می شود و می بینیم که دشمنان ایرانزمین چگونه تاریخ و تمدن این سرزمین اهورایی را تحریف نموده اند.

شهرنشینی، شهر به مفهوم اخصّ آن از اواخر هزاره چهارم پ.م. و خصوصاً هزاره سوم پ.م. در ایران موجودیت یافت. شهر شوش یکی از قدیمیترین (4000 سال پ. م.) سکونتگاههای شناخته شدهٔ منطقه است.

شهرهای مهم ایران در هزاره سوم پ.م. عبارتند از: پاسارگاد، مرودشت در استان پارس، تپه حسنلو و هفتوان تپه در آذربایجان ـ تمدن تپه سیلک در کاشان ـ تپه‌حصارِ در دامغان ـ تپه گیان نهاوند، ـ گودین، کنگاور ـ شاه‌تپه و تورنگ تپه گرگان ـ تپه قبرستان بویین زهرای قزوین ـ شوش، خوزستان ـ تمدن جیرفت، تپه یحیی و شهداد، کرمان ـ ملیان، فارس ـ شهر سوخته در زابل.

تشکیل سلسله‌ها و ظهور نخستین حکومتهای مستقل در هزاره‌های سوم، دوم و اول پ.م. با حکومت کاسی ها و گوتی ها که از قبایل آریایی بودند و در سرزمین پارس می زیستند و به آنها به دلیل داشتن باورهای دینی اوستایی پارساییان و یا پارس می گفتند که گویا همان پیشدادیان می باشند در منابع سومری به آنها آفتاب پرست گفته شده است که با هیتی ها و میتانی ها که آریایی نیز بودند همسایه بودند، این مردم در پیمان نامه های خود به میترا سوگند می خوردند (آثار باستانی بدست آمده در حدود 5500 سال قبل از میلاد) و همچنین در کتیبه ای از آشوری ها که در غرب فلات آریایی ها می زیستند که متعلق به 900 سال قبل از میلاد است از پارت ها چنین یاد شده است (کتیبه سلمانسر) که شاه آشوری از 27 حکمرانان قبیله ای سرزمین پارس ها در سال 834 پیش از میلاد خراج دریافت می کرده است و در نواحی غربی زاگرس اقوام مادی و زیکیتو یا به قول یونانی ها ساگارتی که از اقوام آریایی ها بودند و در آذرآبادگان مستقر بودند و نیز مرز دولت اوراتو و امتداد آن را نقل کرده اند. همبستگی قبایل مادی و مانناها که شامل اتحادی از طوایف منطقه غربی ایران کنونی و شمال شرقی آشور بودند، در 727 سال قبل از میلاد توانست دولت قدرتمند آشور را در سال 612 پیش از میلاد نابود سازد و شاهنشاهی ماد را پایه گذاری کند. در نتیجه اقوام کاسی ها، گوتیان، لولوبیان، سکاها، مانناها، اورارتوها و مادها همه آریایی بودند و آنهایی که به اهورا مزدا و میترا عقیده داشتند پارسیان یعنی انسانهای اندیشمند زاهد و پارسا بودند که اندیشۀ نیک، گفتار نیک و کردار نیک را در دستور کار خود قرار داده بودند. سرانجام امپراتوری وسیع هخامنشی نه تنها بر فلات آریایی ها بلکه بر 164 کشور جهان حاکم شد.

ما در این فصل، تاریخ سرزمین خود را از پیدایش نوروز که توسط جمشیدشاه پیشدادیان در تخت جمشید ابداع شد که به 3745 سال پیش می رسد، پایه گذاری می نماییم که از آن زمان گاهنامه سالی 365 روزه بوجود آمد.

آشو زرتشت از 14 پشت به منوچهر پیشدادیان می رسد و در 1350 سال قبل از میلاد می زیسته است. به گفتۀ او کیومرث نخستین کسی بود که پیام اهورا مزدا را دریافت کرد و خورشید را به صورت پرنده ای ترسیم نمود و نور و روشنایی را نمادی از قدرت اهورا مزدا دانست. آشو زرتشت در دربار گرشاسب یکی از پادشاهان پیشدادیان می رود و پندار نیک، گفتار نیک و کردار نیک را قوانین ابتدایی زندگی می نامد. او آتشکده ای در آذرآبادگان بنا می نماید و ستایش آتش، نور و روشنایی را در شناخت قدرت اهورا مزدا توصیه می نماید.

در اینجا آثار باستانی که مهر تأیید بر گویه های ما می باشد را به نمایش می گذاریم :

ظرف سفالی یافت شده در اسماعیل آباد قزوین که متعلق به 6000 تا 6500 سال می باشد :

 

مجسمۀ زن همراه بچه در تپه زاغه قزوین از جنس سفالی که متعلق به 8000 تا 8500 سال پیش می باشد :

 

ظروف سفالی با قدمت 6000 تا 6500 سال پیش در تپه زاغه قزوین : 

 

ظرف از جنس نوعی مرمر یافت شده در تپه زاغه قزوین که متعلق به 6000 تا 6500 سال پیش. 

 

آلت موسیقی از جنس سفال متعلق به 3200 تا 3500 سال پیش یافت شده در گیلان.

 

ظرف سفالی یافت شده در مرودشت (دشت تخت جمشید) فارس متعلق به 5000 تا 5500 سال پیش.

ظرف سفالی یافت شده در استان فارس متعلق به 5000 تا 5500 سال پیش.

 

سرمه دان یافت شده در شرق کرمان متعلق به 4100 تا 4500 سال پیش.

ظرف سفالی یافته شده در سیستان متعلق به 4700 تا 4900 سال پیش.

 

گردنبند یافت شده در سیستان (شهر سوخته) از جنس سنگهای قیمتی متعلق به 4000 تا 4500 سال پیش.

 

صفحه برنز یافت شده در لرستان متعلق به 3000 تا 3200 سال پیش.

 

گلدان از جنس سفال یافت شده در دامغان (سمنان) متعلق به 4200 تا 4400 سال قبل.

 

دستبند طلا با سر شیر یافت شده در زویه کردستان متعلق به 2700 تا 2800 سال پیش.

 

یافت شده در آذربایجان (حسن لو) متعلق به 2800 تا 3000 سال پیش.

جام با شیر پرنده از طلا یافت شده در اکباتان (همدان) متعلق به 2450 تا 2500 سال پیش.

 

در نتیجه آریایی ها ساکنین ایران بزرگ از بدو پیدایش بشر در این آب و خاک زندگی کرده اند، رشد نموده اند و خاک مقدس آریایی به آنها نیروی نیک اندیشیدن و نیک زیستن را داده است. در این سرزمین خانواده ها، دسته ها، قبیله ها و اقوام مختلف با نام های گوناگون زیسته اند و رفته رفته تشکیلات قبیله ای، قومی و کشوری را با قوانین مختلف پایه ریزی نموده اند. درست است که بشر از ابتدا برای یافتن محیط بهتر مهاجرت نموده است و انسان های مختلف به سرزمینمان مهاجرت کرده اند و یا تعدادی از خانواده های آریایی از سرزمین خودشان به مناطقی دیگر کوچ کرده اند ولی به هیچ وجه اقوام آریایی به صورت اقوام بزرگ و متشکل از هندوچین به سرزمینمان مهاجرت ننموده اند، این سناریو را دانشمندان کژاندیش و ضد ایرانی برای پنهان کردن این که سرزمین ما گهوارۀ پیدایش تمدن و فرهنگ جهان است، ساخته و پرداخته اند.

در اینجا لازم به توضیح می باشد، نه اینکه آریایی ها از هندوچین به سوی سرزمینمان مهاجرت نموده اند، بلکه آریایی ها که از ابتدا در سرزمین ایران کنونی می زیسته اند به سوی هندوچین و اروپا در سه نوبت که قبلاٌ به آن اشاره شد مهاجرت کرده اند.