مثل اينکه گردهمايی ها خيال دارد به مسايل آمريکا بپردازد و نه به مشکلات مردم ايران
مطلب زير يکی از گزارشاتی است که درباره جلسات ذکر شده در مقاله به ما رسيده است و برای اطلاع خوانندگان روشنگری از روندهای خارج کشور درج می شود. در عين اينکه درجه اعتماد به منبع بالاست، اما درباره نام افراد و گروه هايی که در متن آمده، بايد يادآوری کنيم که ما آنها را با گزارشاتی که از منابع ديگر رسيده مقايسه کرديم و تنها آن اسامی را که در متن ها تکرار شده درج نموديم و بجای بقيه اسامی در متن نقطه چين گذاشتيم. طبيعی است که حق همه اشخاص و نيروهای نامبرده محفوظ است و روشنگری در صورت دريافت تکذيب، آن را در همين محل درج خواهد کرد.
متن مطلب رسيده: از ژانويه امسال برگزاری دور جديدی از جلسات « همه با هم » در خارج از کشور از سرگرفته شده است. تعدادی از اين جلسات که اولين آن ها در آمريکا برگزار شد حضوری و تعدادی از آنها اينترنتی است.
نقطه مشترک اين جلسات آن است که آقای شهريار آهی مشاور کنونی آقای رضا پهلوی که بنا بر گزارش هفته نامه آمريکايی نيويورکر قبل از انقلاب واسط غير رسمی کاخ سفيد و دربار پهلوی بود در همه آن ها فعال است و طرح های راهبردی ارائه مي دهد. در همان مقاله نيويورکر در مورد آقای آهی نوشته شده است: « آهی برنامه ريز، منتور، نويسنده سخنرانی ها و مونيتور پهلوی است. او هم چنين سعی مي کند اپوزيسيون اتميزه شده را به نفع رضا پهلوی گرد هم بياورد ... اغلب او را با احمد چلبی که قبل از حمله آمريکا به عراق رهبر کنگره ملی عراق بود مقايسه می کنند. »
در جلسات پالتاکی که به اين منظور برگزار شده چند بار رضا پهلوی شرکت کرده است. ديگر نيروهای شرکت کننده عبارتند از اعضای سازمان اکثريت، گروه جمهوری خواهان ملی، نمايندگان حزب دمکرات کردستان ايران، کومله مهتدي، جبهه متحد بلوچستان و طرفداران رفراندوم سازگارا. آقايان حسين باقرزاده، کامبيز روستا، عبدالستار دوشوکي، فرشيد امير ابراهيمي، خانم ها رويا طلوعی و ويکتوريا آزاد، خانم و آقای عبقری و ... از جمله کسانی هستند که در اين جلسات شرکت دارند.
ظاهراً اعلام کرده اند هدف اين جلسات آن است که روی يک « ميثاق » يا « منشور » توافق کنند و در جلسه ای يک « کنگره ملی » اعلام کرده و منشور را منتشر نمايند. به منظور اتحاد « همه با هم » هر پيشنهادی را کمی تغيير مي دهند و در منشور وارد مي کنند و وقتی بحث اختلاف نظر پيش می آيد مي گويند داريم گفتگو مي کنيم و خوب است اختلاف نظر داشته باشيم. مثلاً می نويسند با « هر مقام مادام العمر بااختيارات مطلقه و غير مسئول و و و » مخالفند اما نمی نويسند با مقام موروثی مخالفند تازه اگر کسی اصرار کند آن را هم وارد می کنند چون آن قدر قيد و شرط برای نپذيرفتن مقام مادام العمر گذاشته اند که بعضی ها شايد بتوانند خامنه ای را هم در چارچوب منشور بپذيرند.
بنا بر ميثاق خودشان اهداف هم بر عشق مبتنی است و هم بر « مناسبات عقلايی ».
« عشق »، حتماً عشق به رسيدن به مقامی است و لابد به هرکس وعده ای داده شده و « مناسبات عقلانی » با توجه به تضادهای آشتی ناپذير که بالاخره سر باز خواهد کرد، يعنی محاسبات عقلانی.
به همين جهت در مورد مسأله ملی آنقدر از گوشه دهن و محتاطانه حرف مي زنند که اصلاً معلوم نيست اختلافشان چيست که اين همه گره ايجاد کرده است و کار نوشتن ميثاق را به تأخير انداخته است. ظاهراً همه بر سر « تماميت ارضی » توافق کرده اند و حتی صحبت از پس گرفتن فدراليسم توسط حزب دمکرات است تا شبهه تجزيه کشور پيش نيايد. چون همه مي دانند فعاليت اصلی آمريکا در زمينه برپا کردن نزاع قومی است و هيچکس در ايران نظر خوشی به اين مسأله ندارد. پس محاسبات عقلانی حکم می کند که مناسبات را بر ابهام سوار کنند.
اما دم خروس از منشور پيشنهادی بيرون مي زند. اين منشور غير از شعارهای معمولی و « عشقی » حاوی اصطلاحاتی است مثل « مبارزه با تروريسم » و « محو سلاح های کشتار جمعی و حمايت از کليه تلاش ها و قراردادهای بين المللی در اين جهت ». اما يک کلمه از مخالفت با جنگ و تحريم در آن نيست. در حاليکه با روی کار آمدن احمدی نژاد و فاجعه آفرينی های او خطر جنگ و تحريم برای مردم ايران واقعی ترشده است. اما گردهمايی مثل اين که خيال دارد به مسايل آمريکا بپردازد و نه به مشکلات مردم ايران. به همين جهت در کنار عبارات کلی فوق که همه مي دانند مورد استفاده آنها برای جرج بوش چيست، به هيچ وجه نه با جنگ مخالفت شده، نه با تحريم، نه با جنگ افروزی دولت های ايران و آمريکا و نه با فعاليت گسترده تروريستی کنونی و گروگان گيری و بمب گذاری در شهرهای ايران. مخالفت با وجود سلاح هسته ای در سراسر جهان و بخصوص در خاورميانه هم که جای خود دارد.
شايد برخی از کسانی که به شرکت در اين جلسات ترغيب می شوند ندانند که به کجا کشيده مي شوند. اما ندانستن در اين شرايط خطير هيچکس را تبرئه نمی کند. هم ترکيب « همه با هم » اين جلسات، هم مواضع سياسی بسياری از افراد و نيروهای سازمان دهنده آن و هم سکوت سازمان دهندگان اصلی در مورد مهم ترين خطراتی که به موازات جمهوری اسلامی ايران را تهديد مي کند، هم امتناع آن ها در باره شقوق و راه های « واقعاً موجود » برای سرنگونی جمهوری اسلامی ديگر جايی برای تبرئه بی خبری نمي گذارد.
اين جلسات در حالی برگزار می شود که با توجه به اختصاص بودجه توسط آمريکا برای سازمان دادن عوامل و نهادهای وابسته به خود، شرايط برای چنين اقداماتی حتی از دوره رفراندوم سازگارا بدتر شده است. اين مسأله و حضور بخشی از شرکت کنندگان با سوابق شناخته شده، هر ايرانی مبارزی را بلافاصله و به حق به ياد داستان چلبی و « کنگره ملی عراق » او، و علاوی و « اتحاد ملی عراق » او می اندازد. در اين « کنگره ملی » ايرانی هم نقش گروه ها و منفردين خارج کشور اصلی است و در منشور هم روی ايرانيان برون مرز تأکيد شده است.
معلوم نيست اين گروه ها چطور می خواهند رژيم را سرنگون کنند. در عراق و افغانستان هم، کنگره ملی چلبی و اتحاديه ملی علاوی و حميد کرزای رژيم های صدام و طالبان را سرنگون نکردند. آنها را بعد از حمله و جنگ با هواپيما به عراق و افغانستان بردند. به عبارت ديگر خاصيت اين کنگره ها رهبر درست کردن برای مردم است. مردم اين طور رهبر را همانقدر قبول مي کنند که رهبر بی قدر و مقدار کنونی جمهوری اسلامی را. مردم يادشان نرفته که آخوندها هم سوار بر رنج و بدبختی مردم، رهبر شدند.
نکته قابل توجه اين که از داخل ايران عناصری در اين جلسات شرکت کرده اند که ميان اپوزيسيون شايع است با رژيم جمهوری اسلامی ارتباط دارند. برخی طرفداران سابق رفراندوم سازگارا می گويند آن موقع هم رژيم عناصر و عوامل خود را وارد کرده بود و از اين طريق کل رفراندوم را در دست خود گرفت.
سایت روشنگری
نظر یک خواننده:
به نظر من خیلی تعجب آور نیست که سلطنت طلب ها و دمکراتها و مهتدی ها و اکثریت و ... دور هم جمع شوند و برای خود تصمیم گیری کنند.
واقعیت این است که منافع این دارو دسته با منافع اکثریت جامعه ما متضاد است.
این نشست ها در خدمت امپریالیسم آمریکا می باشد. برای همین هم تشکیل می شود.
امروزه برای تشخیص اینکه چه برنامه ای متعلق به اکثریت جامعه ایران یعنی کارگران و زحمتکشان و زنان است باید بر دو محور اساسی متکی باشد.
موضع قاطع بر علیه جمهوری اسلامی و موضع قاطع بر علیه امپریالیسم آمریکا و اروپا.
بنابراین منشور کذائی این دار و دسته خود فروخته نمی تواند آمال و آرزوی مردم ما را نمایندگی کند. اینان به دنبال این هستند که از کشتار مردم چه بوسیله جمهوری اسلامی و چه بوسیله آمریکا با تحریم و یا جنگش برای خود نمدی درست کنند. دار و دسته سلطنت طلب ها فراموش کرده اند که تاریخ تکرار نمی شود. مردم یک بار با این خاندان تکلیف خود را روشن کردند. بقیه کاسه لیسانی که به دور سلطنت طلب ها جمع شده اند به فکر این هستند که از حمایتی که اینان از طرف آمریکا می شوند خود را وارد بازار آمریکا کنند.
دار و دسته مهتدی و سازمان زحمتکشان در این مبان به دنبال این است که طالبانی ایران شود و به قیمت سرکوب کردن مردم ایران برای خود جائی را پیدا کند.
اکثریت که پرونده خیانت اشان بر همگان آشکار است. یادمان نرفته است که چگونه با رژیم اسلامی در شکار انقلابیون و کمونیست ها همکاری می کردند.
بنابراین اینان در میان مردمی که 27 زیر یوغ حکومت اسلامی بسر بردند و در بدترین شرایط زندگی کردند. مردمی هستند که دیگر گول نمی خورند. مردمی هستند که می خواهند این رژیم را با دستان خودشان سرنگون کنند و دنیا دیگری را بسازند، جائی ندارند.
امروزه هر نیروئی که برنامه سرنگونی قهری رژیم اسلامی و مقابله با امپریالیسم آمریکا و متحدینش را در سرلوحه کارش قرار داده باشد و با اتکا بر این برنامه عمل کند و به نیروی مردم متکی باشد می تواند تکلیف این منشورها را در عمل پاسخ گوید.
مینا