توحش حکومتی

   

تجربه سه دهه گذشته نشان داده که حکومت اسلامی هرگاه احساس کند که شیرازه امور از دستش خارج می شود، به موج جدیدی از سرکوب متوسل می شود .

در چند روز اخیر شاهد گزارشات و تصاویری تحت عنوان « مبارزه با اراذل و اوباش» می باشیم. رسانه های تصویری ابعاد جدیدی از تحقیر انسانی را در ملاء عام را به نمایش می گذارد.

 این تهاجمات و دستگیری ها به صورتی سازمان یافته توسط نیروهای انتظامی و دولتی می باشد.

تصاویری که در آنها نه تنها نفی حرمت و حقوق انسانی یک فرد دیده می شود، بلکه پایمال شدن شرافت و حقوق اولیه یک ملت و به تحقیر و مسخره گرفته شدن آنان در زیر پوتین های پاسداران حکومت اسلامی را می توان دید.

تهاجم نیروهای سرکوبگر رژیم حکومتی به جوانان ایران در روزهای اخیر،  ادامه همان سیاست تجاوز به حقوق زنان بوده و اهداف سیاسی مشخصی را هم دنبال می کند.

هدف اصلی حکومت اسلامی در حمله به مردان جوان به بهانه مبارزه با « اراذال و اوباش »، در کنار طرح سرکوب زنان، گسترش جو رعب و وحشت و مجبور کردن مردم به اطاعت و تن دادن به سیاست ها و چهارچوب های ایدئولوژیکی این حکومت است. ترساندن کل جامعه و وادار کردن آن به تسلیم از طریق سرکوب زنان و زهرچشم گرفتن از آنان، ترویج روحیه یأس و ناامیدی و تبلیغ این مسئله که مقاوت در برابر رژیم بی فایده است از اهداف واضح این رفتار وحشیانه است.

حکومت اسلامی برای رسیدن به این هدف، هرزمان با زمینه سازی های روانی- اجتماعی مسئله ای را بهانه کرده و با راه اندازی تبلیغات در مورد آن، تلاش می کند تا از آن طریق راه رسیدن به اهدافش را هموار کند.

این مسئله از زبان عوامل حکومتی اینچنین بررسی می شود :

یکسری زنها هستند که که با پوشش خودشان موجب فساد و فحشاء می شوند، اینها وسیله تهاجم فرهنگی غربی ها و آمریکا هستند. یکسری جوانها هم با حمله به نوامیس ملت، امنیت را از خانواده ها گرفته اند. بنابراین مردم باید خیلی خوشحال بوده و از ما سپاسگزار هم باشند که نیروهای اسلام اینقدر هوشیار و بیداراند که هر توطئه ای را در نطفه خفه کرده و با دستگیری این عوامل فساد، امنیت خانواده ها را  برقرار می کنند.

. مردم ایران با این فرهنگ عوامفریبانه حکومت اسلامی، بخوبی آشنا هستند. همچنین مردم خوب می دانند که رژیم از روز اول حاکمیتش تلاش داشت تا هرکسی را که حاضر نشد با آن همکاری کند، با مارک ها و تهمت های بی پایه و اساس « بی اعتبار » کند. مفسد فی الارض، جاسوس، منافق، ستون پنجم، اراذل و اوباش و ... نمونه هائی از این گونه اتهامات هستند.

این رفتار و روش ها، نشانه عدم حاکمیت یک« حکومت قانون » بوده و نشان می دهد که حکومت اسلامی بر پایه یک حاکمیت ایدئولوژیک گردش امور را در دست داشته و این حاکمیت با شکنجه و سرکوب مردم در ملاء عام و در مقابل دوربین های عکاسی و فیلم برداری، حکومتی ضد ارزشهای بشری است.

صرفنظر از تعاریف و یا مبانی حقوقی، در بیان عمومی « اراذل و اوباش » افرادی هستند که مخل امنیت و آرامش مردم بوده و با اقدامات خودسرانه، فرا تر از قانون عمل می کنند. حتی اگر در خوشبینانه ترین حالت، افرادی را که رژیم از آنها با عنوان اراذل و اوباش یاد می کند، بزه کارانی بدانیم که در دنیای مدرن دولت وظیفه بهبودی و بازپروری آنها را به عهده دارد، آنگاه این سوال پیش می آید که پس براستی اراذل و اوباش واقعی چه کسانی هستند؟ حکومتی که نزدیک سه دهه است که ابتدائی ترین قوانین و استانداردهای جهانی را رعایت نمی کند، حکومتی که هر روز با تجاوز به حریم خصوصی و شخصی افراد، آرامش تک تک افراد جامعه را سلب کرده است، حکومتی که با زور و شکنجه و اعدام و سنگسار و قطع دست در کوچه و خیابان به عربده جوئی پرداخته و مردم را مرعوب می کند، این چنین حکومت و آن نیروهائی که در مشمئزترین شکل، چوب در آستین افراد فرو کرده، سر آنها را از وسط می تراشند؛ به گردن آنان آفتابه می اندازند و در وسط محله ها آنها را چرخانده و تحقیر می کنند و ... یک چنین حکومتی تجسم واقعی پلیدی بوده و آمران و عاملان سرکوب مردم و جوانان ایران، مصادیق واقعی اراذل و اوباش بحساب می آیند.

اما ... همانطور که این حکومت نتوانسته بعد از سه دهه خود را با سرکوب و اعدام و شکنجه و بگیر و بند بر مردم ایران غالب کند، بعد از این نیز نخواهد توانست. و همانگونه که تاکنون مردم و جوانان ایران به روش های مختلف مخالفت خود را با این مزدوران نشان داده اند، بعد از این نیز با درس گیری از گذشته، مقاومت و مبارزه خود را تا تغییر این حکومت و حصول به یک حکومت آزاد و انسانی ادامه خواهند داد.

با آرزوی پیروزی و سربلندی مردم ایران و آینده ای روشن برای همه جوانان ایرانزمین

مونا - ص