|
دكتر
آرمان نوري

مقدمه :
دكتر آرمان نوري
دانش آموخته
رشته دندانپزشكي
در دانشگاه
ملي ايران به
دليل عقايد
دموكراتيك
و ضد رژيم ملايان
در سال 62 مجبور
به ترك ايران
مي شود و در
دانشكده هاي دندانپزشكي
فرانسه، بلژيك،
سوئيس و آمريكا
موفق به دريافت
ديپلم و دانشنامه هاي مختلف
در ايمپلانتولوژي،
پاتولوژي بوكال
(بيماريهاي
دهان)، راديولوژي
فك و صورت مي شود و هم اكنون
در دانشگاه
پاريس مشغول
آموزش دادن
به دانشجويان
مي باشد و
مطب خود را در
قبل پاريس اداره
مي كند
 |
دكتر آرمان نوري
افزون بر پيشه
ارزشمند پزشكي
و پژوهشي در
كار سياست
نيز داراي
كارنامه اي بالنده
است. ايشان
قبل از انقلاب
نماينده دانشجويان
در دفتر نخست
وزيري بوده
و بعد از انقلاب
و اخراج از
دانشگاه و
مدتي در زندان
بودن، فعاليت
خود را براي
براندازي رژيم
همگام با تيمسار
آريانا و تيمسار
اويسي ادامه
داده و سپس
مجبور به ترك
ايران شده
و به تركيه
رهسپار مي گردد. |
در ورود به تركيه
همگام با سازمان
جوانان در نهضت
مقاومت ملي
ايران شروع
به فعاليت مي كند و از
همكاران دكتر
شاپور بختيار
مي گردد و
سپس به پيشنهاد
ايشان به پاريس
وارد ميشود.
در ورود به پاريس
همكاري خود
را با شوراي
مشروطيت آغاز
مي كند و در اين
زمان دكتر آرمان
نوري پيشنهاد
ايجاد مثلث
اتحاد رضا پهلوي،
دكتر شاپور
بختيار و دكتر
علي اميني را
مي دهد
و همبستگي را
تنها راه پيروزي
مي يابد. ولي
بعد از كارشكني هاي مداوم
رضا پهلوي و
ديگر رهبران
سياسي در مورد
براندازي حكومت
اسلامي، دكتر
آرمان نوري
در سال 78 سازمان
پاري و شوراي
براندازي را
پايه گذاري
مي كند و مبارزه
قاطعانه خود
را در مسير براندازي
حكومت اسلامي
آغاز مي كند. در
اين رابطه در
سال 79 حكومت اسلامي
توسط سفارت
خانه خود در
پاريس از دكتر
آرمان نوري
بخاطر فعاليت
او عليه رژيم
شكايت مي كند و در
سال 81 حكومت اسلامي
سعي مي كند دكتر
آرمان نوري
را در مطبش در
پاريس ترور
كند، كه خوشبختانه
با دفاع غيرمنتظره
دكتر آرمان
نوري اين توطئه
هم عقيم مي ماند.
|
دكتر آرمان نوري
در مورد مسائل
ايران دو بار
در پارلمان
فرانسه، دو
بار در پارلمان
سوئد و يك بار
در پارلمان
اروپا دعوت
شده و همواره
با روابط بين المللي
خود خواست
واقعي ملت
ايران را بيان
كرده واز حق
و حقوق ملت
ايران و ايجاد
آزادي و دموكراسي
در ايران همواره
دفاع نموده
است.
|
|
مصاحبه
دكتر آرمان
نوري با نشريه
مهر و دوستي
اشاره: دكتر آرمان
نوري بنيانگذار
سازمان پارس
و شوراي براندازي
جمهوري اسلامي،
در گفتگو با
نشريه مهر و
دوستي، نقطه
نظرهاي خود
را در زمينه
تلاشهاي سياسي
اين سازمان
بيان كرده و
برنامه اين
تشكل سياسي
را براي آينده
كشور اعلام
داشته است. متن
اين گفتگو را
در زير مي خوانيد:
مهر و دوستي (م.د.):
از پيدايش سازمان
پارس و انگيزه هاي كساني كه
دست باين كار
زده اند،
برايمان بگوئيد.
دكتر نوري (آ.ن.):
نيازي پركشش
به استوار و
نيرومند ماندن
در ميدان پيكار،
ما را به آفرينش
اين سازمان
واداشت. سستيها
و كاهليها يا
زبونيها، بيمزگيهاي
برخي سران اپوزيسيون
از سويي، پراكندگي،
نااميدي، و
پيكارگريزي
هم مينهان آواره
و دلسرد از ديگر
سو، گروهي جوانان
ميهن پرست را چندي
پيش بر آن داشت
تا در برابر
گستاخي و دريدگي
مزدوران ديوهاي
رسوا به رستاخيزي
همه گير دست
يازند و با مردم
بي پيرايه
سخن گويند. دامنه
اين دردهاي
ريشه دار در
گويه هاي آزارنده
همگاني گسترده تر شد
و آتش سوزان
دل جوان ميهن پرست در
كانون واژه
پاك «پارس» شراره
كشيد تا نام
نامي فرهنگسازان
دلاور سرزمين
پارس، كاري
كارستان را بياغازيد.
همين نام بيمانند
«پارس» نشانه
سازماني شد
كه با برپايي
شوراي براندازي اش، آرزومند
برچيدن دستگاه
جانيان و دزدان
در ايران است،
سازماني كه
زنان و مردانش
باور دارند
تا به چنگ آوردن
اين آرزو دست
از كار نخواهند
شست.
م.د.: با اين گونه
نگرش به فرود
و فراز اپوزيسيون،
ميتوان به كشش
نيرومند سازمان
و توان نهفته
آن در دلهاي
ميهن پرستاني
پي برد كه به
راستي دنيال
جبنشي زنده
و پويا هستند.
هدف و خواسته
سازمان با اين
بينش چيست؟
آ.ن.: هدف ما به
ساده ترين گويهها،
براندازي دستگاه
اهريمني در
ايران است كه
همه آن را با
دو واژه نادرست
«جمهوري اسلامي»
مي شناسيم.
اين حكومت در
ايران «جمهوري»
نيست، چرا كه
با هيچيك از
داده هاي سياسي
اين واژه در
فرهنگ سياسي
جهان سازگاري
ندارد. «اسلامي»
هم نيست، چرا
كه هيچيك از
مسلمانان جهان،
آن را با انديشه
خويش دمساز
نمي بينند.
ميكربهايي
كه در كشورمان
از گور تاريخ
سر برآورده اند به
گفته همكيشانشان
«قوم يأجوج و
مأجوجند»، بايد
هر چه زودتر
ريشه كن شوند
تا بيش از اين
پليدي نپراكنند
و مايه آبروريزي
و رسوايي مردم
ايران از چنگ
اين جادوگران
پليد و سپس ياري
به مردم دنيا
در پدافند از
ميكربي كشنده
است.
خواسته ما در
شوراي براندازي
پس از پيروزي،
اداره امور
كشور 8 ماه تا
يك سال خواهد
بود تا در اين
دوره بتوانيم
دست كم برپايي
يك همه پرسي سراسري
را براي گزينش
دستگاه سياسي
آينده كشور
فراهم آوريم.
در اين دوره
پر تب و تاب همه
سازمانها،
گروهها، انجمنها،
جنبشها، حزبها
و باورهاي سياسي،
كيشگرا و كيشگريز،
چپ و راست و ميانه رو بايد
بتوانند از
چهارچوبهاي
آرماني خويش
به پدافندي
و همه سويه دست
يازند و مردم
ايران را از
جهان بينيها
و برنامه هاي آينده شان آگاه سازند.
بنابراين مردم
خواهند توانست
در سايه چنين
شيوه هاي پسنديده،
بهترين، ورزيده ترين و
پاك ترين نمايندگان
باورهاي خويش
را برگزينند
و دولت دلخواهشان
را پاي نهند.
ما بنيانگذاران
سازمان پارس
بيشتر شيفته
نام نيكيم تا
تشنه قدرتي
هار، بنابراين
برتر مي بينيم
در گوشه اي به سايه
بنشينيم تا
بتوانيم به
قدرتهاي ويرانگر
دهانه بزنيم،
نه اينكه كودكانه
خود را نمايشگر
ميدان نشان
دهيم. از همين
روست كه به دنبال
پيروزي در فرونشاندن
دستگاه ديوان
در ايران، اگر
مردم كساني
جز ما را به اداره
امور كشور برگزينند،
فروتنانه كنار
خواهيم نشست،
ولي در پدافند
از حقوق آنان
دمي خاموش نخواهيم
ماند. اين شيوه
برخورد در داده هاي سياسي، همان
روشي است كه
مهاتما گاندي
را در جهان مهر
و دوستي بر فرازها
نشانده و به
پيكار پيروزي
آفرين وي مهر
دوستي گرفته
است. بنابراين
ما نيرو را پديد
مي آوريم
تا آن را در پدافند
از ناتوانان
سرزمينمان
به كار گيريم،
نه براي بالا
نشاندن خويش.
م.د.: هر سازماني
نيرو را با همكاري
و ازخودگذشتگي
ياران و هوادارانش
ميسازد، پشتيبانان
شما چه كساني
هستند؟
آ.ن.: همه ميهن پرستان
ايراني در درون
و برون مرزهاي
كشور و بيش از
چهل ميليون
جوان ايراني
كه زير 25 سال هستند
و آزادي را فرياد
مي كشند،
جواناني كه
در دوران اهريمني
در ايرانزمين
چشم به جهان
گشوده اند و بهتر
از هر كسي در
جهان مي دانند
ديو كيست و چرا
پليد است.
م.د.: از گفته هاي شما
بوي تند راست
مي بارد. در داستان
رهايي ايران،
چپ را چگونه
با خود همداستان
خواهيد كرد؟
آ.ن.: كسي كه سر
سوزني به ايران
اهورايي مهر
بورزد، چپ و
راست نمي شناسد.
جنگ آرمان و
انديشه تا پيش
از رسيدن به
خانه گره اي از كار
دشوار ما نخواهد
گشود. كسي نمي تواند
درگيريهاي
دامنه دار گروه ماركس
و انگلس و لنين
و بوخارين و
كاسترو... را با
انديشه هاي
لوتر و زوينگي
و شاخت و پل ساموئلسون
و همه كارتهاي
نفتي با تراستهاي
پولي و بانكداران
دنيا به گونه اي ناديده
بگيرد و آنها
را با هم تاخت
بزند. به همين
رو، هيچيك از
شيفتگان ايراني
اين ديدگاهها،
نمي دانند كه اگر
در هر يك از اين
بينشها در جهان بيني دسته هايي مانند
حزب الله و جهاد اسلامي
و اخوان المسلمين
و حماس و بعث
پديدار شوند،
چگونه واكنشي
خواهند داشت؟
چپ و راست ايراني،
پيش از اينكه
چپ و راست بينديشند،
خود را در برابر
ارتش ديوها
ايراني مي بينند،
چنانچه چهارده
سده بيگانه
كيشي در ايران
نشان داده،
ايراني نخست
ايراني است
و سپس از ناچاري
در گذرگاه تاريخ
كيش بيگانه
را پذيرفته
است. بنابراين
در راستاي پيكار
با اين رژيم،
ما از هر چپي
چپ تريم،
گو اينكه اقتصاد
آزاد و ايجاد
سرمايه در جامعه
را براي رفاه
اجتماعي لازم
مي دانيم
و جمهوري را
براي ايران
كم آسيب ترين روش اداره
مملكت در مسير
مردم گرائي
و آزادي اجتماعي،
فرهنگي و سياسي
مي شناسيم.
داده هاي درآور 25 ساله
گوش جان چپ و
راست ايراني
را با انگيزه هايي همسان فشرده
و همه دريافته ايم
كه درمان دردمان
(همبستگي) است.
اين مردم ايران
هستند كه بهترين ها را
برخواهند گزيد.
م.د.: گيريم در
ايران پيروز
شديد و ملاها
را ماليديد،
بي رودربايستي
با آنها و مردم
چه خواهيد كرد؟
برنامه تان چيست؟
آ.ن.: نخست نگيريد
و بدانيد كه
ما پيروز خواهيم
شد. ولي كسي را
نخواهيم ماليد،
چرا كه هلاكوخان
نيستيم. فزون
بر آن، روزگار
بدخواهان فرهنگي
ايران را به
نيكي ماليده
كه نيازي به
مالش ما نباشد.
بنابراين،
جز آنچه كه دادرسان
دادگاههاي
ملي ارزيابي
خواهند نمود،
ما هيچ برخوردي
با آنان نخواهيم
داشت. ولي با
مردم چه خواهيم
كرد؟ آدمي با
خودش چه مي كند؟ ما
مردم هستيم
و مردم ما. ايران
خانه همه ماست!
شما در خانه
خودتان با خودتان
چه مي كنيد؟ توفاني
پيش آمده و پاره اي ارزشها
لرزيده اند، ولي
كسي مي تواند به ما بگويد
كه ساختمان
فرهنگ ايراني
هم فروريخته
و ميانگين ارزشهاي
انساني زير
و رو شده است؟
نه! كسي كه
چنين مي انديشد
يا بيمار رواني
است كه بايد
درمان گردد
يا مهره آگاه
يا ناخودآگاه
ستون پنجم دشمن
است كه بايد
دور انداخته
شود.
و برنامه ما؟
ما در راه ساختن
كشورمان مي خواهيم از كوچكترين
داده ها با
كمترين نيرو
در كوتاهترين
زمانها بهره برداري
كنيم تا به سودآورترين
دستاوردها
برسيم. ما مي خواهيم
ابزاري فراهم
آوريم تا همه
مردم ايران
بتوانند در
اين راه دشوار
دست در دست هم
نهند. تنها با
چنين شيوه اي است
كه مي توان آبروي از
دست رفته ملي
و ميهني را فراچنگ
آورد و كشور
را به راستي
ساخت. ما آن شيوه
را آزادي بي
چون و چراي انديشه
مي خوانيم. بنابراين
چكيده برنامه هاي
سازمان را در
چند نكته بايد
بفشارم و بگويم:
ـ آموزش و پرورش
و بهداشت رايگان
و پشتيباني
از بيمه هاي همگاني،
گسترش كشاورزي
و پيشبرد بنيادهاي
فن ورزي، كاستن
از نيازهاي
همگاني و بالا
بردن توليد
غيرنفتي كشور
از نخستين برنامه هاي دولت
ما خواهد بود.
ـ افزايش ميانگين
درآمد سرانه
همگاني در شهرها
و روستاهاي
ايرانزمين
و تواناتر ساختن
نيروي خريد،
كاهش تورم و
نرخ بيكاري
در سراسر كشور
بخش ديگري از
برنامه هاست.
ـ آماده سازي
نيروي مردمي
ايرانيان براي
آغاز هزاره
سوم در گسترش
تواناييهاي
همگاني در همزيستي
با مردم فرهنگساز
جهان آزاد و
گسترش انديشه
مردمسالاري،
به ميدان كشاندن
پديده كاراي
آزادي ميان
ميليونها ايراني،
آنان را واخواهد
داشت دست در
دست يكديگر
بتوانند جهاني
نو، سرشار از
آشتي و بالندگي
و سازندگي پيرامون
خويش بسازند.
آزادي انديشه
و نگارش و گفتن
و پويايي و آزادي
برپايي كانونها،
انجمنها، جنبشها
و حزبهاي رنگارنگ
از نخستين دگرشده هاي آينده سازمان
پارس است.
م.د.: در ايران
امروز چه مي گذرد؟
رويدادها را
چگونه ارزيابي
مي كنيد و
شما چه نقشي
در آن داريد؟
آ.ن.: ما شانه به
شانه مردمي
هستيم كه روي
سرنيزه ملاها
نشسته اند و بامداد
تلخشان را به
شامگاهان دردزايشان
ميرسانند و
اكنون مي بينيم
مردم قهرمان
ايران با رهنمونهاي
سازمان پارس
و شوراي براندازي
مبارزه براي
سرنگون كردن
اين حكومت جبار
را پيش گرفته اند و بزودي
پيروزي از آن
مردم ايران
خواهد بود و
مسئوليت آزادي
و آبادي ايران
اهورائي را
همين مردم بعهده
خواهند گرفت.
م.د.: كدبان آرمان
نوري، از شما
سپاسگزاريم.
آ.ن.: من هم به نمايندگي
از سوي سازمان
پارس و شوراي
براندازي جمهوري
اسلامي از شما
سپاسگزارم

|