گاهنامه پارس
ارگان سازمان پارس وشورای براندازی
Avril 2009 - n° 79

در حاشیه « انتخابات » در جمهوری اسلامی


djaber_ka@yahoo.ca جابر کلیبی                                 

در یک نظام دیکتاتوریِ فاشیستی، توده های مردم تنها یک انتخاب در پیش رو دارند :

 سرنگونی رژیم حاکم! 

تکرار صحنه های مشمئز کننده ای تحت عنوان انتخابات در جمهوری اسلامی دیگر تبدیل به خیمه شب بازی بی مزه ای شده است. جمهوری اسلامی هرچند سال یکبار برای ادامه حاکمیت استبدادی خود، برنامه های از پیش تنظیم شده ای را تحت عنوان « انتخابات » که در واقع مفتضح ترین نوع انتصابات است، به مردم تحمیل می کند.

رژیمی که در همه زمینه ها، از همان آغاز به قدرت خزیدن، چیزی جز اعدام، شکنجه، قتل عام، ترورهای فردی، فحشاء، بیکاری، فقر و مذلت نصیب مردم زحمتکش ایران نکرده است، هیچ حقانیتی نه از نظر حقوقی و نه از نظر سیاسی و اجتماعی ندارد. اکثریت قریب به اتفاق مردم ایران به دلایل بی شماری که محصول سلطه سیاه بیش از 30 سال دیکتاتوری خشن، فساد، ریا و تزویر، سرکوب و اعدام است هیچگونه تمایلی نسبت به رژیم اسلامی ندارد که سهل است، حتی از آن متنفرند. ما این را در کوچه و بازار، کارخانه و دانشگاه و ...، در یک کلام همه جای ایران مشاهده می کنیم.

نگاهی به صحنه سازی ها و رقابت های مصنوعی کاندیداها نشان می دهد که همه ترفندها و عوامفریبی های حاکمیت دیگر هیچکس را جلب نمی کند. کنار رفتن خاتمی، مهره سوخته و آبرو باخته رژیم به خوبی بیانگر این واقعیت. وعدهای بی اساس کروبی مبنی بر دادن « سهم نفت به افراد بالای 18 سال » !! و ادعای « تغییر قانون اساسی » !! در عین حال که وعدۀ توخالی از قبیل آنچه خمینی، رفسنجانی، خاتمی، احمدی نژاد و ...، پیش از رسیدن به حاکمیت می دادند را تداعی می کند (مجانی کردن آب و برق و رساندن نفت به خانه های مردم، شعارهای ظاهراً دموکراتیک و گفتگوی تمدن ها و...)، گویای آنست که از نظر حاکمیت، منابع و ثروت های مملکت ملک مطلق این افراد است و آنها فعال مایشاء سرنوشت همه چیز در ایران می باشند.

در واقع هم همین طور است و این یکی از مظاهر برجستۀ استبداد می باشد! همه کاندیداهای رژیم که امروز این چنین برای حفظ ظاهر، چهره دموکراتیکی به خود گرفته اند، مسببان اصلی فقر، بی خانمانی، شکنجه، اعدام و همه آن چیزی هستند که امروز ببرکت سلطه سیاه سرمایه داری جمهوری اسلامی بسر مردم ایران آمده است. میان زحمتکشان ایران با حاکمیت اسلامی دریایی از خون قرار دارد که با هیچ ترفند و تغییر چهره و تعویض مهره ها التیام ناپذیر است.

برخی نیروهای اپوزیسیون تصور می کنند با تحریم انتخابات می توان موضع رادیکالی نسبت به رژیم جمهوری اسلامی اتخاذ کرد. آنها چه بخواهند و چه نخواهند به نوعی وارد بازی های دموکراتیکی که در کشورهای سرمایه داری پیشرفته معمول است، می شوند.

بباور نویسنده تحریم انتخابات در رژیمی که رأی و نظر مردم در تئوری و عمل سرکوب می کند و این را آشکارا در قوانین و فرهنگ خود نیز بیان می کند، به تنهایی شعاری اصولی و رادیکال نیست. زیرا 30 سال حاکمیت این رژیم نشان داده است که او به راحتی می تواند به عناوین مختلف برای خود رأی بسازد و هرکس را که بخواهد از صندوق رأی بیرون بکشد و هیچ مرجع، داخلی و خارجی قادر نیست در نحوه انتخابات و چگونگی رأی گیری ها نظارت کند.

این رژیم سلطه خود را با ریا و تزویر برقرار کرده و در این زمینه مثل هر دیکتاتوری دیگری از امکانات بسیاری برخوردار است. از رفراندم کذایی خمینی برای تحمیل نظام اسلامی گرفته تا همه انتخاباتی که پس از آن به عناوین مختلف انجام گرفته، همه چیز از پیش برنامه ریزی شده بود.

با چنین رژیم که تا مغز استخوان ضد مردمی، توطئه گر، عوامفریب، ریاکار و جنایت پیشه است نمی توان با اصول و پرنسیپ های « دموکراتیک » و بطور مسالمت آمیز روبرو شد، تنها راه مبارزه جدی و مؤثر با همه ترفندهای رژیم جمهوری اسلامی، مبارزه جهت سرنگونی قهر آمیز آن است.

 

 از این رو، شعار اصولی و رادیکال در رابطه با انتخابات کنونی ریاست جمهوری، شعار سرنگونی این رژیم و مبارزه برای به قدرت رسیدن یک نظام دموکراتیک و اجتماعی است!      

 

 

 

 

برگشت به سرمقالات