گاهنامه پارس
ارگان سازمان پارس وشورای براندازی
Avril 2009 - n° 79

کمدی انتخابات


رژیم مذهبی که در ایران حکمفرماست در سازمان ملل متحد و نهادهای بین المللی بنام « جمهوری اسلامی » پذیرفته شد در حالیکه نه اسلامی است و نه جمهوری.

گردانندگان در دیگ سیاسی خود آشی را پخته اند و هرکس دور و بر بود برای اینکه خودی بنماید موشی در این دیگ انداخت و آن را بهم زد تا بتواند کاسه لیسی کند، لذا آش شله قلمکاری درست کردند که بقول معروف در دکان هیچ عطاری پیدا نمی شود و نمی توان اسمی برای آن برگزید.

اسلامی نیست اگر بخواهد اسلام ناب محمدی باشد خلیفه ای می خواهد و سلاخ خانه ای که گردن ناباوران را بزند و دست و پا قطع کند و بس. بر همین باور بود که در آغاز کار هدایت کننده جنبش انقلابی مردم در سال 1357 گفت « اقتصاد مال خر است » و با سماجت و یکدندگی و جسارتش مسیر تاریخ را عوض کرد.

زمانیکه مردم تصور کردند در برابر خفقان سیاسی روز و اطاعت کورکورانه و بالاجبار از حکومت یک نفره، جایگزینی آنهم از نوع آسمانیش وجود دارد سرپیچی، تظاهرات، شورش و سپس انقلاب را برگزیدند و هنگامیکه پادشاه در بن بست مات شده التماس کرد ببخشند و کمدی انتخابات تمام شد و قول داد که انتخابات آزاد باشد کسی باور نکرد، مردم خیال کردند جایگزین او انتخابات را آزاد خواهد گذاشت همانطور که بارها در هجرت خود قول داده بود، ولی سال خورده آزموده که داستانی مفصل برای گفتن داشت برای مهار سیلی که براه افتاده بود با ذکاوت گفت حکم می کنم تنها یک حزب آنهم حزب الله مربوط به روح الله.

(قبلاً دیده بودیم که فرمودند تنها یک حزب آنهم رستاخیز که با یک جست و خیز بخاک سپرده شد)

 

سراب آرزوی انتخابات آزاد چرخش پیدا کرد و ملایان سلطنت طلب به جای اعلیحضرت ظل الله به اعلیحضرت فقیه الله خامنه ای و باز حکومت یکنفره رأی دادند که مانند ماری بر روی همه سازمان های کشور چنبر زده، مجلس اسلامی و انتخاباتی که از دمکراسی های غربی کپیه کرده اند در اسلام ناب محمدی سابقه ندارد زیرا تنها قانون اساسی اسلامی قرآنی است که بقول عمر خلیفه دوم همه احتیاجات مادی و معنوی بشر در آن است و باید هر نوشته دیگری را از بین برد. ناواردی در سیاست و توسعه نیافتگی فکری، ملت را در گرداب خوفناک امروزی قرار داد.

از همان سپیده دم تاریخ مایه های ریشه داری، ایرانزمین را سرشار کرده بود بطوریکه کورش بزرگ یکی از استثنائی ترین الهام دهندگان تاریخ بشر بشمار می رود و بر مبنای فرهنگ پربار خود ایرانیان چند بار بر فراز قدرتهای جهان قرار گرفتند و شکوه و عظمت برقرار نموده از قفقاز یخ زده تا شنزارهای گرم خلیج فارس حکمرانی نمودند.

حالا چرا به چنین روزی افتاده ایم ؟! ... باید واقعیت های تاریخی را که خود ناظر بودیم آنچنانکه بوده و به نحوی که انجام شده بیان کنیم :

28 مرداد 1332 روز ویژه ای در تاریخ معاصر ایرانزمین است. در آن ایام ابرقدرت تازه نفس بعد از جنگ بین المللی دوم در دام گسترده پیر سیاست استعمار و استثمار فرتوت زمان افتاد و دولت دمکرات و مردمی مصدق را سرنگون کردند نفهمیده در آن روزگار باد کاشتند و امروز طوفان درو می کنند. پیروزی آن روز زورمندان پیامد معکوس و ویرانگر و غم انگیز را امروز در منطقه و جهان ببار آورد، از همان روز اعتمادی به دولت آمریکا برای ملت ایران باقی نماند.

مردم آمریکا امروز در مقابل این پرسش قرار دارند که چرا جنبش های ضد آمریکایی در خاورمیانه و سراسر جهان هر روز بیشتر می شود، حق دارند چنین بپرسند چون نمی دانند در سال 1953 دولت آمریکا چه بلایی بر سر ملت ایران آورد و به یک قرن دوستی بین دو کشور پایان داد.

سازمان سیا با استفاده از این تجربه، کودتاها و براندازی هایی زنجیره ای در گواتمالا، کوبا، شیلی، کنگو، ویتنام و جاهای دیگر برپا نمود که برخی از آنها نکبت و رنج گسترده ای را به باد آورد و کل آن مناطق را بر علیه آمریکا برانگیخته است.

سرمنشأ همۀ این دردسرهای جهانی از روزی شروع شد که سازمان سیا دولتی را که نماد تکاپوی ایران برای یکپارچگی و اعتبار ملی بود با همکاری مشتی ایرانیان برانداخت. عملیات آژاکس میراثی زجرآور و وحشتناک به جا گذاشت، از خیابان های داغ و پرهیاهوی تهران و سایر پایتخت های اسلامی تا حملات تروریستی در سراسر جهان ادامه دارد.

از فردای کودتای 28 مرداد 1332 کمدی انتخابات در ایران پای گرفت و کسانیکه از غربال ساواک گذشته و می توانستند دخیلی به ضریح مقدس دربار و درباریان ببندند از صندوق های رأی سر در می آوردند و این سیستم برخلاف آمال مردم بود کودتاچیان ایرانی را خوب نمی شناختند، نمی دانستند بانوان این ملت در دسامبر 1891 (آذر 1270) در دربار شاه دیکتاتور و خودکامه، قلیانها را کنار گذاشتند و مصرف تنباکو را حرام کردند و این گام سرنوشت ساز را برداشته و شاه را به زانو در آوردند و در انتظار روز آزادی لحظه شماری می کردند که هنوز هم شوربختانه این آرزو برآورده نشده ولی خوشبختانه می بینیم در ایران امروز باز بانوان فداکار هستند که پیشگام مبارزه برای آزادی می باشند و روزی خواهد رسید که انتخابات آزاد در کشور ما برقرار شود.

این رژیم جمهوری هم نیست زیرا مردم سالاری و نظر مردم جایی در آن ندارد و به هیچ وجه نشانه ای از جمهوریت و انتخابات آزاد در آن دیده نمی شود.

 

در یک مصاحبۀ رادیویی در پاریس در پاسخ ژورنالیست که نظرم را درباره انتخابات ایران پرسید پاسخ دادم که انتخابات در رژیم مذهبی ایران آزادترین و مدرن ترین انتخابات امروزی در جهان است، باتعجب روبرو شد و از من خواست که چرا چنین می گویم؟

گفتم در دمکراسی های غربی کاندیداها، احزاب و سازمان ها دهها و بلکه صدها میلیون دلار، یورو برای تبلیغات از بودجه کشور خرج می کنند و بزرگترین لابی قدرتمند جهان یعنی لابی رسانه های گروهی را می خرند در حالیکه در ایران امروز بیهوده پول مردم را خرج نمی کنند و می گویند مردم بروید و به از غربال گذشته های رژیم یا هرکس می خواهید آزادانه رأی بدهید، وظیفه ملی و دینی شما این است که بروید و رأی بدهید وظیفه رژیم هم بنابر تشخیص مصلحت نظام هرکس را که صلاح بداند از صندوق ها بیرون می آورد ولو اینکه رأی بنام او داده نشده باشد و به این ترتیب ملاحظه می کنید مردم را می آورند که رأی بدهند و رسانه های جهانی هم که وظیفه پنهانی پشتیبانی از رژیم را دنبال می کنند در تلویزیون ها نشان می دهند که مردم در صف های طولانی برای رسیدن به صندوق های رأی ساعت های صبر می کنند ...

از طرفی مدرن ترین هم هست زیرا در کشورهای دمکراسی پس از خاتمه رأی گیری یک روز یا یک هفته یا بیشتر باید صبر نمود تا نتیجه آراء معلوم گردد که چه کسی و کسانی انتخاب شده اند در حالیکه در رژیم مذهبی ایران چند هفته قبل یا چند ماه قبل از انتخابات می دانند چه کسانی سر از صندوق های رأی بیرون خواهند آورد.

با این اوضوع و احوال این مردم باید آگاه باشند که برای هیچ و پوچ رأی دادن به جایی نخواهند رسید و در بهمان پاشنه خواهد گردید.

کسی که دخیلی به دربار اعلیحضرت فقیه الله بسته، از قبل منتخب خواهد بود و از هم اکنون نامش در دفتر ایام دربار ولایت فقیه ثبت شده است و بنام ملت ایران در مجامع بین المللی شرکت نموده و از حقوق بشر « الله جبار » دفاع می نماید و دل بستن به کمدی انتخابات آخوندی و شرکت در رأی دادن آن طفولیت فکری است.

زمان آن فرا رسیده است که پیامدهای جنبش انقلابی مردم را بفهمیم و به خود آییم و دل به هیچ و پوچ نبندیم. رژیم مذهبی رفتاری را برگزیده که شعله خشم مردم فروزان شده و مردم بسوی آرمان های حاکمیت ملی راه می جویند ولی ناآگاهان که از گذرا بودن روزگار و گیتی آگاهی ندارند در مدار بسته ای محدود می اندیشند و از طوفانی که در انتظارشان هست غافلند.

 

سرهنگ دکتر عقیلی پور

آوریل 2009

 

 

 

 

 

برگشت به سرمقالات