روزنامه حکومتی: چهارشنبه سورى به ميدان جنگ تبديل شده

روزنامه حکومتی ابرار: متأسفانه ساليان سال است كه برگزارى مراسم چهارشنبه سورى به عنوان يك مراسم سنتى هيچ شباهتى با آيين كهن آن ندارد. هر سال از يك ماه مانده به چهارشنبه آخر سال، جيب ها از انواع مواد منفجره پر شده و با هر انفجار شب مثل روز روشن مى شود. امروز چهارشنبه سورى شكلى ديگر به خود گرفته و به ميدان جنگ تبديل شده است. اى كاش اصلاً چهارشنبه سورى اى نبود.
سه شنبه، 27 اسفند ماه 1387 برابر با 17 مارس 2009
چهارشنبه سوری نیست، میدان جنگ است!

گزارش از تهران: از چهار گوشه تهران و از هر نقطه ای صداهای مهیب انفجار و ترقه های بمب که بعضی شان ساختمانها را بلرزه در می آورد بگوش می رسد. در منطقه تهران پارس با اینکه نیروهای انتظامی از صبح امروز مستقر هستند ولی تراکم جمعیت بصورت کوپه ای و سیال این نیروها را به عواملی تماشاچی مبدل کرده است. جوانان از لای جمعیت ترقه های خود را پرتاب می کنند.
حتی نارنجک های دست ساز باعث می شود تا نیروهای انتظامی با همه تجهیزاتی که در اختیار دارند در نقطه ای کز کنند و بجای سرکوبی مراقب خودشان باشند. در همین منطقه و حواشی آن شعله های آتش زبانه می کشد. این آتش ها بجای بوته با انباشت هیزم و کارتن و انواع مواد سوزنده برپا شده است. در منطقه شهرک غرب و سعادت آباد نیز وضعیت دست کمی از تهران پارس ندارد. در این مناطق شرایط بگونه ای است که هرگونه ابتکار عمل را از دست نیروهای سرکوبگر گرفته و آنها را واداشته تا فقط بفکر سلامت خودشان باشند.
مشاهدات حکایت از این دارد که اگر چنین وضعیتی فقط 2 روز ادامه پیدا کند، هیچ معلوم نیست که وضعیت رژیم اسلامی چگونه رقم بخورد !؟ شاید این سئوال هم اکنون در ذهن کارگزاران رژیم متبادر باشد.
در منطقه هفت حوض نارمک شلوغی غیر متراکم و کپه ای بگونه ای است که کنترل آن بکلی از دست نیروهای انتظامی و امنیتی خارج شده و به فاصله هر یک دقیقه یا کمتر ترقه های بمب لرزه بر اندام نیروهای انتظامی می اندازد و باعث می شود تا آنها از ماندن در یک نقطه پرهیز کنند. چون هر لحظه ممکن است که با آمدن یک نارنجک یا ترقه بزرگ که با سنگ ریزه های بسیار ساخته می شود موجبات کور شدن یا نقص عضو آنها را فراهم سازد.
گزارشها حکایت از آن دارد که در منطقه جنوبی تهران مثل جوادیه و منطقه قلعه مرغی - نازی آباد و غیرو وضعیت هزار بار بدتر از آن چیزی است که در شمال و غرب و شرق تهران جریان دارد. در یک کلمه می توان گفت، مراسم چهارشنبه سوری امسال با آتش خشم مردم به میدان جنگ، براستی به جنگی تمام عیار علیه رژیم جمهوری اسلامی مبدل شده است. خدا کند که ملایان حاکم و نیروهای سرکوبگر آن با هر تعریف و توصیفی و با هر لباسی و با هر عنوانی از وضعی که امروز بر تهران حاکم است درس گرفته و خشم فرونهفته مردم خاصه جوانان کشور را بخوبی دریابند.
سه شنبه، 27 اسفند ماه 1387 برابر با 17 مارس 2009
چهارشنبه سوری، گزارش از بوکان
گزارش از بوکان: از تمام محلههای شهر کرد نشین بوکان صدای انفجار به گوش می رسد. آتشهای عظیم در کوچهها و خیابانها افروخته شدهاست و مردم پایکوبی می کنند. صدها نفر از نیروهای ضد شورش و نیروهای انتظامی نقاط حساس و مرکزی شهر را زیر نظر دارند و و عملن حکومت نظامی اعلام نشدهای در شهر بوکان حکم فرماست. مردم بدون توجه به نیروهای حکومتی با نزدیک شدن غروب همه مغازهها را بستهاند و به استقبال نوروز باستان رفتهاند ...
سه شنبه، 27 اسفند ماه 1387 برابر با 17 مارس 2009
استقرار نیروهای ضد شورش در 36 منطقه تهران

ایرنا: فرمانده انتظامي تهران بزرگ گفت مأموران نيروي انتظامي و یگان ضد شورش در ۳۶منطقه تهران مستقر شده اند.
سردار عزيزالله رجب زاده با بيان اينكه نيروهاي انتطامی آمادگي كامل دارند گفت تمام تلاش خود را می کنیم تا نظم و امنيت را در شهر تهران حاكم كنيم.
سه شنبه، 27 اسفند ماه 1387 برابر با 17 مارس 2009
هر ترقه یعنی مرگ بر جمهوری اسلامی
یکی از خوانندگان از تهران: آقای خامنه ای آخه با چه زبانی باید بگیم که ما ایرانی ها جمهوری اسلامی نمیخواهیم
هر ترقه یعنی مرگ بر جمهوری اسلامی
هر فشفشه یعنی مرگ بر خامنه ای
زنده باد ایران زنده باد آزادی
سه شنبه، 27 اسفند ماه 1387 برابر با 17 مارس 2009
چهارشنبه سوری؛ در آبادان غوغا بود
گزارش یکی از خوانندگان: از ساعت 5 خیابان پارک معلم را بسته بودند ماموران راهنمایی و رانندگی خیابان را کنترل می کردند در تمام نقاط شهر خیابان امیری و پارک معلم و بازار مرکزی مملو از مامور بود اما مردم در کوچه ها و پس کوچه ها چهارشنبه سوری را برگزار کردند صدای ترقه و شادی در تمام نقاط آبادان به گوش می رسید سال پیش آبادان ساکت بود ولی امسال بسیار عالی بود.
چهارشنبه، 28 اسفند ماه 1387 برابر با 18 مارس 2009
چهارشنبه سوری؛ درگیری مردم با مزدوران رژیم در مشهد

گزارش یکی از خوانندگان: در مشهد در شب چهارشنبه سوری درگیری شدیدی بین مردم و مأمورین بسیجی رخ داد که تو این جریان 3 تن ازمردم زخمی و 2 بسیجی نیز زخمی شدند لباس شخصی ها اقدام به کندن پلاک اتومبیل های پارک شده میکردندومردم با تجمع بیش از چند هزار نفر در بزرگراه های مشهد ترس را در وجود مأمورین بیشتر کرده بودند.
چهارشنبه، 28 اسفند ماه 1387 برابر با 18 مارس 2009
خبرگزاری رژیم: مناطق ناآرام شب گذشته در تهران
ایسنا: چند مغازه در تهران بر اثر انفجار مواد محترقه دچار خسارت شد. بر اثر انفجار مواد محترقه در نظامآباد تهران چندين مغازه دچار تخريب و خسارت شدند. گفتني است، محلات نظامآباد، خاك سفيد (خيابان اللهاكبر)، فلكه اول تهرانپارس و ميدان هفت حوض از مناطق ناآرام تهران در شب چهارشنبه سوري بود.
چهارشنبه، 28 اسفند ماه 1387 برابر با 18 مارس 2009
چهارشنبه سوری؛ تو دهنی مردم تبریز به آخوندها

گزارش یکی از خوانندگان از تبریز: شب گذشته همزمان با مراسم چهارشنبه سوری در سراسر ایران ، شهر تبریز نیز یکپارچه شور و آتش بود. مردم این شهر که همواره برگزاری آیین های ایرانی را به کوچه های فرعی محل سکونت و خانه های نسبتا بزرگ خود محدود می داشتند، امسال برای نشان دادن همدلی خود با دیگر هم میهنان و زدن تو دهنی به همه آنانی که ایرانیان را برای برگزاری این آیین پرشکوه و کوبنده به باد مسخره گرفته و آنان را مشتی عقب مانده خوانده اند، به خیابان های اصلی شهر ریخته و در کنار هم این مراسم را برگزار کردند. در تمامی نقاط شهر از شمال و جنوب و غرب و شرق صدای انفجار ترقه ها و نارنجک های دست ساز به گوش می رسید و آتش های بزرگی که به پا شده بود به سران نظام می فهماند که سرانجام روزی پرونده این رژیم در آتش خشم این مردم سوزانده خواهد شد . در بسیاری از نقاط شهر که نیروی انتظامی با اتومبیل های خود به خیل شرکت کنندگان در این مراسم نزدیک می شد ، با پرتاب چند نارنجک ناچار به ترک میدان می گشت و فرار را بر قرار ترجیح می داد . به خلاف آنچه در تمامی این روزها تلویزیون آخوندی می کوشید مردم را به دلیل خطرات آتش، از روشن کردن آن برحذر دارد، آتش های بزرگی که برپا شده بود پیام می داد که مردم از دستگاه های تبلیغاتی و خبررسانی این رژیم ناپاک به جان آمده اند و در صورت لزوم خود می توانند کنترل همه امور را در کف داشته باشند و مراسمی با این عظمت را بی کمترین اسیبی برگزار نمایند. مردم تبریز مانند همه ایرانیان با پایکوبی و دست افشانی در خیابان ها به روضه خوان ها نشان دادند که نمی توان بر ملتی که با شادی زنده است، با گریه و عزاداری حکومت کرد. مردم تبریز مانند دیگر شهرها با انجام این مراسم پرشکوه در گستره ای به این بزرگی نشان دادند که این رژیم چاره ای ندارد جر رفتن !
چهارشنبه، 28 اسفند ماه 1387 برابر با 18 مارس 2009
چهارشنبه سوری؛ تو دهنی مردم کردستان به احمدی نژاد
مردم كردستان به رغم تمام فشارهاي امنيتي و انتظامي آتش چهارشنبه سوري را برافروختند
سایت ايران خبر: به رغم همه فشارهای امنیتی و انتظامی و همه تلاش نظام برای جلوگیری از برگزاری آیین چهارشنبه سوری که از روز یکشنبه به بهانه سفر احمدی نژاد شدیدتر نیز شده بود شب گذشته در آخرین شب چهارشنبه سال 87 مردم کردستان آتش افروختند تا ضمن مشارکت در این جشن ملی خشم خود را از نظام به نمایش بگذارند.
حضور نیروهای انتظامی و گشتهای ویژه مأموران امنیتی از صبح روز سه شنبه در محلات و کوچه پس كوچه های شهرها کاملاً مشهود بود، مأموران انتظامی از حدود ساعت چهار بعد از ظهر تجهیزات ویژه سرکوب از جمله باتوم برقی، گاز اشک آور و اسپری و شوکرها و ماسک و سپرهای ویژه مجهز شدند که نشان دهنده آمادگی آنان برای سرکوب مردم و در کنار آن ابزاری برای تهدید مردم و بخصوص جوانان بود، مضاف براینکه از پیش اعلام نیز شده بود که افرادی که در مراسم چهارشنبه سوری بازداشت شوند تا پایان نوروز در زندان باقی خواهند ماند.
مردم سنندج که به بهانه گیریهای نظام در منطقه آشنایی کامل دارند در دو روز اخیر که احمدی نژاد در سنندج بود مدارا کردند ولی از ساعت 17روز سه شنبه که احمدی نژاد به تهران بازگشت آثار آمادگی مردم برای برگزاری چهارشنبه سوری در قالب صدای انفجار ترقه به گوش مسوولان نظام رسید.
به همین دلیل در فاصله زمانی کمتر از یک ساعت مأموران انتظامی مستقر در خیابانها و محلات به دوبرابر افزایش یافت که در گروههای پنج نفره در فواصل 50متری در محلات شهر و به خصوص شهرک بهاران مستقر شده و مردم را زیر نظر داشتند.
به رغم همه تدابیر سرکوبگران نظام از حدود ساعت 18؛ آتش خشم و تنفر مردم از نظام و آتش مهر و دوستی و صفای ملی در محلات شهر شعله کشید تا دشمنان مردم را در میان شعله هایش بسوزاند ودلهای مردم را به شادمانی و همبستگی دعوت کند.
سنندجیها که بخوبی به بهانه جویی نظام آشنا هستند برای جلوگیری از بهانه دادن به ماموران برای حمله به مراسم جشن در قالب خانوادگی اقدام به افروختن آتش كردند ولی همه دلها زردی را به نظام و گرما و سرخی آتش را برای یکدیگر آرزو می کردند .
به هرحال کردستانیها به کوری چشم دشمنان ملت ایران مراسم چهارشنبه سوری را برگزار کردند هر چند که تلاش داشتند تا بهانه ای برای سرکوب به مأموران ندهند ولی آنها برای ایجاد رعب و وحشت و بازداشت و تلخ کردن کام مردم در آستانه نوروز نیازی به بهانه ندارند و به همین دلیل در چند نقطه سنندج با بازداشت جوانان عملا مانع از برگزاری آیین چهارشنبه سوری شدند .
در منطقه اردلان و بهاران شهر سنندج که از مراکز عمده جشن و پایکوبی در مراسم چهارشنبه سوری محسوب می شوند مقارن ساعت 19 نیروهای گشت ویژه انتظامی حدود 15نفر از جوانان این محلات را بازداشت کرده و با خود به همراه بردند و مردم نیز به رغم این بازداشتها دلسرد نشده و آتشی افروختند و برخلاف هر سال تا پاسی از شب ادامه داشت .
چهارشنبه، 28 اسفند ماه 1387 برابر با 18 مارس 2009
چهارشنبه سوری؛ درگیری جوانان اهواز با مزدوران رژیم
سایت ايران خبر: به رغم حكومت نظامي اعلام نشده در اهواز , چهارشنبه سوري در منطقه كيان پارس و زيتون از ساعت 18 تا 1 بامداد بدون روشن كردن آتش و فقط با ترقه بازي صورت گرفت زيرا به محض روشن كردن آتش توسط مردم و جوانان, ماموران آن را خاموش مي كردند. نیروی انتظامی اجازه هيچگونه فيلمبرداري و تهيه عكس را نمی داد و نفرات را شناسايي و با آنها برخورد مي كرد. درمنطقه كيانپارس و زيتون پارچه نوشته هايي از صبح سه شنبه 27 اسفند نصب شده بود و از عبور و مرور ماشين ها از ساعت 18 الي 1 بامداد در اين مكانها جلوگيري ميكردند . شدت بگيرو ببند و سركوب به حدي بود كه جوانان با نيروهاي ضد شورش درگير شدند.
چهارشنبه، 28 اسفند ماه 1387 برابر با 18 مارس 2009
دیشب همه مردم ناقوس مرگ رژیم را شنیدند
اردشیر
بیدار شوید و پنبه ها را از گوش خارج کنید
آقای مطهری در افاضاتشان در باره چهارشنبه سوری فرموده بودند پیروی از این سنتها دلیل برخربودن پدرانمان (که البته اشاره بپدران خودش!داشته) است. مردم ایران دیشب ثابت کردند که آن خران پدران خود اینان هستند چه آقایان را واداشتند فتوای غیر اسلامی بودن این مراسم را صادرکنند و بعد با بزرگترین و پرشور ترین روش ممکن چهارشنبه سوری راجشن گرفتند و بتمامی دنیا پیام دادند که اراجیف آقایان به اندازه بادی که از یک بچه صادر می شود ارزش ندارد. مردم بجز این رویه چگونه می توانستند بر دهان این یاوه گویان بکوبند. دیشب مرم نه ای به بزرگی و گستردگی ایران و با صدای بقدرت تمام انفجارات انجام شده به این دلالان دین گفتند. خوبست مزدوران و جیره بمزدان قدری به فرجام خود بیاندیشند. صدای انفجار تا ساعات پایانی شب در سراسر ایران شنیده شد و مردم بدون توجه به بگیر و ببندها و تهدید و ارعاب جشنی بسیار با شکوه وغرور آفرین برگزار کردند. آیا این عمل جز نه به نظام مفهوم دیگری دارد. مردم روز بروز آگاه تر شده و به ماهیت این دشمنان ایران و ایرانی پی می برند. تا کی می توان با ریسمان پوسیده و نخ نمای روایات و احادیث مردم را بفریبند و به این حکومت ننگین وغیر بشری خود ادامه بدهند. مطمئن باشید دیشب همه مردم ناقوس مرگ نظام را شنیدند. خوبست مزدوران هم پنبه ها را از گوش خارج و همراه مردم شوند چه فردا دیر خواهد بود.
پنجشنبه، 29 اسفند ماه 1387 برابر با 19 مارس 2009
جشن آتش بر آتش افروزان مبارک
جعفر پویه
جشن چهارشنبه سوری با شکوه و جلال تمام توسط مردم ایران به ویژه جوانان برگزار شد. این جشن باستانی که قدمتی چند هزار ساله دارد هر ساله در آخرین چهارشنبه سال برگزار می شود. مردم بر این عقیده هستند که با افروختن آتش، ارواح پاکان و نیکان درگذشته را گرامی می دارند و از دیگر سو، همه پلیدیها و پلشتیهای سال کهنه را در شعله های آتش می سوزانند تا در مقدم بهار تن و روان خود را از آلودگی به آنها دور دارند.
آنها به میمنت این امر فرخنده به سرور بر می خیزند و با همه ابزار سعی به شادمانی دارند و با شیرینی، کام تلخ را به کناری می نهند. صدای ترقه برای راندن دیوان و ددان پلید است تا در مقدم بهار، سرای خویش را شایسته حضور نوروز کنند.
اما آخوندها و ملایان حاکم بر کشور این جشن و سرور همگانی را بر نمی تابند و با انواع و اقسام توصیه های دروغین دینی و خرافی سعی به بر حذر داشتن مردم از برگزاری این جشن آیینی دارند. تدارک نیروهای سرکوبگر مسلح به انواع و اقسام ابزارهای سرکوب، نمایش قدرت اوباش حکومتی برای ترساندن مردم و خط و نشان کشیدن آنها از رادیو و تلویزیون کارساز نبوده و نخواهد بود. به همین دلیل مردم با همه توان به برگزاری این جشن و سرور آیینی و باستانی پرداختند و پوزه سرکوبگران حکومتی را به خاک مالیدند. بی تردید برگزاری پرشکوه جشن چهارشنبه سوری با تمام ابزار و تبدیل خیابانها و میادین شهر به میدانی برای رویارویی با کسانی که شادی و سرور مردم را بر نمی تابند، روی دیگر نفرت مردم از حکومت آخوندهاست.
چه پلیدی و پلشتی پست تر و بدتر از آخوندهای حکومتی که همچون بلا بر مردم نازل شده اند. چه نیکویی بهتر از آنکه این پلیدی و پلشتی را به آتش خشم و تنفر در چهارشنبه آخر سال بسوزانند. کدام « خرفستری »* موذی تر و زیانبار تر از بسیجی و اطلاعاتی لباس شخصی که از پهنه زندگی مردم محو شود. کدام بد سگالی ای بدتر از کنشگری ملاهای حاکم که به شعله های آتش سپرده شود تا جهان از آلودگی به آنان پاک گردد و چه نحوستی بدتر از رژیم ستمگر ولی فقیه که در مقدم بهار و نو شدن سال و ماه از شر وجود ننگ آلود آن آسوده گردیم. آیا دیو و ددی سیاهکارتر و تباهی آفرین تر از حاکمان امروزی بر جان و مال وجود دارد تا در آتش چهارشنبه آخر سال سوزانده شود تا بهار با شکوه و جلال هرچه بیشتر بر اریکه خانه ما تکیه زند و طراوت و شادابی را به همراه آورد؟
بدیهی است که مردم دست به کار شوند و طبق یک سنت دیرینه در آخرین چهارشنبه سال پلشتی و بدسگالی حکومتگران را به آتش قهر خویش بسپارند، سرکوبگران و گماشتگان مسلح آنان را با آتش خشم و نفرت بسوزانند و بهار را اینگونه آوا دهند که آنان را با دیوان و اهریمنان حاکم نسبتی نیست.
خوشا بهاری که در سرزمینی خیمه زند که از لوث وجود ناپاکان دیوسیرت تهی است. هرچند این امر نمادین باشد و مردم بی نسبتی خود با آنان را به هزار جلوه نمایش داده باشند.
*خرفستر: جانوران و حشرهای موذی و زیانبار
چهارشنبه، 28 اسفند ماه 1387 برابر با 18 مارس 2009
چهارشنبه سوری؛ دستگیری هزاران نفر در ایران
ایسنا: معاون عمليات نيروي انتظامي از دستگيري 2 هزار تن توسط پليس در شب چهارشنبه سوري در سطح كشور خبر داد.
معاون دادستان تهران در امور زندانها نیز گفته در شب چهارشنبه سوری بیش از 700 نفر در تهران دستگیر شدند که پرونده آنان در حال رسیدگی است. محمود سالارکیا گفت: این تعداد در حال حاضر در بازداشت به سر می برند و پرونده تمامی آنان در شعب ویژه ای که به این امر اختصاص یافته در حال رسیدگی است. معاون دادستان تهران در امور زندانها گفت: این 700 نفر بدلیل بر هم زدن آرامش عمومی و ایجاد رعب و وحشب در شب چهارشنبه سوری بازداشت شده اند.
پیش تر مرتضوی دادستان جنایتکار رژيم در تهران گفته بود اخلال كنندگان چهارشنبه آخر سال تا پايان تعطيلات نوروزى در بازداشت مى مانند.
این مزدور بدنام كه در جمع سركردگان ارگانهاى سركوبگر رژيم سخن مى گفت، افزود در 18 ناحيه دادسراى تهران يك نفر بازپرس و يك نفر داديار به صورت فوق العاده به جرايم اينگونه افراد خارج از نوبت رسيدگى خواهند كرد.
چهارشنبه، 28 اسفند ماه 1387 برابر با 18 مارس 2009
دیشب در اراک شور و هیجان و غوغایی عجیب برپا بود
گزارش یکی از خوانندگان از اراک: پسران و دختران ، پیر و جوان، همه و همه آمده بودند و هر یک با روشن کردن آتش و یا ترکاندن ترقه و نارنجک های دستی سنت ملی چهارشنبه سوری را با تمام وجود تکرار کردند .
در هپکو، فاز یک و دو جوانان وسط خیابان آتشی بسیار گستره ایجاد کرده بودند که با دخالت آتش نشانی و نیروی انتظامی روبرو شدند .
در این زمان پلیس سرکوبگر یکی از پسران را با باتوم مورد ضرب و شتم قرار داد که ناگهان با شورش و حمله جوانان پسر مواجه شدند. (جوانان فریاد می زدند ولش کن ! ولش کن !)
و اما منطقه ای از اراک که هر ساله شاهد حضور بیشترین تعداد از مردم و نیروهای ضد شورش است، شهر صنعتی اراک است.
در مناطق سه و چهار و شش و هشت شهرصنعتی اراک که بسیار شلوغ است، مردم در حال رقص و پایکوبی بودند. درست در مقابل کلانتری شهرصنعتی اراک (کلانتری شانزده) در خیابان بنفشه، مردم اقدام به پرتاب نارنجک و کپسولی می کردند .
در مقابل خانه های آذرآب اراک که بیش از ششصد نفر جمع شده بودند، یک پلیس در حال فیلمبرداری از مردم بود که ناگهان نارنجکی به موتور وی برخورد کرد و او را نقش بر زمین کرد . در همین حین مردم هووو می کشیدند.
در منطقه شش شهر صنعتی اراک، درست مقابل دانشگاه آزاد اسلامی که به شدت تحت کنترل قرار می گیرد، تا حدود ساعت هفت خلوت بود و لی یکباره با ورود مردم به آنجا نیروهای ضد شورش عقب کشیدند و مردم بار دیگر مانند هر سال در آنجا جمع شده و با نارنجک و کپسولی دیوارهای دانشگاه و آپارتمان بلند آن را سیاه کردند.
در شهرصنعتی اراک، جنب کانون امام جعفر صادق ، پایگاه بسیج و مقاومتی به نام « بدر » وجود دارد که هر ساله تحت کنترل شدید قرار گرفته و نیروهای سرکوبگر در حالت آماده باش در آنجا مستقر می شوند . بسیجی های آنجا که بیشتر آنها شناسایی شده اند فکر کرده بودند می توانند مخفیانه بین مردم بیایند که با حرکت عجیب مردم ( با زدن بر سر آنها ) پس زده شدند .
نکته قابل توجه این است که امسال علاوه بر نارنجک و کپسولی ها و ترقه های هرساله، جوانان توانسته بودند داخل اسپری های تمام شده حشره کش ها و ادکلن ها را با موادی پر کنند که با انفجار هر کدام شب مانند روز روشن می شد و زمین مجاورش را واقعاً تکه تکه می کرد.
خلاصه در تمام اراک شور و هیجانی حاکم بود که حقیقتاً در سالهای پیش اینگونه نبود.
یکشنبه، 2 فروردین ماه 1388 برابر با 22 مارس 2009
کیسینجر از سفر احتمالی اوباما به روسیه خبر داد

مسکو، 2 فروردین، خبرگزاری « ریا نووستی »/ « هنری کیسینجر » وزیر سابق امور خارجه ایالات متحده آمریکا خبر داد که احتمالاً « باراک اوباما » رئیس جمهور این کشور ظرف چند ماه آینده به روسیه سفر خواهد کرد.
کیسینجر در مصاحبه ای با شبکه تلویزیونی « روسیه » اظهار داشت: « من فکر می کنم که برای رئیس جمهور اوباما سفر به روسیه حائز اهمیت است و من گمان می کنم که این طی چند ماه آینده رخ خواهد داد ».
به گفته وی، روابط روسیه و آمریکا اکنون در مرحله بهبود قرار دارد و افزود: « رئیس جمهور ما نامه ای برای رئیس جمهور شما نوشت و معاون رئیس جمهور اصطلاح « reset » روابط را مطرح کرد. و اکنون به نظر من روابط بین کشورهای ما رو به سوی آینده دارد ».
سه شنبه، 4 فروردین ماه 1388 برابر با 24 مارس 2009
کارگران و کارکنان صنعت نفت، اعتصاب کنید!
وضعیت اقتصادی و اجتماعی مردم ایران روز به روز بدتر می شود. فقر، بیکاری، گرانی و تورم بیداد می کند. دولت احمدی نژاد که از مدیریت کشور عاجز است فقر را به سر سفره های مردم آورده و پول نفت را به جیب نهادهای حکومتی و خودی ها سرازیر کرده است. در چنین شرایطی هیچ پاسخی به خواستهای برحق مردم داده نمی شود جز بی اعتنایی و یا تکرار وعده های عوام فریبانه ی گذشته و یا سرکوب و بازداشت و زندان.
بدیهی است اگر دولت جمهوری اسلامی به خود اجازه می دهد این گونه زندگی دهها میلیون نفر را به گروگان بگیرد به خاطر این است که منبع اصلی ثروت کشور یعنی نفت را در اختیار دارد. آری، درآمدهای ناشی ازفروش نفت بیش از 80 درصد از کل درآمدهای حکومتی را تشکل می دهد. تا زمانی که شیر نفت به روی خزانه ی دولت باز است حکومت این سیاست گروگان کشی را ادامه خواهد داد و به هر گونه که بخواهد با مردم ایران رفتار می کند. به همین دلیل صدها و حتی هزارها مورد اعتراض و تحصن و اعتصاب کارگران، معلمان، کارمندان و یا بیکاران ره به جایی نمی برد. تا زمانی که پشت دولت از بابت تامین 80 درصد از درآمدهای خود گرم است به حرف و اعتراض هیچ کس گوش نخواهد داد و با همه، به زبان زور و چماق و بازداشت حرف می زند. موضوعاتی مانند انتخابات آتی ریاست جمهوری نیز چیزی را در این معادله نابرابر تغییر نداده و نخواهد داد.
وقت آن است که این پشتوانه مالی عظیم دولت زورگو زیر سئوال رود. درآمدهای نفتی دولت باید تهدید شود تا احمدی نژاد و دستیارانش و یا جانشینان بعدی او مجبور شوند به حرف و دردهای مردم گوش فرا دهند. این امر میسر نیست مگر توسط یک اعتصاب سراسری در تمامی تأسیسات تولید و صادرات نفت توسط کارگران وکارکنان غیور شرکت ملی نفت ایران و شرکت های تابعه آن. تجربۀ تاریخی نیم قرن گذشته نشان داده است تا زمانی که کارگران صنعت نفت وارد صحنه نشوند مبارزات اجتماعی و صنفی در ایران به نتیجه نخواهد رسید. این بار هم این رسالت تاریخی به دوش کارکنان مبارز شرکت نفت قرار گرفته است.
به همین دلیل ما امضاء کنندگان این متن از تمامی شما کارگران، کارکنان و کارمندان شاغل در صنعت نفت می خواهیم که در همبستگی با خواهران و برادران دردمند خود، در همبستگی با ملت ستمدیده ایران، در همبستگی با کارگران معترض در سایر بخش ها و برای حمایت از اعتراضات بی پاسخ مانده قشرهای مختلف مردم در سراسر کشور دست به اعتصاب زده و شیرهای نفت را ببندید. آری، در همراهی با طبقات محرومی که دارند در زیر بار تورم، گرانی، بیکاری و فقر له می شوند و صدایشان به گوش هیچ دولتمردی نمی رسد دست از کار کشیده، شیرهای نفت را ببندید و حکومت را به تغییر سیاست های ضد مردمی اقتصادی و اجتماعی خود وادار سازید.
بدیهی است که با به خطر افتادن بیش از 80 درصد از درآمد خزانه دولتی، حکومت احساس خطر خواهد کرد و مجبور خواهد شد خواست و فریادهای اعتراض مردم را جدی بگیرد.
کارگران و کارکنان عزیز صنعت نفت:
ما از این موضوع آگاهیم که این کار می تواند با تهدیدها و خطراتی برای اعتصابیون همراه باشد. اما این نکته را بدانید که اهمیت حرکت شما برای تغییر سرنوشت این ملت تحت ستم به حدی است که مردم ایران بی شک در مقابل هر خطری که بخواهد شما را تهدید کند بی تفاوت نخواهند نشست و برای هر گونه حمایت عملی از اعتصاب کنندگان اقدام خواهند کرد.
سخن آخر این است که درد و حرف مردم ایران را دریابید. به میلیون ها ایرانی جان به لب آمدهء معترض بیاندیشید و منبع اصلی تغذیه کننده سرکوب، زورگویی و غارتگری دولت را متوقف کنید. بدانید همچنان که تاریخ سیاسی کشورمان همیشه از کارگران مبارز صنعت نفت به نیکی یاد کرده است این بار نیز شجاعت و اقدام شما را برای همیشه به عنوان یک برگ افتخار در حافظه جمعی مردم ایران ثبت خواهد کرد.
چشم امید همگان به شماست.
کمیته تبلیغاتی فراخوان دعوت از کارگران و کارکنان صنعت نفت ایران به اعتصاب
4 فروردین 1388
سه شنبه، 4 فروردین ماه 1388 برابر با 24 مارس 2009
تشکیل کابینه؛ باراک و نتانياهو به توافق رسيدند
به گزارش خبرگزاری فرانسه از اورشلیم، بنيامين نتانياهو نخست وزير آتي و اهود باراک رهبر حزب کارگر اسرائیل براي تشکيل کابينه ائتلافي به توافق رسيدند. راديوي نظامي اسرائیل اعلام کرد این دو با امضاي توافقنامه اي در اين زمينه آن را براي تصويب به کنگره حزب کار تسليم کردند.
مخالفان ائتلاف در حزب کارگر، اهود باراک را به از بين بردن اعتبار اين حزب متهم مي کنند.
بنيامين نتانياهو رهبر حزب ليکود در ادامه تلاشهايش براي تشکيل کابينه ائتلافي، يکشنبه شب نيز با حزب مذهبی شاس به توافق رسيد. بر اساس اين توافق برخي وزيران از جمله وزراي امور داخلي، مسکن و کشاورزي از حزب شاس خواهند بود. اين دومين توافق حزب ليکود براي تشکيل دولت ائتلافي به شمار مي رفت.
پيش از اين ليکود با حزب « اسرائيل خانه ما » براي تشکيل کابينه ائتلافي به توافق رسيده بود. طبق اين توافق مسئوليت وزارتخانه هاي خارجه، امنيت داخلي، زير ساختها، گردشگري و مهاجران به این حزب واگذار مي شود.
در حال حاضر نتانياهو با حمايت احزاب راستگراي اسرائيل اکثريت پارلمان را در دست دارد.
نتانياهو تا سوم آوريل (14 فروردين) مهلت دارد تا کابينه جديد خود را تشکيل دهد.
چهارشنبه، 5 فروردین ماه 1388 برابر با 25 مارس 2009
سایت ایران خبر: واعظ طبسی که برای شرکت در همایش روحانیون اهل تسنن و شیعه به تایباد سفر کرده بود از يك ترور جان سالم به در برد .
به گزارش خبرنگار ما پس از ورودنماینده ولی فقیه و تولیت آستان قدس رضوی به سالن همایش ها و در مبادی ورودی مرکز اجلاس دونفر با هجوم به واعظ طبسی قصد كشتن وي را داشتند که با دخالت یکی از اسکورت های نامبرده ، وی جان سالم به در برد و یکی از اسکورت ها نیز در دم كشته شد .
هنوز هیچ یک از رسانه های نوشتاری، صوتی یا تصویری به این عملیات اشاره نکرده اند .
گزارش خبرنگار ما که در بطن این جریان حضور داشته می افزاید : پس از درگیری میان محافظان طبسی ونيروهاي سو قصد كننده، اجلاس به صورت کلی تعطیل و همایش نیز برپا نشد. این در حالی است که سالانه تنها یک بار و در آغازین روزهای سال جدید شمسی اهل تسنن و شیعه برای حل مشکلات موجود بین خود ، در همایشی گرد هم می آیند.
پنجشنبه، 6 فروردین ماه 1388 برابر با 26 مارس 2009
به گزارش آینده نیوز، نيروي انتظامي شهرستان شوشتر از شامگاه گذشته با افراد مسلح در این منطقه درگير شده و درگيريها همچنان در منطقه شعيبيه شوشتر ادامه دارد.
فرمانده ناحيه انتظامي شهرستان شوشتر با تائيد اين خبر گفت: در روزهاي گذشته با انجام فعاليتهاي اطلاعاتي و شناساييهاي دقيق از محل استقرار افراد مسلح براي دستگيري آنها در منطقه شعيبيه شوشتر اقدام شد.
وي افزود: در درگيريهاي انجام شده يكي از نيروهای انتظامي شوشتر به ضرب2 گلوله زخمي شد.
در ماه هاي گذشته نيز درگيري هاي شديدي میان افراد مسلح با نيروي انتظامي در این منطقه روی داده است.
آدينه، 7 فروردین ماه 1388 برابر با 2009 Friday 27 March
گزارش دریافتی: رامین صادقی اصل از فعالین مدنی آذربایجانی در اردبیل که روز ۱۷ بهمن ۸۷ در خانه پدریش بازداشت شده است کماکان در شرایط وخیم و زیر شدید ترین شکنجه ها در بازداشتگاه وزارت اطلاعات اردبیل به سر می برد.
به گفته یکی از زندانیانی که به تازگی از بازداشتگاه اداره اطلاعات اردبیل آزاد شده است مأموران بطرز هولناکی رامین و برادرش محمد صادقی را شکنجه کرده اند. بازجویان آنها را به مدت چند روز از یک پا آویزان کرده و با دستگاهی به نام چرخ و فلک شکنجه کرده اند.
دادن شوک الکتریکی به آلات تناسلی و سایر نقاط حساس بدن، ضرب و شتم شدید، زدن شلاق با استفاده از کابل، سلول انفرادی، بی خوابی دادن و توهين و تحقير نیز از جمله دیگر روش هايی بوده که جهت گرفتن اعترافات دروغین به کار برده شده است.
به گفته این منبع موثق، برادران صادقی تحت این شکنجه های شدید جسمی و روحی مجبور به اقرار به کارهای ناکرده شده اند.
دوشنبه، 10 فروردین ماه 1388 برابر با 30 مارس 2009
یک زندانی دیگر در زندان گوهردشت کرج جان باخت
فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران
بنابه گزارشات رسیده از بند 6 زندان گوهردشت کرج، روز یکشنبه 9 فروردین ماه یکی از زندانیان بنام آقای غلامحسین شهبازی دچار سکته قلبی گردید و بیش از 30 دقیقه در آن حالت به حال خود رها شد تا اینکه جان باخت.
آقای شهبازی ساعت 07:30 صبح روز یکشنبه 9 فروردین ماه همراه با تمامی زندانیان بند 6 به محوطه زندان برده شدند. پاسداربندها پس از انتقال زندانیان به این محوطه دربهای آنرا قفل نموده و محوطه را ترک کردند.حدود ساعت 08:00 صبح آقای شهبازی دچار سکته قلبی می شود، سایر زندانیان برای نجات جان این زندانی و مطلع کردن پاسداربندها شروع به کوبیدن بر درب محوطه ورودی به مدت 30 دقیقه می کنند ولی پاسداربندها توجهی به این مسئله نمی کنند و این زندانی را پس از 30 دقیقه قبل از رسیدن به بهداری زندان جان می بازد.
این شیوه سرکوب زندانیان سیاسی و زندانیان از اوایل زمستان 87 بدستور وزارت اطلاعات ابتدا در بند 350 زندان اوین توسط بزرگ نیا و پاسداربند حسین اسدی به اجرا گذاشته شد و سپس آن را به به زندان گوهردشت کرج گسترش دادند. این شیوه سرکوبگرانه متاسفانه روز یکشنبه 9 فروردین ماه باعث مرک یک زندانی بی دفاع گردید .
زندانی غلامحسین شهبازی از سلول 13 سالن 16 بند 6 زندان گوهردشت کرج که سن او در حدود 45 سال بود و نزدیک به 14 سال در زندانهای اوین و گوهردشت زندانی بود. او 8 سال از 14 سال مدت زندانش را در زندان گوهردشت کرج بسر برد. آقای غلامحسین شهبازی به اتهام مالی زندانی بود.
فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران،اقدامات سرکوبگرانه علیه زندانیان بی دفاع که تا به حال منجر به مرک یک زندانی شده ، را محکوم می کند و از سازمانهای حقوق بشری خواستار اقدامات عاجل برای پایان دادن به سرکوب زندانیان در ایران است.
فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران
10 فروردین 1388 برابر با 30 مارس 2009
یکشنبه، 9 فروردین ماه 1388 برابر با 29 مارس 2009

شواهد بدست آمده نشان می دهد امیدرضا میرصیافی، وبلاگ نویس ایرانی زیر شکنجه دژخیمان رژیم در زندان اوین به قتل رسیده است. سازمان گزارشگران بدون مرز خواهان مجازات عاملان قتل این زندانى سياسى شده است.
معصومه میرصیافی: برای ما هم طبق گفته های کلانتری، زندان و بیمارستان، هر سه تناقض وجود دارد. و هیچکدام از مطالبی که گفته شده، همخوانی ندارد و این تناقض در مطالب باعث شده که ما به هر حال به موضوع پی ببریم.
امیرپرویز میرصیافی: ما صبح فردایی که خبردار شدیم، رفتیم برای شناسایی جسد، من خودم جسد را دیدم، گوش سمت چپ خونریزی شدید داشت، بینی اش پر از لخته های خون بود، صورتش کبود بود، پشت کتف ها کبود بود و پشت کمر، و ظاهرا قسمت پشت گوش آن قسمت، جمجمه شکستگی هم داشته، طوری که آن ملافه ای که جسد را پیچیده بودند کاملا خونی شده بود قسمت زیر سر. بعد آنجا جسد را به ما تحویل دادند فرستادیم پزشکی قانونی کهریزک، چهار ساعت طول کشید، ظاهرا کالبد شکافی انجام شد به ما توضیح خاصی ندادند. یک فرمی به ما داده شد که داخلش توضیحاتی خواسته بودند از سوابق بیماری امید که ما همه را رد کردیم ، ایشان نه بیمار بود نه معتاد بود و نه هیچی. بعدش یک قسمتی نوشته بود که آیا شما شکایتی دارید؟ من هم نوشتم که بله.
البته افرادی آنجا بودند می گفتند که اگر بنویسید شکایت دارید جسد را ممکن است تحویل تان ندهند. من هم آنجا گفتم که اصلا جسد را نمیخواهم تحویل بدهند و جسد امید به چه درد من می خورد؟ من نوشتم ما شکایت داریم، مسئولین زندان اوین مقصر هستند این قتل مشکوک است و باید پیگیری شود و امضا کردم.
بعد از چهار ساعت جسد را برای تدفین به ما تحویل دادند موقعی هم که داشتند پیکر پاکش را شستشو می دادند هنوز گوشش داشت خونریزی می کرد. در حالی که اینها به ما گفته بودند که ایشان قرص خورده، فشارش افت کرده و فوت کرده در حالی که کسی که فشارش افت کنه، پدر من سی سال بهیار بیمارستان سینا بوده، چنین چیزی نمی تواند صحت داشته باشد و ایشان قطعا کتک خورده، این را مطمئن هستم، ما فقط یکی از اقوام مان توانست موقعی که جسد را شناسایی میکردیم یک تصویری از سمت راست صورت بگیرد که ای کاش از سمت چپ گرفته بود. وقتی که جسد را در واقع تحویل دادند گفتند که ما گزارش پزشکی قانونی را بعدا اعلام می کنیم که ما از کسانی که قبلا چنین حوادث مشابهی برایشان پیش آمده بود پرسیدیم گفتند ممکن است دو تا سه ماه اینها طولش بدهند، و یک چیزی را هم من بگویم، ما هیچ امیدی به گزارش واقعی پزشکی قانونی نداریم، قطعا آنها هم تحت فشار خواهند بود و چیزی جز آنکه حکومت خواهد خواست نخواهند نوشت، قطعا آنها چیزی را می نویسند که به مذاق حکومت خوش بیاد، ولی من ایمان دارم که امید کتک خورده بود و بنده خدا آدم نحیفی هم بود، خیلی ظریف بود این بشر، و می دانم که زیر کتک حالش بد شده و رسیدگی نشده و ایشان در گذشته.
* * *
سروده جدید از بابک اسحاقی

بدان هرگز نمی بخشم
من این شمشیر خونین را عبا و ریش ننگین را
من این اهریمن آئین را بدان هرگز نمی بخشم
من این آزار بر جان را طناب دار و مردان را
سکوت سرد زندان را بدان هرگز نمی بخشم
جهانبانی ، بدیعی را فروهرها و دشتی را
شب قتل رحیمی را بدان هرگز نمی بخشم
تن خونین فرخزاد ز خاک و خون زند فریاد
ترا ای ظالم جلاد بدان هرگز نمی بخشم
قسم بر خون سیرجانی که بود در بند و زندانی
ترا ای قاتل و جانی بدان هرگز نمی بخشم
شرافکندی و قاسملو به خاک افتاده در هر سو
ترا ای خون خور زالو بدان هرگز نمی بخشم
نمی بخشم ستمها را شب تاریک غمها را
لب خنجر زبانها بدان هرگز نمی بخشم
چماق و سنگ و هم شلاق بسیجی های بداخلاق
حجاب را بر رخ براق بدان هرگز نمی بخشم
جهان را نیز که خاموش است نشسته سرد و بی هوش است
فغان را دید و مدهوش است بدان هرگز نمی بخشم
شود گر که رها ایران ترا ای شیخ بی وجدان
به هر جائی شوی پنهان بدان هرگز نمی بخشم
دوشنبه، 10 فروردین ماه 1388 برابر با 30 مارس 2009
دستان یک زندانی کرد بر اثر شکنجه فلج شده است
فعالان حقوق بشر در ایران
هادی امینی زندانی سیاسی کرد روز گذشته به دستور مسئولین زندان مهاباد به سلول انفرادی اطلاعات منتقل شد.
این زندانی سیاسی کرد که یک سال پیش در سردشت بازداشت و بر اثر شکنجه های زیاد در بازداشتگاه مچ دستهایش فلج شده به اتهام همکاری با احزاب کردی وبدون وکیل و در یک پروسه غیر قانونی از سوی دادگاه مهاباد به 5 سال زندان محکوم شد.
هادی امینی پیشتر اقدام به 40 روز اعتصاب غذا نموده بود. از دلایل انتقال این زندانی به سلول انفرادی اطلاعی در دست نمی باشد.
اطلاعیه کانون مدافعان حقوق دراویش و دانشجویان
کانون مدافعان حقوق دراویش و دانشجویان در روز سیزده فروردین هزار و سیصد وهشتاد و هشت برابر با دوم آوریل دو هزار و نه میلادی اقدام به برپایی تجمعی اعتراضی در برابر دفتر ناصر مکارم شیرازی در لندن می کند تا ضمن محکوم کردن تخریب برنامه ریزی شدۀ نمازخانههای دراویش در شهرهای مختلف ایران، خواستار توقف سرکوب هموطنان شریف و آزادۀ ما به جرم تصوف گرایی گردد.
با شرکت هرچه بیشتر خود بر شور و رونق و عظمت
این گردهمایی بیفزایید.
با حمایت هرچه گستردهتر خود در پیکار برای آزادی دانشجویان و دراویش زندانی از شکنجهگاههای قرون وسطایی شرکت کنید.
کانون مدافعان حقوق دراویش و دانشجویان ایران
تاریخ: 02 / 04 / 2009
زمان : 14:00 – 16:00
مکان :
856-8 Harrow Road Wembley, Middx, HA0 2PX
__._,_.___
ساقیا آمدن عید مبارک بادت
ساقیا آمدن عید مبارک بادت
وان مواعید که کردی مراد از یادت
در شگفتم که در این مدت ایام فراق
برگرفتی ز حریفان دل و دل می داد
برسان بندگی دختر رزگو به در آی
که دم و همت ما کرد ز بند آزادت
شادی مجلسیان در قدم و مقدم توست
جای غم باد مر آن دل که نخواهد شادت
شکر ایزد که ز تاراج خزان رخنه نیافت
بوستان سمن و سرو و گل و شمشادت
چشم بد دور کز آن تفرقه ات باز آورد
طالع نامور و دولت مادرزادت
حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح
ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت
حافظ
|