با نزديك شدن به انتخابات رياست جمهوري به طرز عجيبي صحنه هاي 12 سال پيش دارد تكرار مي شود. گويا در اين مدت هيچ اتفاق خاصي نيفتاده است. همان كساني كه پيش از خاتمي به سراغ موسوي رفته بودند، دوباره همان سناريو را دارند تكرار مي كنند. در آن زمان نيروهاي خط امام همه برنامه هاي خود را براي ميرحسين موسوي تدارك ديده بودند و از روي ناچاري سراغ خاتمي رفتند. برخي از آنان آشكارا اعلام مي كردند كه اگر موسوي نامزدي انتخابات را مي پذيرفت خيالشان آسوده بود و به شدت نگران پيروزي خاتمي بودند.
درباره اين كه آيا موسوي در رقابت با احمدی نژاد برنده مي شود يا نه، نمي توان قضاوتي قطعي كرد، اما بي شك بسياري از كساني كه به حمايت از احمدی نژاد برخاستند هيچ گونه انگيزه اي براي انتخاب موسوي ندارند. کسانیکه كه با تمام قوا براي حمايت از احمدی نژاد وارد صحنه شده اند، چه تفاوتی مي توانند مابین نخست وزير دوران خميني و احمدی نژاد بیابند. دوراني كه وحشتناك ترين دوران حکومت اسلامي بود و سرکوب آزادیخواهان، اختناق و خردستيزي در تمام شئونات كشور حاكم بود، در زمينه حقوق بشر، اين دوران ركورددار آمار اعدام زندانيان است. در زمينه اقتصاد، بسته ترين وضعيت ممكن بود و اموال بسياري از سرمايه داران ملي اعلام شد. در زمينه سياست خارجي كه ديگر جاي گفتن ندارد. هنوز هم موسوي عقده اجرا نشدن حكم سلمان رشدي را توسط دولت حکومت اسلامي در دل دارد، درباره اوضاع فرهنگي هم بايد گفت كه در اسفبارترين اوضاع هيچگاه مطبوعات پس از جنگ به آن دوران شباهتي پيدا نكرده است به غیر از دوران احمدی نژاد.
جاي شگفتي است چگونه نيروهاي نوگرا را يدك مي كشند، چگونه باز به سراغ موسوي رفته اند. همه آن چيزهايي كه در طول اين سالها با عنوان پيام دوم خرداد، جامعه مدني و تنش زدايي گفته بودند، گويا تاريخ مصرف داشته است. بازگشت نام موسوي به صحنه سياسي خود ماهيت بسياري از اصلاح طلبان حكومتي را آشكار مي كند. گويا اين گروه ها هيچگونه هويت سياسي مشخصي براي خود قائل نيستند تا بتوان رفتارهاي آنان را پيش بيني كرد. بيش از آن كه برنامه ها و اهداف سياسي شاخص رفتارهاي آنان باشد، آشنايي ها و رفاقت ها نقش بازي مي كند. با استقبال از ميرحسين موسوي اصلاح طلبان ناگهان تمام هويت اصلاح طلبانه خود را با بازگشت به نقطه صفر به حراج گذاشته اند. تنها با اين خيال كه فرشته نجاتشان با محبوبيتي كذايي كه از دوران جنگ دارد بتواند نظر مردم را به خود جلب كند. ولی همانگونه که بارها گفته ایم سگ زرد برادر شغال است و در حکومت اسلامی هیچگونه تضادی مابین مسئولان وجود ندارد و سناریوی چالش اصلاحگرا و اصولگرا برای گمراه نمودن مردم از بدو فاجعه 57 همچنان ادامه داشته است و هر زمان به طریقی مردم ناآگاه را در مسیر استمرار حکومت اسلامی در صحنه سیاسی - اجتماعی ایران فعال نموده اند. در این روند بوده است که روشنفکران تاریک اندیش و خبرنگاران مزدور و به اصطلاح کارشناسان سیاسی - اجتماعی ایران در بلندگوهای مزدور داخلی و خارجی آب به آسیاب آنان ریخته اند.
واقعيت آن است كه ميان افكار انقلابي ميرحسين موسوي و انصار حزب الله مرز مشخصي وجود ندارد. اگر آنان آزادي هاي فردي را سركوب مي كنند، موسوي در زمان زمامداريش براي مخالفان حق حيات هم قائل نبود. اگر انصار حزب الله شعار مرگ بر آمريكا و اسرائيل سر مي دهند (که آن هم ساختگی است)، او خود يكي از حاميان اشغال سفارت بوده است. در مورد فلسطين و گروههاي تروريستي هم هيچگونه اختلاف نظري با آنان ندارد. البته همانطور كه برخي از دوستان و مدافعان موسوي با افتخار تصريح كرده اند، اعتقاد او به ارزش هاي انقلابي ناب تر و خالص تر است، يعني اگر انصار حزب الله نهايتاً مي توانند نقش سربازان موسوليني را بازي كنند، او مي تواند خود موسوليني باشد.
اما نامزدي و استقبال گروههاي اصلاح طلب از ميرحسين موسوي علاوه بر اينها مشكلات ديگري را نيز در پي خواهد داشت. نخست اين كه ميرحسين موسوي براي انتخابات چندان حرفي براي گفتن ندارد، نه تنها روشنفكران و سياستمداران آزاديخواه به او انتقادهاي جدي دارند، بلكه لايه هاي اندكي عقلگراي محافظه كاران نيز مي توانند با افشاي افكار بنيادگرايانه از او پيشي بگيرند، مانند سناريويي كه احمد توكلي در دور دوم در مقابل خاتمي بازي كرد. توكلي پيروز نشد، زيرا در مقابل خاتمي حرفي براي گفتن نداشت، اما در مقابل موسوي خيلي ها مي توانند حرف بزنند. دوم، با حضور او در انتخابات، محافظه كاران با نشاندن يك نامزد غيرمحافظه كار با ادعاي انتخابات رقابتي ديگر هيچگونه نيازي براي تأييد صلاحيت ديگران احساس نخواهند كرد. سوم، مهمترين چالش پيش روي ايران در سالهاي آينده، آمريكا و فشارهاي خارجي بر ايران است. ميرحسين موسوي براي حل اين مناقشه هيچگونه ابتكار عملي واقعي ندارد، تاكنون هيچگونه اظهار نظري مبني بر بازنگري در افكار به شدت بنيادگرايانه او ديده نشده است.
در این شرایط اسفناک سیاسی - اقتصادی و اجتماعی ایران هر یک از کسانیکه توسط مجلس خبرگان برای کاندیدا شدن در انتخابات ریاست جمهوری مورد تأیید قرار گیرند، انتصاب شوند گرهی از سیه روزی مردم ایران باز نخواهد شد. یگانه راه برای رسیدن به آزادی، آبادی و سرافرازی ایران، براندازی این شیاطین مذهبی می باشد و فرزندان ایرانزمین می بایست عملیات ضد انتخابات یا بهتر بگوییم ضد انتصابات را پیگیری نمایند تا مسیر براندازی هرچه زودتر هموار شود.
پاینده ایران