شورای عالی کار، عصر چهارشنبه ۲۱ اسفند ۸۷، حداقل دستمزد سال ۱۳۸۸کارگران ایران را به مبلغ ۲۷۴هزار و۵۰۰ تومان تعیین کرد !
امیر جواهری لنگرودی amirjavaheri@yahoo.com
۲۲ اسفند۸۷
خبرگزاری های رسمی جمهوری اسلامی اعلام داشته اند: « شورای عالی کار متشکل از نمايندگان گروه های کارگري، کارفرمايی و دولت، عصر امروز در دومين جلسه رسمی خود حداقل دستمزد سال آينده کارگران را دو ميليون و ۷۴۵ هزار ريال تعيين کرد » در ادامه اعلام شده: « بر اساس مصوبه شورای عالی کار حداقل مزد روزانه کارگران در سال آينده رقمی معادل۹۱ هزار و ۵۰۰ ريال خواهد بود که اين رقم نسبت به سال گذشته ۲۵ درصد افزايش داشته است. » در پایان خبر آمده است: « همچنين از ابتدای سال ۸۸ به ميزان ۵ درصد آخرين مزد ثابت و يا مبنای سال جاری به اضافه روزانه ۱۴هزار و۶۴۰ ريال به دستمزد کارگران افزوده می شود، مشروط به اينکه دستمزد روزانه هر کارگر از مبلغ ۹۱ هزار و ۵۰۰ ريال کمتر نشود. ایلنا می افزاید : « در مورد نرخ پايه سنوات مشمول طرحهاي طبقه بندي مشاغل مبلغ ياد شده براي گروه يک بوده و براي ساير گروهها بر اساس جدول اعلامي از سوي وزارت کار اقدام ميشود. در مورد مبلغ کمک هزينه خانوار نيز مانند سال گذشته عمل ميشود » ( خبرگزاری ایلنا - مهر، ۲۱اسفند۸۷)
این همه در حالیست که سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه و اتحادیه آزاد کارگران ایران طی بیانیه ای مشترک در تاریخ ۱۸ اسفند ماه ۸۷ گزارش کرده اند :
« ما با بیش از ده هزار امضا توسط جمعی از کارگران فراخوان دهنده طومار خواست افزایش دستمزدها تحویل، شورای عالی کار، مجلس شورای اسلامی و مجمع تشخیص مصلحت نموده ایم ... »
بیانیه نویسان اعلام می دارند: « از آنجا که نرخ تورم اعلام شده توسط بانک مرکزی همیشه نصف نرخ تورم واقعی موجود در جامعه بوده است و بر اساس پیش بینی های اقتصاد دانان و اجرای بخشی از سیاستهای معطوف به طرح تحول اقتصادی، هزینه های زندگی در سال آینده به طور سرسام آوری افزایش پیدا خواهد کرد.
لذا: سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه و اتحادیه آزاد کارگران ایران اعلام می دارند بر اساس هر گونه کارشناسی علمی و منصفانه هم اینک حداقل دستمزد کارگران باید یک میلیون و پانصد هزارتومان باشد. » در ادامه بیانیه آمده است : در این راستا و برای تأمین یک زندگی انسانی برای کارگران، ما به عنوان قدم اول برای جبران فقر و فلاکتی که بر کارگران ایران تحمیل شده است اعلام می داریم:
حداقل دستمزدی که طی روزهای آینده در شورای عالی کار به تصویب می رسد نباید کم تر از یک میلیون تومان در ماه باشد و ما بدینوسیله به نمایندگی از بیش از ده هزار کارگری که تاکنون طومار خواست افزایش دستمزدها را امضا کرده اند از کسانی که در شورایعالی کار بدون حضور نماینده های واقعی کارگران برای نیروی کار آنان نرخ تعیین می کنند مصرانه می خواهیم نیروی کار ما کارگران را مانند سالهای گذشته به حراج نگذارند و بر خواست کارگران برای تعیین حداقل دستمزد به مبلغ یک میلیون تومان تن در دهند ...
جدا از خواست بیش از ده هزار امضاء کننده کارگر که یاد شد. نماینده گان دفاتر « خانه کارگر » در اغلب شهرستانها و استان ها، طی چند ماه اخیر و در هر فرصتی در گفتگو با ایلنا ضمن طرح مشکلات، بالا بودن هزینه سرسام آور زندگی، نرخ بالای تورم، گرانی خواربار، مسکن، بدهی یکایک کارگران به بانکها و نزول خواران حاجی بازاری و صندوق های قرض الحسنه، کوهی از مشکلات خود را پیش پای نشست در بسته به اصطلاح « شورای تعیین دستمزد ها » قرار دادند. کارگران به زبان خویش اعلام می دارند؛ ارقام اعلام شده بانک مرکزی که معیار ارزش یابی تعیین نرخ دستمزد سالانه به حساب می رود، همواره پائین تر از نرخ ميزان تورم سبد هزينه خانوار کارگري جاری در حیات روزانه اش می باشد. خبرگزاری ایلنا در تاریخ ۱۱اسفند۸۷ از قول حسن صادقی از سرکردگان سابق شورای عالی کارنوشت : استناد قانوني افزايش مزد سالانه کارگران را ماده ۴۱ قانون کار عنوان کرد و آن اینکه، سبد هزينه خانوار کارگري براساس۳۶ قلم کالا تعيين ميشود؛ در حاليکه سبد هزينهاي که بانک مرکزي اعلام ميکند براساس شاخص قيمتها در ۳۵۴ قلم کالاست.
ولي این در حالی است که در سبد هزينه اعلامي بانک مرکزي، کالاهاي لوکس نيز وجود دارد، در عوض در سبد هزينه خانوار کارگري، کالاهايي مثل ماشينهاي گران قيمت وجود ندارد و بيشتر اين سبد تأمين کالري و نيازهاي اوليه و ضروري خانوار کارگري است. در همین روز خبرگزاری کار باز می نویسد : « مزد روزانه کارگر در سال ۵۸ رقمي معادل ۵۶۷ ريال بود اما هرچند که اين رقم امروز نسبت به آن سال ۱۲هزار و ۱۰۰درصد افزايش داشته است، اما در مقايسه با رشد ۱۷هزار درصدي تورم که در۳۰ سال گذشته به وجود آمده است مشخص ميشود که هنوز افزايش مزدي چهار هزار درصد عقب است. » (ایلنا، ۱۱اسفند۸۷) بر پایه رقمی که اعلام شده است نشان می دهد که میزان دستمزد واقعی می بایست يكي از مشكلات موجود در رابطه خلاء ميان سبد هزينه زندگي و خط فقر بوده را كه در شرايط اقتصادي حاكم بر جامعه در طی این سال ها هيچگاه اين خلاء پرنشده، پاسخ می داد. ولی برای شورای عالی تعیین دستمزد، درب به همان پاشنه می گردد.
آنچه در عصر چهارشنبه ۲۱ اسفند ۸۷ در اطاقهای در بسته به نام نمایندگان « شورای عالی کار متشکل از نمايندگان گروه های کارگري، کارفرمايی و دولت » به انجام رسید، نشانه کمترین توجه به انبوه خواست ها و مطالبات کارگران و فریاد این کارگراست که می گوید : چه اهميتی دارد که من چند سال دارم. دختر سه ساله ام اصلاً رنگ لباس نو را نديده، همسرم مجبور است در يک اتاق ۱۲ متری با من بسازد، مکثی می کند و ادامه می دهد: می دانيد چند وقت است رنگ گوشت را نديده ايم؟!
اخبار و گزارشات درون کشور موئد این است که از يك سو؛ دولت درآمد حاصله از منابع سرشار ايران را يا چپاول كرده و در جيب سران همين حكومت سرازير ميكند و يا ميلياردها دلار از آن را خرج پروژههاي خود و بخش خودمانی و خودشانی مي سازد. اين پروژه ها هيچ سودي براي مردمان محروم کشور ندارند و از دیگرسو؛ ميبينيم كه چطور زنان و مردان زحمتكش ایران بايد روزها، هفته ها، ماهها و ای بسا یک یا دو سال همان حقوق حداقل خود را هم دريافت نكنند و نتوانند پاسخگوي پايهاي ترين نيازهاي خانوادهایشان باشند و هیچگاه گوشت و مرغ و میوه بر سر سفره هایشان راه نیابد. من پیشترهم نوشته ام؛ تشکل، تجمع، اتحاد عمل های موردی یا پایدار، پُردوام و کارآمد، سازمانیابی تشکل های مستقل سراسری و اتحاد عمل وسیع جنبش های اجتماعی موجود در سطح جامعه، برانگیختن وسیعترین همبستگی بین المللی در راستای پشتیبانی از مبارزات کارگران ایران، حلقه مقدم رودررویی با استبداد حاکم است. در این راه از هیچ اقدام جدی و مؤثر فروگذار ننماییم!
ما در طول ماه ها، هفته ها و روزهای گذشته با موج وسیع اعتراضات كارگران محروم ميهنمان، بخاطر عدم پرداخت حقوقشان دست به اعتراضات گسترده ای زدند. بطوری که در سطح سایت ها و وبلاگ های گوناگون داخل کشور این اعتراضات بشکل زیر شمارش شده است :
* اول بهمن، كارگران شركت پارسيلون خرمآباد در اعتراض به پرداخت نشدن حقوق عقب افتاده خود تجمع كردند. كارگران بجان آمده كه در وضعيت معيشتي سختي قرار دارند، با مسئولان در كارخانه درگير شدند.
* شش بهمن۸۷، كارگران محروم شهرداري اهواز در اعتراض به پرداخت نشدن 6 ماه حقوق خود دست به يك تجمع اعتراضي زدند.
* هشت بهمن۸۷، كارگران صنايع فلزی بهدليل پرداخت نشدن حقوقشان در مقابل دفتر احمدی نژاد تجمع اعتراضی برپا كردند. مأموران نيروی انتظامی از ترس، اين حركت اعتراضی کارگران را محاصره كردند.
* دهم بهمنماه ۸۷، در هفت تپه خوزستان، بيش از ۱۵۰۰ تن از كارگران ني بر نيشكر اعتصاب كردند.آنها خواستار پرداخت به موقع حقوق و پاداش سالانهشان شدند.
* دهم بهمن۸۷، شاهد چند حركت اعتراضي ديگر كارگري نيز بوديم. از جمله در پاكدشت كرج، كارگران سازمايه در مقابل دادگستری اين شهر تجمع اعتراضی برگزار كردند. آنها كه از دزدي و غارت حقوقشان بجان آمده بودند، ميگفتند: « دو سال است حقوقشان پرداخت نشده است. »
* ایضا روز دهم بهمن۸۷، كارگران كارخانه پرريس سنندج براي بيان خشم و اعتراض خود به تهران رفتند و درمقابل ديوان عدالت اداری تجمع اعتراضی برگزار كردند.
* روز سیزده بهمن۸۷، بيش از ۲۰۰ تن از كارگران كارخانه قند بردسير همراه با خانوادههاي خود، در مقابل اداره كار و همچنين در مقابل دادگاه در اين شهر تجمع اعتراضی برپا كردند. اعتراض آنان نيز پرداخت نشدن حقوق عقب افتادهشان بود.
* روز پانزده بهمن۸۷، همزمان با حضور وزير كار در همدان كارگران اخراجي شركت ساميكو, در مقابل استانداري تجمع اعتراضي برپا كردند. اعتراض آنان همچنين بخاطر تأخير در پرداخت حقوق خود بود.
* روز نوزدهم بهمن۸۷، كارگران نساجی خامنه شبستر كه در وضعيت معيشتی سختی قرار دارند در مقابل كارخانه تجمع كردند. اعتراض آنان به ۱۸ ماه پرداخت نشدن حقوق عقب افتادهشان بود. اين كارگران محروم كه تا بحال چندبار تجمع اعتراضي دست زدند يك هفته بعد هم در مقابل اداره كار در تبريز تجمع اعتراضی ديگري برگزار كردند.
* روز بیستم بهمن۸۷، كارگران كارخانههاي « فرنخ » و « مه نخ » قزوين در مقابل استانداری تجمع اعتراضي كردند پس از گذشت بيش از ۷ ماه كه از اخراج نزديك به ۴۰۰ تن از كارگران ميگذرد، هنوز هيچگونه پرداخت بيمهاي به آنها صورت نگرفته است و حقوق عقب افتاده نيز پرداخت نشده است.
* ایضا روز بیستم بهمن ۸۷، كارگران كارخانه سرب و روی زنجان نيز تجمع اعتراضی برپا كردند. اين كارگران محروم چند ماه است كه حقوق دريافت نكردهاند.
* روز بیست دوم بهمن ۸۷، بيش از۳۵۰۰ تن از كارگران لولهسازي اهواز يك راهپيمايي اعتراضي برگزار كردند. آنان خواستار امنيت شغلي و حقوق عقب افتاده خود بودند. كارگران بدون توجه به تهديدهاي ماموران، به خيابان ريختند.
* روز بیست چهارم بهمن ۸۷، كارگران صنايع چوب طالقانی در مقابل وزارت كار در خيابان آزادی تهران تجمع اعتراضی برگزار كردند. يكسال است كه اين كارگران هيچگونه حقوقي دريافت نكردهاند.
* کانون نويسندگان ايران در پنجم اسفند ۸۷ با انتشار بيانيه ای عليه موج جديد سرکوب و اخنتاق در کشور اعتراض کرد. رد بخشی از بیان کانون آمده است : « ... بر ميزان احضارها و بازداشتها افزوده شده است. در چند ماه اخير تنی چند از اعضای کانون نويسندگان ايران توسط نيروهای امنيتی بارها احضار شدند و ساعتها مورد بازجويی قرار گرفتند. و هنوز زمان زيادی از صدور حکم سنگين زندان برای يوسف عزيزی بنيطرف نگذشته بود که محسن حکيمی يکی ديگر از اعضای کانون و از فعالان جنبش کارگری بازداشت و پس از تحمل حدود دو ماه زندان با وثيقه سنگين آزاد شد. در همين دوره برای پنج نفر از اعضای سنديکای کارگران نيشکر هفتتپه، که هيچ جرمی جز دفاع از معيشت و حق تشکل خود نداشتهاند، حکم زندان صادر شد. دانشجويان در دانشگاههای مختلف کشور مورد يورش و بازداشت قرار گرفتند. فشار بر اقليتهای مذهبی نيز نمونه بارز ديگری از تفتيش و سرکوب عقيده است که دامنه آن در ماههای اخير افزايش يافت. در اين ميان بيپناهان و گمنامانِ معترض سختتر کيفر شدند، که عاليه اقدامدوست نمونهای مثالزدنی از اين بيپناهان معترض است. و اينها، همه، تنها گوشههايی از هجوم و سرکوب گسترده در چند ماه اخير به شمار ميآيد ... »
* پنجم اسفند ۸۷، کارکنان شرکت پرديسان در سمنان در مقابل استانداری در اين شهر تجمع اعتراضی برگزار كردند و خواستار پرداخت ۲ ماه حقوق عقب افتاده خود شدند. مأموران نيروی انتظامی از ترس گسترش اين حركت اعتراضی به كنترل و محاصره تجمع كنندگان پرداختند.
* ایضا در همین روز (پنجم اسفند۸۷) از طرف خبرگزاری ایلنا اعلام شد : تجمع کارگران چيني بهداشتي مينا وارد هفتمين روز خود شد ... تعداد اين کارگران به ۳۰۰ نفر مي رسد و احساس مي شود در صورت عدم توجه مسئولين، تبعات جبران ناپذيري خواهد داشت. در ادامه خبر آمده است : همچنين روز گذشته مديريت کارخانه براي آرام نمودن کارگران در جمع آنان حضور پيدا کرد که نتيجه اي در پي نداشت و کارگران همچنان در تجمع به سر مي برند.
* ششم اسفند۸۷، كارگران نيروگاه سيكل تركيبی شهر صنعتی رشت در اعتراض به پرداخت نشدن حقوقهای عقب افتاده تجمع كردند.
* در هفتم اسفند ۸۷ آمده است : بیش از ۲۰۰۰ نفر از کارگران لاستیک سازی دنا در اعتراض به عدم پرداخت حقوق در دو ماهه گذشته دست به اعتصاب زدند ....
* هشتم اسفند ۸۷، رادیو برابری طی گفتگویی از اخراج گسترده کارگران و تعطيلی کارخانه ها در شهر صنعتی کاوه آمده است ؛ شاهپور احسانی راد از اعضای اتحاديه آزاد کارگران ايران در باره اخراج کارگران، وضعيت اسفبار کارگران مهاجر و خانواده های آنان و... جمع آوری امضاء جهت افرايش دستمزد ها خبر می دهد.
* دهم اسفند۸۷، اعتصاب نمادین کارگران ذوب آهن اصفهان آغاز شد؛ در ادامه خبر آمده است : کارگران ذوب آهن اصفهان در شرایطی امروز اعتصاب خود را آغاز کردند که از سوئی بطور معمول اسامی کارگران هنگام دریافت غذا از رستورانهای کارخانه یادداشت می شود و از سوی دیگر مأمورین انتظامات کارخانه امروز دست به گشت زنی مرتب در قسمتها و کارگاههای مختلف کارخانه زدند.
* ایضا دهم اسفند ۸۷، كارگران كارخانه لاستيک دنا در اعتراض به عدم پرداخت حقوق و مزاياي چهارماهه خود در مقابل کارخانه اقدام به تجمع کردند. اين کارگران در محل کار خود نيز دست به اعتصاب زده و از کار کردن خودداري کرده اند. صبح روز شنبه اين حركت اعتراضي به درگيري بين كارگران و كارگزاران در اين كارخانه انجاميد که در جريان آن، تعدادي از كارگزاران زخمي شدند.
* سایت جمهوریت در تاریخ دهم اسفند۸۷، می نویسد : گسترش فقر در سه سال گذشته خط فقر به ۸۰۰ هزار تومان می رسد.
* کارگران صنایع فلزی شماره ۲ رویهم رفته ۱۰ماه است دستمزدی دریافت نکرده اند و اعتراضات تاکنونی این کارگران برای دریافت دستمزدهای معوقه شان علیرغم تجمعات مکرر آنان و وعده های مسئولین نه تنها محقق نشده، بلکه دادگاه یافت آباد حکم بازداشت شش نفر از این کارگران را نیز صادر کرده است.
* چهارده اسفند ۸۷، به گزارش ایلنا، دبير اجرايي خانه كارگر استان قزوين از بيكار شدن۱۱۰ كارگر اين استان در دو روز گذشته خبر داد.
* ایضا در همین روز ایلنا خبر می دهد؛ دبير اجرايي خانه كارگر استان مازندران از وضعيت بحراني و سخت معيشتي كارگران كارخانه نساجي مازندران خبر داد. كارگران دو ماه حقوق معوقه طلب دارند.
* شانزدهم اسفند ۸۷، کارگران شهرداری شویشه واقع در بیست کیلومتری شهرسنندج - مریوان، سه ماه است که حقوق و مزایای خود را دریافت نکرده اند. شهرداری روستای شویشه ۷ نفر کارگر دارد که از نظر امکانات بهداشتی هیچ گونه توجهی به سلامتی آنها داده نمی شود و در بدترین شرایط کاری و مالی بسر می برند.
* هفدهم اسفند ۸۷، به نوشته کانون صنفی معلمان ايران در تاریخ ۱۷ اسفند ۸۷ آمده است : رضا عبدی سنبل آبادی دبير زبان انگليسی منطقه ۱۹ آموزش و پرورش تهران به حکم سيد حميد رضا حسينی رئيس شعبه ۱۰۵۹ مجتمع قضايی شهيد بهشتی و تأييد حکم، توسط آقای حميد محمدی رئيس شعبه ۱۹ تجديد نظر به شلاق محکوم شد.
* هجدهم اسفند۸۷، به گزارش خبرگزاری مهر آمده است : حدود ۱۰۰ نفر از کارگران شرکتهای کشت و صنعت استان خوزستان صبح امروز مقابل مجلس شورای اسلامی تجمع کردند. اين افراد خواستار احقاق حقوق خود و پرداخت ما به التفاوت بيمه فصول گذشته خود هستند.
* ایضا در هجدهم اسفند ۸۷، به گزارش خبرگزاري کار ايران آمده است : كارگران نيشكر خوزستان در مقابل مجلس تجمع كردند تجمعكنندگان حدود ۲۰۰ نفر بودند به نمايندگي از سه هزار و۵۰۰ كارگر اين كارخانه در مقابل مجلس تجمع كرده بودند. آنها با بيان اينكه به صورت فصلي كار ميكنند، اظهار داشتند كه سالانه حدود۷-۶ ماه كار دارند و در مابقي سال بدون حقوق و مزاياي بيكار ميشوند.
* نوزدهم اسفند ۸۷، كارگران صنايع شيميايي ساري، بمدت ۱۰ ماه حقوق نگرفتهاند اين كارگران ۱۰ ماه حقوق خود را دريافت نكردهاند تنها امروز حقوق خردادماه خود را دريافت كردهاند.
* ایضا در تاریخ نوزدهم اسفند ۸۷، تجمع اعتراضی کارگران شرکت آردل حدود ۱۵۰ نفر از کارگران شرکت آردل در اعتراض به چهار ماه حقوق معوقه و پرداخت نشدن عيدى و پاداش خود مقابل دفتر سهامدار اصلى واقع در ضلع شرقى مصلى تهران تجمع کردند.
* بیست اسفند ۸۷، مسموميت شديد کارگران معدن آق دره تيکان تپه و اجتماع اعتراضی آن کارگران، دوازده تن از کارگران اخراجی معدن آق دره شهرستان تيکان تپه (تکاب) که در اثر استشمام بخار جيوه به شدت مسموم و از کار اخراج شده بودند به اداره کار اين شهر شکايت کردند.
* بیست و یکم اسفند۸۷، به گزارش ايلنا آمده است: صبح امروز جمعی از کارگران کارخانه پارس قوه به دنبال دريافت نکردن مطالبات خود مقابل کارخانه تجمع کردند. يکی از کارگران اظهار داشت: ازمجموع ۵۰۰ کارگر اين کارخانه،۱۰۰ کارگر ۳ ماه حقوق و عيدی و پاداش سال۸۷ خود رادريافت نکرده اند.
و این سلسله اعتراضات همچنان ادامه داشته و دارد ...
تا فرارسیدن اول ماه مه ۱۳۸۸راه درازی نیست، کارگران از همین امروز فریاد بر می آورند : به تصویب رسیدن دستمزد ۵۰۰/ ۲۷۴ تومانی تحمیل گرسنگی مطلق بر ما و خانواده هایمان است، با پیوستن به صف مبارزه برای افزایش دستمزدها از حق حیات انسانی خود به دفاع برخیزیم!
|