هزاره هاست که از ماندگاران امپراطوری ایرانزمین، فرخنده نوروز شکوهمند برایمان به یادگار مانده و دیرینگی این جشن بزرگ غیر مذهبی بشر، از تاریخ شناخته شده جهان دورتر است.
نوروز از طوفانهای بیشمار رویدادهای ضد ایرانی گذر کرده است، این بار هم از چنگ تازی ستایان حاکم خارج شده و سربلند تر خواهد بود.
اندیشمندان فرهیخته گذشته ما، روزشمار و سال شمار بشر را با گردش کیهانی در کهکشانی که زمین بدور خورشید می چرخد، همزمان کرده اند، با چه وسیله و امکاناتی در آن زمانهای دور دست؟ ... راز پنهانی گذشته ما می باشد.
در پهنه هستی به آن سرافرازیم زیرا این ما بودیم که به گیتی چنین شکوهمندی را ارزانی داشتیم. امروزه همانند گذشته، خجسته نوروز جمشیدی ما دارد جهان را در می نوردد.
ایرانی تباران ماندگار در سرزمین های پهناور گذشته ایران و در گوشه و کنار جهان با مباهات جشن می گیرند و به همگان می شناسندش. به گرایشگران فراگیری در پژوهشکده ها ندا می دهند که ما اینیم که بودیم.
می بینیم که نوروز با شکوه فراوان بر سر سفره دیگران همه جا می نشیند و کانال همواری است که همه را به فرهنگ پربار ایرانزمین رهنمون می سازد و ما حق داریم به خود نوروز را شادباش بگوییم.
نجیب زاده آزاده ای از تبار آریایی راه سعادت بشر را در کردار نیک، پندار نیک و گفتار نیک اعلام می دارد.
من نمی دانم چرا منزلت باشکوه او را تا حد پیغمبری سامی ها (ابراهیم، موسی، عیسی و محمد) پائین آورده و او را هم پیامبر می نامند؟ ...
او آزاده بلندپروازی بود که در کهکشان آمال بشری آئین دل افروزش را به دور ستون استوار راستی و درستی چرخیده و از پیشدادیانی است که انتقام و جباری را نمی پذیرد. جشن شادی نوروز و جشن های دیگری را گرامی می داشت و روش غمگساری، پوچ پنداری و عزاداری را نفی می کرد، فر نوروزی و جشن های ایرانی را با عمر زمین تا هست پیوند داده است.
در این روزگاران شکوهمند و شادی، مردم کشورمان نمی توانند آزادانه آن کنند که باید بکنند، کام هم میهنانمان را تلخ نموده اند. در شادمانی چهارشنبه سوری صدها نفر بازداشت می شوند، در شب نوروز باز گور تازه ای بروی جنازه ای تازه از ستمدیدگان آغوش گشوده و جوان روزنامه نگاری از زندان اوین به گورستان فرستاده می شود.
چه قراری می توان داشت وقتی که عضو دیگری را ستم پیشگان بدرد آورده اند، نمی دانند فردایی را در پیش دارند که این شتر درب خانه فرد فرد جنایتکاران می خوابد و به صف تیره روزگاران می پیوندند، به کوری چشم آنان تا شقایق هست چهارشنبه سوری و نوروز ما می درخشد.
فراموش کرده اند بعد از کودتای 28 مرداد بلافاصله معاون ریاست جمهوری آمریکا، نیکسون به تهران آمد و تظاهرات مخالف دانشجویان امید بر باد رفته، منجر به کشته شدن چهار داشنجو در دانشگاه با گلوله حکومتی ها شد و نهال مقاومت و مبارزه بدست دانشجویان در دانشگاه تهران کاشته شد و از آن به بعد با خون دگراندیشان آبیاری و با رفتاری ناپسند سرویس امنیتی هر روز ریشه آن قوی تر گردید و دیدیم که چه شد که متأسفانه رویای بهشت ناکجاآبادی مردم به جهنم مذهبیون تبدیل گردید. باید بدانند که نهال براندازی حکومت مذهبی این بار بدست شیرزنان ایرانی کاشته شد که یک ماه بعد از انقلاب در روز جهانی زن تظاهرات گسترده ای را برپا کردند و مخالفت خود را با رژیم و چادر به سر کردن اجباری اعلام نمودند و فهمیدند « خود غلط بود آنچه می پنداشتند » پاسداران رژیم سرکوبگر با فریاد « یا توسری یا روسری » تظاهرات را با خشونت در هم شکستند، خیال سران رژیم (همانند کشته شدن 4 دانشجو در دانشگاه) راحت شد، در حالیکه به دست همین ستمگران هر روز نفهمیده جنبش مقاومت شیرزنان را پشتیبانی کرده اند.
برخلاف دستور قرآنی که تظاهر به اطاعت از آن می کنند که می گوید حق زن نصف حق مرد است گفتند در رژیم مذهبی تهران پس از انقلاب حق زن و مرد در چند مورد برابر است. زن حق دارد همانند مرد زندانی شود، شکنجه شود، در زندان مورد استفاده جنسی قرار گیرد، سنگسار شود، بدار آویخته شده و یا تیرباران شود و می گویند این برابری حق زن و مرد به این صورت در حقوق بشر اسلامی نهادینه شده. شرمتان باد.
پراکندگی نیروهای مقاومت گوناگون برون مرزی و درون مرزی روزی به دور محور زنان مبارز همسویی و همیاری پیدا کرده و کاری کارستان انجام می دهند و سیل خروشان ستم پیشگان را از ریشه و بن بر می کنند و آنچه امروز برایشان نادیدنی است آن بینند و مردم از استبداد داخلی و استعمار خارجی رهایی خواهد یافت و صبح صادق ندمد تا شب یلدا نرسد و ما دل در گرو همان روزها داریم زیرا در انتهای آخر کار قرار گرفته اند و چارچنگولی بدست انتقام طبیعت سپرده خواهند شد.
اینست پیام نوروزی ما به تیره دلانی که به « الله جبار » خود دل بسته اند.
پاریس، دکتر سرهنگ عقیلی پور
نوروز 3747 جمشیدی
نوروز 2568 خورشیدی پادشاهی
نوروز 1388 خورشیدی تازی
|