گاهنامه پارس
ارگان سازمان پارس وشورای براندازی
Mars 2009 - n° 76

مصاحبه بهروز سورن با جابر کلیبی


   

نظرخواهی سایت گزارشگران درباره تشدید و تداوم سانسور نشریات - فیلترینگ و سرکوب روزنامه نگاران و نویسندگان

 

جابر کلیبی

*همانطور که مطلع هستید در ماههای اخیر امواج سانسور و سرکوب از سوی رژیم ابعادی گسترده تر یافته است. روزنامه نگاران و نویسندگان به سیاهچالها روانه و یا به اعدام محکوم می شوند. نشریات مستفل و آزاد ممنوعه و یا به دفاتر فعالین حقوق بشر هجوم و هرگونه مجرای خبررسانی را مهر و موم می کنند. بر طبق اظهارات مسئولین نظام جمهوری اسلامی طی چندسال گذشته صدها هزار وبلاگ و رسانه اینترنتی در داخل و خارج از کشور مسدود و یا با فیلترینگ گسترده مواجه شده اند. دانشجویان کماکان تاوان آزادی خواهی خود را می دهند و فعالین و رهبران کارگری و جنبش زنان و معلمان در زندانها بسر می برند.

به نظر شما دلائل تشدید سرکوب و سانسور در ماههای اخیر بطور مختصر کدام است؟

جابرکلیبی : یکی از ویژه گی های جمهوری اسلامی این است که همیشه در حال تشدید ترور و سرکوب است. این از خصلت های اساسی رژیم های فاشیستی است. جمهوری اسلامی از همان آغاز به قدرت خزیدنش، به عنوان وارث ترور و خفقانِ رژیم سلطنتی به تشدید سرکوب و سانسور دست زده است. استمرار سرکوب و به تبع آن سانسور شدید، پس از مدتی با مقاومت مردم، کارگران، دانشجویان، معلمان، زنان، ملیت ها و ...، بُرایی خود را از دست داده و رژیم برای ادامه حیات خود ناچار به بکار گرفتن اشکال جدیدی از سرکوب و سانسور شده است. سانسور جمهوری اسلامی که با بستن روزنامه آیندگان، رسماٌ توسط شخص خمینی آغاز شد، در مراحل بعدی با توجه به مقاومت و مبارزه توده های مردم و برای سرکوب آن، ابعاد وسیعتر و مضمون خشن تری به خود گرفت. در دوران وزارت ارشاد محمد خاتمی، به موازات تشدید سرکوب، ایشان سانسور   « مضاعف » را برقرار نمود. به این معنا که حتا پس از گرفتن مجوز برای انتشار کتاب و...، و چاپ آثار، آن را توقیف و به        « خمیر » تبدیل می کردند. این امر نه تنها سانسور کتاب و آثار قلمی بود بلکه زیانهای سنگین مالی برای نویسنده را نیز به همراه داشت که در بسیاری موارد به ورشکستگی مؤلف و ناشر می انجامید. آری، این از ابتکارهای جناب خاتمی بود که به « اصلاح طلب »؟! معروف است.

سانسور به عنوان وسیله ای برای سرکوب اندیشه ها و جلوگیری از رشد و تعمیق آگاهی مردم، از سیاست ترور و خفقان جمهوری اسلامی تفکیک ناپذیر است. اما دلیل تشدید سرکوب و سانسور در ماههای اخیر، رشد اعتراض ها و توسعه مخالفت ها در جامعه بویژه از جانب نیروهای اجتماعی مهمی چون کارگران، دانشجویان، زنان و ...، می باشد که در سال های اخیر رژیم را با مشکلات سنگینی روبرو ساخته است. اغراق نه خواهد بود چنانچه بگوییم در شرایط کنونی، رژیم با جامعه ای در حال تکاپو برای خروج از وضعیت اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و ...، که دیگر به مرز انفجار رسیده است، روبرست و در چنین شرایطی عنصر آگاهی و تبدیل آن به رابطه ای اجتماعی میان عناصر فعال جامعه آن خطر جدی است که تمامیت رژیم را تهدید می کند. از این رو تشدید سانسور در شرایط کنونی، به عنوان یکی از اجزاء مهم سرکوب، بطور مشخص آگاهی سیاسی عمومی وعناصر فعال  جامعه را هدف گرفته و برای مقابله با جنبش های اجتماعی است.       

*واکنش رسانه های موجود در برابر اقدامات رژیم  اعم از مخالف و یا منتقد را چگونه ارزیابی میکنید؟

جابر کلیبی : رسانه های موجود را می توان به چند دسته تقیسم نمود :

1) رسانه های وابسته به جناح هایی از رژیم که در رقابت با جناح حاکم قرار دارند و در مواردی برخی رخدادها و اخبار را پخش می کنند،

2) رسانه های کشورهای امپریالیستی که در عین پخش اخبار عمومی ایران، بطور متمرکز بر اشاعه اخبار و رخدادهای معیین و دست چین شده که منطبق با منافع آنها در ایرانست، می پردازند. این رسانه ها با برد و کمیت عظیمی که دارند، تاثیر وسیعی بر افکار عمومی می گذارند،

3) رسانه های سازمان های سیاسیِ اپوزیسیون از راست تا چپ که برد و تأثیر اجتماعی چندانی ندارند،

4) و سرانجام رسانه های مستقل که فعالان آن ها از اعضای سابق سازمان های سیاسی می باشند.

باین ترتیب رسانه های مترقی و چپ (3 و 4) بخش کوچک و ضعیفی از رسانه های موجود را تشکیل می دهند و در جامعه قادر نیستند در مقابل شرایط سرکوب و سانسوری که توسط رژیم بویژه علیه نیروهای مترقی و انقلابی به شدت اعمال می شود، واکنش لازم را از خود نشان دهند.  

 

*تعریف شما از رسانه مستقل و یا وابسته چیست؟

جابر کلیبی : هنگامی که سخن از رسانه « مستقل » است باید روشن کنیم معنای این استقلال چیست و این رسانه ها از چه چیزی مستقل هستند؟  درک من از استقلال در این رابطه، استقلال از رژیم، قدرت های امپریالیستی و نیز سازمان ها و گروههای سیاسی مشخص است. این رسانه های « مستقل » اما در عین حال دارای جهانبینی طبقاتی معینی هستند و درسمت گیریهای سیاسی خود، کم یا بیش منافع گروه معیین اجتماعی را مد نظر دارند. از این رو، از نظر سیاسی و طبقاتی « استقلال »  مبنایی ندارد. من بیشتر ترجیح می دهم سخن از رسانه های     « ضد رژیم »  نام برم.

*چه تدابیر و مکانیزمی را  برای عبور و یا شکستن دیوارهای سانسور و خفقان ضروری میدانید؟

جابر کلیبی : با توجه به نارسایی و ضعفی که بر رسانه های مترقی و بطور کلی بر جنبش چپ حاکم است باید در جستجوی ابزار و مکانیسم هایی بود تا در مقابل سانسور رژیم و نیز سانسور رسانه های امپریالیستی در زمینه مبارزات رادیکال که تمامیت رژیم را هدف گرفته اند، قد علم کرد. درست به همین مناسبت است که کوشش هایی در جهت ایجاد نهادهایی از قبیل « کانون روزنامه نگاران و نویسندگان برای آزادی »- که سایت گزارشگران در تدارک و عملی ساختن آن نقش مهمی داشته است!، برای درهم شکستن دیوار سانسور اهمیت اساسی دارد.  

*همبستگی و اشتراک مساعی رسانه های مستقل را تا چه اندازه لازم تلقی می کنید؟

جابر کلیبی : در این شکی نیست که هرچه هماهنگی و اشتراک مساعی رسانه های مترقی و چپ سازمان یافته تر باشد به همان نسبت سانسور کارایی کمتری خواهد داشت. از جانب دیگر، سانسور رژیم آنطور که برخی سطحی نگران می پندارند جدا از تمامیت جمهوری اسلامی نیست و یکی از عواملی است که مستقیماً با حیات رژیم ارتباط دارد. از این رو، مبارزه علیه سانسور جزیی از مبارزه علیه تمامیت رژیم است. 

با تشکر از شما

بهروز سورن

 

 

 

برگشت به سرمقالات