گاهنامه پارس
ارگان سازمان پارس وشورای براندازی
Déc 2008 - n° 73

آمارهای رو به افزایش قتل و خشونت نشان دهنده فاجعه ای انسانی


   

طلعت تقی نیا

مدرسه فمینیستی 

بررسی خشونت های موجود در جامعه نشان می دهد که با افزایش مقررات سختگیرانه، خشونت همچنان رو به گسترش است. آمارهای رو به افزایش قتل و خشونت نشان دهنده فاجعه ای انسانی در جامعه ماست که متأسفانه جدی گرفته نمی شود.

(ادامه از شماره قبل)

قتل های ناموسی، خواهر کشی

۴ / ۶ / ۷۸ - پدری در سال ۸۱ در کلانترى ۱۰۸ نواب به مأموران گفت: دخترم « بهواژ » از چند روز قبل ناپدید شده است. از آنجا که او با برادر ناتنى اش « توماژ »  به شدت اختلاف داشت احتمال مى دهم پسرم از سرنوشت خواهرش مطلع باشد. « توماژ » دستگیر و در بازجویى گفت: « من به خواهرم علاقه زیادى داشتم اما وقتى فهمیدم با مرد جوانى آشنا شده و مى خواهد با او ازدواج کند و به همراه آن مرد به خارج برود نگران شدم و به شدت مخالفت کردم. شب حادثه هم در خانه تنها بودیم که بین ما درگیرى در گرفت، دقایقى بعد هم متوجه مرگش شدم. در حالى که ترسیده بودم ناچار جسد را در چمدانى گذاشته و آن را به بیابان هاى اطراف ساوه برده و درون یک قنات انداختم. پدر مقتول پس از ۶ سال از قصاص و مجازات پسرش چشم پوشى کرد.

۹ / ۶ / ۷۸ مردى که به اشتباه فرد دیگرى را به جاى مزاحم خواهرش به قتل رسانده بود، با رضایت اولیاى دم دوباره به زندگى بازگشت. آذر سال ۸۵ مرد ۵۱ ساله اى به نام «ضرغام» مقابل خانه اش در خیابان بلورسازى تهران با ضربه هاى کارد مهدی به قتل می رسد مهدی علت قتل را مزاحمت هاى مردى براى خواهر کوچکش دانست و گفت: خانه مرد مزاحم کنار نانوایى بود وقتى به در خانه مورد نظر مراجعه کردم همین که مرد میانسالى در را باز کرد بدون مقدمه، با چاقو چند ضربه زده و از محل فرار کردم .

۴ / ۷ /۸۷ سمیه ۲۵ ساله در بازجویى گفت: چند سال قبل محسن مقتول به خواستگارى ام آمد اما به او جواب منفى دادم با این حال دست بردار نبود. به همین دلیل وقتى با مرد دیگرى ازدواج کردم او همچنان به مزاحمت هایش ادامه داد. تا این که برادرم به موضوع پى برد و از من خواست با محسن قرار ملاقاتى بگذارم تا با هم صحبت کنند. حال آن که نمى دانستم این حادثه تلخ رقم مى خورد. وقتى به محل قرار رسیدیم برادرم با او درگیر شد و با کاردى که همراه داشت محسن را زد. دختر جوان، به اتهام معاونت در قتل بازداشت شد و تلاش براى دستگیرى متهم اصلى ادامه دارد.

۱۴ / ۷ / ۷۸ پسر معتاد با اطلاع از رابطه پنهانى خواهر خود، پس از انتقال به اداره آگاهى با صراحت اعتراف کرد دوستانش را به قتل رسانده و گوش آنها را بریده و اجساد آنها را در بیابان هاى اطراف رها کرده است. کامران اظهار داشت چند روز قبل از طریق مادرم متوجه شدم سه تن از دوستانم که براى مصرف مواد مخدر به خانه ما رفت و آمد داشتند خواهرم را پس از فریب تحت آزار و اذیت قرار داده اند. به همین جهت آنها را به بیابان کشاندم و به قتل رساندم.

۲۱ / ۷ /۷۸ مرد بدگمان با طرح نقشه مرد همسایه را کشت. فاطمه ۲۶ ساله همسر این مردگفت: مقتول چند بار به صورت تلفنى مزاحمم شد. با تذکرهایى که به او دادم، تماسهایش قطع شد. شوهرم مرد بداخلاقى است همیشه کتکم مى زد، من با اطلاع از ارتباط پنهانى او با زن دیگری تصمیم به طلاق داشتم. ولى شوهرم وقتی که اصرار مرا براى طلاق مى دید، فکر مى کرد پاى شخص دیگرى در میان است. در حالى که انگیزه من براى جدایى رفتارهاى خطرناک شوهرم بود.

۲۸ / ۷ / ۷۸ مادری شکایت کرد :« پسر ۲۸ ساله ام دو روز قبل براى خرید سیم کارت تلفن همراه از خانه خارج شد و هنوز برنگشته است پسر گمشده روز حادثه یک سیم کارت تلفن همراه اعتبارى در قرچک خریدارى کرده بود. با بررسى پرینت مکالمات وى مشخص شد با زنى به نام « سبیحه » تماس گرفته است. این زن به همراه همسرش به اداره آگاهى منتقل شدند. شوهر در بازجویى هاى اعتراف کرد: « منصور » که از دوستانم بود به تصور این که تا چند ماه دیگر مى میرم، به همسرم ابراز علاقه کرد. بعد هم در کمال ناجوانمردى از من خواست همسرم را طلاق دهم تا آنها ازدواج کنند. از همسرم خواستم تا او را به خانه دعوت کند. « منصور » که فکر مى کرد به مسافرت رفته ام با خیال آسوده به خانه آمد. من و برادر همسرم نیز انتظارش را مى کشیدیم. وقتى « منصور » وارد خانه شد، با چوب به جانش افتاده وقتى از مرگش مطمئن شدیم، جسد را در اتاق پذیرایى دفن کردیم. متهمان با پذیرفتن اتهاماتشان، موضوع را دفاع از ناموس دانستند.


و اما مسئولین چه می گویند ؟

سرهنگ مصطفى رجبى، معاون مبارزه با جرایم جنایى پلیس آگاهى کشور گفت: در حالى که وقوع قتل با سلاح هاى گرم و سرد کاهش نسبى نشان مى دهد، اما متأسفانه رتبه اول در انگیزه انجام قتل، همچنان مربوط به اختلاف هاى خانوادگى است. در این زمینه نیز بیش از ۳۰ درصد قتل ها از سوى آشنایان و بستگان نزدیک قربانیان رخ داده است. وى عامل اصلى وقوع قتل هاى خانوادگى را ناهنجارى هاى اخلاقى، مصرف مواد مخدر، مشروبات الکلى و کم توجهى به اعتقادات و فرهنگ اصیل خواند و افزود: بسیارى از مجرمان که داراى سوابق کیفرى متعدد هستند، در پى خروج از زندان دوباره در چرخه تکرار جرم قرار مى گیرند که باید در این زمینه چاره جدى اتخاذ کرد.(۱۴/۶/۷۸)

 

کودک آزاری، پدر کشی، دیگر کشی ثمرات اعتیاد

۱۷ / ۷ / ۷۸ پدر معتادی در اقدامى جنون آمیز پسر ۴ ساله اش را به قتل رساند. اسماعیل ۳۶ ساله پس از قتل فجیع پسر خردسالش، خودزنى کرد. همسر اسماعیل به مأموران کلانترى ۱۵۸ کیانشهر که در محل حادثه حاضر شدند گفت : شوهرم معتاد و بیکار بود. با داشتن سه فرزند دو پسر و یک دختر مشکلات فراوانى در زندگى داشتیم، ناچار براى تأمین مخارج زندگى تصمیم به کار گرفتم و در یک مغازه نزدیک خانه مان مشغول کار شدم. به دلیل این که شوهرم سابقه بیمارى روانى هم داشت سعى مى کردم بچه ها را نیز با او زیاد تنها نگذارم. امروز هم وقتى پسر و دخترم به مدرسه رفتند على اکبر را خواباندم و خودم به سر کار رفتم که این اتفاق افتاد.

۱۸ / ۷ /۷۸ پلیس آگاهى شهرستان « کبودراهنگ » همدان در جریان قتل یک زن تنها در یکى از روستاهاى این شهر قرار گرفت. در نخستین تحقیقات مشخص شد « ماه جبین » - ۸۰ ساله خفه شده است. عامل جنایت نیمه شب پس از ورود به خانه، پیرزن تنها را با چادر خفه کرده و ۲۰ هزار تومان پول و کوپن هایش را سرقت کرده و متوارى شده است. مأموران از سرقت هاى مشابه چند خانه و احشام همان روستا و روستاهاى اطراف باخبر شدند. دومین جنایت در این روستا این بار مرد ۸۴ ساله اى قربانى سرقت مرگبار شبانه شده بود. سومین قربانى دو روز پس از قتل مرد تنها نیز زن ۷۴ ساله اى به نام «جواهر» بود.

جنایتکار روستا سومین قربانى اش را نیز مانند نخستین قربانى با چادر خفه کرده و پس از سرقت پول و کوپن هایش از محل فرار کرده بود. مأموران که احتمال وقوع چهارمین قتل در روستا را دور از ذهن نمى دانستند، آنجا را به دقت تحت کنترل نامحسوس قرار دادند. « على اصغر » - ۲۴ ساله - در حال خارج شدن از خانه همسایه دیده شد. او وسایلى به همراه داشت که احتمال داده می شد، آنها را سرقت کرده باشد. « على اصغر » نوه معتاد یکی از قربانیان پس از دستگیری گفت: از مدتى قبل به ماده مخدر « کراک » اعتیاد پیدا کرده بودم. بنابراین براى تهیه پول مواد مجبور به سرقت از اهالى شدم. پس از کشتن مادربزرگم، کشتن افراد برایم راحت تر شده بود.

۱۸ / ۷ /۷۸ مرد معتاد هنگام سرقت از خانه اى زن صاحبخانه را به قتل رساند. مأموران کلانترى ۱۲۸ با حضور در محل حادثه در یکی از محله های شرق تهران دریافتند زن ۷۵ ساله ای به نام فرح پس از درگیرى، با ضربه هاى کارد به قتل رسیده و جسدش در انبارى حیاط رها شده است. در طبقه دوم محل جنایت خانواده اى زندگى مى کنند که پسر ۳۱ ساله معتادى دارند. پسر پس از دستگیری گفت: بشدت پشیمانم اما افسوس که اعتیاد بلاى جانم شده بود و براى تأمین پول مواد، ناچار تصمیم به دزدى گرفتم. باور کنید قصد کشتن پیرزن همسایه را نداشتم اما او با چوب مرا زد و ناخواسته با هم درگیر شدیم.

۲۰ / ۷ / ۷۸ مرد معتاد وقتى نتوانست ارثیه اش را از پدرش بگیرد، نقشه قتل او را طراحى و اجرا کرد. مرد سالمندى با مراجعه به شعبه دوم دادیارى دادسراى ناحیه ۱۸ تهران از پسرش به اتهام اقدام به قتل شکایت کرد. وى گفت: پسرم از چند سال قبل معتاد به مواد مخدر « کراک » است. او چندى قبل به خاطر اعتیاد شدیدش یک پاى خود را از دست داد. الان هم با پاى مصنوعى حرکت مى کند. به دلیل بیکارى اش، مدتى به بهانه هاى مختلف از من پول مى گرفت و مواد مخدر مى خرید. متوجه شدم وسایل خانه را پس از سرقت مى فروشد. سراغم آمد و خواست سهم ارثیه اش را بدهم او را از خانه بیرون انداختم. همان شب با ریختن سم در غذایم نقشه قتلم را اجرا کرد اما همسرم متوجه شد و مرا به بیمارستان رساند.

۲۱ / ۷/۸۷ زن سالخورده اى از پسرش به خاطر اعمال خشونت علیه فرزندانش شکایت کرد. پسرم حدود ۷ سال پیش ازدواج کرد اوایل، زندگى خوبى داشتند تا این که پسرم معتاد شد. همین مسئله هم به اختلاف هاى آنها بشدت دامن مى زد و سرانجام چند ماه قبل عروسم که به ستوه آمده بود، دختر شش ساله و پسر چهارساله اش را ترک کرد و به خانه پدرش رفت. از آن موقع پسرم براى این که پسرش شیطنت نکند، به او مرتب تریاک مى دهد تا همیشه آرام و بى صدا باشد. بارها نیز نوه ام را از زیر مشت و لگدهاى پدر معتادش نجات داده ام، اما براى این که پسر کوچولو از آزار و اذیت هاى پدرش در امان باشد، او را به خانه یکى از آشنایان بردم. حالا دیگر توانم بریده و نمى توانم از پیمان نگهدارى کنم.

۲۸ / ۷ / ۷۸ زنى پیکر نیمه جان پسربچه اش را به اورژانس بیمارستانى در مرکز تهران رساند. آثار کبودى و شکنجه روى گردن و بدن کودک مشهود بود، مادر « همایون » به مأموران گفت: شوهرم سابقه دار و معتاد است.

پدر« همایون » به شعبه هفتم دادیارى دادسراى ناحیه تهران احضار شد و منکر هرگونه جرمى شد و گفت افراد نظافت چی که به ساختمانشان رفت و آمد داشتند، بچه را مورد آزار و اذیت قرار داده اند. اما آخرین نتیجه معاینات کارشناسان پزشکى قانونى نشان داد که زخم هاى کهنه و آثار شکنجه روى بدن «همایون » کوچولو مربوط به ماه ها قبل و بر اثر سوزاندن بدنش با سیگار ایجاد شده است.

این پسر بچه هم اکنون در شوک ناشى از خفگى و ضرب و شتم هاى پدرش به سر مى برد. او اغلب اوقات خواب است. زمان بیدارى هم به یک جا خیره مى شود و نمى تواند حرف بزند. تاکنون دوبار در خواب حالش بد شده و گفته مى شود دچار سکته قلبى شده است ...

ادامه دارد

 

 

 

 

برگشت به سرمقالات