روز چهارشنبه 5 اکتبر 2008، خبر انتخاب « اوباما » به عنوان رئیسجمهور آمریکا منتشر میشود و بسیاری را هیجانزده میسازد. این واقعه برای بسیاری اتفاق شگفت انگیزی مینماید. ظاهراً مردی سیاهپوست، از تبار بردگان آفریقائی و از خانوادهای مسلمان، توسط به اصطلاح آراء رنگین پوستان و زحمتکشان آمریکا، به ریاست جمهوری آمریکا برگزیده میشود. اما فقط صاحبان شرکتهای انحصاری آمریکا هستند که با آگاهی از این توطئه و در ته دلشان، به سادهلوحی مردم فریب خورده، میخندند!
این که توده های مردم فریب بخورند و به عناصر دشمن که در لباس دوست درآمدهاند، اعتماد بکنند موضوع تازهای نیست و بعد از این هم، از این نوع فریبکاریها و فریبخوردنها رخ خواهد داد. از مردم آفریقائی تبار آمریکا هیچ گلهای نمیتوان داشت که فریب این مزدور شرکتهای انحصاری را بخورند و به او، به عنوان سخنگوی آمال و آرزوهای پایمالشدهشان رأی بدهند و از « انتخاب » وی نیز شادمان شده و پایکوبی بکنند.
صحنۀ دردآور این نمایش شعبده بازی، زمانی فرا میرسد که دوستان نادان خلق به سرور و شادمانی برمیخیزند. روشنفکران بیمایهای که هر روزه در جریان بمباران ایدئولوژیک دشمن، مدام باز تولید میشوند و همواره نیز نقش جادهصافکن دشمن را ایفاء میکنند.
چه بسیاری که در این روزها، هلهلهکنان، اوبامای مزدور را با « مارتین لوترکینگ » مقایسه میکنند و نشان میدهند که نه « مارتین لوترکینگ » را شناخته بودند و نه « اوباما » را میشناسند!
چه بسیاری که انتخاب « اوباما » را تحولی شگرف در تاریخ آمریکا قلمداد میکنند، بدون این که مفهوم « تحول » را بفهمند و یا درکی صحیح از سیستم حاکم بر آمریکا داشته باشند.
چه بسیاری که انتخاب « اوباما » برایشان، پایان راسیسم در آمریکا و یا شاید هم در تمام جهان جلوه میکند.
و همۀ این بیخبران، با رواج چنین اراجیفی، امر فریبدادن تودهها را چه آسان میسازند.
بسیار مشکل به نظر میرسد که این دوستان نادان خلق دریابند که هیچگاه و هیچ کشوری، توسط رئیسجمهور اداره نشده است بلکه همواره گروهی از زبدهترین کارشناسان اقتصادی و سیاسی زمام امور کشور را در دست داشته و رئیسجمهور، به عنوان یک عروسک خیمهشببازی، مجری تصمیمات کارشناسان اقتصادی و سیاسی است و بیشتر جنبۀ تشریفاتی دارد.
بسیار بعید به نظر میرسد که این روشنفکران فرومایه دریابند که در کشور آمریکا هیچ انتخابی، انتخاب مردم نیست و هر انتخاب، انتصابی است که توسط کارشناسان طبقۀ حاکم صورت میگیرد.
« اوباما »، دلقک شعبده بازی انتخابات ریاستجمهوری، با فریادهای « تغییر »، به شست و شوی مغزی مردم آمریکا میپردازد و هیچ کس نمیداند که چه مدت زمان لازم است که تا دوستان نادان خلق دریابند که :
این « تغییر »، تغییر در مناسبات استثمارگرانه سرمایهداری در آمریکا نخواهد بود و سرمایههای آمریکائی بیشتر از پیش به غارت ارزش اضافی تولید شده توسط کارگران و زحمتکشان ادامه خواهند داد.
این « تغییر »، تغییر در اعمال سیاستهای امپریالیستی در آمریکا و جهان نخواهد بود و سرمایههای امپریالیستی آمریکا بیشتر از پیش ارزش اضافی تولید شده در کشورهای تحتسلطه را به سرمایههای متروپل انتقال خواهند داد و دولت امپریالیستی آمریکا بیشتر از پیش با سرکوب جنبشها و مبارزات ضد امپریالیستی، دامنۀ تجاوزات غارتگرانهاش را گسترش خواهد داد.
این « تغییر »، تغییر در اعمال سیاستهای راسیستی و فاشیستی در آمریکا نخواهد بود و اعمال راسیسم با شدت و حدت بیشتری ادامه خواهد یافت.
ولی این « تغییر »، مسلماً تغییر در چگونگی فریب تودهها خواهد بود، زیرا که این بار، دولت آمریکا در قالب فردی سیاهپوست تجسم مییابد.
انتصاب « اوباما » به عنوان رئیسجمهور، بیشتر حاکی از این است که آن چنان مکانیسم پیشرفته و توسعهیافتهای بر دولت امپریالیستی آمریکا حاکم است که اگر فرد سیاهپوستی را هم بر مسند ریاستجمهوری بنشانند باز هم آب از آب تکان نخواهد خورد و در، بر همان پاشنه خواهد چرخید و باز هم امپریالیسم آمریکا قادر است سیاست های سرکوبگرانه و تجاوزکارانۀ خود را به پیش ببرد.
اما این انتصاب، کار امپریالیسم آمریکا را تا اندازۀ بسیار زیادی راحتتر خواهد کرد. توسط « اوباما » ی سیاهپوست و مسلمانزاده راحتتر میتوان افکار عمومی مردم آفریقا را از یک سو و مردم کشورهای اسلامی را از سوی دیگر تحت تأثیر قرار داده، فریب داده، و سیاستهای امپریالیستی را توسعه و گسترش داد.
بهمن آرام - نوامبر 2008
isaned@hotmail.com
|