دکتر عقیلی پور
آیا آمریکا می تواند داور بیطرف در مسائل جهانی باشد و دست از چند جانبگی بردارد؟ ...
آیا آمریکا می تواند جهان را به خودیها و غیرخودیها تقسیم نکرده و به حق حیات ملت ها احترام بگذارد؟ ...
چهارم نوامبر 2008 روز شکوفان و افتخار و سربلندی برای مردم آمریکاست، برای اینکه همانند هشت سال پیش در محاسبه آراء دستکاری نشود بطور بی سابقه بیش از 65 میلیون نفر به صندوق های رأی رفته و رئیس جمهور خود را انتخاب کردند کسی را برگزیدند از تبار آفریقایی و قسمتی از فامیل مسلمان.
این اقدام مردم آمریکا آموزشی در دموکراسی و آزادمنشی برای همه جهانیان است.
تاکنون تصور می کردند با اردوکشی به کشورها و به خاک و خون کشیدن ملت ها می توانند دموکراسی و احترام به حقوق بشر را برای آنان هدیه ببرند لااقل چیزی بود که عنوان می کردند تا در نتیجه دوست و هم پیمان بدست آوردند. نتیجه این روش این بود که تا روز سوم نوامبر 2008 تنفر و دشمنی با آمریکا در همه کشورهای جهان روزافزون بود حتی شهروندان آمریکایی در بیشتر کشورها سعی می کردند آمریکایی بودن خود را پنهان کنند. رئیس جمهور آمریکا هر کجا می رفت با تظاهرات بزرگ مخالفان و سوزاندن پرچم آمریکا روبرو بود، در زمان ریاست جمهوری این پدر و پسر جمهوری خواه متأسفانه با برافروختن جنگ در خاورمیانه یکی از واردات آمریکا هزارات تابوت پوشیده با پرچم از سربازانی بود که هزارها کیلومتر دورتر از آمریکا در خون خود غلطیده اند.
در غروب روز چهارم نوامبر که نتیجه شمارش آراء ریاست جمهوری اعلام گردید در ظرف چند ساعت جهان در شور و شعف قرار گرفت که از دست نئوکنسرواتورها نجات پیدا کرده و بلافاصله آن تنفر و انزجار عمومی به آرامش و دوستی با آمریکا مبدل گردید و آقای اوباما سمبل و کاتالیزر دوست داشتنی و قهرمان قرن 21 شد. سرنوشت، او را در زمان معین در مکان لازم قرار داد. درسی بود به جهانیان که برای جلب قلوب ملت ها اسلحه و جنگ و خونریزی کارساز نبوده بلکه دموکراسی، آزادمنشی و روش غیر خشونت بهترین راه کار است.
معجزه ای به وقوع پیوست که شب هنگام چهارم نوامبر 2008 همه امیدها بسوی آمریکا معطوف گردید. این فرصت تاریخی و استثنایی افتخارآمیز به گردانندگان جدید آمریکا این شانس را ارزانی داشت که بر خلاف گذشته از پشتیبانی پنهانی خودکامگان، دیکتاتورها و دست نشانده های خود دست بردارند و در مناقشات جهانی داور بی طرف بوده و به یاری و همگامی با ملت های ستمدیده بشتابند، تا مردم آزاده خود حکومت های خودکامه را براندازند، باشد تا از این نسیم آزادی که وزیدن گرفته همه ملت ها بهره ور شوند.
آغاز وضع نوینی در جهان است که دیگر برگشت ندارد و اگر هم به کندی پیش رود نور امیدی که در آسمان آمال ستمدیدگان تابیده خاموش نخواهد شد و جهان در حال شکل گیری جدیدی است و در چرخ حوادث تازه ای قرار گرفته ایم. گذشت زمان به این گفتار امروز من حق خواهد داد. آنچه پیش آمد بذر امیدبخشی از آزادی در جهان پاشیده شد شاید عمر من کفاف ندهد که شاهد پیروزی همه گیر آن باشم ولی باورم بر اینست که قدرت های زیاده رو و خفقان آفرینان در زیاده روی های خود غرق خواهند شد و حکومت هایی که با ارتش و قدرت سرنیزه و کشتار بیگناهان سر پا هستند همان سرنیزه قاتل آنان خواهد بود.
این جرقه ای که امروز نمودار گردیده به خورشید نورانی تبدیل خواهد شد و اگر در تاریخ پیوسته قلم بر شمشیر پیروز گردیده امروز تأیید گردید که دموکراسی و آزادمنشی بر بمب و اتم و سلاح های کشتار جمعی هم پیروز می گردد و آنان که فکر می کنند با ایجاد پادگان های نظامی و پر و پیمان کردن زرادخانه های خود پایدار خواهند بود نمی دانند که گورستان های خود را می سازند و ما خود ناظر بودیم و هم اکنون پاکستان و سایر جاها و خاورمیانه سرنوشتی غم انگیز در پیش دارند.
دنیای امروز همه جای آن به هم پیوسته است آگاهی ها و دانستنی ها در سراسر جهان با اینترنت و رسانه ها پخش می شود اگر از این فرصت طلایی که بدست آمده، در همه کشورها نئوکنسرواتورها، قدرتهای خودکامه و دیکتاتورها درس نگیرند روزی از خواب بیدار می شوند که کار از کار گذشته.
در آمریکا مشخص است لابی های گوناگونی وجود دارند که سیاست کلی را می گردانند باید آرزو کنیم مانع اجرای برنامه های صلح طلبانه آقای اوباما نشوند ... که متأسفانه می شوند ...

در نظر داشته باشیم که هنوز میلیون ها نفر به نئوکنسرواتورها رأی داده و می خواستند که گذشته ادامه یابد. متأسفانه تعدادی از هم میهنان ما منفعت طلبان در آمریکا که ملیت دوگانه دارند باد به باد آنان داده و با خوش خدمتی برای رهایی ایران از حکومت مذهبی آرزومندند که از راه خشونت و جنگ و خونریزی موفق شوند و با این امید به پای صندوق های رأی رفتند چون هنوز بیدار نشده و در آرزوی گذشته میلولند.
اگر نئوکنسرواتورها و لابیهای گوناگون نگذارند رئیس جمهور منتخب مردم موفق شود و چوب لای چرخ اقدامات او بگذارند، احساسات و امیدی که در سراسر جهان به آقای اوباما و آمریکا بسته شده به یأس مبدل می گردد و برای خود آمریکا بسیار زیان بار خواهد بود.
روزی که پرزیدنت ریگان با فریب خوردن از انگلیس (خانم تاچر) آمدند و برنامه خصوصی سازی و بی بند و باری اعتبارات بانکی را رواج دادند جمهوری خواهان به آن می بالیدند که چند صباحی قدرت اقتصادی به اوج رسیده و سرمست از دلار قوی و حاکم پدر و پسر پرزیدنت در اجرای خواسته لابی پرقدرت کارتل نفتی هفت خواهران جنگهای خونینی در خاورمیانه بپاکردند و آمریکا را به این روز انداخته و با بحران مالی کشور را در شامگاه مصیبت قرار دادند. لذا یک باره مردم عاصی شده به خود آمدند و کسی را انتخاب کردند که از دردهای ستمدیدگان باخبر است و در سراسر گیتی مردم با شادی، چشم امید به این نورسیده دوخته اند که قدمش مبارک باد صبح صادقی است که در پس شب یلدا آمده.
در 25 اوت 1963 پاستور مارتین لوترکینگ در برابر آرامگاه لینکن رئیس جمهور مترقی و آزادمنش آمریکا سخنرانی بی سابقه و تاریخی خود را ایراد نمود و یادآور شد که در خواب روزی را می بیند که سیاه و سفید در برابر قانون مساوی هستند. نونهالان سفید و سیاه دست در دست هم بگذارند و روی یک نیمکت در کلاس نشسته و آموزش برابر ببینند. چون به خود جرأت داده بود که چنین آرزویی را بیان کند همین گناهش بس لذا در آوریل 1968 خونش را به زمین ریختند خون این پاستور سیاه پوست لاله های سرخی را آبیاری کرد تا 45 سال بعد سدهای نژادپرستان شکسته شد و سیاه پوستی به قله پیروزی دست یافت و به عنوان رئیس جمهور پرقدرت ترین کشور جهان به « منزل سفید » می رود شاید آن روز که محل اقامت ریاست جمهور را « منزل سفید » نامیدند به این جهت بود که سیاه ها حق ورود ندارند و به نظر من امروز بهتر است این نام را عوض کرده و اقامتگاه ریاست جمهوری بنامند. (ایرانیان که همیشه فرمانروایان را در کاخ سلطنتی دیده اند آن را کاخ سفید می نامند.)
در چند شماره قبل نشریه پارس چاپ پاریس نوشتم جهان در مسیری قرار گرفته که به آرامی روزگاران را در می نوردد و با فروپاشی کمونیست و شکست کاپیتالیسم به سوی سوسیال دموکراسی نوینی گام بر می دارد. در پیش آمدن بحران اقتصادی و مالی دنیای غرب کاپیتالیسم ناظر بودیم که خط بطلان روی سازمان های مالی خصوصی شده کشیده و میلیاردها از بودجه کشورها یعنی از درآمد عمومی و مالیات مردم را برای نجات بانک ها و سازمان های سرمایه گذاری نمودند و بخشی از سهام آم به نام دولت ها شد یعنی خودبخود را سوسیال دموکراسی را پیموده و به دنبال سوسیالیزه شدن می روند.
در همان نشریه در مقاله چند ماه قبل اظهار نظر شد که جهان یک قطبی دیکتاتوری از بین خواهد رفت و دنیای چندقطبی در پیش داریم که باید با هماهنگی با هم و همکاری با قدرتهای منطقه ای تصمیم گیری شود.
در روز سوم نوامبر یک روز قبل از انتخابات آمریکا وزرای خارجه کشورهای اتحادیه اروپا در جلسه ای در مارسی فرانسه نامه ای به رئیس جمهور آینده آمریکا نوشته و خواستار شدند که از این به بعد اتحادیه اروپا هم در مسائل جهانی و خاورمیانه باید صاحبنظر باشد. رئیس جمهور و وزیر خارجه فرانسه هم گفته اند که زمان آن گذشته که جهان یک قطبی باشد.
به نظر من حالا که جهان بسوی چندقطبی به پیش می رود و اروپا، روسیه و چین در خط مقدم قرار دارند این تصمیم گیرندگان باید در بررسی و حل مسائل جهانی با قدرت های منطقه ای هم هماهنگی بنمایند. هندوستان، ژاپن، آفریقای جنوبی، برزیل و ایران هر کدام در منطقه خود می توانند صحب نظر باشند، البته ایرانی که با حکومت غیرمذهبی و دموکراسی اداره شود.
سرهنگ عقیلی پور
پاریس – 5 نوامبر 2008
|