طلعت تقی نیا
مدرسه فمینیستی
بررسی خشونت های موجود در جامعه نشان می دهد که با افزایش مقررات سختگیرانه، خشونت همچنان رو به گسترش است. آمارهای رو به افزایش قتل و خشونت نشان دهنده فاجعه ای انسانی در جامعه ماست که متاسفانه جدی گرفته نمی شود.
نرخ اعتیاد در ایران از نرخ زاد و ولد بیشتر است
همزمان با اعلام کاهش وقوع انواع جرایم خشن و سرقتها در پنج ماه نخست سال، آمار قتل با رشد دو درصدى روبه رو بوده است. سردار حسین ذوالفقاری جانشین فرمانده نیروی انتظامی کشور با اعلام این مطلب افزود: ۴۸ درصد قتل ها در استان هاى تهران، فارس، خوزستان، سیستان و بلوچستان، اصفهان و شهر تهران رخ داده که ۵۰ درصد این جرایم بدون قصد قبلى و در جریان درگیرى ها رخ داده است. به گفته وى در حالى که قتل با انگیزه هاى سرقت و مسائل ناموسى امسال کاهش قابل قبولى یافته اما آمار قتل هاى خانوادگى افزایش نشان مى دهد. از سویی دیگر جانشین فرمانده نیروى انتظامی گفت: کارکنان دولت آموزش پیشگیرى از جرم را فرا مى گیرند. (۲۰/۶/۸۷) سردار حسین ذوالفقارى جانشین فرمانده نیروی انتظامی چگونگی این آموزش را شرح نداد.
نابرابریهای اجتماعی، فقر، نبود قوانین مناسب، مناسبات نادرست حاکم بر خانواده ها و جامعه و گسترش بی هنجاری های اخلاقی علت اصلی بروز خشونت، جرم، انحرافها و آسیبهای اجتماعی هستند، نخستین قدم برای کم کردن این آسیب ها، بازنگری در روال های قانونی است. امروزه نرخ اعتیاد در ایران از نرخ زاد و ولد بیشتر است. اعتیاد، مهاجرت به شهرها، طلاق، فحشا و بزهکاری همه و همه نشان دهنده این هستند که مسئولان و دولتمردان توجه کافی به مشکلات جامعه نداشته اند. زمان آن رسیده که به بازنگری در سیاست های خود بپردازند و در اقدامات خود تجدید نظر کنند.
در این گزارش ها سعی شده است که حوادثی که بیشتر اتفاق افتاده بر اساس میزان وقوع آورده شود .
زنان و سرقت
۹ / ۶ /۷۸ - سرقت هاى سریالى طلاى کودکان در زاهدان با کشف ده ها میلیون تومان طلا در خانه زوج سارق فاش شد. با وقوع چندین فقره سرقت طلاجات کودکان در زاهدان که نگرانى شدید خانواده ها را به دنبال داشت، به دلیل سن کم کودکان امکان چهره نگارى از دزدان نبود، کارآگاهان به زوج جوانى که داراى سابقه سرقت بودند، مشکوک شده و با شناسایى محل سکونت آنها. پس از دستگیرى این زوج مقدار زیادى طلاى کودکان به ارزش ده ها میلیون تومان در خانه آنها کشف شد. دزدان پس از انتقال به اداره آگاهى به ۵۰ فقره سرقت طلاى کودکان اعتراف کردند.
۹ / ۶ /۷۸ - زن سارق و دو همدست مرد او به یکى از جواهرفروشى هاى معروف در خیابان میرداماد رفتند و یکى ازسارقان وانمود مى کرد، مترجم است به مرد جواهرفروش گفت: « این خانم از اشراف زادگان هندى هستند که مدتى براى گردش به ایران آمده است و هم اکنون هم قصد خرید یک انگشتر برلیان گران قیمت را دارد. » مرد جواهرفروش گران ترین انگشترهاى خود را روى پیشخوان گذاشت. از او خواستند سنگهاى قیمتى اش را به آنها نشان دهد. همان موقع و در فرصتى مناسب یک برلیان باارزش را برداشته جواهرفروشى را ترک کردند. مرد جواهرفروش که متوجه موضوع شده بود، با داد و فریادهاى خود از همسایه ها کمک خواست. بدین ترتیب زن به دام افتاد اما دیگر همدستانش از فرصت استفاده کرده و به مکان نامعلومى گریختند.
۱۷/۶ /۷۸ - زنى به نام مژگان - ۲۰ ساله -با هم دستی مرد ۴۰ ساله اى با اعلام شکایت همسر سابقش مبنی بر این که عکس های او را چاپ و تکثیر می کردند و بدین وسیله می خواستند از او اخاذى کنند، دستگیر شدند. با توجه به این که احتمال مى رود متهم و همدستش با این نقشه از مردان دیگرى نیز اخاذى کرده باشند تحقیق از آنها ادامه دارد.
۲۰ / ۶ / ۸۷- دو دختر نوجوان سوار بر خودروى پژوى سرقتى دستگیر شدند. « شیما » - راننده ۱۷ ساله - در بازجویى هاى بعدى مدعى شد که خودرو متعلق به پسرى به نام «اردشیر» است که چند ماه قبل با هم آشنا شده اند. شیماگفت : « دیشب همراه دوستم « نسرین » و اردشیر براى گردش بیرون آمدیم اما وقتى اردشیر براى انجام کارى از ماشین پیاده شد من پشت فرمان نشسته و فرار کردم و پلاک خودرو را تغییر دادم. منظور خاصى هم نداشتم فقط مى خواستم اردشیر را اذیت کنم.» مأموران از دختران نوجوان یک کارت عابر بانک متعلق به فردى ناشناس را نیز کشف کردند.
۱۳ / ۷ /۷۸ - مردی پس از تماس تلفنى با مأموران کلانترى ۱۲۰ سیدخندان گفت: « من یک کارخانه دار هستم که از چند سال قبل با سفر همسر و فرزندانم به خارج از کشور، تنها زندگى مى کنم. در خیابان با دختر جوانى آشنا شدم. او خود را «لیلا» و کارمند یک شرکت هواپیمایى معرفى کرد. چون قصد سفر به خارج از کشور داشتم از « لیلا » خواستم برایم بلیت تهیه کند. امروز براى تحویل بلیت به خانه ام آمد. اما دقایقى بعد دو مرد را در خانه دیدم. آنها مرا بشدت مورد ضرب و شتم قرار دادند. پس از بستن دست و پایم لوازم با ارزش خانه و خودرویم را دزدیده و بلافاصله فرار کردند. از « لیلا » و همدستانش چهره نگارى شد. مشخص شد، لیلا و چهار عضو خانواده اش سابقه دارند و در سال ۸۳ آزاد شدند. رسیدگى به سایر پرونده هاى اتهامى « لیلا » و همدستانش در محاکم قضایى همچنان ادامه دارد.
۲۰ / ۷ / ۷۸ - « رؤیا » - یکى از کارمندان شرکت هواپیمائی - که مسئول رایانه واحد پرداخت حقوق بازنشستگان است هر ماه ۱۸ میلیون تومان به حساب دو نفر شوهر و برادر شوهرش واریز مى کرد. رویا انگیزه اختلاس از شرکت را چشم و هم چشمى با دوستان و اعضاى خانواده شوهرش اعلام کرد و گفت: چون خانواده و آشنایان و اقوام همسرش همگى پولدار هستند و در خارج از کشور زندگى مى کنند، در نتیجه تصمیم گرفتم زندگى ما نیز مانند آنها شود. بنابراین در مدت دو سال حدود سه میلیارد ریال از حساب شرکت برداشت کردم .
۲۵ / ۷ /۷۸ - مرد جوانى که خود را راننده آژانس معرفى مى کرد با مراجعه به شعبه هشتم بازپرسى دادسراى جنایى تهران از سرقت مسلحانه خودرویش خبر داد و گفت: « حدود یک ماه قبل یکى از مشتریان آژانس تماس گرفت و ماشین خواست. وقتى به آنجا رفتم خانم جوانى سوار شد. و پس از گرفتن شماره تلفن همراهم، قرار شد ازآن به بعد به عنوان راننده کارهایش را انجام دهم. در مدت کوتاهى متوجه شدم او از سرکردگان شبکه بزرگ قاچاق مواد روانگردان است و براى توزیع مواد به نقاط مختلف شهر مى رود. پس از گذشت چند هفته یک روز «سودابه» از من خواست تا ماشین را به او قرض دهم من نیز قبول کردم اما با گذشت بیش از یک هفته وقتى خبرى از «سودابه » و ماشینم نشد به پاتوق اصلى اش در شمال تهران رفتم. اما وقتى وارد خانه شدم سه مرد مسلح به طرفم حمله ور شده و پس از بستن دست و پایم پول و مدارکم را دزدیده و مرا بیرون انداختند. » سه مرد در بازجویى انگیزه خود را انتقام جویى بعلت ارتباط راننده با سودابه عنوان کردند.
۲۴ / ۷ / ۷۸ - دختری که نقشه سرقت جواهرات و اشیاى قدیمى خانه شان را طراحى و اجرا کرده بود، از سوى پلیس به دام افتاد. هنگامه در بازجویى ها درباره علت فرار و سرقت از خانه مادرش گفت: وقتى مادرم با ازدواج من و آرش مخالفت کرد، بشدت عصبانى و ناراحت شدم. بعد هم به تحریک آرش از خانه فرار کردم. چند روز بعد هم آرش پیشنهاد سرقت طلا و جواهرات مادرم را داد ... وقتى مادرم از خانه بیرون رفت، با آرش که لباس دخترانه به تن کرده بود، وارد آپارتمان شدیم تا همسایه ها به ما شک نکنند. پس از سرقت نیز فرار کردیم .
همسر کشی (قتل همسران دوم و صیغه ای)
۲ /۶/۸۷ - مأموران کلانترى (۱۲۱) سلیمانیه پس از گشودن در چمدانی در بزرگراه محلاتی با جسد زن جوانى مواجه شدند. چند روز بعد مرد میانسالى با مراجعه به اداره پلیس آگاهى تهران از ناپدید شدن همسر دومش خبر داد. کارآگاهان در نزدیکى خانه مقتول در یک فروشگاه چمدان نمونه مشابهى از چمدانى که جسد مقتول در آن جاسازى شده بود را در مغازه دیدند. مرد میانسال راز قتل « هانیه » را فاش کرد: چند ماه قبل با « هانیه » آشنا شدم. وقتى فهمیدم مطلقه است او را به عقد موقت خود درآوردم. در این مدت نیز به خانه اش رفت و آمد داشتم تا این که کم کم دریافتم او روابط مشکوکى دارد. سرانجام نیز سر همین موضوع با او درگیر شده و با تکه پارچه اى خفه اش کردم. در فرصتى مناسب چمدان را زیر پلى در بزرگراه شهید محلاتى رها کردم.
۱۴ / ۶ / ۷۸ - قدیمى ترین مرد زندانى که به اتهام قتل همسر دومش سال ها قبل به قصاص محکوم شده پس از گذشت ۲۳ سال همچنان بلاتکلیف در زندان به سر می برد. صفرعلى ـ ۷۰ ساله ـ فروردین ۶۴ در پى مشاجره خانوادگى ناخواسته همسرش را که به تازگى زایمان کرده بود از پا درآورد. اما چند ماه پس از تأیید حکم قصاص، از آنجا که اولیاى دم قادر به پرداخت تفاضل دیه براى اجراى حکم نبودندو حاضر به گذشت نیز نشدند، پیرمرد در زندان ماند. « صفرعلى » که بشدت پیر شده از ۲۳سال قبل در زندان قزل حصار به سر مى برد. صفرعلى با تقاضاى عفو و بخشش خواستار آزادى خود شد.
۱۴/ ۶ /۷۸ - مرد جوانى به نام « ابراهیم » پس از قتل همسرش در یکى از محله هاى شهریار با پلیس تماس گرفت و آنها را در جریان جنایت خانوادگى قرار داد. ابراهیم گفت : من خواب آلود بودم، توجهى به سؤالات مرضیه نداشتم. اما او دست بردار نبود و وقتى بى توجهى مرا دید، به ناسزاگویى پرداخت تا این که اعصابم به هم ریخت و با ناراحتى و عصبانیت بیدار شدم. همان موقع چند لگد به پهلوى همسرم زدم و با او درگیر شدم. با مشت ضربه اى به سرش کوبیدم. وقتى بى حال روى زمین افتاد، روسرى را دور گردنش پیچیدم و او را خفه کردم. مرضیه ۲۱ ساله دو فرزند خردسال یک و دوساله داشت که به قتل رسید.
۱۷ / ۶ / ۷۸ - مهدى - ۳۰ ساله - همسر ۲۵ ساله اش - الهام - و پسر دو ساله اش - عرشیا- را در خانه شان واقع در حوالى خیابان قزوین به قتل رساند و پس از آن به دبى و از آنجا به مالزى گریخت تا به یکى از کشورهاى اروپایى برود. اما چند روز بعد به خاطر عذاب وجدان به کشور بازگشت. مهدی انگیزه خود را اختلاف با الهام می داند و گفت : او دخترى پرتوقع بود به همین خاطر سر هر موضوعى بهانه جویى مى کرد و ایراد مى گرفت. دائم مرا میان فامیل و غریبه تحقیر مى کرد. میدانستم پسرم بدون پدر و مادر آینده مبهمى خواهد داشت بنابراین او را هم خفه کردم .
۱۸/ ۶ / ۷۸ _ « خانعلى » متهم است در تیر ماه ۸۳ ۱۳ همسرش « کبرى » را در خانه شان واقع در منطقه فرحزاد به قتل رسانده است. یکى از دختران مقتول درباره اختلاف پدر و مادرش گفت: « مادرم زنى زحمتکش و نجیب بود. او به خاطر زحمت و سختى زیاد پیر و شکسته به نظر مى رسید. او مادرمان را تحت فشار قرار داده بود تا اموالش را به وى واگذار کند ». دودختر خواستار قصاص پدرشان از قاضی شدند .
۲۸ / ۶ /۷۸ - مأمورین پلیس باخبر شدند زنی به اسم لاله ۳۱ ساله خودکشى کرده است. مأموران همسرش را به بازجویى فراخواندند. او به پلیس گفت: من و همسرم از مدت ها قبل با یکدیگر اختلاف داشتیم. لاله در این مدت چند بار تهدید به خودکشى کرده بود. روز حادثه به خاطر اختلاف هاى قدیمى با همسرم درگیر شدم. به خاطر عصبانیت شدید کنترلى بر رفتارم نداشتم. همان موقع کاردى از آشپزخانه برداشتم و ضربه اى به گردنش زدم. پس از مرگ لاله، به دلیل این که او سابقه خودکشى داشت با صحنه سازى سعى کردم ماجراى قتل را خودکشى نشان دهم که نشد!
۳ / ۷ / ۷۸ - مردى با مراجعه به کلانترى (۱۶۴) قائم، از گم شدن ناگهانى همسرش - طاهره- خبر داده است. همسر طاهره به مأموران گفت: من و همسرم چند ماه قبل به دلیل اختلاف هاى خانوادگى از هم جدا شدیم اما به خاطر تنها دخترمان تصمیم به رجوع گرفتیم و طاهره دوباره به خانه برگشت. چند روز پیش طاهره از خانه خارج شد و دیگر برنگشت. جسد طاهره ۴۵ ساله در یک خودرو پرایددر گیشا پیدا شد.
ادامه دارد
|