گاهنامه پارس
ارگان سازمان پارس وشورای براندازی
Juin 2008 - n° 67

تیمسار ارتشبد فریدون جم


   

  محمود جم

 
فریدون جم در نهم اردیبهشت 1293 در تبریز به دنیا آمد. پدرش محمود جم (مدیرالملک) از رجال عهد قاجار، رضاشاه و محمد رضا شاه بود. محمود جم در زمان احمدشاه رئیس انبار ارزاق بود و در زمان کودتای 1299 سید ضیاء الدین به عنوان نخست وزیر و رضاخان میرپنج به عنوان سردارسپه، به سمت وزیر مالیه در کابینه قرار می گیرد. محمود جم در زمان نخست وزیری رضاخان همچنان سمت وزارت خود را حفظ می کند و به وزارت داخله و جنگ نیز منصوب می شود و پس از به سلطنت رسیدن رضاشاه در 11 آذرماه 1314 فرمان نخست وزیری را دریافت می کند.

محمود جم در زمان محمدرضا شاه نیز به سمت وزیر دربار انجام وظیفه می کند. مادر ارتشبد فریدون جم ملک الزمان از خانوادۀ محمد علی خان ایلخانی و صولت الدولۀ قشقایی می باشد. دایی وی حسین علی خان نواب وزیر مختار ایران در آلمان بود.

ارتشبد فریدون جم یکی از چهره های تحصیلکرده، اندیشمند و ایرانپرست در ارتش ملی ایران بوده است. او تحصیلات ابتدایی را در مدرسۀ زرتشتیان تهران شروع کرد. دوران دبیرستان را در فرانسه در محله Neuilly Sur Seine گذراند و علاوه بر زبان فارسی، عربی و فرانسه به فراگیری زبان انگلیسی نیز پرداخت، سپس وارد دانشکده افسری سن سیر فرانسه شد (سال 1313) و در گروهان ششم دسته سوم با شمارۀ 2641 مشغول آموزش شد.

پس از اینکه در سال 1314 پدرش به نخست وزیری می رسد، رضاشاه فریدون جم را برای ازدواج با شاهدخت شمس انتخاب می کند و وی در سال 1315 به تهران احضار می شود و با شاهدخت شمس پهلوی ازدواج می کند.

پس از ازدواج، رضاشاه اجازۀ بازگشت وی را به فرانسه نمی دهد و او به دانشکده افسری تهران در سال دوم وارد می شود. فریدون جم در سال 1316 به درجۀ ستوان دومی مفتخر می شود. فریدون جم در وقایع 1320 و اخراج رضاشاه از ایران توسط انگلیسی ها همراه وی به جزیرۀ موریس می رود و تا فروردین 1321 در آنجا می ماند و سپس به ایران مراجعت می کند و شش ماه پس از درگذشت رضاشاه در سال 1323 از شاهدخت شمس جدا می شود.

ارتشبد فریدون جم سالها به فرماندهی گروهان و استادی در دانشکده افسری مشغول بود و هنگامی که به درجۀ سرگردی نایل آمد به مدت یک سال برای تحصیل به آمریکا می رود و سپس مدت یک سال را هم در دانشگاه فرماندهی و ستاد انگلستان (دانشگاه جنگ) طی می کند و مدتی نیز در ارتش آلمان دوره می بیند و در سال 1329 به ایران باز می گردد. در بازگشت به ایران به استادی دورۀ ستاد مأمور می شود و سپس به ریاست رکن سوم ارتش نایل می آید. در این زمان، وی که عملیات جوانرود را اداره می کرد در پایان، نشان لیاقت درجۀ یک به او اعطاء می گردد. در زمان سرتیپی، وی به ستاد سنتو در آنکارا فرستاده می شود. ارتشبد فریدون جم پس از یک سال به فرماندهی دانشکده افسری و پس از سه سال که درجۀ سپهبدی را می گیرد به معاونت ارتش یکم مهاباد (سال 1340) که معروف به ارتش غرب بود نایل می شود. پس از مدتی به وی فرماندهی ارتش دوم (ارتش شرق) را واگذار می کنند و ارتشبد فریدون جم مسئولیت خود را در تربت حیدریه به عهده می گیرد.

ارتشبد فریدون جم پس از آن به جانشینی ریاست ستاد بزرگ (جانشین ارتشبد بهرام آریانا) نایل می شود و در وقایع نخست اروند رود به جای بهرام آریانا به ریاست ستاد بزرگ ارتشتاران منصوب می شود و درجۀ ارتشبدی را پس از آریانا دریافت می کند (1348).

ارتشبد فریدون جم در موارد بیشماری با محمدرضاشاه همساز نبود از جمله در مورد تحویل سند بحرین به انگلیسی ها و همچنین سفارش دو هزار تانک چیفتن از انگلیس و ... . ارتشبد فریدون جم مردی متواضع، خوش برخورد و مردم دوست بود و در منزل او به روی همگان باز بود. او در مهمانی ها که اکثراً 40 تا 50 نفر از افراد مختلف حضور داشتند بی پروا بحث های خود را با محمد رضا شاه و جریان جدالش را با وی تعریف می کرد. این خبرها همه به گوش محمد رضا شاه می رسید و بدین ترتیب پس از مدتی توطئه برکناری وی شکل گرفت. جریان از این قرار بود که یکی از افسران در منزل خود مهمانی داده بود و از اکثر امرای ارتش دعوت به عمل آمده بود که با همسرانشان حضور به هم رسانند. در آن مهمانی سرلشگر ناظم در گوشه ای (کنار حوض حیاط) به ارتشبد جم پیشنهاد کودتا علیه محمد رضاه شاه می کند. در این زمان نفر سومی که به گوش ایستاده بود خبر را گزارش می دهد. البته شخصیت و مرام ارتشبد فریدون جم به صورتی نبود که هماهنگی در کودتا را بپذیرد ولی سرلشگر ناظم مرد این کار بود و حمایت ارتشبد فریدون جم را نیاز داشت. به هر حال مدت کمی بعد سرلشگر ناظم بازنشسته می شود و ارتشبد فریدون جم نیز از ریاست ستاد ارتش برکنار می شود و سپس به صورت تبعید محترمانه به عنوان سفیر به اسپانیا فرستاده می شود و مدت شش سال در این مقام می ماند و بر زبان اسپانیایی هم تسلط کامل پیدا می کند.

ارتشبد فریدون جم با تمام مطالعات و دانش نظامی، لشگری و ستادی خود که در سطح بزرگترین های جهان می بود، تنها مدت دو سال ریاست ستاد بزرگ ارتشتاران را عهده دار بود. ارتشبد فریدون جم توسط دکتر شاپور بختیار در زمان بحرانی کشور ایران به عنوان وزیر جنگ به شاه معرفی شد. بختیار برای تقویت جناح نظامی خود به جم نیاز فراوان داشت زیرا ارتشبد فریدون جم در میان نیروهای انتظامی و ارتش از محبوبیت خاصی برخوردار بود. بختیار از محمد رضا شاه خواست که ارتشبد فریدون جم را احضار کند، پس از احضار وی، روحیۀ میهن پرستی ارتشبد فریدون جم باعث شد که در اندیشۀ نجات ایران و مبارزه با شورش آخوندی قبول نماید که به ایران بازگردد. ارتشبد فریدون جم در ملاقات با محمد رضا شاه و بختیار، شرایط و پیشنهادات خود را برای مبارزه با شورش آخوندی بیان نمود که شاه نپذیرفت و وی به ناچار در 18 دی ماه 1357 تهران را به سوی لندن ترک کرد.

در زمان اقامت وی در تهران در خانۀ سرلشگر ناظم به سر می برد. ارتشبد فریدون جم بیانیه بی طرفی ارتش که در 22 بهمن ماه 1357 منتشر شد را از لحاظ حقوقی خلاف موازین قانون اساسی و قوانین بین المللی می دانست. از او پس از فاجعه 57 توسط دولت بازرگان نیز دعوت به همکاری شد که وی نپذیرفت.

ارتشبد فریدون جم به مطالعه علاقه خاصی داشت و به کتابها و کتابخانه خود عشق می ورزید. در مدت اقامت وی در خارج تا زمانی که زنده بود همواره در مسیر منافع ملی ایران و دفاع از مردم ایران فعال بود، وی در 4 خردادماه 1387 برابر با 3746 جمشیدی در لندن بدرود حیات می گوید.

 

روانش شاد و نامش همیشه زنده باد.

 

 

 

برگشت به سرمقالات