گاهنامه پارس
ارگان سازمان پارس وشورای براندازی
Mai 2008 - n° 66



پنجشنبه، 12 اردیبهشت ماه 1387

گزارش روز کارگر



 
 

بيش از 3 هزار كارگر و فعال كارگري بعد از ظهر 11 ارديبهشت ساعت 15 تا 17 در سالن ورزشي خيرالعمل گرد هم آمده و مراسمي را براي گرامي داشت اين روز برگزار كردند.

لازم به ذكر است مراسمي كه از طرف خانه كارگر قرار بود ساعت 8 صبح امروز جلوي خانه كارگر در خيابان ابوريحان برگزار شود با تعجب از طرف خانه كارگر در دقايق پاياني شب گذشته منتفي گرديد و حتي با شوراها و كارگراني كه قصد شركت در مراسم را داشتند با وجود ديروقت بودن تماس تلفني گرفته شده و به آنها تاكيد شده بود كه حق شركت در مراسم صبح را ندارند. عده اي هم علي رغم منتفي شدن قصد شركت مستقل را داشتند با مراجعه به جلوي خانه كارگر, آنها را مجبور به متفرق شدن كردند.  

اين تمهيدي براي جلوگيري از برگزاري پرشكوه و گسترده روز جهاني كارگر و پيوستن مردم و حاميان كارگران در خيابان و اعلام خواسته هاي به حق آنها بوده است. در نهايت اعلام شد كه باي برگزاري مراسم به مجتمع ورزشي خيرالعمل بروند, كارگران براي استفاده از همين امكان كه حداقل بتوانند مينيمم حقوق خود را فرياد كنند راضي به شركت در اين محل شدند.

با توجه به كوچك بودن اين سالن عده كمي امكان حضور در اين محل را پيدا كردند و علي رغم ميل باطني در اين مراسم شركت كرده بودند چون آنها معتقد هستند مراسم بايد در محل رو باز و عمومي مانند خيابان ابوريحان برگزار مي شد.

به يكسري از كارگران و فعالين اجازه ورود داده نشد و بيرون مجتمع از آنها كارت مي خواستند!

و ماشين هاي سبز رنگ و لباس شخصي ها از ورود افراد جلوگيري مي كردند. در اين مراسم عده اي از كارگران نمونه! را معرفي كردند.

در داخل سالن نسبت به گراني و تورم عليه دولت شعار داده مي شد با توجه به كنترل شديد مراسم بعد از سخنراني محجوب به نشانه اعتراض دو سوم جمعيت سالن را ترك كردند. در هنگام سخنراني محجوب بعضي ناسزا و عده اي به نشانه اعتراض كف مي زدند.

بعد از خروج از سالن و اتمام مراسم جمعيت مي خواستند دست به راهپيمايي بزنند اما گروههاي زيادي از نيروي انتظامي, گروههاي ضربت, يگانهاي ويژه با چوب و چماق جلوي در ايستاده و از راهپيمايي مردم جلوگيري مي كردند. قبل از اتمام مراسم به تعدادي از كارگران هدايايي داده شد! كه بعد از خروج از سالن ماموران مي گفتند: در داخل كادو مي دهيم بيرون چوب و چماق مي دهيم!!

شعارهايي كه داده شد عبارت بود از كارگر زنداني آزاد بايد گردد , كارگر قردادي ملغي بايد گردد. نظام برده داري حرام است حرام است.

 

تبریز در دفاع از خلیج همیشه فارس بپا خاست



 
 

تبریز نیوز: سرویس سیاسی:ده ها هزار تبریزی در پاسداشت روز ملی خلیج فارس و در دفاع از منافع ملی ایران در پیاده روی با شکوه و بی نظیر ده ها هزار نفری شرکت کردند.

این مراسم که برای اولین بار به مناسبت روز ملی خلیج فارس توسط سازمان تربیت بدنی استان آذربایجان شرقی ترتیب

 

داده شده بود از ساعت 8 صبح روز جمعه 13 اردیبهشت، از ابتدای جاده شاهگلی به طرف استخر شاهگلی آغاز شد.

 

 آدينه، 13 اردیبهشت ماه 1387

اعتراضات معلمان در شهرهای مختلف ایران

کرمانشاه:

امروز پنج شنبه 12 اردیبهشت 1387 درکرمانشاه در ساعت نخست نزدیک به 300 نفر از معلمان تجمع کردند. این معلمان در شعارهای خود خواستار اجرای عدالت اجتماعی و تحقق اهداف آموزش وپرورش شدند.

آقای امینی رئیس سازمان آموزش و پرورش در جمع تجمع کنندگان حاضر شد،و طی سخنانی وعده دادکه تا پایان هفته ی معلم مطالبات معلمان شاغل و بازنشسته پرداخت خواهد شد،واز انان خواست که به تجمع خود پایان دهند،اما تجمع کنندگان حرف او را نپذیرفتند و وعده های مسئولین را دروغ دانستند.

سپس حجه الاسلام مولوی رئیس تخلفات اداری استان کرمانشاه برای سخنرانی به جایگاه رفت،اما تجمع کنندگان با فریاد وسردادن شعار ایشان را از ادامه ی صحبت بازداشته و از جایگاه پایین کشیدند.

اردبیل :

از ساعات نخست امروز نزدیک به 2000نفراز معلمان بازنشسته و شاغل در اردبیل جلوی سازمان آموزش و پرورش این استان تجمع کردند.

تجمع کنندگان که به طور خود جوش در محوطه ی سازمان آموزش وپرروش اردبیل گرد آمده بودند خواستارشنیدن سخنان اعضای هیات مدیره ی کانون صنفی معلمان ایران (اردبیل ) شدند، در ادامه آقایان پرستار و عباسی در جمع تجمع کنندگان سخنانی را بیان کردند،و خواستار رفع تبعیض اجتماعی،پرداخت پاداش پایان خدمت بازنشستگان،رسیدگی به وضعیت کانونهای صنفی معلمان کشور وپرداخت مطالبات معلمان و اجرایی شدن قانون خدمات مدیریت کشوری شده وافزودند ، تا هنگامی که مشکلات جامعه بطور اصولی و با برنامه ریزی درست و سنجیده حل نشود این تجمعات در کشور ادامه خواهد داشت.

درادامه معاون مالی سازمان آموزش و پرورش اردبیل برای ایراد سخنانی در جایگاه سخنرانی حاضر شد که با مخالفت تجمع کنندگان روبرو شد. و اجازه ی سخنرانی به ایشان داده نشد.

مریوان :

در مریوان نزدیک به 300 نفر ازمعلمان این شهرستان دراعتراض به مشکلات معلمان شاغل وبازنشسته درجلوی ساختمان آموزش و پرورش این شهرستان تجمع کردند،این تجمع که درساعات نخستامروز آغاز شده یود،با خواندن قطع نامه ای به وسیله ی یکی از معلمان در ساعت 12 پایان یافت،برخی از مفاد این قطع نامه به قرار زیر است: لغوزندان،تبعید کسر حقوق وسایر احکام فعالان صنفیاجراشدن قانون نظام هماهنک پرداخت حق التدریس معلمان، پرداخت پاداش پایان خدمت بازنسشتگان ورسیدگی به سایر مشکلات آنان برابری حقوق و دستمزد زنان و مردان معلم توقف توهین هایی که در رسانه هابر معلمان روا داشته می شود بویژه بن هاعدس و نخود فراهم کردن بهداشت روانی در محیط کار معلمان باتعریف دقیق از مسئله ی دانش آموزسالاری - پرداخت معوقات معلمان و...

در این قطع نامه همچنین تاکید شد ،در صورتی که به این خواسته ها رسیدگی نشود،اقدامات دیگری توسط معلمان به اجرا در خواهدآمد عدم حضور در مراقبت امتحانات خرداد- خودداری معلمان از تصجیح اوراق امتحانی خرداد خودداری از برگزاری آزمونهای گوناگون سازمان سنجش و آموزش کشور،مانند کنکور و سایر آزمونهاوبرنامه های کلیدی تجمع بعدی درآموزش وپرورش مریوان واستان کردستان

خمینی شهر:

در شهرستان خمینی شهر نزدیک به 100نفر از معلمان این شهر در محوطه ی آموزش و پرورش تجمع کردند،در این تجمع آقای سید مجتبا ابطحی یکی از فعالان صنفی سخنانی را ایراد کردند،وضمن خواندن مقاله ای با موضوع مطالبان معلمان وستم هایی که براین قشر می رود،وزارت آموزش پرورش را مسئول مشکلات پیش آمده دانسته و خواستار لغو احکام صادرشده برای فعالان صنفی ورسیدگی به مشکلات آموزش و پرورش و معلمان شدند.

در این تجمع مقرر شد،معلمان خمینی شهر همگام با معلمان کشور روز دوشنبه 16اردیبهشت 1387 بار دیگر در اعتراض به مشکلات معلمان در آموزش و پرورش خمینی شهر تجمع کنند.

به نقل از وبلاگ زانیاری (فرهنگیان کردستان)

امروز ۱۲ اردیبهشت ۸۷ در مقابل سازمان آموزش و پرورش استان کردستان حماسه ای دیگر از تجمع فرهنگیان آگاه و فرهیختۀ سنندجی خلق شد.

با وجود جو رعب و فشار که تا قبل از تجمع روز ۱۲ اردیبهشت بر فضای فرهنگی سنندج سنگینی می کرد اما بازهم یاران همراه همیشگی برگی زرین از تاریخ این مرز و بوم را ورق زدند.

مراسم از ساعت ۳۰/۹ شروع شد و با سخنرانی تنی چند از فعالین صنفی و فرهنگیان آزاده در مورد مناسبت روز معلم و ارتباط آن با شهادت دکتر خانعلی و وضعیت معلمان در دولت مهرورز و شعر و مطالب طنز ادبی در رابطه با عملکرد مسئولین در آخر نیز با صدور قطعنامه ای ۱۱ ماده ای در ساعت ۴۰/۱۱ به پایان رسید.

به نقل ازوبلاگ انجمن فرهنگیان آزاد

تحصن فرهنگيان بندر گناوه

فرهنگيان بندر گناوه در پي عدم دريافت مطالبات معوقه خويش با تعطيل كردن كلاس هاي درس در آموزش و پرورش گناوه دست به تحصن زدند .

در اجتماع فرهنگيان گناوه مدير آ.پ اين شهرستان تجمع معلمين را بحق و قانوني عنوان كرد و گفت : اين تجمع در پي خواسته صنفي است و هيچگونه مسايلي ديگري در جريان نيست و ما هم در كنار همكاران فرهنگي هستيم و خواستار اقدام به موقع مسئولين براي پرداخت معوقه فرهنگيان شهرستان گناوه هستيم .

اين تجمع با قرائت قطعنامه اي در ۶ بند با آرامش كامل پايان پذيرفت . در اين قطعنامه آمده است :‌1- اجراي لايحه كامل خدمات كشوري ۲-افزايش حقوق با توجه به تورم ۳۵ درصدي ۳- پرداخت كامل مطالبات ۴- پرداخت پاداش پايان خدمت بصورت نقدي ۵- صدور احكام سال ۸۷ ۶- تا تاريخ ۱۶-۲- ۸۷ به كليه مسئولين اجرايي و استاني مهلت مي دهيم كه نسبت به پرداخت مطالبات اقدام نمايند در غير اين صورت تجمع ديگري به همين سبك شكل مي گيرد .

 

160 ساعت تحصن دانشجويان دانشگاه سهند پيروزمندانه خاتمه يافت

امروز صبح، ساعت 6 بامداد، در حالي تحصن 160 ساعته دانشجويان در دانشگاه صنعتي سهند تبريز خاتمه يافت، كه متحصنين موفق شدند بجز بند اول كه در ادامه ذكرش خواهد رفت در تمامي چهار بند ديگر يعني عذر خواهي معاونت آموزشي دكتر قاليچي از جمع سي نفره دانشجويان فعال، بررسي مسائل و احكام كميته هاي انضباطي در كميته تجديد نظر با حضور نمايندگان منتخب دانشجويان طي هفته آينده، ‌عدم تفكيك جنسيتي و عدم تبعيض در فعاليت هاي فرهنگي ميان تشكل ها در امور منتسب به امور فرهنگي به خواسته هاي مطلوب خود دست يابند. بند اول نيز با توجه به حتمي بودن بركناري دكتر زاهد معاونت دانشجويي فرهنگي در ماه هاي آينده و خارج بودن توان دانشگاه در بركناري حسيني رياست حراست، دانشجويان به اكثريت بالايي از خواسته هاي خود دست يافتند و براي اولين بار پس از روي كار آمدن دولت جديد،‌ جنبش دانشجويي موفق به كسب نتايجي گشت كه در خور دانشجويان و جنبش آنهاست. توجه به بندهاي درخواستي در اين تحصن كه هر كدامشان در هر دانشگاهي موردي براي تحصن و تجمع است، نشان از بزرگي حركتي بود كه سهند از پس آن برآمد.

 در اين تحصن كه نزديك به پنج روزش را متحصنين در اعتصاب غذا بودند، 34 نفر دست به اعتصاب غذا زدند و 28 مورد به مراكز درماني منتقل گشتند كه حال برخي در زمان انتقال بسيار وخيم بود اما هم اكنون تمامي دانشجويان در شرايط مطلوب بسر مي برند. دانشجويان در پايان امضاي كتبي رياست دانشگاه دكتر چناقلو را براي مصونيت افراد فعال در بخش هاي مختلف تحصن دريافت كردند و برگ ديگري پيروزي شان را به رخ كشاندند. دانشگاه هاي خواجه نصير الدين طوسي تهران، تربيت معلم تهران، شيراز، ‌سيستان و بلوچستان، آزاد تبريز،‌ سمنان، تربيت معلم تبريز و دانشگاه تبريز حمايت رسمي خود را از طريق بيانيه ها اعلام نمودند. ضمن آنكه دانشگاه آزاد تبريز ديروز در تجمعي كه دو ساعت به طول انجاميد خواستار پيگيري مسئولين بلندپايه نسبت به فجايع انساني در حال رخ دادن در سهند شدند و با اينكار دلگرمي عجيبي به متحصنين دادند. ضمنا دانشجويان دانشگاه تبريز با كمك مالي خود حمايتشان را از حركت دانشجويان سهند اعلام نمودند تا ضرورت پيوند ميان جنبش هاي مختلف خود را از بيش از پيش نشان دهد. متحصنين در پايان با سوگندي اعلام كردند ديگر بار و ديگر بار در كنار هم خواهند ايستاد و خواهند خواند؛ و اينچنين ضرورت حضورشان در جنبش دانشجويي را نشان دادند.

دانشجويان متحصن دانشگاه سهند، در كنار هم ايستادند و از بودن به شدن گذر كردند، و آزادي شان را از آنچه كه در بندشان كرده بود فرياد زدند. وينان آ‍زادي خواهان وجودشان بودند و برابري طلبان انسانيت. آزادي شان را فرياد زدند و برابري را با مبارزه دوشادوش هم دريافتند. چنان سوگند خوردند و بر سوگندشان درود فرستادند و ديگر بار سوگند خوردند كه تا هستند كوه از استواري شان سست ميشود و زمين از پاي كوبي شان دهان باز مي كند؛ كه تا هستند با هم باشند و تا هستند مبارز باشند. سهند دوباره خروشيد، عشق‌ها فریاد شدند، فريادها رها شدند، رهايي نفس كشيد، و نفس آزادي را طلب كرد. و آزادي، دوشادوش برابري مرد و زن ،بزرگ و كوچك، پدر و پسر، شاه و برده،‌ ارباب و بنده، و، دانشگاه و دانشجو نفس كشيد.

اتحاد‌، مبارزه، پيروزي

دانشجویان متحصن دانشگاه صنعتی سهند تبریز

چهارشنبه، 11 اردیبهشت ماه 1387

نگاهی اجمالی به وضعیت کارگران در ایران

کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر

پیشگفتار:

روز جهانی کارگر امسال در حالی فرا رسید، که فشارهای امنیتی حاکم بر جامعه، کارگران را از برگزاری تظاهرات برای بزرگداشت این روز بازداشته است. در سال گذشته بسیاری از فعالان کارگری، بازداشت و از سوی دادگاه های انقلاب محاکمه شده اند. این کارگران، تنها به اتهام پایفشاری بر حقوق خود (داشتن تشكل‌هاي مستقل ، آزادي اعتصاب، دستمزد عادلانه و ...) راهی زندان ها می شوند و احکام حبس و شلاق دریافت می کنند. با این حال آنان امروز بیش از هر زمان دیگری به حق خود برای داشتن یک زندگی انسانی پی برده اند.

کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر، ضمن تبریک این روز به تمامی کارگران ایران و جهان، به طور مختصر نگاهی دارد به وضعیت نابسامان کارگران در ایران، بدیهی است موارد مورد اشاره در این بیانیه، تنها شامل مهمترین حقوق کارگران است .

حق داشتن تشکل های مستقل

ماده 23 اعلامیه جهانی حقوق بشر: هر کس حق دارد برای دفاع از منافع خود با دیگران اتحادیه تشکیل دهد و در اتحادیه ها نیز شرکت کند.

(ماده8) ميثاق بين‌المللي حقوق اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي مقاوله‌نامه 87 آی ال او(آزادي سنديكايي و حمايت از حقوق سنديكايي) و (ماده 22) ميثاق حقوق مدني و سياسي، حق داشتن تشکل های مستقل و آزاد را به رسمیت شناخته است. کارگران به موجب این حق می توانند بدون اجازه از مسئولان، اتحادیه های صنفی برپا کنند و یا در اتحادیه های انتخابی شان شرکت کنند.

با این حال حکومت ایران به رغم پیوستن به مقاوله‌نامه‌های بین‌المللی 98 و 87 حقوق کار، که در آنها حق داشتن تشکل‌های مستقل از دولت، برای کارگران به رسمیت شناخته شده، به شدت با هرگونه تلاش برای ایجاد تشکل‌های مستقل کارگری برخورد می‌کند. اعضای سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه از کار اخراج شده‌اند، بارها توسط نهادهای امنیتی بازداشت و یا به نهادهای قضایی و امنیتی احضار شده و با تهدید از آنها خواسته شده فعالیت صنفی خود را متوقف کنند. هم‌چنین منصور اسالو، رییس هیات مدیره‌ی این سندیکا به دلیل فعالیت های خود به 5 سال حبس محکوم شده است. این برخوردها هم‌چنین با اعضای سندیکای نقاشان ساختمان، سندیکای فلزکار و مکانیک و هیات موسسان سندیکاهای کارگری نیز انجام گرفته است. هم‌چنین محکوم شدن کارگران فعال به احکام زندان و شلاق در کردستان و زندان طولانی مدت محمود صالحی و نیز اجرای حکم شلاق درمورد برخی کارگران معترض بخش‌های دیگری از پروژه‌ی سرکوب فعالیت‌‌های کارگری است.

حق اعتصاب

حق اعتصاب کارگران در ایران از سوی حکومت جمهوری اسلامی به رسمیت شناخته نمی‌شود. «اعتصاب» از نگاه نهادهای امنیتی و انتظامی، عملی به قصد بر هم زدن امنیت عمومی تلقی می‌شود و به همین جهت در جریان هر اعتصاب کارگری، عده‌ای از کارگران اعتصابی بازداشت و روانه زندان می‌شوند. و البته گاهی سرکوب اعتصاب کارگران به رفتار خشونت‌بار ماموران با کارگران اعتصابی منجر می‌شود.

بند(1- د) ماده8 ميثاق بین المللی حقوق اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي، دولت‌هاي عضو را موظف مي‌دارد كه حق اعتصاب را با رعايت مقررات كشورها براي اتحاديه و سنديكاها تضمين كنند. با این حال قانون اساسی ایران، به این حق کارگران برای دفاع از منافعشان هیچ اشاره ای نکرده است.

انتشار اخبار مربوط به مبارزات کارگران برای احقاق حقوق صنفی‌شان، از سوی حکومت ایران جرم تلقی می‌شود. نشریات و رسانه‌ها همواره با بخش‌نامه‌هایی مواجه می‌شوند که آنها را از انتشار اخبار مربوط به مبارزات کارگران منع می‌کند. همچنین نهادهای امنیتی خبرنگاران و روزنامه‌نگارانی را که مبارزات کارگری را انعکاس می‌دهند، تحت فشار قرار داده و گاهی آنها را زندانی می‌کند.

فعالان کارگری در ایران همواره با خطر بازداشت و زندان روبه‌رو می‌شوند. این خطر تنها کارگران فعال را در برنمی‌گیرد، بلکه فعالان اجتماعی مدافع حقوق کارگران نیز تحت فشارهای سرکوبگرانه قرار دارند. در سال گذشته بسیاری از اعتصاب های کارگری در سطح کشور با برخورد های خشونت بار نیروهای امنیتی پایان یافت و اعتصاب کنندگان بازداشت و یا از کار اخراج شده اند.

حق برخورداری از شرایط منصفانه کار

ماده 23اعلامیه جهانی حقوق بشر: هر کس که کار میکند،به مزد منصفانه و رضایت بخشی ذیحق می شود که زندگی خود و خانواده اش را موافق شئون انسانی تأمین کند.

بند (الف) ماده 7 ميثاق حقوق اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي نيز بر اين حق تأكيد مي‌كند، مقاوله‌نامه‌هاي 26، 95 و131(مزد منصفانه، حداقل مزد) هم به همين حق اختصاص دارند و از كارگران در برابر صاحبان سرمایه حمايت مي‌كنند.

آسیب‌های گسترش فقر و گرانی هرچند عمومیتی فراگیر، به تعداد افراد جامعه‌ی ایران دارد اما طبیعی است بیش از همه، کسانی از آن ضربه می خورند که درآمدهای ناچیز دارند. مطابق ماده 41 قانون کار، شوراي عالي كار موظف است حداقل مزد را هرساله با توجه به نرخ تورم و معيار زندگي يك خانواده، تعيين كند.

گسترش فقر و گرانی، کارگران را از مسکن، بهداشت، تغذیه و آموزش مناسب محروم کرده است. در حالی که دولت ایران، خط فقر را 600 هزار تومان اعلام کرده است، حداقل دست مزد کارگران از سوی وزارت کار و امور اجتماعی، 219 هزارتومان تعیین شده است. این در حالی است که رقم مذکور تنها کارگران شاغل در سازمان های دولتی را شامل می شود و در بنگاه های خصوصی به ازاء 10 ساعت کار در روز، حقوقی معادل 80 هزار تومان در ماه هم پرداخت می شود و کارگران از بیمه نیز برخوردار نمی شوند. همچنین رکود اقتصادی، موجبات تعطیل شدن بسیاری از کارنجات را فراهم آورده است. به گفته ی محمد علی مقنیان نماینده مجلس شورای اسلامی ظرف سالهاي اخير كارخانه‌‏هاي متعددي به دلايل مختلف از جمله عوارض سنگين، ماليات ها ، بدهي‌‏هاي هنگفت و كمبود نقدينگي از پاي در آورده‌‏اند و هزاران كارگر بيكار شده‌‏اند.

روند افسارگسیخته‌ی خصوصی‌سازی کارگران بسیاری را به ورطه‌ی بیکاری کشانده و یا شرایط کار آنان را سخت‌تر کرده است. سرمایه‌گذاران بخش‌های خصوصی با توسل به « امنیت سرمایه‌گذاری »، حکومت را وادار می‌کنند در مورد رعایت حقوق کار و نیز اعتراضات کارگران بنگاه‌های کاری خصوصی بی‌تفاوت باشد. هم‌چنین برخی از بنگاه‌های کار خصوصی شده پس از چند ماه اعلام ورشکستگی کرده‌اند و با اخراج کارگران به زمین‌هایی برای ساخت و ساز تبدیل شده‌اند.

بسیاری از کارگران ماه‌هاست حقوق خود را دریافت نکرده‌اند. آنان قربانیان وضعیت آشفته‌ی اقتصادی موجود شده‌اند ،حقوق معوقه‌ای که گاه موجب می شود ،کارگران با بستن جاده‌ها و یا تجمع در برابر دفتر مدیریت کارخانه اعتراض خود را بیان می‌کنند و البته همواره پاسخ از سوی حاکمیت سرکوب کارگران معترض است.

گسترش بیکاری نیز نزدیک‌ترین آسیب‌های خود را متوجه کارگران می‌کند. کارگران در توان‌فرساترین شرایط کاری جرات اعتراض ندارند چرا که ممکن است به راحتی اخراج شوند و در بیرون از محل کار، ارتشی از بیکاران موجود است تا جای آنان را بگیرد.

ماده 23 اعلامیه جهانی حقوق بشر: همه حق دارند بدون هیچ تبعیضی در مقابل کار مساوی اجرت مساوی دریافت کنند

بند (ا-الف)ماده 7 ميثاق حقوق اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي نیز بر تحقق اين اصل تأكيد کرده است.همچنین ماده 38 قانون كار ايران « تساوي مزد كارهاي مساوي را در يك كارگاه » ميان زن‌و‌مرد مقررداشته و هرگونه تبعيض در ميزان دستمزد را بر اساس تفاوت‌هاي عقيدتي سياسي- مذهبي، نژاد و رنگ منع كرده است.

زنان کارگر در ایران به خصوص در بنگاه‌های کار خصوصی از نابرابری حقوقی رنج می‌برند. بنگاه‌های کار خصوصی با اخراج کارگران مرد و استخدام زنان کارگر با حقوق و مزایای کمتر در واقع از فقر عمومی‌شده‌ی اجتماعی به نفع بهره‌کشی خود سود می‌برند. هم‌چنین بسیاری از زنان کارگر در محیط‌های کار در معرض سواستفاده‌ی صاحبان سرمایه قرار دارند در حالی که نبود امنیت شغلی موجب می‌شود از هرگونه اعتراض و حرکت جمعی خودداری کنند.

ماده 76 قانون کار، زنان باردار را با حق بازگشت به كار سابق، مستحق مرخصي ويژه دانسته است و ماده 78، كارفرما را ملزم می سازد كه محلي براي نگهد‌اري كودكان زنان كارگر فراهم سازد. اما با توجه به قوانین ایران، که شوهرحق دارد همسرش را از کاری که به تشخیص او بر خلاف مصالح خانواده است، باز دارد. زنان به طور خودکار از فرصت های شغلی برابر دور می شوند.

درمحیط‌های کار خصوصی استخدام کارگران خارجی از یک سو موجب بی نیازی کارفرما به کارگر ایرانی معترض می‌شود و از سوی دیگر به بهره‌کشی شدیدتر از کارگر خارجی منجر می‌شود. کارگران مهاجر چون به دلیل سیاست‌های حکومتی همواره در معرض اخراج از خاک ایران قرار دارند، مجبور می‌شوند به کار با حقوق و مزایای ناچیز و شرایط سخت تن دهند.

قرارداد های موقت

« قرارداد موقت » آشکارترین و مشخص‌ترین شیوۀ برده‌داری نوین است. کارگرانی که به علت بیکاری، فقر و گرانی لوازم ضروری زندگی مجبور می‌شوند تن به قراردادهای موقت بدهند از هیچ حمایتی برخوردار نیستند. امنیت شغلی آنان در پایین‌ترین حد ممکن است و هر لحظه امکان دارد شغل خود را از دست بدهند.

مقاوله‌نامه‌ 158 آی ال او و توصيه‌نامه‌هاي 99و166 اين سازمان به صراحت امنیت شغلی را برای کارگران، جزءحقوق اساسی آنان دانسته است: منع اخراج ناموّجه، الزام به پرداخت خسارت اخراج، بيمه بيكاري اخراجي‌ها، حق دادخواهي نسبت به اخراج از كار و... . از جمله مواردی است که در این متون به چشم می خورند.

ماده 46 قانون اساسي ايران نيز مقرر می دارد «هیچ کس نمی تواند به‌عنوان مالكيت نسبت به كسب‌و‌كار امكان كسب‌وكار را از ديگري سلب كند»، این در حالی است که به گفته ی وزیر کار، در سال گذشته حدود 3 میلیون بیکار در کشور وجود داشته اند که پیش بینی می شد تا پایان برنامه چهارم این رقم به 5/4 میلیون نفر برسد.

ایمنی کار

دست کم گرفتن ایمنی کار و بی توجهی نهادهای نظارتی به شرایط ایمنی بنگاه‌های کاری، بزرگترین قاتل کارگران ایران است. بند(2- ب) از ماده 7 ميثاق حقوق اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي و فصل چهارم قانون كار ايران به اين مساله اختصاص یافته است.

در بنگاه‌های کاری بزرگ مانند مجموعه‌ی صنعتی عسلویه، ایمنی کار در حد صفر است و کارگران دائم با خطر مرگ یا آسیب‌دیدگی‌های منجر به نقص عضو روبه‌رو می‌شوند.

کار کودکان

ماده 25 اعلاميه جهاني حقوق بشر همه كودكان را مستحق حمايت اجتماعي دانسته است. بند 3ماده 9 ميثاق حقوق اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي، دولت‌ها را موظف نموده كه از كودكان در برابر استثمار اقتصادي و اجتماعي حمايت كنند.

ماده32كنوانسيون حقوق كودك نيز كه دولت ايران آن را پذيرفته، از اعضا مي‌خواهد كه حق كودكان را براي حمايت‌شدن در برابر استثمار اقتصادي، و اجبار به كارهايي مضر براي تحصيل، اخلاق و جسمشان به ‌رسميت بشناسند. در بند 2 نيز دولت‌ها متعهد مي‌شوند كه حداقل سن يا سنين كار، مقررات مناسب براي شرايط مختلف كار و مجازات درخور براي ضمانت اجراي همه اين قواعد معين كنند. طبق قانون کار ایران، کار افراد زیر 15 سال ممنوع است.

با این حال کودکان ایرانی در سنینی بسیار پایین تر از معیارهای جهانی و قانونی به دلیل وضعیت نامناسب معیشتی خانواده، به اجبار به کار واداشته می شوند. این کودکان بزرگترین قربانیان باندهای خلافکارانه هستند.

 

 

 

 

برگشت به سرمقالات