
و ادامۀ پروژۀ انهدام ایران توسط آمریکا، انگلیس و اسرائیل
با هماهنگی حکومت اسلامی
دلایل ایجاد جنگ ایران و عراق :
1-
تحکیم و استمرار حکومت جانی و دزد اسلامی در ایران.
2-
ایجاد بحران در منطقه و برگرداندن افکار عمومی جهان و اعراب علیه ایران.
3-
اتحاد جهان عرب علیه ایران به جای اتحاد آنها علیه اسرائیل.
4-
اجبار اعراب در خرید جنگ افزار برای امنیت خود و در نتیجه سرازیر شدن میلیاردها دلار به صندوق جهان غرب.
5-
به چنگ آوردن و کنترل درآمدهای حاصل از فروش نفت ایران و به مصرف رساندن ذخیرۀ ارضی ایران در بانک های بین المللی.
6-
دریافت و سیر جریان نفت فراوان و رایگان و ضمانت آن از طرف حکومت اسلامی به آمریکا، انگلیس و اسرائیل.
7-
فروش جنگ افزارهای کهنه و از سری خارج شده موجود در مخازن جهان غرب، به کشورهای منطقه با قیمت های نجومی.
8-
ثروتمند کردن دلالان و سوداگران و مقاطعه کاران جنگ افزار و وسایل دفاعی که از مسئولان و کارگزاران استعمار جانی بودند.
9-
نابود ساختن فرهنگ، اصالت، تاریخ، تمدن و غرور ایرانی.
10-
قدرت بخشیدن هر چه بیشتر به کشور نوپای اسرائیل در منطقه در مسیر گلوبالیزاسیون و حکومت یک جهانی.
باید گفت که پروژۀ ایجاد جنگ از قبل از فاجعه 57 توسط سیاستگزاران استعمارگر جهانی برنامه ریزی شده بود. پس از فاجعه 57 برای فروش جنگ افزار به ایران از طریق اسرائیل، یک موافقت سرّی در آگوست 1980 بین « مناخیم بگین Menachem Begin» نخست وزیر اسرائیل و « ویلیام کیسی William Casey» مشاور ریگان به عمل آمد. جرئیات جنگ افزارهایی که می بایست به ایران می فروخت در دسامبر سال 1980 تعیین شده بود و «دیوید کیمچه » عضو برجستۀ کمیتۀ مشترک دولت اسرائیل (این کمیته متشکل از عوامل موساد و سرویس امنیتی ارتش اسرائیل امن Aman بود که برای هماهنگی جنگ ایران و عراق تشکیل شده بود) بطور مستقیم با « رابرت گیتز Robert Gates» نمایندۀ بلندپایۀ سیا در ارتباط و همکاری بودند.
البته باید متذکر شویم که قبل از این جریانات، در ماه مارس دیداری بین مهدی کروبی عضو شورای عالی انقلاب و ویلیام کیسی مشاور ریگان و سرپرست دفتر انتخاباتی او، در هتل ریتس Ritz مادرید انجام گرفت. در این جلسه علاوه بر این دو سید مهدی کاشانی، دکتر امشی Omshei از کارکنان وزارت دفاع حکومت اسلامی، از آمریکایی ها مک فارلین (سی آی ای)، دونالد گرگ Donald Gregg که در شورای امنیت ملی زیر نظر برژینسکی کار می کرد و از قرار شیمون پرز رهبر حزب کارگر اسرائیل نیز در این جلسه شرکت داشت.
در این جلسه در مورد حمل و تحویل جنگ افزار از طریق ایران به افغانستان برای حمایت از مجاهدین افغانی و همچنین پروژه و برنامه ریزی برای ایجاد جنگ هشت ساله که در طی آن میلیون ها ایرانی جان خود را از دست داده و میلیون ها زخمی و معلول جنگی بر جا نهاده و صدها میلیون دلار خسارت به ایران وارد شد، انجام شد.
پس از آن در ماه مه نیز بین عوامل آمریکایی – اسرائیلی و مزدوران حکومت اسلامی دیداری دیگر در همین زمینه صورت گرفت. در این دیدار از آمریکایی ها « ارل برین » و « گیتز » به نمایندگی جرج بوش (اگرچه به طور رسمی معاون رئیس CIA استنسفیلد ترنر بود) شرکت کرده بودند و از طرف ایرانی ها «خسرو فخریه » در کنفرانس شرکت کرده بود.
در نیمه ماه ژوئیه سال 1980 سومین دیدار این عوامل و عناصر به اصطلاح انقلابی اسلامی، آمریکایی و اسرائیلی برای برنامه ریزی جنگ و خرید و فروش اسلحه انجام شد. برای سفارش و تحویل جنگ افزار، کاشانی و بن مناشه همراه 6 نفر از مسئولان وزارت دفاع خمینی و شخصی به نام سیروس حسین زاده (که در ساواک زمان شاه بود و همزمان برای اسرائیلی ها جاسوسی می کرد و به زبان عبری هم سخن می گفت و اکنون در ساواما سرویس اطلاعاتی خمینی کار می کند) در نیمه ماه آگوست 1980 در آمستردام در هتل مریات دیدار کردند و یک فهرست 50 صفحه ای از نیازمندی های جنگی ایران که شامل هواپیما، تانک، موشک های ضد هوایی و ضد تانک، گلوله های توپخانه، قطعات گوناگون هواپیما، خمپاره، نارنجک و بسیاری قطعات یدکی دیگر بود، تهیه کردند.
مهدی کاشانی چندین بار برای دیدن سرگرد هبرونی و ژنرال ساگی رئیس ستاد ارتش اسرائیل با پاسپورت فیلیپینی خود به اسرائیل سفر کرد. پس از آن در 2 سپتامبر 1980 عراقی ها حملۀ خود را با هماهنگی جهانی به ایران آغاز کردند و تهاجم واقعی عراق در 22 سپتامبر 1980 شروع شد و این جنگ هشت سال طول کشید. در این زمان ابوالحسن بنی صدر به عنوان رئیس جمهور و فرماندۀ کل قوا بود که در آغاز سال 1980 انتخاب شده بود. چند روز پس از حملۀ 2 سپتامبر عراق به ایران، چهارمین دیدار ایرانی ها، آمریکایی ها و اسرائیلی ها در بارسلون (اسپانیا) برگزار شد و قرار شد که دیداری دیگر بین جورج بوش و حجت الاسلام کروبی در نیمه های اکتبر همراه با نمایندۀ اسرائیلی ها انجام شود.
برای پایان دادن سناریوی گروگان گیری که نمایش ضد آمریکایی بودند حکومت اسلامی بود، نخست « بگین » نخست وزیر اسرائیل، دوست قدیمی خمینی « روت بن دیوید » را به عنوان نمایندۀ شخصی خود در اواسط ماه سپتامبر برای دیدار با خمینی و برای هماهنگی چگونگی آزاد کردن گروگان ها و اطمینان دادن به وی در ارسال اسلحه و وسایل جنگی، به تهران فرستاد.
در ادامۀ روند ارسال وسایل جنگی و آزادی گروگان ها در نیمه دوم سپتامبر در آمستردام، جلسه ای از هیئت ایرانی و اسرائیلی به مدت دو روز در هتل مریات آمستردام برگزار شد. اسرائیلی های شرکت کننده در این دیدار عبارت بودند از : «دیوید کیمچه »، رئیس « تول »، « اوری سیمچونی » Uri Simchoni ، « شموئل موریه » Shamuel Morieh از شاباک، یک شخص دیگر از سازمان اطلاعات ارتش اسرائیل و بن مناشه. شرکت کنندگان ایرانی عبارت بودند از : مهدی کاشانی، احمد خمینی، خسرو فخریه و احمد امشی.
دیدار دیگری در 2 اکتبر در هتل لوانفات پلازا L'Enfant Plaza در واشنگتن انجام گرفت. در این دیدار سه جانبه آمریکایی ها، اسرائیلی ها و حکومت اسلامی شرکت داشتند. از آمریکایی ها « رابرت مک فارلینRobert McFarlane »، « ریچارد آلنRichard Allen » و « لارنس سیلبرمنLawrence Silberman » شرکت داشتند.
از اسرائیلی ها « بن مناشه » افسر اطلاعاتی اسرائیل و از حکومت اسلامی احمد امشی، هوشنگ لاوی (یک ایرانی کلیمی که برای اطلاعات اسرائیل کار می کرد Houshang Lavi ) حضور داشتند.
دیدار بعدی در نیمۀ اکتبر در پاریس بود. در این دیدار که با هماهنگی اسرائیل انجام شد، از اسرائیل دیوید کمیچه، شموئل موریه، بن مناشه، اوری سیمچونی، رافی ایتانRafi Eitan و زنی که وابسته به موساد بود شرکت کردند. دو نفر اول به هتل ریتز و چهار نفر بقیه به هتل برج ایفل رفتند. از آمریکایی ها رابرت گیتز، جورج کیو، مک فارلین، دونالد گرگ و جورج بوش به همراهی ویلیام کیسی حضور داشتند و از ایران هیئت حجت الاسلام کروبی شرکت داشت. در این ملاقات تصمیم گرفته شد گروگان های آمریکایی در روز 20 ژانویه 1981 زمانی که رونالد ریگان وارد کاخ سفید شد، آزاد شوند و اسرائیل و آمریکا وسایل و تجهیزات جنگی به ایران وارد کنند.
به قدرت رسیدن خمینی، موهبتی برای اسرائیلی ها بود. خمینی تبلیغات ضد آمریکایی و ضد عرب های سنی می کرد و شروع جنگ نیز به این موهبت چند صد بار افزود به این ترتیب که :
1.
توجه کشورهای عربی از اسرائیل بر می گشت و سعی می کردند به صدام کمک کنند.
2.
کشورهای عربی مانند مصر، عربستان سعودی و اردن هنوز ضد اسرائیل بودند و با دولت آمریکا پیوند خورده بودند و ایران یک دشمن مشترک برای آنها می شد و نظرها از اسرائیل بر می گشت.
پس از تجربه و مانورهای اسرائیل در منطقه و همکاری های سری بین حکومت اسلامی و اسرائیل و آمریکا و انگلیس، ثابت شد که وجود حکومت تروریستی اسلامی در ایران و اصولاً تروریست اسلامی برای انجام اهداف و قدرت گرفتن بیشتر سیاسی – اقتصادی اسرائیل در منطقه و جهان بود.
برای همیاری با حکومت ملایان در ایران در پائیز سال 1980، بگین نخست وزیر اسرائیل دستور داد « یهوشوآ ساگی Yehoshua Sagi » رئیس اطلاعات نیروهای دفاعی نظامی اسرائیل و ناچوم ادمونی Nachum Admoni، کفیل موساد کمیته مشترکی از نیروهای دفاعی و سازمان اطلاعات نظامی اسرائیل تشکیل دهد. هدف از این کمیته مشترک همیاری و هماهنگی دو سازمان اطلاعاتی برای تهیه و فروش جنگ افزار به ایران در جنگ با عراق بود.
شش عضو کمیته مشترک که پنج نفر آنها در کنفرانس تاریخی اکتبر 1980 در پاریس شرکت کرده بودند، عبارتند از :
1.
« دیوید کیمچه » David Kimche عضو ارشد سازمان اطلاعات اسرائیل و رئیس « تول ». وی فردی تحصیلکرده بود و در رشته علوم اجتماعی تحصیلات دکترایش را به پایان رسانده و بیشتر خدمات خود را در سازمان اطلاعات انجام داده بود.
2.
« شموئل موریه » Shamuel Morieh مشاور حقوقی شباک Shabak سازمان امنیت داخلی اسرائیل. موریه یک کلیمی عراقی بود و امور حقوقی و قراردادهای کمیته مشترک را اداره می کرد.
3.
« اوری سیوچونی » Uri Simchoni درجه سرتیپی داشت و در زمان های گوناگون، معاون ستاد عملیاتی نیروهای دفاعی اسرائیل و وابسته نظامی اسرائیل در واشنگتن بود. او همچنین ریاست تیپ برگزیده پیام نظام « گولانی » Golani را برعهده داشت.
4.
« موشه هبرونی » Moshe Hebroni سرگرد جوانی بود که ریاست ستاد سازمان اطلاعات ارتش اسرائیل را عهده دار بود.
5.
« رافه ایتان » Rafi Eitan مشاور ضد تروریسم نخست وزیر بود. او دارای اندام ریزی بود، ژنده پوش بود و تنها مغز اندیشمند و کار ورزیدۀ فعالیت های پنهانی کمیته بود.
6.
« اری بن مناشه » Ari Ben Menashe 39 ساله، افسر جوان راتش اسرائیل، عضو سازمان اطلاعات ارتش و نویسندۀ کتاب پول خون.
در ادامه فروش تسلیحات جنگی، اسرائیل توسط عوامل خود مسئول واسطه گری فروش جنگ افزار بین ایران و آمریکا شد و سرپرستی این گروه را « ایتان » مأمور برجستۀ اطلاعاتی اسرائیل به عهده گرفت. این محموله ها بوسیلۀ پروازهای هفتگی بوئینگ 707 شرکت هواپیمایی اسرائیل « العال » به تل آویو حمل می شد و سپس هواپیماهای کرایه شده آرژانتینی، آنها را به تهران ترابری می کردند.
اولین مبلغ پرداختی از طرف ملایان به اسرائیلی ها برای خرید جنگ افزار، در مارس 1981، یک میلیارد دلار بود که در پنج حساب گوناگون، در هر حساب 200 میلیون دلار در بانک گیروزنترال در وین واریز شد. از این معامله، همۀ سران حکومت اسلامی باخبر بودند و بهای واسطه گری خود را دریافت نمودند از جمله : خمینی، احمد خمینی، بهشتی، حجت الاسلام کروبی، سید مهدی کاشانی، امشی، آیت الله هاشمی وزیر دفاع.
جنگ افزارها عبارت بودند از : هواپیماهای دزدیده شدۀ F-14 از ایران که قبل از فاجعه 57 تعداد 48 فروند توسط اسرائیلی ها از ایران ربوده شده بودند، قطعات یدکی هواپیماها و خودروهای نظامی، 300 هزار گلوله های توپ 122 میلی متری، خمپاره اندازهای 51 میلی متری، آر. پی. جی، 100 هزار کالاشینکف AK-47 با مهمات و تدارکات آنها، موشک های هوا به زمین، موتورهای تانک های چیفتن که ارزش آنها هر کدام 30 هزار دلار بود و به ایران به مبلغ 450 هزار دلار فروخته شد، وسایل یدکی هواپیماهای 747 و 707 و نیز هواپیماهای C-130 و وسایل یدکی آنها.
از ماه مارس 1981 تا پایان سال 1987، حکومت اسلامی بیش از مبلغ 82 بیلیون دلار که یک مبلغ باورنکردنی به نظر می رسد برای وسایل و تجهیزات جنگی به آمریکا، اسرائیل، کشورهای اروپایی، آمریکای جنوبی (به ویژه برزیل و آرژانتین) و آفریقای جنوبی پول پرداخت.
در روز 9 مارس1982 روزنامه نیویورک تایمز در ستون بررسی اخبار، Leslie M. Gelb بطور ساده نوشت : اسرائیل بطور سرّی جنگ افزارهای ساخت آمریکا را در اختیار ایران قرار می دهد.
در پایان سال 1983 بن مناشه افسر اطلاعاتی اسرائیل (Aman) با علی اکبر هاشمی رفسنجانی که در آن زمان رئیس پارلمان ملایان بود دیدار می کند و با هماهنگی سید مهدی کاشانی 4 هزار موشک TOW خریداری می شود، این محموله بوسیلۀ یک کشتی ثبت شده در لیبریا یک سره از اسرائیل به بندرعباس حمل می شود. حکومت اسلامی مبلغ 52 میلیون دلار به یک حساب و 3،200،000 دلار به حساب واسطه گری کاشانی و امشی می ریزد. این موشک ها که تاریخ مصرف آنها تا سال 1985 بود می بایست فروخته و مصرف می شد، در این رابطه سود خالص دولت اسرائیل، 39،200،000 دلار بود که به سرمایۀ سیاه سرویس های اطلاعاتی دولت اسرائیل افزوده شد. البته به دلیل سودآور بودن فروش این موشک ها، تا سال 1987 سروی دوم و سوم 4000 تایی از این موشک ها نیز با قیمت گران تر به ایران فروخته شد. در رابطه با فروش جنگ افزار و تجهیزات الکترونیکی جنگی به ایران، دلالان بیش از 50 تا 400 درصد به بهای خریداری شده می افزودند و با سود کلان به حکومت اسلامی می فروختند.
جنگی که میلیون ها نفر قربانی و میلیون ها نفر معلول جنگی از خود به جای نهاد فقط و فقط برای منافع اقتصادی و استراتژیک و استعماری جهان غرب بود. مشاهده می کنیم که چگونه جهان غرب در مسیر انهدام ایران فعال بوده و هستند و همواره حکومت دزد، قاتل و ضد ایرانی، اسلامی را در ایران حمایت و استمرار بخشیده اند. فرزندان ایرانزمین، ما نمی بایست به امید آمریکا و جهان غرب برای رهایی از شر حکومت اسلامی باشیم، آنها ثابت نموده اند که دروغ می گویند. فرزندان ایرانزمین، اکنون زمان آن فرا رسیده است که از نیرو و توان خود مدد گیرید و مزدوران حکومت اسلامی و جهان غرب را در ایران نابود سازید، آری، براستی می بایست درگیر شد و برای رسیدن آزادی و آبادی ایرانزمین جان بر کف نهاد و در راه مبارزه تا براندازی و نابودی دشمنان ایرانزمین، از پای ننشست.
|