گاهنامه پارس
ارگان سازمان پارس وشورای براندازی
Mars 2008 - n° 64

هشدار به بازاریان
این دغلکاران و سودجویان ضد میهنی


 

بی گمان همۀ مردم ایران تاکنون، داد و ستد و رابطۀ مستقیم و یا غیرمستقیم با بازاریان داشته اند و اکثراً تجربه و خاطرة خوشی از راست گویی و درستکار بودن آنها ندارند. بدون هیچگونه شک، تردید و شبهه ای اینان یکی از عناصر اساسی رواج دروغ و کلاهبرداری در میان مردم می باشند که باعث عقب ماندگی اقتصادی و سیه بختی در جامعه شده اند. بازاریان برای رسیدن به هدف خود که جز پول، پول و پول چیز دیگری نیست، از انجام هیچگونه عمل زشت و ناهنجار و مرتکب شدن به هیچگونه کار ضد مردمی، ضد انسانی و ضد ایرانی خودداری نمی ورزند.  

شاید اغرار آمیز است، ولی متأسفانه حقیقت دارد و به ندرت می توان مابین آنها افرادی خوشنام، بشردوست، راستگو و درستکار، مردمگرا و باصلاحیت یافت. اکثر بازاریان برای عوامفریبی و کلاشی بیشتر و نیز برای جلب و به دام انداختن مردم عامی و افراد ساده لوح، خود را شدیداً به دین و مذهب می بندند و خود را مذهبی تر از اهل عمامه و امام جمعه که خود آنها از همه متزورتر و ریاکارترند، نشان می دهند. اینان برای تظاهر، نمازشان را در حضور دیگران با تأنی و طمأنینه می خوانند و غالباً صدای خود را تا حد فریاد چنان بلند می کنند که مشتریان و عابران نیز متوجه عبادت کردن متزورانۀ آنان بشوند و از آنها به عنوان مردان دین و خدا یاد کنند و با پاهای خود به دام آنها گرفتار و اسیر شوند. بازاریان چون نمی توانند تظاهر به نماز را پیوسته ادامه دهند و 17 بار بیشتر نمی توانند به دروغ و یا به راستی بر روی مُهر پیشانی بکوبند، قسمتی از پیشانی خود را مانند اکثر ملایان و افرادی که تظاهر به دیانت می کنند، می سوزانند تا به عوام نشان دهند که آنها از صبح تا شام، وقت و بی وقت در حال سجده و عبادتند و از یاد خدا و نیایش الله لحظه ای غافل نیستند.

به جز علامت خدعه کاری که در پیشانی نقش است، تسبیح دور و درازی با دانه های درشت که سر و صدایش همۀ بازار را فرا می گیرد نیز در دست آنها دیده می شود. آنان ظاهری کثیف و لباس های چروکین بر تن می کنند و نمایش فقر می دهند. آنان همواره در حال چهار زانو نشسته، تسبیح در دست، به ظاهر دعا بر لب، در دکان ها و حجره هایشان منتظر طعمه می نشینند. سوگندهای دروغین و پی در پی که با چرب زبانی، تملق و حرامزادگی که خاص این طبقه است، وسیلۀ دیگر ابتکارات اعمال کلاه گذاری و کلاهبرداری آنان است. رباخواری و صورت شرعی به آن دادن از خصوصیات ویژۀ این ریاکاران است. ریش و پشم فراوان در چهره رویاندن و مداوماً دست به آن کشیدن و صلوات فرستاندن هم از کارهای روزانۀ بازاریان می باشد. از سویی دیگر به جز اعمال عوامفریبانه ای که برای صید کردن مشتریان و غالب کردن یک جنس معمولی و غالباً تقلبی به دهها برابر قیمت اصلی که همیشه با قسمت های گوناگون، ارائه و فروش آنها را بر زیان خود به شمار می آورند و فقط به خاطر طاق ابروی آن مشتری ساده لوح است که جنس را به ضرر به فروش می رسانند، همساز شدن و در آویختن با آخوندها برای استفاده از نیروی آنان به منظور مقابله با برخوردهای دولتی و سرباز زدن از پرداخت مالیات، خلاص کردن جنس بدون پرداخت گمرکی، رشوه دادن و هزاران اعمال خلاف دیگر، یکی دیگر از شگردهای کار آنهاست. چون بدین طریق هرگاه جنسی را گران فروختند، یا حقه و خدعه و کلاهبرداری از آنان کشف شد، یا فشار دولتی و موردی بر آنان قرار گرفت به علت رشوه هایی که قبلاً به آخوندها پرداخت کرده اند، فوراً به آنها متوسل می شوند و رفع مشکل را از آنان می خواهند و آخوندها هم که مرتباً لب و دهانشان از رشوه ها چرب شده است، دست به کار می شوند و آنها را از مشکلی که برایشان ایجاد شده است، رهایی می دهند.

برای زمینه سازی فاجعه 57 و پیروزی فتنه خمینی، بازاریان نقش لجیستگی حرکت را ایفا نمودند و با حمایت مالی از ملایان و گروه های ضد رژیم، به انهدام ایران کمک کردند. چنانکه دیدیم آنان فریاد بر می آوردند که اسلام به خطر افتاده است، دین در لب پرتگاه سقوط قرار گرفته است، مذهب غزل خداحافظی را می خواند و مردم شاهد آن بودند که آنان فریادهای « خمینی ای امام » را سر می دادند و همراه با آخوندها سر و سینه باز همچون مرغان معصوم سرکنده و خونین نعره کشان در تظاهرات از مردم مدد و یاری می طلبیدند که دین نبی، دین رسول الله، دین اسلام از بین رفته است و کفر و الحاد جایگزین آن شده است.

مردم در آن زمان دیدند که آنان چگونه حجره های خود را در بازار می بستند و واردات و صادرات را تحریم می کردند، اقتصاد را فلج می نمودند و در مساجد و تکیه های نزدیک بازار به بحث می نشستند و دیدیم که چگونه سرانجام، بازاریان همراه و هم پیکار با آخوندها، کشور را به آشوب و هرج و مرج کشیدند.

همانگونه که در سناریوی انقلاب مشروطه زمان مظفرالدین شاه دیدیم که چگونه بازاریان همراه با آخوندهای انگلیسی برای دادخواهی به سفارت انگلیس می روند و پس از صرف ناهار در آنجا، همگی در خیابان ها به راه افتادند ناگهان شعار مشروطه خواهی و مشروطه طلبی را سر دادند و در نهایت قانون اساسی اسلامی مشروطه را به تدوین رساندند و در فتنۀ خمینی نیز دیدیم که چگونه بازاریان در مسیر منافع استعمارگران و در حمایت از ملایان ضد ایران و ایرانی و برای انهدام ایرانی کمک های مالی نمودند و اکنون نیز اینان می باشند که برای استمرار بیشتر حکومت اسلامی در تلاشند تا در سایۀ آن بتوانند به کلاهبرداری و کلاشی خود ادامه دهند. 

اکنون من آرمان نوری رهبر جنبش سپید براندازی به شما بازاریان هشدار می دهم که از رویۀ ضد مردمی و ضد میهنی خویش خارج شده و به دامان ملت ایران بازگردید و همچنین در مسیر براندازی حکومت جبار اسلامی از مردم ایران حمایت کنید، تا گذشته ترمیم شود و آینده ای سالم در کنار ملت ایران آغاز نمایید.

دکتر آرمان نوری

اسفندماه 3745 جمشیدی

 

 

 

برگشت به سرمقالات