گاهنامه پارس
ارگان سازمان پارس وشورای براندازی
Mars 2008 - n° 64

مزدک متفکر بزرک ایرانی بنیانگذار سوسیالیسم جهانی


 

21 نوامبر سال 488 میلادی، درست 1360 سال پیش از انتشار « مانیفست کمونیست » از سوی کارل مارکس ، مزدک عقاید اقتصادی - اجتماعی خود را که نوعی سوسیالیسم بود اعلام داشت و ترویج آن را آغاز کرد.

مزدک پسر بامداد که یک روحانی زرتشتی بود از شهر استخر فارس (شیراز) بود مدعی شد که این عقاید تفسیر درست آموزشهای زرتشت است که هدفی جز نیکبختی بشر ندارد و زمانی این نیکبختی تحقق خواهد یافت که برابری انسانها تأمین شود. از اوایل قرن 19 که عقاید مزدک مورد تحلیل و تفسیر اندیشمندان و مورخان بزرگ قرار گرفت روز 21 نوامبر برای روشنفکران چپ، روزی گرامی بوده است. 

مزدک که معتقد به خدا بود می گفت که برای تأمین برابری انسانها، باید مالکیتها عمومی باشد و هرکس در حد نیاز خود از محصول و تولیدات استفاده کند. خدا انسانها را هنگام تولد برابر می آفریند و باید این برابری در طول حیات آنان حفظ شود. آزادی، موهبت بزرگی است، ولی بدون برابری اجتماعی - اقتصادی آزادی احساس نخواهد شد. انسان دائماً نیاز به اندرز دارد تا از راه صواب خارج نشود. برتری جویی و حرص مال زدن ریشه همه مسائل و مفاسد است که نباید اجازه داده شود در افراد پدید آید، زیرا که ذاتی نیست. مزدک انسان را مستحق زندگی در آرامش و شادی اعلام داشت که تبعیض ها، بی عدالتی و عدم برابری این آرامش و شادی را از انسان که عمری کوتاه دارد سلب می کند و خلاف اراده خدا از آفریدن انسان است؛ به عبارت دیگر انسان برای زجر کشیدن به دنیا نیامده است و تا منابع تولید مشترک نباشد زجر کشیدن هم از میان نخواهد رفت. مزدک در عین حال با استثمار زنان به صورتی که بود مخالفت کرد و نسبت به این روش ثروتمندان که به خود اجازه ازدواج با طبقات دیگر را نمی دهند ابراز انزجار کرد و این عمل را تقسیم انسان به درجه اول و دوم که خلاف اراده خداست خواند.

جامعه ایران در آن زمان تشنه شنیدن چنین مطالبی بود، زیرا در سالهای پیش از آن کشور دچار خشکسالی و دو شکست نظامی از هپتالها شده بود که به شمال خاوری ایران تجاوز کرده بودند و دربار سلطنتی هم پس از مرگ « پیروز » پسر و جانشین یزدگرد سوم وضعیت پایداری نداشت و ضعف «شاه بلاش » باعث قدرت گرفتن بزرگان کشور و فشار بیشتر بر طبقه پایین شده بود. عوام الناس با شنیدن عقاید مزدک پیرو او شدند و هر روز بر شمار آنان افزوده می شد.

قباد نیز که تازه شاه شده بود راه حل مزدک را پذیرفت، از هواداران وی شد و به حمایت از او برخاست.

ثروتمندان و فئودالها که منافع خود را شدیداً در مخاطره دیدند دست بکار توطئه شدند و در صدد بر آمدند که روحانیون زرتشتی (موبدها) را با خود همراه کنند، ولی در اوایل کار دهان موبدان بسته بود زیرا که مزدک عقاید خود را با استناد به اوستای زرتشت (اوستا به معنای قانون است) و زند (تفسیر- تفسیر اوستا) بیان می داشت و به عقاید مانوی و نیز میترائیسم و حتی بودائیسم توسل می جست. فئودالها در سالهای اول به دلیل این که ژنرالهای ارتش در دو جنگ درگیر بودند و در دسترس نبودند که از آنان استمداد شود جز توطئه پنهانی کار دیگری نمی توانستند بکنند.

پیشرفت عقاید مزدک حدود 11 سال بود و عقاید او که نوید بزرگی برای عوام الناس بود در این مدت جهانگیر شده بود و « کاووس » و « زم » دو پسر از سه پسر قباد هم پیرو عقیده مزدک شده بودند.

هنگامی که پیروان مزدک وارد عمل شدند و به مصادره و اشتراکی کردن اموال ثروتمندان و تحریک کشاورزان به عدم تادیه سهم مالکانه دست زدند کار به جدال کشید. افسران ارتش هم که عمدتاً مازندرانی بودند به صف مخالفان مزدک پیوستند زیرا که سربازان پیاده تحت تأثیر حرفهای مزدک خواهان پیوستن به سواره نظام و ارتقاء به مقام افسری شده بودند.

در این هنگام مزدک روش ازدواج مرسوم را غیر انسانی خواند و خواهان لغو آن شد. هدف مزدک برداشتن سد ملاحظات طبقاتی ازدواج بود زیرا که در آن زمان پسر ارباب ده نمی توانست با دختر یک کشاورز ازدواج کند و بالعکس و اگر چنین ازدواجی هم صورت می گرفت غیر رسمی بود و چنین زنی زوجه درجه دوم بشمار می آمد. اظهارات مزدک در این زمینه سوء تعبیر شد و روحانیون نیز مخالفت خود را با او علنی کردند که حرمت ازدواج را شکسته و آن را هم اشتراکی کرده است.

مخالفان با قباد ملاقات کردند تا از حمایت از مزدک دست بردارد که قباد نپذیرفت که بر ضد او کودتا راه انداختند و در قلعه فراموشی در نزدیکی شوشتر زندانی اش ساختند که یک سرهنگ سوار به نام سیاوش او را نجات داد.

قباد پس از بازگشت به قدرت، دیگر از مزدک حمایت نکرد و دست پسر دیگرش خسرو انوشیروان (نوشیروان و انوشک روان هم نوشته اند) را در سرکوب مزدکیان باز گذارد و وی مزدک و مزکیان را تا سال 524 میلادی قلع و قمع کرد ولی عملیات ضد مزدکیان تا 528 میلادی ادامه یافت.

عقاید مزدک در آسیای میانه و اروپا باقی ماند و رو به تکامل گذارد و می توان گفت که مزدک بانی فرضیه های سوسیالیستی سه چهار قرن اخیر بوده است. عقاید مزدک در دوران جنبش های استقلال طلبانه ایرانیان بار دیگر به میان آمد و در گرایش ایرانیان به شیعه مؤثر بود.

مورخان بزرگ قرون 18 و 19 عقاید مزدک را بررسی و بازتاب داده اند و تفسیر های متعدد از آن کرده اند.

میان عقاید مارکس و مزدک مشابهت فراوان وجود دارد. برای مثال : هر دو عامل اقتصاد را به وجود آورنده تاریخ می دانند. مزدک می گوید ما نمی توانیم انسان کامل بدون تأمین برابری میان آنان داشته باشیم و تا به این آرزو دست نیابیم، دشمنی میان فقیر و غنی از صحنه گیتی رخت بر نخواهد بست و ... و مارکس این قسمت را به جنگ طبقاتی پایان ناپذیر تعبیر کرده است. مزدک می گوید که اگر دارایی ها همچنان در دست افراد باشد و در دست جامعه نباشد یعنی مشترک میان همه مردم نباشد شادی عمومی و آرامش به وجود نخواهد آمد و مارکس سرمایه داری ( ثروت و منابع تولید در دست فرد) را علت العلل جنگها و استثمار انسان از انسان و رنج و تعب می داند و ... و بالاخره هر دو پیروزی سوسیالیسم و برابری اجتماعی - اقتصادی مردم را پیش بینی کرده اند. تفاوت بزرگ میان مارکس و مزدک در این بود که مزدک عقاید خود را برگرفته از دین و خواست خدا می دانست.

مورخان و اندیشمندان در این که مزدک پایه گذار سوسیالیسم و از بزرگترین اندیشمندان ایران و مصلحان جهان بوده است متفق القولند. بسیاری از آنان از جمله « گاس هال » رهبر متوفای حزب کمونیست آمریکا موضوع اشتراک زناشوئی را که به مزدک نسبت می دهند رد کرده اند و این را کار دشمنان عقاید او می دانند. گاس هال نوشته است که پس از انهدام مزدک در سال 524 میلادی قلم به دست دشمن او افتاد و می دانیم که تاریخ را عمدتاً فاتحان نوشته اند که در این یک مورد هم باید بررسی و دوباره نویسی شود.

باید اشاره کرد که مزدک اولین سوسیال ناسیونالیست در جهان می باشد که نه تنها به رفاه، عدالت اجتماعی و برابری انسانها می اندیشید، بلکه این فلسفه را زمینه ساز همبستگی میهنی و سرافرازی ملت می دانست. عقاید مزدک بارها در طول تاریخ مورد استفادۀ اندیشمندان و رهبران جهان قرار گرفته است که نتیجۀ آن انقلاب سوسیالیستی در انگلیس و فرانسه و همچنین بوجود آمدن بیانیه کمونیست مارکس و انگلس بود. از رهبران جهان حتی هیتلر و موسولینی نیز از عقاید سوسیال ناسیونالیست آن استفاده کردند.

حزب سوسیال ناسیونالیست ایران

 

 

 

برگشت به سرمقالات