گاهنامه پارس
ارگان سازمان پارس وشورای براندازی
Mars 2008 - n° 64

سخنان بهرام رحمانی
در تظاهرات یکم مارس 2008 استکهلم


 

آنچه که در زیر ملاحظه می­کیند سخنان بهرام رحمانی در میدان سرگلستوری و « مینت توریت » است : 

من از طرف خودم و از طرف کمیته خارج کشور حزب کمونیست ایران، از همه شما به خاطر حضورتان در این تظاهرات آن هم در این هوای سرد و بارانی تشکر می­کنم.

ما حدود یک ساعت دیگر از این میدان که هزاران نفر در اطراف حلقه زده­اند و توجه­شان به این حرکت ما جلب شده است؛ پس از راهپیمایی در خیابان­های مرکزی و شلوغ شهر، به حرکت خود در « مینت توریت »، خاتمه خواهیم داد.

حرکت­های پشتیانی از جنبش دانشجویی ایران در داخل و خارج کشور، با دستگیری دانشجویان در 11 آذر ماه امسال آغاز شده و هنوز هم ادامه دارد. تاکنون نیروهای آزادی­خواه، نهادهای دمکراتیک، سازمان­ها، احزاب چپ و سوسیالیست اقدامات متنوعی را برای آزادی دانشجویان و کارگران دربند سازمان­دهی و برگزار کرده­اند. از جمله به درخواست دانشجویان آزادی­خواه و برابری­طلب، یک کمپین سراسری در 28 دسامبر 2007، در خارج کشور برگزار شد که ما و نیروها و سازمان­های آزادی­خواه و کمونیست در همین میدان آکسیونی را برگزار کردیم که در آن حدود 300 نفر شرکت کرده بودند. دومین فراخوان دانشجویان آزادی­خواه و برابری­طلب برگزاری کمپین سراسری 16 فوریه بود. حرکت امروز ما که با فراخوان تشکیلات خارج کشور حزب کمونیست ایران برگزار می­شود، در ادامه کمپین­هایی است که برای آزادی فعالین جنبش دانشجویی، کارگران، زنان و روزنامه­نگاران در جریان است. بنابراین، یک وجه مبارزه روتین و دایمی ما به عنوان حزب کمونیست ایران در جهت سرنگونی حکومت اسلامی و برپایی حکومت کارگری با روابط و مناسبات شورایی، برگزاری آکسیون­هایی با هدف افشای حکومت اسلامی در نزد افکار عمومی مردم جهان و جلب حمایت و پشتیبانی از جنبشهای برابری­­طلب و عدالت­خواه جامعه ایران است.

پرچم آزادی­خواهانه و عدالت­خواهانه­­ای که امروز جنبش دانشجویی برافراشته است پرچم مردم آزادی­خواه و سرکوب شده کل جامعه ایران است. دانشگاه سنگر مهمی برای آزادی و برابری، و مرکزی برای بیان خواست­ها و مطالبات اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی پیشرو و رادیکال است. از سال 1332، به دنبال کودتای 28 مرداد و به ویژه پس از حمله 16 آذر نیروهای حکومت نظامی شاه به دانشگاه تهران و کشتن سه تن از دانشجویان، 16 آذر به روز دانشجو معروف شد. دانشجویان آزادی­خواه و برابری­طلب و سوسیالیست هر سال 16 آذر را به یک روز اعتراضی بر علیه حکومت و در دفاع از مطالبات صنفی - سیاسی خود و جامعه تبدیل می­کنند.

بدین ترتیب، حکومت پهلوی از 16 آذر 1332 نتوانست جای پایی در دانشگاه­های ایران داشته باشد. دانشجویان در انقلاب 1357 مردم ایران، شرکت فعال داشتند. حکومت اسلامی که از دل چرکین حکومت پهلوی بیرون زده بود سرکوب خونین انقلاب بهمن را با حمله ترکمن صحرا، کردستان، حمله به تجمعات زنان، کارگران، دانشجویان، انحلال احزاب و سازمان­هایی سیاسی، بستن رسانه­ها و... آغاز کرد. حکومت اسلامی، با طرح ارتجاعی « انقلاب فرهنگی » دانشگاه­ها را در سال 1359 بست. در واقع حکومت پهلوی که در سرکوب انقلاب مردم و جنبش­های اجتماعی ناکام مانده بود حکومت اسلامی به وحشی­ترین و خشن­ترین شکلی به سرانجام رساند. حکومت اسلامی هنگامی که در سال 62 دانشگاه­ها را باز کرد ده­ها هزار نفر از اساتید و دانشجویان چپ و سکولار و سوسیالیست دانشگاه­های سراسر کشور را پاکسازی کرده بود و خرافات مذهبی را نیز در دروس درسی گنجانده بود. سران حکومت اسلامی، ارگان سرکوبی را به نام « دانشجویان خط امام » به وجود آوردند تا نقش کنترل پلیسی را در دانشگاه­ها ایفا کند. آنها ارگان مشابهی را نیز به نام «خانه کارگر » و « شوراهای اسلامی کار »، در کارخانه­ها و کارگاه ­ها برای کنترل کارگری به وجود آوردند. دانشجویان خط امام بعدها به « دفتر تحکیم وحدت » تغییر نام داد.

دانشجویان آزادی­خواه و برابری­طلب و سوسیالیست موجودیت علنی خود را در سال 1382 به نمایش گذاشتند. در خرداد ماه سال 1382، اعتراضات گسترده­ای در دانشگاه­های تهران آغاز شد و سپس به بسیاری از دانشگاه­های شهرهای کشور نیز رسید. دانشجویان دانشگاه تهران، یک حرکت اعتراضی را در کوی دانشگاه تهران برگزار کردند. جنبش دانشجویی که از 18 تیر 1378 با حمله به دانشگاه تهران و تبریز، وارد اعتراض پنج روزه شد، شدیداً سرکوب گردید به بازبینی خود پرداخت. این جنبش در آن دوران، به تدریج از توهمات دو خردادی، نهضت آزادی، مشارکتی و ... دور شد. دانشجویان در این سال، برای اولین بار بر علیه کلیت حکومت اسلامی موضع گرفتند. و ارزیابی­شان از جریان « اصلاح طلبی » درون حکومت نیز این بود که هیچ دستاوردی به جز تداوم خفقان و سرکوب و فقر و فلاکت نداشته است. دانشجویان چپ و سوسیالیست برای اولین بار حضور مؤثر خود را در اعتراضات نشان دادند.

در 16 آذر همان سال، برای اولین بار دانشجویان چپ پلاکاردهای سرخ « آزادی، برابری »، « سوسیالیسم یا بربریت »، « توپ تانک بسیجی دیگر اثر ندارد » و پلاکاردهایی که در حمایت از جنبش کارگری و جنبش زنان برافراشته بودند بسیار برجسته بود. با وجود خفقان و سانسور شدید دانشجویان سوسیالیست سایت­ها، نشریات، وبلاگ­های خود را تأسیس کردند. دانشجویان چپ و کمونیست از جمله نظریات مارکس، انگلس، لنین و... جنبش کارگری و انقلاب را در سطح گسترده­ای تبلیغ کردند. این سیر تحولات جنبش دانشجویی از همین تاریخ با سرعت هر چه بیشتری به پیشروی خود ادامه داد.

هر روز تعداد زیادی از دانشجویان به این جریان پیوستند. همچنین در دانشگاه­های زیادی در سراسر کشور، دانشجویان چپ اعلام موجودیت ­کردند. نقش دانشجویان چپ و سوسیالیست در 16 آذر 1383 نسبت به سال قبل گسترده­تر بود. در آن سال خاتمی، رئیس جمهور وقت به مناسبت 16 آذر به دانشگاه تهران آمده بود که سخنرانی وی توسط دانشجویان چپ به محاکمه حکومت و خاتمی تبدیل شد، به طوری که خاتمی با اهانت و فحاشی به دانشجویان سالن چمران، دانشکده فنی را ترک کرد. 16 در سال 1384 و 1385 با شعارهای چپ و برابری­طلبانه برگزار گردید. در این دوران مرزبندی جنبش چپ دانشجویی با گرایشات لیبرال و رفرمیست نیز شفاف­تر شد. همچنین در این دو سال گذشته، دانشجویان چپ، دو بار احمدی­نژاد رئیس جمهوری تیرخلاص زن حکومت اسلامی را از دانشگاه فراری داده­اند و تصاویر او را در مقابل چشمانش سوزانده­اند.

حکومت اسلامی در مقطع 16 آذر امسال، با دستگیری فعالین و رهبران چپ جنبش دانشجویی این تصور را داشت که جلو برگزاری حرکت­های اعتراضی 16 آذر را بگیرد. اما این تصور سران حکومت خوش خیالی بیش نبود و با شکست مواجه شد. زیرا دانشجویان تمام دانشگاه ­های کشور برای آزادی رفقای خود و در محکومیت حکومت حرکت­ های گسترده­ای را سازمان دادند. بدین ترتیب، جنبش دانشجویی گام مهم دیگری به سوی سیاست­های رادیکال و چپ و سوسیالیستی برداشت.

در روزهای اخیر دو حرکت دانشجویی بسیار برجسته بوده است. در تجمع اعتراضی روز چهارشنبه گذشته، دانشجویان دانشگاه شیراز، هزاران دانشجو شرکت داشتند. این تجمع اعتراضی از ساعت 9 صبح با خواست­هایی نظیر برکناری «صادقی» رئیس دانشگاه و دانشگاه پادگان نیست و ... شروع شد و تا ساعت 6 بعد از ظهر ادامه یافت.

 قبل از این نیز بیش از سه هزار نفر از دانشجویان دانشگاه­های صنعتی، آزاد و غیرانتفاعی شاهرود در اعتراض به مشکلات صنفی، آموزشی و سوء ­مدیریت و ... پس از سه روز تحصن در دانشگاه آزاد، شنبه و ­یکشنبه هفته گذشته در یکی از خیابان­ های اصلی شاهرود تجمع کردند و پیگیری خواسته هایشان شدند.

تجمع دانشجویان که از ساعات ابتدایی روز شنبه آغاز شده بود تا ساعات پایانی شب ادامه یافت. نیروهای گارد ویژه ضد شورش، نیروهای امنیتی و پلیس شاهرود در اطراف تجمع دانشجویان مستقر شده بودند. در این لحظات، « کاظم جلالی » نماینده شاهرود در مجلس هفتم، در بین دانشجویان حاضر شد و سعی نمود با راضی کردن دانشجویان به تجمع، پایان داده شود اما موفق نشد. رفته رفته مردم نیز به این حرکت اعتراضی دانشجویان پیوستند. ساعت 8 شب، دانشجویان به سوی دانشگاه راهپیمایی نمودند و در صحن دانشگاه صنعتی به اعتصاب خود ادامه دادند. در روز یکشنبه نیز دانشجویان در مقابل ساختمان مرکزی دانشگاه صنعتی شاهرود، به اعتراض خود ادامه دادند.

 علاوه بر این دو حرکت اعتراضات در دانشگاه­های شهر دیگر نیز به عناوین مختلف در جریان بوده که همگی نشان­دهنده قدرت رهبران و فعالین این جنبش در سازماندهی و هدایت حرکت­های اعتراضی است.

یکی از ویژه­گی­های مهم فعالین جنبش دانشجویی در سال­های اخیر، جهت­گیری طبقاتی آنان است. شرکت آنها در اعتراضات کارگری و برگزاری کمپین­هایی در دانشگاه­ها برای آزادی محمود صالحی، این رهبر جنبش کارگری ایران که از 20 فروردین سال گذشته در زندان بسر می­برد و با وجود بیماری شدید، حتی مانع معالجه وی می­شوند؛ منصور اسانلو با وجود این که چشم وی مورد عمل جراحی قرار گرفته، اما او را از زندان آزاد نمی­کنند؛ یا حضور فعالین جنبش دانشجویی در اعتراضات زنان. امروزه برگزاری هر چه با شکوه­تر گرامی داشت­های 16 آذر، روز دانشجو، هشت مارس، روز جهانی زن، اول ماه مه روز جهانی کارگر، امر مبارزه مهم و روتین جنبش دانشجویی در دانشگاه­های سراسر ایران است.

به عنوان نمونه، می­توان به دستگیری 14 دانشجو توسط نیروهای امنیتی در جریان اعتصاب کارگران شرکت واحد تهران اشاره کرد. همه این اقدامات جهت­گیری سوسیالیستی دارد و شعارهایی نظیر « سوسیالیسم یا بربریت »، « لغو آپارتاید جنسی»، « جنبش دانشجویی متحد جنبش کارگری و زنان است»، « مرگ بر دیکتاتور »، « آزادی برابری » و ... نیز به شکل زنده­تری این جهت­گیری جنبش دانشجویی بر علیه ستم و استثمار سرمایه­داری در اتحاد با جنبش کارگری را به نمایش می­گذارند.

امروزه جنبش­های اجتماعی ایران به جایی رسیده­اند که سرکوب همه جانبه آنها مانند سال­های 60 و 70 امکان­پذیر نیست.

بنابراین، اقدامات وحشیانه حکومت اسلامی بر علیه فعالین این جنبش­ها و بگیر و به بندهایی که با هدف آفریدن رعب و وحشت در جامعه راه انداخته است نه نقطه قوت سران این حکومت، بلکه بر عکس ترس آنها را به نمایش می­گذارد.

لازم به تأکید است که بیست و نه سال تجربه مبارزاتی در زیر سانسور و خفقان و سرکوب حکومت اسلامی،  نشان داده است که سران این حکومت، با زبان خوش خواست­ها و مطالبات جنبش­های اجتماعی به خصوص جنبش دانشجویی را نمی­پذیرند. بنابراین، با سیاست­های اعتدالی و رفرمیستی و لیبرالی نمی­توان این حکومت را به عقب­نشیتی وادار کرد. تنها با استراتژی سوسیالیستی و با اتخاذ سیاست­های رادیکال و با اتحاد و قدرت اجتماعی توده­ها، باید خواست­ها و مطالبات اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی را به حکومت اسلامی تحمیل کرد و از این طریق راه را برای انقلاب اجتماعی هموار ساخت ...

یکم مارس 2008

 

 

 

برگشت به سرمقالات