گاهنامه پارس
ارگان سازمان پارس وشورای براندازی
Mars 2008 - n° 64

پاسخ عملی به این سوال که در مقابل انتخابات چه باید کرد، نیاز به نیروی مادی دارد


 

جابر کلیبی 

با سپاس از گزارشگران در طرح به موقع بحث در مورد انتخابات در ایران،

مسأله انتخابات در جمهوری اسلامی از همان ابتدای تشکیل این رژیم چیزی جز یک نمایش مبتذل نبوده است. اساساً هیچ ارگان و مرجعی در این نظام ضد مردمی از کمترین خصلت دموکراتیک و انسانی برخوردار نیست و همه چیز آن تهی از ارزش های اجتماعی است.  وجود ارگان خودسری چون شورای نگهبان برای کنترل « صلاحیت » کاندیداها، انتخابات را به بدترین نوع « انتصابات » تبدیل کرده است. از این رو، همانطور که گزارشگران عنوان کرده است « ساده ترین روش ممکن » تحریم انتخابات است. اما این ساده ترین راه که توسط نیروهای مخالف تاکنون به عنوان تنها تاکتیک علیه انتخابات در رژیم اسلامی اتخاذ شده است نمی تواند تأثیری در روند انتخابات و مبارزات اجتماعی علیه رژیم خود کامه بگذارد. مخالفت با انتخابات و فراخواندن مردم به عدم شرکت در آن، زمانی جدی و مؤثر است که به عنوان یک تاکتیک، همراه باشد با یک مبارزه عملی و با برنامه علیه کلیت رژیم! درست فقدان مبارزه عملی و نبود برنامۀ مشخص سیاسی است که نیروهای اپوزیسیون در خارج،  بویژه بخش سوسیالیست و کمونیست آن- که در واقع و بنا به تعریف باید آلترناتیو انقلابی رژیم باشند را، نه تنها در مورد انتخابات بلکه در برابر همۀ تاکتیک ها و اعمال رژیم طی 29 سالی که از به قدرت رسیدن آن گذشته است، پاسیو کرده است. نویسنده با استفاده از طرح سؤال گزارشگران مایل است بیشتر به مقام و موقعیت جریانات کمونیست و سوسیالیست در اپوزیسیون ضد جمهوری اسلامی بپردازد، آن نیروهایی که در واقع باید حامل تغییرات اساسی در جامعه باشند!

وضعیت غم انگیز اپوزیسیون به روشنی در طرح سؤال گزارشگران ترسیم شده است : چه باید کرد؟  واقعاً با این وضعیت نابسامان اپوزیسیون و ضعف مفرط جریانات سیاسی، چه باید کرد؟ به بیان مشخص تر از کجا باید آغاز کرد؟ طرح این سؤالها، در شرایطی که می دانیم اپوزیسیون فاقد توان لازم برای مقابله سیاسی و عملی با رژیم جمهوری اسلامی است، تنها می تواند بحثی را در میان نیروهای مترقی برای شناخت مشکلات و موانعی دامن زند که بر سر راه خروج جریانات کمونیست و سوسیالیست از ضعف و انزوای کنونی قرار دارد.

بنابراین، قبل از هر چیز باید دریافت که ضعف و بی عملی نیروهای انقلابی از کجاست، دلایل آن را تشریح نمود و برای رفع آنها اقدام کرد. آنچه مربوط به مبارزه مردم، زحمتکشان، کارگران، دانشجویان، معلمان، زنان، جوانان و ... ، در ایران می شود، این مبارزه از نظر عملی و در اشکال مختلف جریان دارد. جریانات و تمایلات کمونیستی و سوسیالیستی در داخل نیز کوشش می کنند مشکلات سازمانی و سیاسی خود را در نبرد سیال طبقاتی پاسخ گویند و ما شاهد بحث ها و مبارزات سیاسی- ایدئولوژیک آنها در رابطه با مسایل اجتماعی- طبقاتی جامعه هستیم.  مشکل اساسی اما، در خارج از کشور، نیروهای  مدعی کمونیسم است (اگر بتوان به جریانات ضعیف و منفرد خارج، عنوان « نیرو » اطلاق نمود؟) که طی این سال های سیاه هیچ ابتکاری در مبارزه ضد رژیمی از خود نشان نداده اند. این نیروها بطور کلی در صحنه مبارزه غایب اند و در پراکندگی، تشتت سیاسی و بی برنامگی کامل بسر می برند. عجیب این است که با وجود آگاهی به وضعیت خویش، نه هیچ تلاشی برای برون رفت از پراکندگی و انفعال از خود نشان نمی دهند بلکه همه کوشش ها در این زمینه را به شکست کشانده اند. در نتیجه تناسب منطقی میان آنچه در ایران می گذرد با واقعیت موجود در خارج برقرار نیست و به همان نسبت که جنبش عمومی مردم ایران با وجود تشدید ترور و سرکوب از حرکت باز نایستاده است و افتان و خیزان در جستجوی راهی برای مقابله جدی با رژیم است، در عوض اپوزیسیون ضد رژیم در خارج، منفعل و فاقد هرگونه نقش فعال در صحنه سیاسی ایران است. این وضعیت پس از گذشت 29 سال از سلطه سرکوب و دیکتاتوری عریان در ایران مسأله اپوزیسیون را که آیا اصولاً چنین اپوزیسیونی در برابر رژیم اسلامی  وجود سیاسی و عملی دارد؟ به زیر سوال برده است.  

اپوزیسیون ایران در تمام مراحل تکوین جمهوری اسلامی اساساً هیچگاه نقش تعیین کننده ای در صحنه سیاسی جامعه بازی نکرده است و همواره به دنبال صحنه سازی ها، رقابت ها، تناقضات داخلی رژیم، بویژه تاکتیک های گمراه کنندۀ آن سرگردان بوده است. رژیم وارد جنگ با عراق شد، اپوزیسیون باید موضع خود را در مقابل آن تعیین می کرد! در این میان چه بسا جریانات مدعی کمونیسم به « دفاع از میهن اسلامی » پرداختند و به بهانه های مختلف، به دنبال رژیم افتادند. اشغال سفارت امریکا در تهران نیز تاکتیک دیگر رژیم در کشیدن برخی جریانات « چپ » بسوی خود بود، انتخابات دوم خرداد 1376 و انتخاب خاتمی باز هم عده ای را به دنبال جمهوری اسلامی کشاند. نقش عبادی ها و گنجی ها در تجزیه اپوزیسیون کم اهمیت نبوده است و ... ، تازه ترین و البته نه آخرین!  تلفات اپوزیسیون پیوستن برخی جریات سیاسی به جرگه « مدافعان میهن اسلامی » در رابطه با تنش ها میان جمهوری اسلامی با ایالات متحده امریکا بر سر تکنولوژی اتمی بود.

در این دوران طولانی 29 ساله حاکمیت جمهوری اسلامی، به ندرت می توان یک جریان سیاسی را یافت که از این زیر و بم ها سالم و با یک سیاست معقول و انقلابی بیرون آمده باشد. اگر هم معدود افراد و گروه های سیاسی چپ، تا حدودی موضع درست علیه رژیم اتخاذ کرده باشند، با این همه فقدان برنامه عملی مبارزه برای سازماندهی توان انقلابی جامعه، بویژه عدم تکیه بر آمادگی بالقوه ای که در میان نیروهای اصلی جامعه، کارگران و زحمت کشان همواره جود دارد، آنها را نیز به انفعال کشانده است.

برخی این وضعیت را معلول قرار گرفتن اجباری جریانات سیاسی در خارج از ایران که موجب قطع ارتباط مادی و سیاسی آنها با جامعۀ متحول ایران شده است، می دانند ولی به باور نویسنده چنین استدلالی ساده لوحانه و غیر منطقی است، زیرا سیاست و مبارزه طبقاتی، داخل و خارج نمی شناسد  و هر عقل سلیمی می داند که نمی توان با یک رژیم بربر و تا مغز استخوان ارتجاعی، فریبکار و ضد مردمی به تنهایی و بدون ابزار لازم مبارزه کرد.

یکی از این مسایل و شاید مهمترین آنها، مسأله پراکندگی و انفراد جریانات سیاسی کمونیست و سوسیالیست است که این خود محصول بینش حاکم بر این جریانات است. در این دوران 29 ساله سرکوب و ترور، کم نیستند کوشش ها و روندهایی که برای سامان دادن به یک اپوزیسیون چپ، سوسیالیستی و کمونیستی انجام گرفته ولی نتیجه ای جز پراکندگی بیشتر ببار نیاورده است. این نشان می دهد که اپوزیسیونی که نام خود را سوسیالیست نهاده ولی نمی تواند خود را در یک ساختار وسیع اجتماعی سازمان دهد، هنوز اجتماعی نشده است. زیرا هرکدام از اجزاء این اپوزیسیون  به دنبال مصالح و منافع سازمان خود هستند و از رفتن به پای یک مبارزه سیاسی- اجتماعی وسیع واهمه دارند. آنها به خوبی می دانند که روند عینی مبارزه طبقاتی با نظرات و تفکرات سنتی و عقب مانده آنها، چه در زمینه روابط سازمانی و چه در وجه برنامه و اهداف سیاسی، در تناقض کامل است. هر بار که وارد یک روند عمومیِ عملی برای مبارزه با جمهوری اسلامی شده اند، انفعال، ضعف سیاسی و عقب ماندگی سازمانی خویش را به نمایش گذاشته اند. از این رو همۀ روندهای سامان یابی مشترک را برای حفظ منفع گروهی خود به بن بست کشانده اند.

واقعیت این است که پس از تحولات سیاسی و ایدئولوژیک که در مقیاس جهانی در مبارزۀ طبقاتی رخ داده است، بویژه پس از فروپاشی شوروی و شکست کامل تفسیر روسی از مارکسیسم، بسیاری گروه ها و افراد در درون جریانات سنتی، روند رها شدن از جزم گرایی و دنباله روی کورکورانه از تزها و روابط غیر سوسیالیستی و در یک کلام استبداد حاکم بر روابط درون سازمانی را آغاز کرده اند. منتها گرایش غالب در این روندها، گرایش به عدم اعتقاد به سازماندهی سیاسی است. این افراد هنوز نوع سازماندهی مناسب با رشد فکری خود و ضرورت های مبارزه طبقاتی را نیافته اند. با این همه اگر قرار است آلترناتیو سیاسی- سازمانی برای پایان دادن به پراکندگی کنونی در خارج از کشور را تدارک ببینیم، ناگزیر باید روی این بخش وسیع و از نظر کمی و کیفی با اهمیت، حساب کنیم.

و سرانجام، برای پاسخگویی عملی به چه باید کرد؟ باید نیروی مادی در اختیار داشت و تا زمانی که نیروی های سیاسی در خارج از کشور پراکنده و از نظر سیاسی ضعیف اند، پاسخ ها تنها می توانند پاسخ های سیاسی بدون نتیجۀ عملی باشند.  بدون تردید اما، رشد مبارزه طبقاتی در ایران و فراهم شدن چشم اندازهای سوسیالیستی در مقیاس جهانی، می تواند امیدهای نو، سازماندهی های مناسب و تاکتیک های در خور شرایط کنونی در خارج از کشور را نیز بپروراند. تا آن زمان کوشش عناصر و جریانات کمونیست و سوسیالیست کمک به تحقق چنین روندی است.  آلترناتیو واقعی در مقابل رژیم جمهوری اسلامی در چنین روندی است که خود را در روند وحدت و انسجام جریانات کمونیست و سوسیالیست متحقق خواهد کرد. در آن زمان می توان متحدانه و در یک صف بندی وسیع و سراسری علاوه بر تحریم انتخابات دست به اقدامات متنوعی در خارج از کشور علیه جمهوری اسلامی زد و ضرورت سرنگونی آن را در افکار عمومی جهان، بویژه در میان کارگران و نیروهای انقلابی مطرح ساخت.  در ایران نیز با سازماندهی اعتراضات عمومی، اعتصاب ها، حمله به مراکز مهم و حساس رژیم، استفاده از اشکال مؤثر و متناسب مبارزه برای مختل کردن انتخابات، نشان داد که این رژیم و انتخابات آن مورد پذیرش مردم ایران نیست و به این ترتیب در جهت سازماندهی قدرت دوگانه، یعنی قدرت زحمتکشان گام برداشت. طی این روند است که توده های مردم از طریق خود سازماندهی، ابزار لازم جهت سرنگونی رژیم و آلترناتیو پس از آن را تدارک خواهند دید.

18 فوریه 2008

djaber_ka@yahoo.ca

منبع سایت گزارشگران

 

 

 

برگشت به سرمقالات