گاهنامه پارس
ارگان سازمان پارس وشورای براندازی
Décembre 2007 - n° 59

فرح و داریوش همایون


     

داريوش همايون در پنجم مهر ماه سال 1307 در تهران متولد شد. پدرش نورالله ابتدا از کارمندان اداره حسابداري مجلس شوراي ملي بود که چندي بعد به وزارت دارايي منتقل شد و آخرين مسئوليت وي مستشاري ديوان محاسبات بود. 

داریوش همایون ابتدا از طرفداران حزب پان ایرانیست بود در سال 1329 از مکتب پان ایرانیسم جداشده و وارد حزب ملت ایران که داریوش فروهر رهبر آن بود می شود. همایون در حزب ملت ایران چندان ماندگار نشد و دیری نپایید که مجدداً در سال 1330 رسماً وارد حزب پان ایرانیست شد. او یک سال بعد در سن 24 سالگی به حزب سوسیالیست ملی کارگران ایران (سومکا) می پیوندد (10 تیرماه 1331) در حزب سومکا به گروه جاویدان (گارد رهبر) می پیوندد. پس از هشت روز از عضویت او در حزب سومکا به اتهام حمله به یکی از مکان های وابسته به حزب توده و برهم زدن نظم عمومی و تشنج آفرینی با گروهی بازداشت شد (در حقیقت حزب سومکا توسط انگلیسی ها MI-6، آلن چارلز ترات و کلنل رجی فیلچر تقویت می شد تا تضاد حزبی را در جامعۀ ایران بالا ببرد). داریوش همایون برای دومین بار در 8 شهریور 1331 به مدت سه ماه و نیم به زندان می افتد و بار سوم در 15 اسفندماه 1331 همراه با کادر کانون انتشارات سومکا و رهبران سومکا به دستور دولت مصدق به زندان می افتد.

داریوش همایون از 19 بهمن 1342 در وزارت دارایی تا نیمه اردیبهشت 1343 به عنوان مترجم انگلیسی در ادارۀ کل امور عمومی نفت سرگرم کار بود و در آنجا پیوند خود را با عوامل جاسوسی انگلیسی محکم تر می نماید، سپس به عنوان مأمور در اختیار وزارت اقتصاد قرار داده می شود. او در سوم خرداد 1343 به سمت بازرس عالی وزارت اقتصاد منصوب شد. یادآور می شویم که در این زمان امیرعباس  هویدا وزیر دارایی و علینقی عالیخانی عضو لژ همایون (شبکه فراماسونری)، وزیر اقتصاد بود. علینقی عالیخانی با کانون قدرت بیگانه همواره در تماس بود و در لژهای شبه ماسونی آمریکایی عضویت داشت. همایون نیز با جاسوسان مستقر در سفارت آمریکا ارتباط نزدیکی داشت و به عنوان یک عامل اطلاعاتی انگلیسی آمریکایی و اسرائیلی مورد بهره برداری همه قرار می گرفت و در سایۀ این ارتباطات و خوش رقصی ها بود که موفق به دریافت یک بورس تحصیلی در دانشگاه هاروارد آمریکا شد و در همین زمان دورۀ ویژه ای را پیرامون کارهای جاسوسی و اطلاعاتی در آمریکا زیر نظر کارشناسان « سیا » گذراند و ظاهراً موفق به اخذ دکترای سیاسی گردید. باید متذکر شد که به سفارش عالیخانی وزیر اقتصاد وقت، داریوش همایون در مدت اقامت خود در آمریکا هم از بورس دانشگاهی و هم از حقوق و مزایای محل کار خود در ایران بهره مند می شد، طبق سند زیر :

« در تاریخ 7 مرداد ماه 1343 وزارت بازرگانی شمارۀ 24/8275 ادارۀ کارگزینی عطف به نامۀ شمارۀ 4813 به تاریخ 23 تیرماه 1343 راجع به موافقت با اعزام آقای داریوش همایون کارمند وزارت دارایی مأمور خدمت در آن وزارت، بنا به دعوت دانشگاه هاروارد کشور آمریکا به مدت یک سال جهت استفاده از بورس دانشگاه مذکور، با توجه به توضیحاتی که در این خصوص داده شده با اعزام و پرداخت از حقوق ریالی ایشان در مدت استفاده از بورس با رعایت تصویب نامه شماره 9144 مورخ 28 خرداد 1339 موافقت حاصل است.

وزیر دارایی »

همایون که در پی گذراندن یک دورۀ آموزشی در هاروارد مفتخر به دیدار امیرعباس هویدا (که پس از ورود فرح دیبا به دربار با توصیه انگلیس یکی از همکاران و حامیان او شده بود) و اسدالله علم نخست وزیر و وزیر دربار شاهنشاهی شد. او همچنین به کمک علینقی عالیخانی و دوستان ناآشنای دیگر به مراکز تصمیم گیری جاسوسان سیاسی بین المللی نزدیک شده و در لژهای فراماسونری فعالیت خود را علیه ملت ایران افزایش می دهد.  در سال 1346 با حمایت فرح دیبا و عوامل جاسوسی انگلیس، هویدا و تیمسار نصیری به داریوش همایون اجازۀ انتشار یک روزنامۀ به اصطلاح بیطرف به نام آیندگان را می دهند. برای این روزنامه، شرکت سهامی تشکیل می شود که 51 درصد سهام آن متعلق به دولت و چهل و نه درصد بقیه به داریوش همایون و تعدادی از عناصر کنفدراسیونی که در این روزنامه مشغول می شدند، تعلق گرفت. این روزنامه دیری نگذشت که در زبان انقلابیون و مخالفان شاه شد و اکثر کارمندان از توده ای ها، کمونیست ها و اعضای کنفدراسیون دانشجویی بودند (همپالگیهای فرح).

داریوش همایون در دی ماه سال 1350 با هما زاهدی که نماینده مردم همدان، دختر فضل الله زاهدی ازدواج می کند. هما زاهدی از همسر قبلی خود (حسین اتحادیه) دو فرزند داشت که در تصویر زیر دیده می شوند.

با این ازدواج، وی از حمایت بیشتر جبهۀ انگلوفیل یعنی اردشیر زاهدی برخوردار می گردد.

داریوش همایون در تابستان 1356 برای هماهنگ کردن مطبوعات در مسیر براندازی شاه، از طرف عناصر باند فرح، وزیر اطلاعات و جهانگردی می شود. داریوش همایون به عنوان وزیر اطلاعات جمشید آموزگار، وظیفه داشت زمینه براندازی شاه را فراهم کند، و از آنجا که جمشید آموزگار در همه زمینه‌ها از مدیریت لازمه برخوردار نبود از اربابان خود، نیروی کمکی دریافت کرد ,داریوش همایون. در بحبوحه فاجعه 57 به نام جعلی         « رشیدی مطلق»  در مقاله ای که با کمک پرویز نیکخواه مشاور رضا قطبی تهیه شد و از طریق جراید انتشار یافت، همزمان با مراسم مذهبی سالیانه، به خمینی که در آن زمان رهبر انقلابیون بود توهین می کند و با یک کبریت به خرمن فاجعه دامن می زند و آن را به آتش می کشد و دشمنی به اصطلاح انقلابیون را به رژیم شاه چندین برابر می کند. البته هدایت الله اسلامی نیا یکی از عوامل جاسوسی انگلیس و از دوستان داریوش همایون نیز این مقاله را مابین آخوندهای متحجر به اصطلاح انقلابی تفسیر و پخش می نماید. داریوش همایون از همان ابتدا به عنوان بهترین دوست و همدم فرح پهلوی همواره در مسیر براندازی شاه فعال بود. (باید اشاره شود که در سال‌های پایانی رژیم پهلوی، هاله اسفندیاری به همراه همسرش بخاش توسط سرویس جاسوسی موساد به تیم داریوش همایون معرفی شد).

تصویر بالا مربوط به کنفرانس مشورتی و آماده سازی برای کنفرانس جهان زن در مکزیک مارس 1975 می باشد که هاله اسفندیاری به عنوان مشاور سازمان زنان در آن شرکت دارد.

داریوش همایون برای چهارمین بار در اواخر رژیم پهلوی (1357) با هویدا و مجیدی و دیگر اعضای باند توده ای چپی فرح دیبا به علت خیانت به رژیم شاه مدتی در زندان به سر می برد. داریوش همایون پس از فاجعه 57 توسط عوامل اسلامی (انگلوفیل) از ایران خارج می شود و در خارج به حلقۀ خائن فرح دیبا برای استمرار حکومت اسلامی و امتداد برنامه ریزی استعماری جهانی می پیودند. او در خارج مانند رضا پهلوی و فرح دیبا همواره نقش ستون پنجم حکومت اسلامی در اپوزیسیون را به خوبی انجام داده است و اکنون نیز به قول فرح دیبا پدرخوانده (سیاسی) رضا پهلوی می باشد، وی همواره از عناصر حکومت اسلامی در مسیر به اصطلاح و اصلاح طلبی ولی در حقیقت در مسیر استمرار حکومت اسلامی برای منافع استعمار مذهبی جهان خوار ضد ایرانی حمایت کرده است.

 

 

 

برگشت به سرمقالات