گاهنامه پارس
ارگان سازمان پارس وشورای براندازی
Décembre 2007 - n° 59

فرح و رضا قطبی


     

رضا قطبی فرزند محمد علی قطبی (مقاطعه کار ساختمان) از تبار قطب الدین لاهیجی (از آخوندهای امامیه) و پسردایی فرح دیبا و پدر افشین قطبی (سر مربی کنونی تیم فوتبال پرسپولیس تهران) بود. او در سال 1319 متولد شد. او با فرح دیبا از کودکی با هم بودند و در ابتدا توسط پدر و مادرشان نامزد شده و به همین دلیل بود که زمانی که محمد علی قطبی تصمیم می گیرد رضا را به فرانسه بفرستد، مجبور می شود فرح را نیز با او برای تحصیل به فرانسه رهسپار نماید.

Zone de Texte:  رضا             قطبی رضا همراه با فرح در فرانسه به گروه های کمونیستی و حزب توده علاقمند می شوند و سپس به عضویت آنها در می آیند و در مجموع عضو کنفدراسیون کمونیستی دانشجویان مخالف رژیم شاه در خارج می گردند و در بسیاری از تظاهرات علیه رژیم شاه که توسط انگلیسی ها تدارک دیده شده بود شرکت می کنند.

زمانی که زاهدی، دوست خود فرح را به شاه معرفی می کند و باعث ازدواج آنها می گردد، انگلیس و ک. گ. ب صد در صد در زندگی خصوصی و اجتماعی محمد رضا شاه مسلط می گردند. پس از ازدواج فرح با شاه، محمد علی قطبی و رضا قطبی به حلقۀ دسیسه گران ضد شاه در اطراف فرح گرد می آیند و آنها نیز وارد شبکه های فراماسونری انگلیس می گردند. فرح ایجاد و تشکیل سازمان رادیو تلویزیون ملی ایران را به پسر دایی خودش رضا قطبی نسبت می دهد در صورتی که در روز جمعه 11 تیرماه 1337 تلویزیون ایران کار خود را با پخش برنامه گزارشی زنده آغاز کرد و بدین ترتیب اولین تلویزیون در ایران توسط آقای حبیب ثابت (سرمایه گذار خصوصی) با استفاده از امتیاز ویژه مجلس بنیاد شد.

این تلویزیون در سال 1345 با دسیسۀ فرح و رضا قطبی از حالت خصوصی بیرون آمد و در دست به اصطلاح دولت یعنی رضا قطبی و توده ای های کمونیست ضد شاه سپرده شد و نام سازمان رادیو تلویزیون ملی ایران را به خود گرفت. در سال 1350 این سازمان گذشته از کارهای تلویزیونی خود، برگذاری جشن هنر شیراز، جشنواره فیلمسازان، کارگاه نمایش و تئاتر، انتشارات و حتی ایجاد مرکزی برای به اصطلاح گفتگوی فرهنگ ها به مدیریت داریوش شایگان انگلوفیل (یکی از مشاوران کنونی مشترک فرح و رفسنجانی) بود و بدین وسیله شریان فرهنگی در مسیر منفی را بدست گرفته و در کنار، سوء استفاده های مالی فراوانی بردند.

رضا قطبی در کنار به دسیسه های خود علیه رژیم شاه تا سرنگونی او ادامه داد. آخرین ضربۀ رضا قطبی و اطرافیان فرح دیبا در روز 15 آبان ماه 1357 بود. پادشاه یک پیام رادیو تلویزیونی که توسط رضا قطبی و همپالگی های فراماسون انگلیسی او سید حسین نصر (رئیس دفتر فرح که هم اکنون دکترای رایج کننده اسلام استعماری, مشاور مشترک رفسنجانی و فرح دیبا می باشد)، مجید تهرانی نیا از سران کنفدراسیون دانشجویان خارج از کشور (مشاور دفتر فرح که او نیز هم اکنون دکترای رایج کننده اسلام استعماری، از مشاورین مشترک رفسنجانی و فرح دیبا می باشد)، تهیه می گردد را می خواند که بعدها به پیام « صدای انقلاب شما را شنیدم » معروف می گردد. پس از خواندن این پیام هرج و مرج و اغتشاش در ایران شعله ور می گردد.

به گفتۀ دکتر امیر اصلان افشار جریان این پیام بدین قرار بود : 

وقتی دولت شریف امامی جایش را به دولت نظامی ارتشبد ازهاری داد، اعلیحضرت ابراز تمایل کردند که در همانروز پیامی برای ملت ایران بفرستند و آنچه را که در دل دارند با ملت در میان بگذارد. آقای رضا قطبی و آقای سید حسین نصر از طرف اعلیحضرت مأمور تهیۀ این پیام شدند.

اصرار اعلیحضرت بر این بود که این پیام در بخش اخبار ساعت دو بعد از ظهر همان روز پخش شود. تا ساعت 11 بامداد خبری از آقایان قطبی و نصر نشد. اعلیحضرت که می خواستند پیش از ضبط برنامه، متن پیام را ببینند و آن را مرور کنند، از من سئوال فرمودند، پس اینها کجا هستند و چرا پیام را نمی آورند.  

با تلاش زیاد آقایان را پیدا کردیم. معلوم شد نزد شهبانو فرح هستند. وقتی ماجرا را به عرض شاهنشاه رساندم، با عصبانیت زیاد گفتند : آنها آنجا چه کار می کنند؟ مگر قرار است با شهبانو نطق کند که پیام را نزد او برده اند؟ بگویید فوراً بیایند اینجا.

بالاخره آقایان آمدند. در اتاق مجاور کنار دفتر اعلیحضرت فیلمبرداران و خبرنگاران آماده برای ضبط پیام شاهنشاه بودند. آقای قطبی پیام تهیه شده را به دست اعلیحضرت داد. شاهنشاه هنوز چند سطری از پیام را نخوانده بود که ناگهان با عصبانیت پیام را به گوشه ای پرتاب کردند و با عصبانیت گفتند : نه نه، من نباید این حرف ها را بزنم. اینها چیست که برای من نوشته اید؟

مهندس قطبی گفت :

اعلیحضرت، الان تنها راه چاره این است که با این لحن با مردم صحبت کنید و آنها را به آرامش دعوت نمایید.

سید حسین نصر نیز با سر حرف های قطبی را تأیید می کرد. اعلیحضرت که با اصرار آقایان مواجه شده بود، هم بسیار خسته بودند، و از طرفی می خواستند حتماً آن روز با مردم حرف زده باشند، در آن جو، آن نطق را که با آنهمه تأخیر به دستشان داده شده بود، و اعلیحضرت حتی فرصت نکردند یکبار پیش از ضبط آن را مرور کنند، یا با دیگران رایزنی و مشورت کنند، خواندند، و همگی هم پیامدهای آن را دیدیم.

به قول یکی از دست اندکاران امور، متن این پیام « تیر خلاصی » بود که به مغز نظام پادشاهی شلیک شد.

پس از پخش پیام، اعلیحضرت به من گفتندبا سفیر ایالات متحده آمریکا در ایران، آقای ویلیام سالیوان تماس بگیرم و از دیدگاه سفارت در مورد اثرات این پیام آگاه شوم.

من به سالیوان تلفن کردم و سفیر آمریکا گفت، آقای عبدالکریم لاهیجی طی تماسی تلفنی به او، یعنی سفیر آمریکا گفته که « پیام خوبی بوده است ». البته معنای « پیام خوب » برای مخالفان معلوم است که چیست!  

پس از فاجعه 57 قطبی با دیگر عوامل انگلیسی خود مدتی در تهران برای تحویل حکومت به ملایان می ماند و سپس به راحتی با یک پاسپورت جمهوری اسلامی و ویزای بازرگانی از ایران خارج می گردد و همواره روابط خود را با فراماسون های حکومت اسلامی همراه با فرح و دیگر اعضای حلقۀ خیانت برای یاری رساندن به بقای حکومت اسلامی نگاه می دارد. در حال حاضر رضا قطبی و فرح دیبا به علت همکاری با حکومت اسلامی، افشین قطبی را به ایران فرستاده که تحت حمایت رفسنجانی مربی گری تیم پرسپولیس را عهده دار می باشد، نامبرده سعی دارد در میان جوانان ایران طرفدارانی پیدا کند تا بتواند در آیندۀ نزدیک همکاری خانوادۀ پهلوی و رفسنجانی را در ایران نیز توسعه دهد.

 

 

 

برگشت به سرمقالات