
اردشیر زاهدی، پسر فضل الله زاهدی از گماشتگان هندی انگلیسی که برای اجرای قرارداد 1907 تقسیم ایران توسط انگلیس و روس از هند به جنوب ایران فرستاده شده بود. در سال 1919 زمانی که طبق قرارداد وثوق الدوله امور ایران به دست انگلیس سپرده شد برای فضل الله شناسنامۀ ایرانی تهیه شد و در زمان به قدرت رسیدن رضا شاه توسط انگلیس و ادغام ارتش هندی انگلیسی در ارتش ایران فضل الله زاهدی تابعیت ایران را گرفت. ابتدا از لقب بصیر دیوان استفاده می کند و سپس زمان تغییر اسم ها در زمان رضا شاه تبدیل به زاهدی می گردد.
فضل الله برای اینکه اصل و نسب ایرانی بگیرد مانند پدر هویدا که فلسطینی بود، با خانوادۀ اشرافی پیرنیا (خدیجه پیرنیا) وصلت کرد. اردشیر زاهدی در 1307 به دنیا آمد. او تحصیلات ابتدایی خود را در هند شروع می کند و در سال 1313 رابندرنات تاگور شاعر و استاد فلسفه هندی در آن مدرسه به او و سایر فرزندان صاحب منصبان انگلیسی تعلیم و تدریس می داد.
او در سال 1325 دبیرستان اسلامیه بیروت را به پایان می رساند و سپس به آمریکا فرستاده شده و پس از دو سال فوق دیپلم کشاورزی را از کالج کشاورزی ایالت « یوتا » آمریکا دریافت می کند و پس از مراجعت به ایران با نفوذ پدرش، مدرک او معادل لیسانس شناخته می شود. وی از زمانی که در بیروت به سر می برد به واسطۀ پدرش با سرویسهای اطلاعاتی غربی به خصوص انتلیجنس سرویس مربوط وی گردد. او در اردیبهشت 1331 به همراه مرتضی امیر ارجمند (همسر آینده لیلی امیر ارجمند) به استخدام وزارت کشاورزی درآمد و با توصیۀ انگلیس در پست معاونت و خزانه داری « کمیسیون مشترک ایران و آمریکا برای بهبود امور روستایی » در اصل 4 ترومن قرار گرفت.
اردشیر زاهدی در سال های بعد از کودتا و صدارت پدرش در کنار او بود و پس از برکناری فضل الله زاهدی از پست صدارت و فرستادن او به ژنو به عنوان سفیر شاهنشاهی، اردشیر زاهدی با حمایت سرویس های اطلاعاتی غربی در تهران ماند و در سال 1335 دختر محمد رضا شاه را به نامزدی او در آوردند و در آبان ماه 1336 با شهناز ازدواج کرد (البته این ازدواج با برنامه ریزی و حسادت فرح دیبا در سال 1343 به متارکه انجامید و حاصل آن یک دختر به نام مهناز بود).
اردشیر زاهدی پس از ازدواج با شهناز، بیش از پیش مورد توجه دربار قرار گرفت او در اوایل سال 1338 به توصیۀ علم نمایندۀ شاه برای رسیدگی به امور دانشجویان ایرانی خارج از کشور شد و با هماهنگی انگلیس بودجۀ دانشجویان ایرانی را در اختیار مخالفان رژیم پهلوی یعنی کنفدراسیون دانشجویی قرار می داد. پس از برنامه ریزی ازدواج فرح دیبا با شاه به توصیه انگلیس (فرح دیبا در این زمان عضو حزب توده و کنفدراسیون کمونیستی دانشجویی بود) اردشیر زاهدی با حمایت فرح دیبا و علم ابتدا در اسفندماه 1338 به سفارت در واشنگتن گمارده شد و پس از دو سال به دلایل حساسیت شدید دانشجویان ایرانی و واکنش آنها علیه حرکات زنندۀ زاهدی و همچنین نارضایتی امینی نخست وزیر از توطئه های زاهدی در واشنگتن (به گزارش ساواک تاریخ 19/12/1340 : ... وجود آقای اردشیر زاهدی به سمت سفیر کبیر ایران در آمریکا اشتباه سیاسی بوده، این امر موجب تقویت عناصر طرفداران جبهه ملی در آمریکا گردیده است ... ) به تهران فرستاده می شود.
پس از عزل دکتر امینی از مقام نخست وزیری و تشکیل دولت اسدالله علم، اردشیر زاهدی در شهریورماه 1341 به عنوان سفیرکبیر ایران عازم لندن شد و تا سال 1345 در این سمت بود. وی در بهمن ماه 1345 با همیاری علم و فرح دیبا در دولت امیر عباس هویدا، وزیر امور خارجه گردید.
پس از آتش زدن مسجد الاقصی در اورشلیم، اردشیر زاهدی که مقام وزارت امور خارجه ایران را به عهده داشت از طرف انگلیس به شاه فقید پیشنهاد کرد که برای به اصطلاح نگهداری حقوق مسلمانان جهان، یک کنفرانس اسلامی از سران کشورهای مسلمان تشکیل شود و در راستای حقوق کشورهای اسلامی و تأمین مصالح آنها به بحث و گفتگو بپردازند. این پیشنهاد مورد موافقت شاه قرار گرفت و نخستین کنفرانس اسلامی با پیشنهاد ایران در شهر رباط پایتخت کشور مراکش تشکیل شد. اردشیر زاهدی همچنین نقش اصلی را برای جداسازی بحرین در زمان وزارت خود ایفا می کند.
در این زمان با دسیسه های انگلیس و مزدورانش چون علم، فرح دیبا و زاهدی سناریوی جداسازی بحرین ترسیم و اجرا می گردد.
سال های وزارت خارجه اردشیر زاهدی (بهمن 1345 – شهریور 1350) یکی از بدنام ترین دوران های تاریخ وزارت امور خارجه می باشد. پروندۀ وی نشان می دهد که وزارت وی و معاونش پرویز خوانساری که او نیز به همجنس بازی و هرزگی معروف بود در میان کارکنان باسابقۀ این وزارتخانه تنش هایی را علیه این دو سبب شده بود.
در جلد سوم کتاب « خاطرات اسدالله علم » وزیر دربار در سال 1970، نخست وزیر سابق ایران و از وابستگان استعمار انگلیس، چنین می خوانیم که محمد رضا شاه از علم می پرسد : « آیا تاریخ، ما را (یعنی من را، از قول شاه) در رابطه با تجزیه بحرین خیانتکار خواهد نامید ؟ » و علم پاسخ می دهد: « نه اعلیحضرت، ما (یعنی او، زاهدی وزیر امورخارجه و تنظیم کنندۀ لایحه جدایی بحرین و انگلیس) ترتیبی دادیم که سازمان ملل، رأی بر جدایی بحرین دهد. »
سخنان و بهانه های خیانت آمیز وزیر خارجه وقت که گویی از دهان یک خارجی ضد ایرانی گفته می شد، هرگز از خاطرات محو نخواهد شد اما داریوش همایون شوهر خواهر اردشیر زاهدی، پنج سال پیش از تجزیۀ غیر قانونی بحرین، طی نامه ای به امیرعباس هویدا، نخست وزیر می گوید : « بحرین صرفنظر از موقعیت استراتژیک خود در خلیج فارس هیچ امتیازی ندارد که مبارزه به خاطر دست یافتن بر آن را موجه سازد ... » در صورتیکه مجمع الجزایر بحرین مروارید جهان می باشد و دارای دومین مخزن نفت جهان است و از لحاظ آب و هوا بهشت واقعی روی زمین است.
نکته ای که بیش از هر چیز تأسف بار است این است که مثلث فساد علم، فرح و زاهدی، دربار شاهنشاهی ایران را به صورت فاحشه خانه ای بین المللی در آورده بودند، هرگاه سران فاسد رژیم های دیگر هوس عیاشی می کردند به دربار ایران می آمدند. از جمله زمانی که سلطان قابوس برای عیاشی به ایران آمد، شاه برای ضیافت رسمی وی از علم خواست که برنامه ریزی کند ولی زاهدی همراه با علم به او تذکر دادند : « او بدون همسرش به اینجا آمده فقط به این منظور که کمی به خودش برسد ». بعد از دو روز شاه از احوال سلطان پرسید، آنها گزارش دادند : « هر شب با تعداد چهار تا پنج خانم بیرون اقامتگاه ملاقات کرده بود. نمی توانیم شهادت دهیم بعداً چه اتفاقی افتداه بود، اما به هر صورت سلطان راضی به نظر می رسید ».
وی در زمانی که وزیر امور خارجه بود، مسافرت های متعددی به تنهایی با فرح دیبا به کشورهای دیگر انجام می دهد و پس از بر ملا شدن روابط نامشروع با فرح دیبا توسط شاه از وزارت امور خارجه خلع و با همیاری علم و دوستان انگلیسی آمریکایی او به سفارت ایران در واشنگتن گمارده می شود و تا سال 1357 این پست را در اختیار داشته است. زاهدی که یکی از گماشتگان کمیسیون سه جانبه بود و با سران کمیسیون از جمله دیوید راکفر برای سرنگونی شاه در تماس بوده است.
اسناد ساواک نشان می دهد که در سال های 1346 و 1348 اردشیر زاهدی به شدت در تلاش برای احراز پست نخست وزیری بوده است. او در میان مقامات انگلیسی، اسرائیلی و آمریکایی دوستان زیادی پیدا کرد و با بالاترین مقامات رفت و آمد داشت ولی هرگز به دلیل شیوۀ رفتار سبک و نحوۀ عمل او مورد تأیید برای احراز پست نخست وزیری نبود. اردشیر زاهدی نه تنها به صدارت نرسید بلکه رفتارش با فرح دیبا و گزارشات ساواک در مسافرت های به اصطلاح دیپلماتیک آن دو و نزدیکی بیش از حد آنها باعث اخراج او از پست وزارت خارجه در شهریورماه 1350 گردید. او در اسفندماه 1351 دوباره به سفارت در واشنگتن اعزام شد و در آنجا به عملکردهای سبک و عیاشی هایش ادامه داد. اردشیر زاهدی یکی از هرزه ترین نخبگان سیاسی و دولتمردان رژیم محمد رضا پهلوی بود و به این صفت نه تنها در میان خواص، بلکه در سطح جامعه نیز شهرت کافی داشت. در دی ماه 1356 دو هفته پس از مسافرت جیمی کارتر و همسرش رزالین به ایران وقتی فرح دیبا برای شرکت در جشن بیست و یکمین سال تأسیس انجمن آسیایی به نیویورک رفت و در هتل هیلتون اقامت داشت، همراه اردشیر بود و سپس با او به واشنگتن می رود و مدت دو هفته در آنجا با هم بودند.
Ledeen Lewis. Debacl نویسندۀ آمریکایی در کتاب خود می نویسد: « ... شاه هرگز به اردشیر زاهدی اعتماد کامل نداشت و پیوسته به وی مظنون و بدگمان بود که او ممکن است از برکناری پدرش که قریب به سه دهه قبل اتفاق افتاده بود در صدد انتقامجویی برآید».
طی سال های سفارت وی در آمریکا و انگلیس، زاهدی یکی از چهره های خبرساز مطبوعات غرب محسوب می شد و بارها و بارها تصاویر و گزارش هایی از ریخت و پاش ها و هرزگی های وی در جراید کثیرالانتشار اروپا و آمریکا درج گردید. در این سال ها اردشیر زاهدی با کمیسیون سه جانبه آشنا می شود و به علت دشمنی با شاه با همیاری فرح دیبا کمیسیون سه جانبه را در مسیر براندازی شاه متقاعد می نماید.
اردشیر زاهدی پس از انقلاب در خارج همواره واقعیت ها را از مردم کتمان نموده و در امتداد مأموریتش برای مزدوری انگلیس مستقیم و غیرمستقیم در اعلامیه هایی از حکومت اسلامی حمایت کرده است از جمله بارها از پروژۀ اتمی حکومت اسلامی دفاع کرده است.
|