گاهنامه پارس
ارگان سازمان پارس وشورای براندازی
Novembre 2007 - n° 58

از حركت دانشجويان در همه ابعاد بايد حمايت كنيم


 

الف – بيقرار

هموطنان، ايرانيان غيرتمند و شرافتمند :  فرزندان اين مرز و بوم چون شيران گرفتارآمده در قفس، مشغول غرش و تهاجم بر ديوارهاي قفس استبداد هستند تا با مشتهاي گره كرده شان، بدون اينكه بر چهره كسي چنگال يا پنجه اي بكشند ديوارها و تور استبداد حاكم را پاره كنند و فرو بريزند.  

رژيم جمهوري اسلامي در كليت، و نه خلاصه شده در وجود پليد احمدي نژاد و دولتش، بلكه تماميت اين حاكميت، يعني از راس هرم قدرت گرفته تا هاشمي رفسنجاني و سيد محمد خاتمي و شيخ مهدي كروبي و دار ودسته اصلاح طلب و اصولگرا و ملي مذهبي و غيره نيك مي دانند كه دردانشگاهها چه طوفاني برپاست و چه انفجار عظيمي درحال شكل گيريست.  مجموعه حاكميت بخوبي دريافته است كه پايان كار لحظه به لحظه دارد نزديك و نزديكترمي شود. فرياد حق طلبانه معلمان را ظاهراً درگلو خفه كردند، ما كه در اين جهنم هستيم و شما كه در آنسو نشسته ايد غر و غري كرديم و بعد بكارخودمان پرداختيم تا شب لقمه ناني يا اگر ميسر باشد چند سيخ كبابي را بر سر سفره خودمان بياوريم. کارگران شركت واحد و رهبران آن جنبش را گرفتند و زدند و زنداني كردند، باز هم همان كرديم كه در مورد معلمان كرده بوديم. زنان ما را در كوي و برزن بجرم بدحجابي و بي حجابي و اتهامات و چرندياتي از اين دست سركوب كردند، باز همان بود. دانشجويان اين سرزمين را در 18 تير 78 با سبعيت تمام به غل و زنجيركشيدند، گروهي مان بجز دوختن كلاه از آن نمد، و گروهي ديگر با هدفي ديگر و گروه ديگر با. چه پولها وكمك هائي كه بنام آنها جمع آوري نكردند و به ... نريختند. كارگران هفت تپه اهواز را به جرم فرياد بخاطر گرسنگي و شرمندگي در نزد خانودشان مي گيرند و مي برند و باز هم ما همان مي كنيم كه در گذشته كرده ايم.

تا كي ؟؟؟ براستي تا كي؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ما ملت ايران تا كي و تا چه موقعي بايد از عمق فاجعه غافل بمانيم؟؟ روي سخنم با آنانيست كه در خارج از اين جهنم نشسته و بجز حرف زدن و منم زدن متاعي براي عرضه به اين ملت نداشته اند.

خانمها، آقايان، روشنفكران، مفسران، مبلغان، متفكران و نويسندگان و رسانه داران و روزنامه نگاران، به خدا وند سوگند حالا ديگر زمان حرف زدن و تحليل دادن صرف و مقاله نويسي فقط يك بخش كوچك از اين مبارزه است. زمان عمل است. اين رژيم با يك تكان فرو ريختني است. دانشجويان، كارگران، معلمان، و صغير و كبير در اين مملكت اين واقعيت را دريافته اند كه اين وضعيت موجود يك فتوكپي از يك ساختاراست ولي با تفنگ و سرنيزه و... ، اما فضائي براي پرواز ندارند. در قفس هستند. شما كه در آنسو نشسته ايد بايد تلاش و تقلا كنيد تا اين تور امنيتي پاره و اين ديوار امنيتي -  نظامي كه در تمامي و عرض و طول آن تركهاي بزرگ به چشم مي خورد با همت همين مردم دربند فروبريزد. اين تركها با دستان خسته و شكسته و به زير خاك خفته همين اسراي دربند و آنانيكه از نثار خون خود دريغ ننمودند بر پيكره و ديوارهاي اين عمارت ظلم وارد شده است.

امروز دانشجويان دانشگاههاي ايران مي خواهند همين كار را بكنند تا شايد بخشي از اين ديوار فروبريزد. باز شدن بخشي از اين ديوار فضائي براي خلاصي از حصار بزرگ را فراهم خواهد نمود. اين واقعيت را دانشجويان مال درك كرده و بدنبال آن هستند. چرا كم كاري مي كنيد؟؟ چرا در رسانه هاي غربي ميز گرد و جلسات تشكيل نمي دهيد؟؟ چرا در شهرها و كشورهاي جهان در حمايت از دانشجويان فراخوان براي تجمعات داده نمي شود؟؟ چرا در پايتخت هاي تأثيرگذار بر سياستهاي جهاني خصوصاً در آمريكا ايرانيان مدعي مبارزه  تجمعات حمايتي برپا نمي داريد؟؟؟  در همان لوس آنجلس، يا به تعبيري ايرانجلس 400 يا 500 هزار نفره ايراني نشين چنين تجمعاتي برپا نمي گردد؟؟  پس چه زماني مي خواهيد ايراني بودن خود را اثبات نمائيد؟؟ اگر جاي تان گرم است و ديگر ايراني نيستيد هيچ. عذرخواهي هم مي كنم. اما اگر هنوز ايراتي هستيد و ايراني مانده ايد و عشقي به وطن و هموطنان خود داريد، پس چرا در حمايت و پشتيباني از حركت اعتراضي دانشجويان كه مي تواند منبع و منشاء يك حركت اعتراضي بنيان كن را فراهم نمايد، نشسته ايد و تماشا مي كنيد؟؟؟

خانمها، آقايان، يوزرذهاي محترم وادمين هاي پال تالك::: آب پاكي را روي دست حضرات مي ريزيم كه كار مبارزات اين ملت و مملكت از اين حرفها گذشته است كه بتواند در اطاقهاي ((pal talk )) و ياهومسنجر وچه و چه بسر منزل مقصود برسد. تجربه نشان داده است كه اين رژيم ضد ايراني تا پيش از ظهور پديده هائي بنام اين يا آن از طريق لابي هاي متعدد خود توانست در اساس اپوزيسيون آن مصيبتي را بوجود بياورد كه همه شما شاهد و ناظر عيني آن هستيد. حال چه باك از مشتي آدم غيبي كه با اسامي چه و چه در فضاي الكترونيكي كه سر و ته آن پراكنده در اينسو و آنسوي دنياست، و هيچكدامشان هم آن ديگري را يا قبول ندارد و يا با يك كلمه حرف به جاسوسي و همكاري با رژيم و... متهم مي كنند جمع مي شوند؟؟؟ با اندكي دقت مي توان دريافت كه آن مكانها هم در جهات بسياري به مركزي براي مانورهاي آشكار و پنهان رژيم اسلامي بدل گرديده است. كافيست.

امروز روزيست كه هر ايراني با شرفي با درك حساسيت زمان و شرايطي كه مملكت در آن قرارگرفته به وظيفه ميهني و تاريخي خود عمل نمايد.

تا روز و ساعت و دقيقه و ثانيه اي كه رژيم جمهوري اسلامي از بيخ و بن فرو نريزد، همه ما بعنوان ايرانيان وطن پرست و نه هيچ چيز ديگر، وظيفه داريم تا يك لحظه از اقدامات اعتراضي دانشجويان در داخل كشور غفلت نورزيم، چرا اين شيردختران و شيرپسران اين سرزمين مي توانند در سايه يك پيوند سراسري بين تمامي دانشگاههاي كشوركه طليعه وافق منور آن به چشم مي آيد، مي توانند موجبات پاره شدن و ريختن بخشي از اين تور و ديوار امنيتي را فراهم نمايند و باعث پيوند جويبارهاي متفرق و سرگرداني بشوند كه سيلاب برافكندن جمهوري اسلامي را با چشم خود ببينيم و به نسلهاي آينده پيشكش بنمائيم.

    

زنده باد آزادي

مرگ و نابود باد استبداد

در اهتزاز باد پرچم شير و خورشيد نشان ايران

 

ايران تهران   29/ مهرماه 1386

 

 

برگشت به سرمقالات