بيش از يك ربع قرن از يورش احشام مذهبي نما به ايران با كمك امريكا، انگليس و اروپا مي گذرد و ما شاهد فنا شدن روز بروز اوضاع سياسي ـ اجتماعي و سياسي ـ اقتصادي مردم ايران هستيم. پيرو اين روند ويرانگر، اوضاع منطقه هم، هر روز از روز گذشته متشنج تر و بي ثبات تــر گرديده است و دليل آن پروژه هاي سياسي ـ اقتصادي ـ نظامي ابلهانه كارگزاران بين المللي است كه جنگ و ويراني و ناامني را براي مردم بيگناه منطقه به ارمغان آورده است و براي بدست آوردن يك بشکه نفت بيشتر، از هيچ جنايت و خونريزي و بي عدالتي رويگردان نيستند و در انتها به گفته خودشان حقوق بشر را هم رعايت مي كنند!
امريكا، انگليس، اروپا و اسرائيل همواره از حكومت تروريستي و جنايتكار در ايران حمايت كرده اند. استعمار سياه براي استمرار حكومت دزد و جاني خود از هيچ جنايتي بر ملت شريف ايرانزمين دريغ ننمود. در اين روند در ظاهر اين كارگزاران بين المللي با تبليغات دروغين خود وانمود مي كنند كه آنها دشمن حكومت اسلامي تروريست پرور هستند، ولي اينطور نيست. در حقيقت اين كارگزاران بين المللي با تبليغات مستقيم و غيرمستقيم همواره حامي حكومت و ستون پنجم آن بوده اند كه ما آنها را اپوزيسيون غيرواقعي قلمداد كرده ايم (مجاهدين خلق، سلطنت طلبهاي پهلوي چي، اكثريتي ها، مليون وابسته به حكومت)، كارگزاران بين المللي در اين بين فرياد حق طلبانه ميهن پرستان را در گلو خفه كرده اند.
در هنگام يورش احشام ضد مذهبي (حكومت اسلامي) به ايران، شركت نفت امريكايي Exxon براي سرنگوني شاه سرمايه گذاري كرد و هم اكنون روزانه به تعداد ۳۰۰ هزار بشكه نفت تقريباً مجاني از ايران خارج مي كند. در اين ميان انگليس هم روزانه يك ميليون و دويست هزار بشكه نفت مجاني از خليج فارس خارج مي كند كه اين را بابت حمايت و نيز هماهنگي ديپلماسي حكومت اسلامي در دنيا دريافت مي كند. البته بايد گفت كـــه حكومت دست نشانده اسلامي در ايران همواره به صورت يك حكومت كاذب بوده است و اين كارگزاران و عوامل و عناصر بين المللي بوده اند كه ايران را بمدت بیست و هشت سال اداره كرده اند. اين شماي كاذب حكومتي، توسط فراماسونري، صهيونيسم و اخوان المسلمين امريكايي ـ انگليسي اداره شده است و مي شود.
در حال حاضر، حكومت اسلامي ايران به فرمان امريكا و شركا، مركــــز تروريستي دنيا را اداره مي كند و از زماني كه بوش بر سر كار آمده است اين همكاري طيف وسيعتري به خود گرفته است و در اين راستا بود كه حكومت اسلامي در ايران با همكاري بوش و القاعده برجهاي نيويورك را منهدم كرد، و در پي آن بوش و شركا توانستند با خيال راحت و با آمادگي افكار مردم جهان پاي خود را در منطقه بيشتر و بيشتر محكم كنند.
اسنادي كه از نيروهاي اطلاعاتي و امنيتي بدست نيوزويك رسيده است، بر آن دلالت دارد كه هشت ماه پيش از حملات تروريستي يازدهم سپتامبر رمزي الشيب تروريست ارشد القاعده ويزايي چهار هفته اي براي ديدار از تروريستهاي مستقر در ايران در دست داشته است و همچنين گزارشهاي نهايي كميسيون يازده سپتامبر حاوي اطلاعات مهمي درباره ارتباط مستقيم ايران با عمليات القاعده مي باشد. البته بر طبق اسناد و مدارك بدست آمده رابطه اي بسيار عميق و درازمدت مابين فاميل بن لادن و بوش وجود داشته است. براي مثال شركت ساختمان سازي موسوم به گروه سعودي بن لادن به وسيله بانك C.T. Group و شركت هاي گلدن ساكز و مريل لينچ كه از جمله بانك و شركتهاي امريكايي هستند، مورد حمايت مالي قرار مي گرفت. در اواسط دهه نود، خانواده بن لادن به همراه عناصري از خانواده آل سعود در فعاليت هاي تجاري با جمز بيكر وزير خارجه امريكا در دولت جرج بوش پدر شريك شدند و در اصل شركتهاي سعودي كه در امريكا فعاليت مي كنند متعلق به خانواده بن لادن است و همه فاميل از جمله عبدالله برادر كوچك اسامه بن لادن در سال ۹۴ از هاروارد در رشته حقوق فارغ التحصيل شده است و اكنون در ايالت ماساچوست امريكا دفتر وكالت دارد. ما مي دانيم كه اسامه بن لادن همواره با سيا همكاري كرده است و مي كند و به همين دليل بعد از حملات ۱۱ سپتامبر در همانروز 14 تن از خانواده بن لادن با كمك عوامل بوش از امريكا خارج مي شوند.
حال در مورد رابطه بوش با رفسنجاني بايد گفت كه بوش پدر همواره از رفسنجاني حمايت كرده است و روابط پشت پرده امريكا و حكومت اسلامي بسيار مستحكم است و اين هماهنگي توسط رفسنجاني و شركتهاي غيردولتي او و تيمهاي خودي اداره مي شوند و چنان پايگاهي با حمايت بوش و شركا در امريكا بوجود آورده اند كه تقريباً تمامي اپوزيسيون حكومت اسلامي به دست آنها اداره مي شود. رفسنجاني و شركا تقريباً همه راديو و تلويزيونها و مراكز تجاري كه نام اپوزيسيون به خود گرفته اند را اداره مي كنند، اكثر سلطنت طلبهاي پهلوي چي، مجاهدين خلق، اكثريت ها و مليون مذهبي و غيرمذهبي تحت اداره مستقيم و غيرمستقيم او مي باشند و به اين روش بود كه اپوزيسيون منفي يعني ستون پنجم حكومت اسلامي به كمك امريكا و رفسنجاني بوجود آمد، و با همياري و كمك بيكديگر توانسته اند مبارزه مردم ايران را براي دست يابي به آزادي، آبادي و غرور و افتخار، به بيراهه بكشانند، و براندازي حكومت به مرحله اجرا در نيايد و ثبات منطقه نيز با وجود حكومت اسلامي تأمين نگردد تا بوش و شركا بتوانند به بهانه عدم امنيت و ثبات در منطقه نيروهاي خود را براي سركوب ميهن پرستان و ايجاد استعمار مستقيم بر ملتهاي منطقه در آنجا مستقر سازند. در نتيجه اگر بوش بر سر قدرت بماند منطقه همواره در جنگ و ستيز و ناامني باقي خواهد ماند و لازمه آن هم وجود حكومت اسلامي است كه او نيز به كمك بوش و شركا باقي خواهد ماند.
خطاب من به آن دسته از ناآگاهاني است كه مي گويند امريكا بايد به ايران حمله كند تا حكومت اسلامي نابود گردد و همچنين به آن كوته فكراني كه خود را اپوزيسيون مي نامند و از امريكا مي خواهند كه با حمله نظامي خود ايران را از شر آخوندها نجات دهد. بايد بگويم كه ابلهانه مي انديشند و ضدميهني عمل مي كنند چرا كه بارها گفته ام كه ورود ارتش بيگانه در ايران باعث ناامني و جنگ داخلي و در انتها منجر به تجزيه ايران خواهد شد، و در اين رابطه است كه سازمان پارس و شوراي براندازي با هرگونه حمله نظامي خارجي به كشور ايران مقابله خواهد كرد، چرا كه استقلال و تماميت ارضي و امنيت جاني ملت ايران در سرلوحه مبارزات ما قرار دارد.
سازمان پارس و شوراي براندازي با همياري ملت ايران مي بايست حكومت احشام در ايران را منهدم سازد تا بتوان پايه هاي دمكراسي، آزادي و استقلال و تماميت ارضي را در ميهن اهورايي خود مستحكم نمود.
اكنون به اين نتيجه رسيده ايم كه مركز شر دنيا فاميل بوش است كه با همكاري نزديك با محور شري كه خود او بيان كرد يعني حكومت اسلامي در ايران منطقه را به خاك و خون كشيده است و ناامني را در منطقه و دنيا دامن زده است. او با همكاري محور شر توانست استعمار غيرمستقيم را به استعمار نظامي مستقيم در منطقه تبديل كند. او خود تروريست است. او حامي و بوجود آورنده تروريست است. تروريست كسي است كه از ترساندن و به وحشت درآوردن جامعه براي اهداف سياسي ـ اقتصادي خود بهره گيري مي كند و اين نيز اصولاً يا با تهديد و يا با شكنجه و بمب گذاري و كشتار بيگناهان صورت مي گيرد. بوش از تروريسم مذهبي بعنوان ابزاري براي استعمار مذهبي منطقه بهره گيري كرده است و مي كند و استراتژي او جنگ افزاري و بحران در منطقه براي منافع اقتصادي بوش و شركا مي باشد. اكنون همكاري تنگاتنگ مركز شر (بوش و شركا) با محور شر يعني حكومت دست نشانده اسلامي در ايران براي به آتش كشيدن و ويراني منطقه و كشتار انسانها براي منافع اقتصادي مي باشد.
ما در مورد روابط اقتصادي با دنيا به يك جهاني شدن اقتصاد و يك جهاني شدن شرايط زيست ملتها باور داريم و براي رسيدن به آن مبارزه خواهيم كرد. آقاي جورج واكر بوش كه بي گمان خود مركز تمام اشرار بين المللي است، با داشتن رابطه مستقيم و غيرمستقيم با حكومتهاي تروريستي از جمله حكومت اسلامي در ايران كه خود و پدرش بوجود آورنده آنند، حامي اصلي تروريسم است.
دکتر آرمان نوری
رهبر جنبش سپید براندازی
|