مقدمه
اصولاً براي اينكه با پديده اي مخالفت يا موافقت كنيم، بايد قبل از هر چيز شناخت درستي از آن داشته باشيم. پرچم ايران يكي از اين پديده هاست كه در صحنه فعاليت هاي اپوزيسيون در خارج از كشور موضوع مورد مجادله و معضـل اختلاف برانگيز بوده است. در رابطه با اين مسأله، من طي مقاله اي نظر و نقد خود را طرح نمودم كه علاوه بر نشريه پيوند در تعدادي از سايت ها و نشريات اينترنتي نيز بازتاب يافت لذا از تكرار آنها در اين نوشته خودداري مي كنم و صرفاً با تكيه به برخي پژوهش هاي تاريخي، اطلاعاتي را كه مربوط به تاريخچه و پروسه شكل گيري پرچم ايران است و تغييرات مداوم آن را با خوانندگان عزيزي كه احتمالاً وقت و فرصت دسترسي به اين منابع را نداشته اند در ميان مي گذارم. براي تهيه و تنظيم اين مجموعه اطلاعات تاريخي، از سايت اينترنتي « نوروز »، سايت اينترنتي « ساني برايت » و كتاب آقاي ناصر انقطاع تحت عنوان « شير و خورشيد، نشان سه هزار ساله » بهره گرفته شده است.
آئين ميترا و تأثير آن بر پرچم ايران
بر مبناي داده هاي تاريخي و از جمله آثار و سنگ نبشته هاي بجاي مانده از دوران باستان، آئين مهر (يا ميترائيسم) نخستين دين بزرگ ايرانيان در حدود بیش از سه هزار سال پيش بود. در اين مذهب، خورشيد منبع و مركز انرژي جهان تلقي مي شد از اين رو سجده و ستايش آن واجب بود. در آن زمان تصور بر آن بود که خورشید بدور زمین در گردش است و خورشید را همچون پرنده ای در گردش رسم می نمودند چرا که از خورشید، روشنایی و گرما نتیجه می شد و طبیعت از آن حیات می یافت و آن را سمبل زندگی و قدرت می شمردند. در برخي روايات، ميترا همپاي خورشيد و يا خداي روشنايي و در برخي ديگر از روايات، پسر خورشيد خوانده مي شد كه وظيفه داشت بر زمين فرود آيد و فراواني و خوشبختي را كه در چنگ يك گاو پنهان شده در غار بود، به ارمغان آورد. مثلاً نقشي كه در پله هاي كاخ آپادانا (تخت جمشيد) مي بينيم نشان مي دهد كه يك شير نر مشغول دريدن گاوي است. در برخي نشانه ها، ميتراي (آدمي روي) بر گرده شير نشسته است. شير نر هم در آن دوران (كه برخلاف سده هاي اخير هنوز نسلش از ايران كنده نشده بود) نشانه قدرت، سروري و « مردانگي » !؟ بود.
بنابراين از حدود سه هزار سال پيش نشانه هاي سه گانه: شير، خورشيد و تنديس ميترا بر علايم و نقش و نگارهاي آن زمان خودنمايي مي كرده است. اما منبع تاريخي كه ثابت كند ايرانيان در آن زمان داراي يك پرچم ملي با رنگ ها و علايم ويژه اي بودند، وجود ندارد.
نخستين اشاره در تاريخ اساطير ايران به وجود پرچم به قيام كاوه آهنگر و پيش بند چرمي او بر سر چوبي برعليه ضحاك بر مي گردد، پس از شكست ضحاك فريدون بر تخت شاهي نشست و او فرمان داد تا پرچم كاوه را با ديباهاي زرد و سرخ و بنفش و گوهر زينت دهند و بدين سان « درفش كاويان » پديد آمد. درفش كاويان صرفاً افسانه نبوده و به استناد تاريخ تا پيش از حمله اعراب به ايران پرچم ملي و نظامي ايران را درفش كاويان مي گفتند.
به روايت نوشتار تاريخي، درفش كاويان زمان ساسانيان از پوست شير يا پلنگ ساخته شده بود، بدون آنكه نقشي بر روي آن باشد. هر پادشاهي كه به قدرت مي رسيد تعدادي جواهر بر آن مي افزود. به هنگام حمله اعراب به ايران، در جنگي در اطراف نهاوند درفش كاويان به دست آنان افتاد كه آن را نزد عمر بردند و به نوشته فضل الله حسيني قزويني در كتاب المعجم « اميرالمؤمنين سپس بفرمود تا آن گوهرها را برداشتند و آن پوست را سوزانيدند ». با فتح ايران به دست اعراب از آنجائي كه علماي اسلام تصويرپردازي و نگارگري را حرام مي دانستند ايرانيان تا دويست سال هيچ پرچمي نداشتند.
دوره هخامنشيان
در دورة شكل گيري اولين امپراتوري ايراني توسط كورش هم اثري از يك پرچم ملي و سراسري نبود. به جاي آن پرچم هاي متعدد وجود داشت كه اساساً نماد تفكيك لشگرها و نيز فرماندهان سپاه در جنگ ها بود، به طوري كه حتي سپاه جنگي يك امپراتوري نيز فقط يك پرچم نداشت. مثلاً سپاه كورش در لشگركشي ها داراي آرايشي بدين شكل بود: نخست سواران، سپس ارابه هاي آذوقه و سلاح و آنگاه پيادگان.
علامتي كه كورش در صف جلوي سواركاران با خود حمل مي كرد به « پيكره شهابي » معروف بود كه عبارت از عقابي بود با بال هاي باز كه به روي نيزه اي بلند نصب شده بود. عقاب نشانه بلندپروازي و تيزبيني بود. بنابراين مي بينيم كه مؤسس سلسله هخامنشي، به جاي شير يا خورشيد، عقاب را سمبل خود قرار داده بود.
نخستين تصوير بر روي پرچم ايران
در سال ۳۵۵ خورشيدي (۹۷۶ ميلادي) سلطان محمود غزنوي براي نخستين بار دستور داد نقش يك ماه را بر روي پرچم خود كه رنگ زمينه آن يكسره سياه بود زردوزي كنند. سپس در سال 410 خورشيدي (1031 ميلادي) سلطان مسعود غزنوي به انگيزه دلبستگي به شكار شير دستور داد نقش و نگار يك شير جايگزين ماه بشود.
در زمان خوارزمشاهيان يا سلجوقيان سكه هايي زده شد كه بر روي آن نقش خورشيد بر پشت آمده بود، رسمي كه در مورد پرچمها نيز رعايت گرديد. در مورد علت استفاده از خورشيد دو ديدگاه وجود دارد، يكي اينكه چون شير گذشته از نماد دلاوري و قدرت نشانه ماه مرداد (اسد) هم بوده و خورشيد در ماه مرداد در اوج بلندي و گرماي خود است، به اين ترتيب همبستگي ميان خانه شير (برج اسد) با ميانه تابستان نشان داده مي شود. نظريه ديگر بر تأثير آئين مهرپرستي و ميترائيسم در ايران دلالت دارد و حكايت از آن دارد كه به دليل تقدس خورشيد در ميان ايرانيان كهن خورشيد بر روي سكه ها و پرچم بر پشت شير قرار گرفت.
پرچم در دوران صفويان
در ميان شاهان سلسله صفويان تنها شاه اسماعيل اول و شاه طهماسب اول بر پرچم خود نقش شير و خورشيد نداشتند. پرچم شاه اسماعيل يكسره سبزرنگ بود و بر بالاي آن تصوير ماه قرار داشت. شاه طهماسب نيز چون خود زاده ماه فروردين (برج حمل) بود دستور داد به جاي شير و خورشيد تصوير گوسفند (نماد برج حمل) را بر روي پرچمها و سكه ها ترسيم كنند. پرچم ايران در بقيه دوران صفويان سبزرنگ بود و شير و خورشيد را بر روي آن زردوزي مي كردند.
موقعيت و طرز قرار گرفتن شير در همه پرچمها يكسان نبوده، گاهي شير نشسته، گاهي نيمرخ و گاه رو به سوي بيننده بوده. در بعضي موارد هم خورشيد از شير جدا بوده و گاه چسبيده به آن. به استناد سياحت نامه ژان شاردن جهانگرد فرانسوي استفاده از بيرق هاي نوك تيز و باريك كه بر روي آن آيه اي از قرآن و تصوير شمشير دو سر علي يا شير خورشيد بوده در دوران صفويان رسم بوده است. به نظر مي آيد كه پرچم ايران تا زمان قاجارها مانند پرچم اعراب سه گوشه بوده.
پرچم در عهد نادرشاه افشار
درفش شاهي يا بيرق سلطنتي در دوران نادرشاه از ابريشم سرخ و زرد ساخته مي شد و بر روي آن تصوير شير و خورشيد هم وجود داشت اما درفش ملي ايرانيان در اين زمان سه رنگ سبز و سفيد و سرخ با شيري در حالت نيمرخ و در حال راه رفتن داشته كه خورشيدي نيمه برآمده بر پشت آن بود و در درون دايره خورشيد « المك الله » نوشته شده بود.
سپاهيان نادر در تصويري كه از جنگ وي با محمد گوركاني، پادشاه هند كشيده شده، بيرقي سه گوش با رنگ سفيد در دست دارند كه در گوشه بالاي آن نواري سبزرنگ و در قسمت پائين آن نوار سرخي دوخته شده است و شيري با دم برافراشته به صورت نيمرخ در حال راه رفتن و درون دايره خورشيد آن باز هم « المك الله » آمده است. بر اين اساس مي توان گفت پرچم سه رنگ عهد نادر مادر پرچم سه رنگ كنوني ايران است هرچند در آن زمان پرچم ها هنوز سه گوشه بودند.
قاجارها و پرچم چهار گوشه
در دوران آقامحمدخان قاجار چند تغيير در شكل و رنگ پرچم داده شد، يكي اينكه شكل آن براي نخستين بار از سه گوشه به چهار گوشه تغيير يافت و دوم اينكه پرچم سه رنگ را به يك پرچم سرخ با دايره سفيدرنگ بزرگي در ميانش كه در آن تصوير شير و خورشيد به رسم معمول وجود داشت تغيير يافت با اين تفاوت كه براي نخستين بار شمشيري در دست شير قرار داشت.
در عهد فتحعلي شاه قاجار، ايران داراي پرچمي دوگانه شد. يكي پرچم زمان صلح كه يكسره سرخ با شيري نشسته و خورشيد بر پشت كه پرتوهاي آن سراسر آن را پوشانده بود. نكته شگفتي آور اين كه شير پرچم زمان صلح شمشير بدست داشت در حالي كه در پرچم عهد جنگ چنين نبود. در زمان فتحعلي شاه استفاده از پرچم سفيد رنگ براي مقاصد ديپلماتيك و سياسي مرسوم شد. در تصويري كه يك نقاش روس از ورود سفير ايران « ابوالحسن خان شيرازي » به دربار تزار روس كشيده پرچمي سفيد رنگ منقوش به شير و خورشيد و شمشير پيشاپيش سفير در حركت است. براي نخستين بار در زمان محمدشاه قاجار (جانشين فتحعلي شاه) تاجي بر بالاي خورشيد قرار داده شد. در اين دوره هم دو پرچم به كار برده مي شد كه بر روي يكي شمشير دو سر حضرت علي و بر ديگري شير و خورشيد قرار داشت كه پرچم اول درفش شاهي و دومي درفش ملي و نظامي بود.
اميركبير و پرچم ايران
اميركبير به دليل دلبستگي ويژه اي كه به نادرشاه داشت رنگ هاي پرچم او را اما به شكل پرچم مستطيل به كار برد كه سراسر زمينه پرچم سفيد بود با نوار سبز نازكي در گوشه بالائي و نواري سرخ رنگ به همان اندازه در قسمت پائين و نشان شير و خورشيد و شمشير در ميانه پرچم قرار گرفت، بدون آنكه تاجي بر بالاي خورشيد گذاشته شود.
انقلاب مشروطيت و پرچم ايران
با پيروزي جنبش مشروطه خواهي در ايران و تشكيل مجلس، نمايندگان مردم در مجلس هاي اول و دوم به كار تدوين قانون اساسي و متمم آن پرداختند. در اصل پنجم متمم قانون اساسي آمده بود: « الوان رسمي بيرق ايران، سبز و سفيد و سرخ و علامت شير و خورشيد است »، كاملاً مشخص است كه نمايندگان در تصويب اين اصل شتابزده بوده اند زيرا اشاره اي به ترتيب قرار گرفتن رنگ ها، افقي يا عمودي بودن آنها، و اين كه شير و خورشيد بركدام يك از رنگ ها قرار گيرد به ميان نيامده بود. همچنين دربارة وجود يا عدم وجود شمشير يا جهت روي شير سخني گفته نشده بود.
به نظر مي رسد بخشي از عجله نمايندگان به دليل وجود شماري روحاني در مجلس بوده كه استفاده از تصوير را حرام مي دانستند زيرا كه نمايندگان در توجيه رنگ هاي بكار رفته در پرچم به استدلالات ديني متوسل شدند، بدين ترتيب كه گفتند رنگ سبز، رنگ دلخواه پيامبر اسلام و رنگ اين دين است، بنابراين رنگ سبز در بالاي پرچم ملي ايران قرار گرفت. در مورد رنگ سفيد نيز به اين استناد شد كه رنگ پاكي، صلح، آشتي و مورد علاقه زرتشتيان است و آن در زير رنگ سبز قرار گرفت. در مورد رنگ سرخ نيز با اشاره به ارزش خون شهيد در اسلام، بويژه امام حسين و جان باختگان انقلاب مشروطيت به ضرورت پاسداشت خون آنان رنگ سرخ را نيز افزودند.
این استدلات زمينه را در مجلس براي گفتگوي نشان شير و خورشيد مساعد نمود و اين موضوع اين گونه توجيه شد كه انقلاب مشروطيت در مرداد (سال 1285 هجري شمسي ـ 1906 ميلادي) به پيروزي رسيد يعني در برج اسد (شير). از سوي ديگر چون اكثر ايرانيان مسلمان شيعه و پيرو علي هستند و اسدالله از القاب حضرت علي است، بنابراين شير هم نشانه مرداد است و هم نشانه امام اول شيعيان، در مورد خورشيد نيز چون انقلاب مشروطه در ميانه ماه مرداد به پيروزي رسيد و خورشيد در اين ايام در اوج نيرومندي و گرماي خود است خورشيد را نيز بر پشت شير سوار كردند كه اين شير و خورشيد هم نشانه علي باشد هم نشانه ماه مرداد و هم نشانه چهاردهم مرداد يعني روز پيروزي مشروطه خواهان و البته شمشير ذوالفقار علي نيز بدست شير اضافه شد.
بدين ترتيب براي اولين بار پرچم ملي ايران به طور رسمي در قانون اساسي به عنوان نماد استقلال و حاكميت ملي مطرح شد. در سال 1336 منوچهر اقبال، نخست وزير وقت به پيشنهاد هيأتي از نمايندگان وزارت خانه هاي خارجه، آموزش و پرورش و جنگ طي بخش نامه اي ابعاد و جزئيات ديگر پرچم را مشخص كرد. بخش نامه ديگري در سال 1337 در مورد تناسب طول و عرض پرچم صادر شد و طي آن مقرر گرديد طول پرچم اندكي بيش از يك برابر و نيم عرض آن باشد.
پرچم بعد از انقلاب
در اصل هجدهم قانون اساسي حكومت اسلامي در ايران مصوب سال 1358 (1979 ميلادي) در مورد پرچم گفته شده است كه پرچم حكومت اسلامي از سه رنگ سبز، سفيد و سرخ تشكيل مي شود و نشانه جمهوري اسلامي (تشكيل شده با حروف الله كه شباهت زيادي به علامت پرچم سيك ها، فرقه اي در هندوستان دارد) در وسط آن قرار دارد.
پرچم ايران از نظر مبارزان راه آزادي و جنبش براندازي
بعد از دومين يورش عربها به ايران به كمك استعمار جهاني در سال 1979 ميلادي و استمرار حكومت ضد ايران و ايراني، ميهن پرستان و فعالان سياسي و مبارزان راه آزادي، در خارج از كشور، در راهپيمايي ها و گردهمايي ها عليه حكومت اسلامي از پرچم سه رنگ و شير و خورشيد با شمشير خميده عربي استفاده مي شد و عده اي از سلطنت طلب ها هم روي خورشيد تاج قرار دادند، تا اينكه به پيشنهاد و طرح دكتر آرمان نوري رهبر جنبش براندازي در سال 1999، شمشير خميده عربي از روي پرچم برداشته شد و به جاي آن شمشير راست كورش بزرگ را كه سمبل قدرت و ايجاد صلح و دوستي ايرانيان در جهان است در دست شير روي پرچم سه رنگ ايران جاي گرفت و از آن هنگام پرچم واقعي فرزندان ايرانزمين شكل اصلي خود را برخاسته شده از نهاد و نماد ايراني است را يافت.
پس:
رنگ سبز ـ رنگ طبيعت زنده و نماد اهورا مزدا خداي يگانه است.
رنگ سپيد ـ رنگ صلح و دوستي و نماد آناهيتا الهه آبها سمبل پاكي و آزادگي است.
رنگ قرمز ـ رنگ مبارزه و رزم عليه دشمنان ايرانزمين و نماد ميترا الهه پيروزي در جنگ بر عليه بي عدالتي است.
شير ـ مظهر قدرت، دلاوري، جوانمردي و سروري يكي از نمادهاي آيين مهر يا ميترائيسم است كه بر سنگنوشته هاي كاخ آپادانا در تخت جمشيد مي توان مشاهده نمود.
خورشيد ـ نماد زندگي و روشنايي و مظهر عظمت و اقتدار ايرانيان است.
شمشير راست ـ نماد شمشير كورش بزرگ، سمبل اقتدار و ترويج صلح و دوستي در جهان توسط ايرانيان است.
دکتر آرمان نوری
رهبر جنبش سپید براندازی
B.P. 6593 -- 75065 Paris Cedex 02 –France – TEL : 0033(0)140266630
FAX: 0033(0)140266051 – Site Web: www.pars1.com -- www.armanemihani.com
info-Iran@aliceadsl.fr --- sazmanepars@aliceadsl.fr
|