سئوال- اخیراً اطلاعیه های پراحساسی از طرف شما به دست هم میهنان می رسد، هدف خودتان را از نشر این اطلاعیه ها بیان کنید.
جواب- با مشاهدة خالی بودن صحنة مبارزاتی علیه دستاربندان حکومت اسلامی در ابتدای انتخابات خاتمی، اکثر نیروهای مخالف که خود را به اصطلاح اپوزیسیون می نامیدند، بانگ حمایت از خاتمی را سر دادند و نقش آفرین ستون پنجم رژیم شدند. ما بر آن شدیم که سازمانی را بیافرینیم که نام آن نمایانگر قدرت و فرهنگ دیرینة ایرانزمین باشد. با بوجود آوردن سازمان پارس و شورای براندازی در سال۱۳۷۷ و مسئولیت من به عنوان رهبر سازمان، بر آن شدیم که برای آشکار نمودن سیاست های بین المللی و عملکرد حکومت اسلامی علیه مردم ایران هرچندگاه، اعلامیه ای منتشر شود که در آن واقعیت های ایران و جهان و نقطه نظر سازمان به اطلاع مردم ایران برسد و سعی شود روح مبارزه در دل هم میهنان عزیزمان را همچنان زنده نگاه داشته شود و مبارزان میهن پرست در مسیر براندازی هم سنگر و همسو گردند.
س- آقای دکتر شما یک دندانپزشک شاغل و پرکار در پاریس هستید و تا آنجا که من اطلاع دارم در کارتان هم موفق هستید، ولی مدتی است که قدم در ورطة سیاست گذاشته اید؛ با توجه به اینکه گروه بسیاری شعار « سلامت درکنار بودن » را برگزیده اند، شما چطور این مسیر پرخطر را انتخاب کرده اید؟
ج- در ابتدا باید اشاره کنم که مبارزات من علیه این احشام مذهبی بنیادگرا، از قبل از انقلاب آغاز شد، زمانی که بیش از بیست سال نداشتم. همچنین پس از پیروزی بلوای ۵۷ که توسط سیاست جهانی طرح، برنامه ریزی و اجرا شد، من همواره به مبارزة خود علیه دشمنان ایرانزمین ادامه دادم و یک لحظه از یاد ایران و نابود کردن دشمنان آن، نیارامیده ام.
سرنوشت و زندگی من با مبارزه کردن برای آزادی کشورمان ایران گره خورده است و تا جان در بدن دارم به مبارزات خود علیه این دستاربندان ضد ایرانی ادامه خواهم داد.
س- خیلی مختصر از زندگی گذشته و حالتان بگوئید تا آنها که شما را نمی شناسند با سوابق شما آشنائی پیدا کنند.
ج- من در سال دوم رشتة دندانپزشکی دانشگاه ملی (سال ۱۳۵۴) بودم که با توصیة پدرم (افسر شهربانی) که رابطة خوبی با تیمسار مبصر داشت، به عنوان کارآموزی در یکی از دفاتر نخست وزیری (در چهار راه امیر اکرم) هفته ای سه روز (دو ساعت در روز)، بعد از ظهرها مشغول شدم و همزمان که بلوا و شورش مزدوران اوج می گرفت من مصمم تر علیه آنها فعالیت می کردم؛ ولی در اثر خیانت مسئولان بالای نخست وزیری و تعدادی دیگر از رجال و مسئولین مملکت که در پست های حساس مملکتی (از جمله ادارة اطلاعات و امنیت ایران و ارتش و وزارت امور خارجه) که هماهنگ شده با برنامه ریزی های سیاست خارجی، برای نابود ساختن فرهنگ و اقتصاد ایران بود، تلاش میهن پرستان در آن زمان برای نجات ایران به جایی نرسید. باید اشاره کنم که با وجود تمام مشکلات سیاسی- اقتصادی داخلی و خارجی و همچنین خیانت رجال در آن زمان، توسعه و ترقی ایران در روند مثبت به پیش می رفت. من پس از پیروزی شورش ۵۷ توسط کمیته انقلابیون در اسفندماه همان سال بازداشت شده و به زندان قصر منتقل شدم. پس از حدود دو ماه به دلیل اینکه علیه من کیفر خواست مشخصی اعلام نشده بود، آزاد شدم. ولی کمیتة پاکسازی دانشگاه ملی مرا پس از یک محاکمة علنی در آمفی تئاتر دانشکده با حضور بیش از ۲۰۰ نفر از فریب خوردگان دانشجو که همگی آنها علیه من شعار می دادند، حکم اخراج مرا در آن روز اعلام نمود.
البته باید اشاره کنم که به من قبل از این محاکمة علنی پیشنهاد شده بود که اگر از انقلاب آنها به صورت مثبت یاد کنم و آمادگی خود را برای همکاری با آنها اعلام نمایم و همچنین رژیم گذشته را منفور اعلام کنم، می توانم به تحصیل خود ادامه دهم ولی من نپذیرفتم. (نوار این جلسه در ادارة پاکسازی دانشگاه ملی موجود است). من در آن روز از انقلاب آنها انتقاد کردم و آن را ضد خواست ملت ایران و متضاد با منافع ملی خواندم و این دلیل اخراج من بود.
پس از آن گروهی بوجود آوردیم که در رابطه با اپوزیسیون نظامی خارج و هماهنگی با ارتش و پلیس داخل ایران که در آن زمان هنوز کاملاً متلاشی نشده بود بتوانیم انقلابیون را نابود سازیم؛ چرا که هنوز یک سال از پیروزی به اصطلاح انقلاب نگذشته بود که ملت ایران به اشتباه خویش پی برده و آنان که خود را در چاله ای می انگاشتند، در چاه یافتند. ولی تلاش های ما یکی پس از دیگری با شکست روبرو شد. دلیل آن این بود که سیاست استعمار جهانی بوجود آورندة حکومت اسلامی، حافظ استعمار و بقای او نیز بود و این سیاست ها برای منافع مادی استعمار، جنگ ایران و عراق را برای سودهای کلان اقتصادی تدارک دیدند و از این رو ارتش ملی و نیروی هوائی ایران را نابود ساختند و توانستند با ایجاد جنگ هشت ساله و افزایش بهای نفت منافع اقتصادی خود را در منطقه تأمین نماید.
سران اپوزیسیون برانداز آن روز، تیمسار بهرام آریانا و تیمسار غلامعلی اویسی توسط سیاست بین المللی خنثی شدند و ما نیز به ناچار ایران را ترک گفتیم و به ترکیه رفتیم و بعد هم با توصیة دکتر شاپور بختیار به پاریس آمدیم. ادامة عملکردها و مبارزات مرا می توانید در کتاب من، به نام « براندازی » که به مدت یک سال است به چاپ رسیده مطالعه فرمائید.
س- می توان احساس کرد که شما فردی آرمان خواه هستید و صد البته نام شما با مسمی است، مختصری از آرمان و آرزوهایتان را برای ایران بگوئید.
ج- من به عنوان یک میهن پرست، آزادی، آبادی و افتخار برای مردم و کشور ایران آرزو دارم و برای رسیدن به آن از هیچگونه مبارزه و جانبازی دریغ نکرده و نخواهم کرد. اکنون عملکرد ما برای نجات ایران از میان برداشتن شکاف هایی است که سیاست های خارجی مابین ما ایرانیان ایجاد نموده اند. این شکاف ها از نوع مذهبی، قومی و آرمانی است. باید بگویم که ایران اهورائی و آرمان ایرانی چپ و راست نمی شناسد. برنامه و طرح های ما برای آیندة ایران پس از براندازی همگی بر اساس رعایت انسانیت و مردم دوستی تدارک دیده شده است، البته ما در یک جهانی کردن اقتصاد، رفاه اجتماعی و عدالت اجتماعی نه تنها در ایران بلکه در منطقه کوشا خواهیم بود. آیندة ایران را به گونه ای طراحی کرده ایم که آزاداندیشی در مسیر مثبت و توسعه و پیشرفت در تمام مراحل اقتصادی- اجتماعی به اوج خود خواهد رسید و سعی خواهد شد که همپایة جهان مترقی پیش رویم.
س- شما حتماً با تاریخ ایران آشنائی کامل دارید، آیا می توان مقایسه ای بین شرایط امروز و مقطعی از تاریخ گذشتة ایران بدست آورد؟
ج- باید بگویم که هرگز چنین بلبشوئی در تاریخ ایران وجود نداشته است که عده ای دستاربند ضد ایرانی به نام اسلام و ایرانی بر ما حکومت رانند و کشورمان را نابود سازند. این حکومت که به مدت ۲۸ سال توسط سیاست های بین المللی بر ایران حکومت رانده است، مأموریت خویش را برای نابودی اقتصاد و فرهنگ ایرانی و دادن سودهای سرشار و منافع عظیم اقتصادی به ابرقدرت ها به خوبی انجام داده است. به همین دلیل است که مستقیم و غیرمستقیم این حکومت تروریستی ضد ایرانی توسط ابرقدرت ها حمایت می شود.
اپوزیسیون یعنی مخالفان حکومت نیز که اکثرشان توسط همین سیاست های خارجی بوجود آمده اند، به موقع عقب نشینی کرده و یا جلو می روند و در سناریوی استمرار و تحکیم حکومت اسلامی نقش خود را به خوبی ایفا می کنند. از اینروست که کار مبارزه برای میهن پرستان دشوارتر می گردد چرا که در شرایط و فضای بسیار آلودة داخلی و بین المللی ایران، می بایست در سه جبهه جنگید:
۱- با سیاست های بین المللی و حامیان جهانی حکومت اسلامی ۲- با حکومت کاذب اسلامی ضد ایرانی ۳- با اپوزیسیون ستون پنجم.
زمانی که انگلیسی ها در تدارک جابجائی در ایران در زمان قاجاریه بودند، طرحی را بوجود آوردند و سپس اجرا نمودند به نام انقلاب مشروطه، که به کمک فراماسون های انگلیسی از جمله میرزا ملکم خان، ادشیرجی و میرزا کریم خان رشتی ساخته و پرداخته شد و دیدیم که نمایندگان مجلس یکم همگی اهل عمامه و فراماسون انگلیسی بودند و در آن زمان با این طرح نقش و قدرت روس ها روز به روز کمتر و نابود شد و در کنار آن هم نیروی قزاق که توسط روسیه در ایران ایجاد شده بود و حامی شاهان و رجال قاجار بود نیز از میان برداشته شد. در حکومت رضاشاه دولت ایران صد در صد به دست انگلیس هدایت می شد و زمان محمد رضا شاه و حکومت اسلامی این رویه ادامه داشته و ااکنون نیز ادامه دارد.
برای توضیح بیشتر در زمان محمد رضا شاه اکثر رجال انگلیسی و فراماسون در لژهای انگلیسی بودند و بعد از سناریوی کودتای ۲۸ مرداد نیز آمریکا توانست تنها از ۴۰ درصد نفت ایران بهره مند شود و مقداری تسلیحات نظامی به ایران فروخته و تعدادی هم مستشار نظامی در ایران داشته باشد ولی همواره این انگلیس بود که هدایت کنندة دیپلماسی داخلی و خارجی ایران بود و از اینروست که می بینیم حجم روابط اقتصادی و سیاسی ایران با کشورهای کمونیستی (که در قیومیت انگلیس بودند) و انگلیس دهها برابر بیشتر از آمریکا بود. سرنگونی شاه به دلیل بازپس گرفتن قراردادهای نفتی و اقتصادی توسط انگلیس بود.
س- وجود رهبری را تا چه حد برای انسجام حرکت های پراکندة ملت ایران ضروری می دانید؟
ج- برای پیروزی یک جنبش نیاز به یک رهبریت قاطع، مصمم و مبارز می باشد. برای ایجاد یک جنبش متعهد و مسئول نیاز به یک اندیشة مثبت میهن پرستانه که از نهاد و بطن آرمان میهنی سرچشمه گرفته است می باشد. وجود یک رهبر میهن پرست، خردگرا و مردم دوست که سیاست اقتصادی جهانی را به درستی تجزیه، تحلیل و بررسی نماید لازمة پیشبرد هدف براندازی در این مقطع زمانی می باشد. نقش یک رهبر در این شرایط حساس از تاریخ کشورمان، همسو کردن مردم در یک مسیر میهن پرستی و آرمان خواهی می تواند جنبش براندازی را پیروز گرداند.
هیچ حرکت، مبارزه و جنبشی بدون رهبریت پا نگرفته است و در نهایت پیروز نگشته است. در نتیجه نقش یک رهبر نیرومند، قاطع، دانشمند، خردگرا و واقع بین را در پیروزی هر جنبشی نمی توان نادیده گرفت و البته نباید فراموش شود که دارا بودن کادر مسئول و مجرب رهبری نیز برای پیشبرد یک جنبش حیاتی می باشد.
س- ایران و هم وطنان ما در حال حاضر در چه برحه ای از تاریخ و زمان قرار دارند؟
ج- سئوال بسیار جالبی را مطرح کردید، ما اکنون در شرایط بسیار مناسب داخلی و خارجی برای براندازی این دستاربندان هستیم، البته با شنیدن این عبارت مردم می گویند که ما ۲۸ سال است که این حرف را شنیده ایم ولی باید بگویم که جو و فضای کنونی جهان و شکست های مداوم سیاست استعماری مذهبی که توسط کمیسیون سه جانبه طراحی و اجرا شد و امنیت اقتصادی و اجتماعی را در افغانستان، عراق و بطور کلی در خاورمیانه و جهان از بین برده است، پیروزی اپوزیسیون واقعی و میهن پرست را در آیندة بسیار نزدیک هموار ساخته است. ما مسئولان آیندة کشور ایران بعد از براندازی با طرح ها و پروژه های سیاسی- اقتصادی و اجتماعی که در ایران، منطقه و جهان به اجرا درخواهند آمد نه تنها منافع ملت ایران بلکه منطقه و جهان را در مسیر یک جهانی کردن رفاه و عدالت اجتماعی به پیش خواهیم برد؛ چرا که ما در شرایط خوب یک جهانی شدن و توسعة ارتباطات تنگاتنگ جهانی و روابط نزدیک اقتصادی و اجتماعی بین المللی هستیم این شرایط به نفع ملت ایران در براندازی خواهد بود. تغییرات رهبری آینده در دنیا با تغییرات بنیادی در ایران همراه خواهد بود و میهن پرستان ایرانی که مسئولان آیندة کشور خواهند بود در مسیر تحولات جهانی و پیشبرد اهداف صلح طلبانه و ایجاد امنیت در جهان مسئولیت خویش را در ایران، منطقه و جهان با سرافرازی و حمایت ملت ایران انجام خواهند داد.
س- دقیقاً نظر خودتان را دربارة شاهزاده رضا پهلوی اعلام نمائید.
ج- ترجیح می دهم در مورد او کمتر سخن گفته شود؛ چرا که عملکردهای شاهزاده در این ۲۷ سال گذشته بیانگر نقش او در استمرار حکومت اسلامی است. بطورکلی او به دلیل وابستگی به عوامل سیاسی - اقتصادی داخلی که توسط مادرش فرح دیبا برنامه ریزی شد نقش اپوزیسیون ستون پنجم را تاکنون ایفا کرده است و ما بر آن واقف هستیم که در آینده، او و خانواه اش هیچ نقشی در ایران نخواهند داشت.
س- برای آینده چه طرحی دارید و تا چه اندازه خودتان را وقف هدف خویش کرده اید؟ آیا اگر حرفة اصلی شما هم فدای اهداف سیاسی بشود باز هم به مبارزه ادامه خواهید داد؟
ج- البته زمانی که من در سن بیست سالگی فراگیری سیاست اجتماعی ایران را شروع کردم، رفته رفته احساس کردم که در ساختن ایرانی آزاد و آباد و سرافراز مسئول می باشم و به همین دلیل است که این آرمان، مهمترین اندیشة من در زندگی می باشد و برای رسیدن به آن از هیچ گونه فداکاری و جانبازی دریغ نکرده ام و نخواهم کرد. ما ایران را با همیاری ملت ایران به راستی خواهیم ساخت و تاریخ سرافراز و مداوم ایرانزمین را پایهگذاری خواهیم کرد و ایرانی پرافتخار به فرزندان آیندة ایرانزمین هدیه خواهیم داد.
س- آیا در درون ایران سازمان شما فعال است؟
ج- ما در درون ایران گروه های سیاسی- نظامی کوچک و بزرگی را در این مدت تدارک دیده ایم. این میهن پرستان در روز قیام ملی فعال خواهند بود البته ما سعی خواهیم کرد که طبق زمانبندی و برنامه ریزی های سیاسی- نظامی در داخل و همچنین رایزنی های سیاسی- اقتصادی بین المللی روز قیام ملی را هر چه زودتر در ایران عملی سازیم و با براندازی حکومت ظلم و ستم در ایران ملت ایران را از کابوس حکومت اسلامی برهانیم.