گاهنامه پارس
ارگان سازمان پارس وشورای براندازی
Mars 2007 - n° 53

تبدیل نام کشور پارس به ایران

 

در اول فروردین ماه ۱۳۱۴ ه‍ .ش طبق بخشنامة وزارت امورخارجه، از این تاریخ خارجیان باید « پرس و پرشیا » را ایران و « پرسان » را ایرانی بخوانند. از این زمان به بعد نام پارس (پرس) که در ادبیات اروپایی واژه ای بسیار غنی و متضمن ارزش های تاریخی، علمی و هنری زیادی بود، رنگ باخت و کلمة پرس و پرشیا به تاریخ پیوست.

پس از جنگ جهانی اول و شکست امپراتوری عثمانی (۱۹۱۸ میلادی) امپراتوری عثمانی تجزیه شد و قسمت مهم آن نام ترکیه به خود گرفت و عراق که در آن زمان یکی از استان های امپراتوری عثمانی بود توسط انگلیس خانواده ای از سران قبیله هاشمی (شاه فیصل اول) را در عراق کنونی حاکم کرد و اردن نیز قطعة دیگری بود که باز توسط یکی دیگر از سران قبیلة هاشمی در آنجا مسئول نگهداری کشور اردن شد و بعدها نیز این فامیل در عربستان و امارات نیز مسئول نگهداری آن منطقه برای انگلیس شدند. اسم عراق از کلمة عرب گرفته شده است. این نام ابتدا توسط حکومت عباسیان که به آن منطقه دستیابی یافته بودند استفاده شد و شهر بغداد نیز توسط خلفای عباسی ساخته شد (۶۳۷ میلادی). بعد از سقوط خلفای عباسی عراق که از قدیم همواره جزئی از خاک امپراتوری پارس بود دوباره به کشور پارس پیوست و تا سال ۱۵۳۴ متعلق به کشور ما بود. در اواخر حکومت تیموریان، امپراتوری عثمانی این منطقه را به تصرف درآورد و تا پایان جنگ اول جهانی همواره یکی از استان های امپراتوری عثمانی به شمار می رفت و همواره بر سر این خاک حاکمان ایران و عثمانی در کشمکش و جنگ بودند.

پس از جنگ اول جهانی و فروپاشی عثمانی، انگلیس نقشة جدید منطقه را ترسیم نمود و کشورهای جدید بوجود آمد و عراق نیز در سال ۱۹۲۱ به اصطلاح استقلال خود را بدست می آورد و در همین زمان کودتای رضاخان همراه با سید ضیاء الدین در کشور ما صورت می گیرد و زمینة تغییر حکومت در کشور، توسط انگلیس برنامه ریزی می شود و کمال آتاتورک نیز که یکی از فراماسون های وابسته به انگلیس بود به قدرت می رسد. اولین حکومت و یا بهتر بگوییم اولین امپراتوری که در قسمت فلات ایران بوجود آمد، امپرتوری مادها بود.

پس از آن هخامنشیان بر فلات ایران تسلط پیدا کردند و از این زمان، منطقه به نام فلات پارس شهرت یافت. در این زمان همچنان به کشور ما پارس و یا به تلفظ انگلیسی پرشیا و به تلفظ فرانسه پرس گفته می شد که آن نمایانگر تاریخ و تمدن بیش از سه هزار سالة کشور ما می باشد.

در مفهوم موسع که بیشتر در کتب تاریخی مورد نظر نویسندگان و محققان اروپایی در رشته های تاریخ و جغرافیا است، فارس در اصل پارس می باشد. در الفبای زبان عربی که فاقد حرف « پ » می باشد و به جای این حرف از حرف « ف » یا « ب » استفاده می شود، از ابتدای حکومت اعراب مردم ایران نیز از کلمة فارس به جای پارس استفاده می کردند.

پارس از لحاظ تاریخی در حقیقت شامل همة اقوام فلات ایران که در آن زمان به فلات پارس معروف بود که آریایی ها به آنجا مهاجرت کرده و سکنی گزیدند که اکنون شامل کشورهای ایران، پاکستان، افغانستان و نواحی آسیای میانه از جمله قفقاز می باشد و اروپاییان کلمة پرس یا پرشیا (پارسیا) را برای تمام مردم این مناطق به کار می بردند.

کلمة ایران در زبان عرب به معنای عجم یعنی غیر عرب می باشد و به زبان ایرانی و تُرکی معنای سرزمین مردان و یا سرزمین مرد خوب را می دهد و به همین دلیل از نظر اعراب این منطقه که غیر عرب بود را فلات ایران نام نهادند ساکنان فلات ایران همه از اقوام آریایی هستند و سه ریشة اصلی آنها پارس ها، مادها و پارت ها می باشند که این گروه بزرگ آریایی از شمال شرقی فلات ایران به جنوب غربی کوچ کردند. مادها در شمال غربی، پارس ها در جنوب و مرکز و پارت ها در حدود خراسان سکنی گزیدند و اجتماعاتی را تشکیل دادند که منجر به حکومت های محلی گردید.

ایران کنونی حدود شصت و چهار درصد مساحت فلات پارس (ایران) را در بر دارد. از قدیمی ترین حکومت های داخل ایران در آن زمان قبل از امپراتوری جهانگیر و فدرال پارس، پادشاهی ایلام، سومری ها، مادها،  ایران و خوزید بود. پادشاهی ایران در مرکز و شرق فلات، پادشاهی سومریان در غرب ایران، پادشاهی مادها در غرب و در جنوب غربی پادشاهی ایلام وجود داشت و در آن زمان در شمال شرقی فلات که در شاهنامه به آن اشاره شده است تورانیان سکونت داشتند و البته کلمة پوران و پوران زمین نیز به سومری ها و مادها اتلاق می شد که در شاهنامه آمده است.

در زمان کورش بزرگ در سال ۵۳۸ قبل از میلاد، او همة این پادشاهان محلی را به صورت فدرال شاهنشاهی پارس درآورد که متشکل از ۳۵ پادشاهی بود و در این زمان به امپراتوری پارس (پرشیا، پارسیا، پرس) معروف شد. پس از حملة اسکندرمقدونی نیز به این منطقه همچنان پرسیا می گفتند. البته بعدها کلمة پارس که در آن زمان به کشور ما گفته می شد نیز جای خود را به کلمة عربی فارس داد.

وقتی دریانوردان یونانی در هزارة اول قبل از میلاد وارد سواحل خلیج پارس (فارس) شدند همه جا با کشتی ها و دریانوردانی روبرو شدند که به پارس شهرت داشتند، در نتیجه آنها نه تنها دریاری پارس را پرسیا خواندند بلکه نام پارس را به کل فلات ایران دادند و به ویژه از دورة کورش بزرگ (سیراس) و داریوش (دارا) که از قبیلة هخامنشی یکی از قبایل پارس بودند و همچنین به دلیل وجود پارس گرد (یعنی شهر پارس یا پایتخت پارس که یونانی ها نیز آن را پرسه پلیس و یا پرسپلیس می خواندند) به این منطقه همواره پارس (پرس) گفته می شد.

   از نام ایران یک دورة کوتاه در زمان صفاریان و سامانیان و غزنویان که دوران حکومت های محلی (امیران) دست نشاندة خلفا بود استفاده شد. منطقة حکومت این سلسله ها قسمت کوچکی از کشور پارس بود که در آنجا قوم « سکا » یکی از قبیله های آریایی سکونت داشتند و سرزمین ایشان را سکستان و بعدها سیستان خواندند و محمود غزنوی در زمان ابوالقاسم فردوسی پادشاه آنجا و قسمتی از خراسان بود البته این منطقه همانطور که قبلاً اشاره شد به نام ولایت و یا پادشاهی ایران نام داشت. در اشعار شعرایی مانند رودکی و فردوسی که در این منطقه زندگی کرده اند نام ایران به همین دلیل برده شده است.

البته نام کل پادشاهان و امیران منطقة فلات پارس را همواره امپراتوری پارس می نامیدند. تا سال ۱۲۵۸ میلادی که مغول ها خلافت اسلامی را سرنگون کردند و به فرهنگ و آداب ایرانی وابسته شدند، از القاب پادشاه ایران نیز استفاده می کردند.

در زمان قاجار تا سال ۱۳۱۴ شمسی اروپائیان به طور پیوسته از نام کهن پرس و یا پرسیا برای نامیدن کشور ما استفاده می کردند.

انگلیسی ها برای اینکه افتخارات فرهنگی- علمی تاریخی ما را نابود کنند نام پارس را که بیش از سه هزار سال قدمت جهانی دارد تغییر دادند و نام ایران را که در آن زمان در جهان ناآشنا بود به کشور ما دادند و کشور ما در جهان ایران نامیده شد.

در نتیجه سرآغاز نام کشور ایران در تاریخ جهان، اول فروردین ماه ۱۳۱۴ شمسی (مارس ۱۹۳۵) شد و از این زمان به بعد نام پرسیا و پرس که در ادبیات اروپائی واژه ای بسیار غنی و متضمن ارزش های تاریخی، هنری و علمی زیادی بود رنگ باخت و کشور تاریخی ما به فراموشی سپرده شد و آغازی پر از دسیسه و استعمار بر کشور ما سایه افکند. ملت ایران همواره از تاریخ و فرهنگ و افتخارات کهن سرزمین اهورایی خویش دفاع خواهد کرد. 

 

 

برگشت به سرمقالات