گاهنامه پارس
ارگان سازمان پارس وشورای براندازی
Janvier 2007 - n° 52

سرنوشت فرقه پس از

حملة اول آمریکا به عراق

هرچند که فرقة مجاهدین خلق در حمله به کویت به علت دانستن زبان فارسی همکاری کردند (در کویت تقریباً ۳۸ درصد زبان فارسی صحبت می شود) ولی به علت اینکه این فرقه از طرف انگلیس حمایت می شود، هیچ گونه حملة هوایی و زمینی به قرارگاه های آنها نشد. استعمارگران همواره به مزدورانی چون آنها نیاز دارند که بتوانند مقاصد شوم خود را در نابودی ملت ها و انسان ها به انجام برسانند، برای همین است که استعمار هنوز هم هر ماه چندین میلیون دلار خرج این فرقه می کند.

دلیل مزدور بودن آنها حملة آنها به دهکده های کُرد عراقی (طالبانی) بود که در اثر جنایت فرقه این دهکده به دستور صدام با خاک یکسان می شود و کُردها را قتل عام می کنند و به پیر و جوان رحم نمی کنند و همچنین اسرای جنگی را اعدام می کنند. به همین دلیل بود که سازمان دیدبان حقوق بشر، آنها را درلیست تروریست های جهانی قرار می دهد.

مسعود رجوی که همچنان در خواب های طلایی پر از خون خود، غوطه ور بود در ۱۸ اکتبر ۱۹۹۱ برای خارج شدن از تبلیغات و افشاگری های عملکردی غیر انسانی فرقه، به کمک ارتش صدام در قرارگاه اشرف در عراق یک رژه نظامی تدارک می بیند.

او در سخنرانی بیان می کند که ما تنها نیرویی هستیم که در مقابل جمهوری اسلامی می جنگیم. البته این نوع سخنرانی ها برای اعضای ناآگاه و مغزشویی شده جالب است ولی از حقیقت بسیار دور است و عملکردهای مجاهدین خلق در مسیر استمرار و تحکیم حکومت اسلامی بوده است و می باشد. تنها راه براندازی جنبش مردمی و میهن پرستانه در  داخل ایران می باشد و البته رهبری این جنبش در خارج خواهد بود و توسط شورای براندازی هماهنگ می شود.

هر ارتشی که بخواهد از خارج به ایران حمله کند و از کشورهای مجاور وارد ایران شود، محکوم به فنا است. ملت ایران نمی پذیرند که با حمایت یک ارتش خارجی چند ایرانی در ازای ایجاد به اصطلاح آزادی و دمکراسی کشور را تحویل خارجی ها بدهند، هرچند که حکومت اسلامی توسط انگلیس و استعمار جهانی حمایت می شود ولی فرقه ای چون مجاهدین خلق که علاوه بر نقاط مشترک و همة نکات منفی حکومت اسلامی مارکسیست نیز می باشند. در نتیجه مردم می دانند چه زمانی و برای چه اندیشه ای بپاخیزند تا به ایرانی آزاد، آباد و باافتخار دست یابند.

شورای مقاومت ملی رجوی که با فرقة رجوی مجاهدین خلق هیچ گونه تفاوتی ندارد، اعلام می دارد که همة مخالفان رژیم (حکومت اسلامی) و بطور کلی همة ایرانیان را در کنار خود دارد! از جمله اقوام ایرانی مانند کُردها؛ و از طرفی شاهد حملة مجاهدین به کُردهای عراقی هستیم. کُردهای ایرانی آیا هنوز به صورت مثبت به این فرقه نگاه می کنند؟

اقلیت های مذهبی: مشکل اسلام بنیادگرای فرقة مجاهدین خلق باعث شده است که زرتشتی ها، کلیمی ها، مسیحیان و ... حتی مسلمانان شیعه مذهب ایران از آنها متنفر باشند.

گروه های سیاسی اجتماعی: با بررسی و پرسش از همة اندیشه های سیاسی- اجتماعی داخل اپوزیسیون ایرانی در می یابیم که همة آنها در جبهة مخالف مجاهدین خلق هستند.

مردم عادی: اگر از فرد عادی ایرانی چه در ایران و چه در خارج سئوال شود به شما پاسخ خواهد داد که حکومت اسلامی را بر فرقة مجاهدین خلق ترجیح می دهد و این عملکرد منفی مجاهدین خلق باعث شکست جهانی اپوزیسیون واقعی میهن پرست شده است و نقش آنها برای استمرار حکومت اسلامی روشن می گردد.

ارتش صدام، آمریکا و ... حق ورود به ایران را ندارند و نخواهند داشت. ملت سلحشور ایرانزمین سرباز خارجی را در میهن اهورایی تحمل نخواهد کرد.

تنها میهن پرستان هستند که با همبستگی میلیونی ملت ایران، این حکومت جبار ضد ایرانی را نابود خواهند ساخت.

باید سئوال شود که فرقة مجاهدین خلق بدون حمایت مردمی (با حمایت ارتش صدام) با چند تانک قدیمی T52 و زره پوش روسی BMP1 و MTL و تسلیحات از کار افتادة ارتش عراق چگونه می توانند ارتش ایران را منهدم سازند.

در روز رژه که برای نمایش و مغزشویی بیشتر ناآگاهان اعضاء فرقه بود این تانک ها و زره پوش ها و افراد رژه رونده چندین مرتبه دایره وار جلوی مریم و مسعود رژه می روند تا عدة آنها را چندین برابر نشان دهند. همانگونه که گفتیم حتی اگر عدة آنها به چند صد برابر هم برسد باز ملت ایران آنها را شکست خواهد داد همانگونه که صدام را شکست داد.

پس از اینکه تقریباً همة گروه ها و شخصیت های غیر فرقه ای، شورای مقاومت ملی رجوی را ترک کردند « علی می ماند و حوضش! » تعداد این شورا که اکثراً از افراد فرقه بودند به ۲۱ نفر رسید و در ۲۸ دسامبر ۱۹۹۲ این تعداد را رجوی به ۱۵۰ نفر رساند، چرا که دیگر اعضای فرقه را وارد شورا کرد. در حقیقت شورایی وجود نداشت و ندارد چرا که شورا و فرقه هر دو تحت فرماندهی رجوی ها بوده و هستند. در این زمان مریم رجوی را رئیس جمهور منتخب رجوی می نامند.

در اوت ۱۹۹۳ باز تعدادی از اعضای فرقه که اکثریت خانم ها بودند وارد شورا شدند و تعداد آنها به ۲۳۵ نفر رسید. تعداد کمیتة مرکزی از ۸ نفر به ۱۵ نفر که همگی زن می باشند افزایش یافت. در این زمان برای منحرف کردن افکار عمومی و تزویری دیگر، پرچم سه رنگ با علامت شیر و خورشید را به عنوان پرچم ملی ایران قبول می کند و پرچم فرقه ای، مذهبی کمونیستی داس و چکش را در پشت آن مخفی می نماید تا شاید چهرة کریه فرقه ای تروریستی و مزدوری خود را نیز پشت این پرچم مخفی سازد.

در همین زمان در ۱۰ اوت ۱۹۹۳ رجوی اعلام تشکیل شورای رهبری را می نماید.

در انتخاب این شورا که توسط مریم و مسعود انتخاب می شوند ۱۲ نفر زن از کمیتة مرکزی فرقة مجاهدین خلق و ۱۲ نفر زن نیز از اعضاء که مجموعاً ۲۴ نفر می باشند شورای رهبری را تشکیل می دهند و همگی به فرمان رهبر در شورا با هم شور می کنند. در این زمان فهیمه اروانی به عنوان مسئول فرقة مجاهدین خلق معرفی می شود.

در سال ۲۰۰۳ مسعود رجوی تعداد ۳۰۰ نفر از اعضای فعال خود را با همکاری ادارة پناهندگی همراه مریم به اروپا خصوصاً کشور فرانسه رهسپار می کند و خود او در ۱۹ مارس ۲۰۰۳ با همسر جدید و تعدادی از فدائیان به سوئیس برای گذراندن دوران بازنشستگی همراه با پول های آلوده به خون در بانک های سوئیس، رهسپار می شود.

 

 

برگشت به سرمقالات