شستشوی
مغزی اعضاء
به علت شستشوی مغزی اعضاء که به صورت تکنیک انگلیسی اجرا شده و می شود، اعضاء از لحاظ روانی، جانی و مالی وابسته به فرقه می شوند و فکر می کنند که دنیا بدون فرقه مجاهدین خلق برای آنها جهنمی بیش نخواهد بود. عده ای هم که مذهبی و بنیادگرا هستند به دنبال اسلام واقعی در خواب و رویا زندگی می کنند و برای به بهشت رفتن حاضر هستند که خودسوزی کنند و مسعود را واسطه برای رسیدن به خدا می دانند و به زندگی پوشالی خود در کنار فرقه ادامه می دهند.
اعضای مجاهدین خلق به طریقی مغزشویی می شوند که همواره احساس گناه کنند و این احساس برای این است که به آنها تلقین می شد که خدمتی که باید به فرقه می کردند نکرده اند. این افراد همواره خود را گناهکار می دانستند که نتوانسته اند خدمت بیشتری برای فرقه انجام دهند و یا اینکه اگر آنها به فکر یک زندگی معمولی و روابط معمولی انسانی با اطرافیان خود باشند، گناهکارند.
با این روش ها بود که اعضاء احساس خود کوچک بینی و ذلت می کردند و مسعود و مریم، نمایش خود بزرگ بینی، قدرت و تکامل شخصیت می دادند. در این شرایط بود که آنها می توانستند هر عملی را به اعضاء بقبولانند. در شرایطی که تغذیه، اقامت، محل زندگی، دستمزد و حقوق آنها در دست مسعود و مریم بود، اعضاء احساس می کردند بدون فرقه و سروری مریم و مسعود محکوم به فنا هستند.
البته مسعود دو مربی ایدئولوژیک و عملکردی داشت که اکثراً از آنها تقلید می کرد، اولی یاسر عرفات و دومی صدام حسین بود.
مریم و مسعود به بهانه های مختلف، بچه ها را از خانواده های اعضاء جدا می کردند که پدر و مادرها بتوانند بیشتر در خدمت فرقه باشند. تنها چیزی که برای مریم و مسعود مهم بود و هست این است که اعضاء باید تنها آنها را دوست داشته باشند و از فرط عشق خود را فدای آنها سازند و می بایست تمام احساسات انسانی اعضاء نسبت به زن و شوهر و بچه و خانواده نابود شود تا آنکه اعضاء بتوانند به صورت برده برای آنها فعال باشند. اعضای این فرقه حق تحصیل در دانشگاه های خارج را نداشتند و همواره به اعضاء مأموریت هایی داده می شد که نتوانند در یک کشور بیشتر از چند ماه بمانند. از طرفی دیگر از آنجایی که داشتن سرپرست برای خانم ها، حیاتی تر بود و چون آنها نیاز بیشتر به حمایت مالی و اجتماعی داشتند، به سختی می توانستند فرقه را رها کنند و خود را در جامعه خارج مستقل سازند.
یک انسان بدون نیاز مالی و اقامتی و با کمی اندیشه یک لحظه هم نمی تواند این فرقه را تحمل کند. این فرقه مانند حکمرانان حکومت پلید اسلامی دست پروردة استعمار جهانی است. این فرقه نه ایرانی می اندیشد، نه ایرانی سخن می گوید و نه ایرانی عملی می کند. این فرقه در مسیر ضد فرهنگ و تاریخ ایرانی و نابودی سرافرازی ایرانیان با جهان استعمار همکاری می کند.
|