عملکرد
فرقه پس از
شکست عملیات
فروغ
جاویدان
مریم و مسعود رجوی نه تنها مسئول کشته شدن بیش از ۲۰۰۰ نفر از اعضای فرقة خود در عملیات فروغ جاویدان هستند بلکه مسئول اعدام آنهایی را که حکومت اسلامی اعدام می کند نیز هستند. رجوی ها مسئول ناامیدی ایرانیان در مبارزه با حکومت اسلامی می باشند و در نتیجه در استمرار این حکومت نقش اصلی را قبل از سلطنت طلب های پهلوی چی بازی کرده اند.
پس از شکست ناهنجار مسعود و مریم در این عملیات، مسعود طی سخنرانی گفت: اینها شهید شدند تا ما بتوانیم حکومت اسلام راستین (مارکسیست اسلامی) را در ایران برقرار سازیم و همة آنها فدای من شده و به بهشت رفته اند (همان کلید بهشت که خمینی نوید آن را می داد) و این کلمه را بارها تکرار می کند که آنها خود را فدای من کرده اند. در این زمان او چهرة واقعی و دیکتاتور خود را نشان می دهد و سیرت او همچون خمینی پدیدار می شود. خمینی توانست با هماهنگی سیاست بین المللی ملتی را فریب دهد ولی رجوی نتوانست حتی چند هزار نفر را فریب دهد در صورتی که بودجة او در مدت ده سال بیش از یک میلیارد و پانصد هزار دلار بوده که از استعمارگران دریافت کرده است.
مریم و مسعود رجوی و در کل فرقة مجاهدین خلق هیچ باوری به دمکراسی و انتخابات آزاد ندارند و ما شاهد خواهیم بود که در فردای روز براندازی حکومت اسلامی توسط میهن پرستان، این فرقه همواره در اپوزیسیون قهرآمیز قرار خواهد گرفت و چون با آرای مردمی نمی تواند در ایران به حاکمیت برسد، باز هم اسلحه بر خواهد داشت. البته این گروه و فرقه توسط سیاست جهانی و استعمارگران بوجود آمده است که همواه به عنوان اپوزیسیون هماهنگ کنندة سیاست های آنها باشد.
مجاهدین خلق برای به قدرت رسیدن رفسنجانی بسیار فعال بودند. فرقة مجاهدین خلق مسئولیت ترور همة مخالفان و کسانی که می توانستند سد راه رفسنجانی شوند تا او به قدرت برسد را بر عهده گرفت. مانند بمب گذاری در محل حزب جمهوری اسلامی و یا ترور افراد با نام فرقان و ... که همگی برنامه ریزی خود رفسنجانی می باشد که در نتیجة همکاری در سیستم فراماسونری انگلیسی به هم نان قرض می دهند. ترور نخست وزیر رجایی و آیت الله دستغیب و مفتح و باهنر و ... همگی با برنامه ریزی رفسنجانی و قبول عملکرد مجاهدین خلق انجام شد.
زمانی که سرهنگ صیاد شیرازی توسط عوامل فرقه به قتل می رسد و مجاهدین خلق اعلامیه می دهند که آنها مسئول ترور می باشند، فرقه مبلغ ده میلیون دلار از صدام پول دریافت می کنند. مشکل ایرانیان و اپوزیسیون این است که هم رفسنجانی و هم رضا پهلوی همگی توسط انگلیسی ها حمایت می شوند.
شکست های مداوم و دروغ های مریم و مسعود، عدة زیادی از اعضاء و هواداران فرقه را به تفکر فرو می برد و کم کم آنها شروع به جدا شدن از فرقه می کنند. در این زمان مریم و مسعود با جدا شدن آنها مخالفت می کنند. در نتیجه این افراد مورد تهدید، شکنجه، زندانی و عده ای هم به قتل می رسند ولی با وجود این عده ای نیز موفق به فرار از این فرقة شیطانی می شوند.
پس از عملیات فروغ جاویدان به گفتة صمد نظری یکی از اعضای شورای مرکزی جدا شده از مجاهدین :
بعد از این حمله، مسعود رجوی مسئولان را وادار می کند که اعتراف کنند که وابستگی خانوادگی و وابستگی به همسر و فرزند نتوانستند خوب بجنگند و شکست آنها در اثر وابستگی خانوادگی بوده است. عده ای از مسئولان سازمان که قبول این اعتراف را نکردند با برچسب خیانت مورد محاکمه قرار گرفتند.
بقیه اعضاء که شوهر و یا زن از دست داده بودند به دستور مسعود باید همه با هم ازدواج می کردند.
یک روز حسین ابریشم چی برادر مهدی ابریشم چی شوهر اول مریم رجوی مرا به دفتر خود احضار کرد، او مسئول اطلاعاتی و شکنجه گر فرقه مجاهدین خلق است. او از من سئوالاتی در مورد خواهر، برادر، پدر و مادر و خلاصه همه فامیل من کرد و بعد دو عکس به من نشان داد که از این دو زن یکی را انتخاب کنم و بعد از چند روز برای ما لباس تمیز آوردند و آنها را به تن کردیم و به سالن بزرگ در قرارگاه اشرف احضار شدیم و در آن روز در حدود سه نفر زن و مرد به دستور مسعود رجوی با هم ازدواج کردند و این ازدواج ها همچنان ادامه داشت.
پس از ازدواج، به ما دستور دادند که هر هفته یک گزارش در مورد رفتار همسرمان و حتی در مورد روابط جنسی با او تهیه کرده و به مسئولان اطلاعاتی بدهیم.
در این رابطه همه زن ها و همه مردها مسئول دادن گزارش بودند و به این ترتیب زن و شوهرها را مجبور می کردند که در مورد هم گزارش دهند. مسعود رجوی بارها اشاره کرده بود که خون تمام اعضاء متعلق به فرقه و شخص من است و من در مورد زندگی شما و چگونگی آن تصمیم می گیرم.
بعد از این ازداواج های دستوری که به عقیدة سازمان البته مؤثر هم بود برای بهبودی حال روانی کسانی که زن و یا شوهرشان را در حمله از دست داده بودند، مردها و زن ها به زندگی زناشویی خود در قرارگاه اشرف و دیگر قرارگاه ها در عراق پرداختند.
مسعود در این زمان احساس کرد که اختلافات زوجی در فرقه زیاد شده است و خود او هم با مریم اختلافاتی پیدا کرده بود چرا که مسعود روابط جدیدی با یک مجاهد (فهیمه اروانی) پیدا کرده بود و در نتیجه در این زمان « انقلاب درون سازمانی » را اختراع می کند. پس از مراسمی دستور می دهد همه زوج ها از هم جدا شوند و خود او هم از مریم جدا می شود.
|