شروع
همکاری مسعود
و صدام
زمانی که شورای مقاومت ملی با همراهی حزب دمکرات کردستان بوجود می آید، به دلیل روابط صمیمانه قاسملو با عراق، روابط مسعود با عراق نیز بسیار حسنه می شود. بعد از ملاقات مسعود و طارق عزیز در پاریس، مسعود مستقیماً بدون واسطة قاسملو با صدام وارد مذاکره شد و در سال ۱۹۸۳ او یک قرارداد صلح و همکاری با صدام امضاء می کند. در این زمان مجاهدین خلق با همکاری حزب دمکرات کردستان و حمایت صدام یک قرارگاه نظامی در نوار مرزی داخل کردستان ایران احداث می کند و گوش به فرمان صدام با اجازة او فعالیت نظامی خود را به نفع مقاصد صدام شروع می کند.
پس از دو سال عملیات، حکومت اسلامی آنها را کنار می زند و مجاهدین خلق مجبود می شوند به کردستان عراق فرار کنند و در آنجا صدام قرارگاه های مختلفی در اختیار آنها می گذارد. مجاهدین خلق پس از امضای قرارداد بین مسعود و صدام، به صورت منابع اطلاعاتی و عملیاتی و ارتش غیر رسمی صدام در می آیند و برای انجام عملیات بیشتر در سال ۱۹۸۶، رجوی مرکز عملیات فرقه مجاهدین خلق را به داخل عراق منتقل می کند و در ژوئن ۱۹۸۷ با کمک ارتش صدام، ارتش رهایی بخش مسعود و مریم بوجود می آید و مریم فرمانده کل قوا می شود.
به گفتة مسئولان فرقه، ارتش پنج هزار نفری داشتند که با آن قصد کنار زدن حکومت اسلامی و بدست گرفتن حکومت را داشتند. نباید فراموش کرد که مسعود رجوی و مریم با حکومت اسلامی و قانون اساسی آن هیچ تضادی ندارند و فقط به جای خامنه ای، مسعود رجوی و به جای احمدی نژاد، مریم در ایران حاکم شوند، البته اگر مردم ایران اجازه دهند. دیدیم که صدام با ارتش ۳۰۰ هزار نفری خود حریف ارتش ایران که بعد از انقلاب نیز صدمات زیادی دیده بود، نشد. چگونه این ارتش کوچک که مسئولان آن می دانستند که از حمایت حتی یک درصد از مردم ایران بهره مند نیستند، می توانست حکومت اسلامی را کنار بزند.
البته برای مزدوران، اجرای فرامین اربابان خارجی مهم است بدون در نظر گرفتن واقعیت های آشکار. فرقة مجاهدین خلق که بازیچة دست سیاستگزاران بین المللی و در صدر آن انگلیس می باشند، می بایست در سناریوی از پیش نوشتة آنها نقش خود را ایفا کنند و در روند اپوزیسیون سازی ستون پنجم برای استمرار حکومت اسلامی که آن نیز دست نشاندة استعمارگران است همراه با سلطنت طلب های پهلوی چی فعال باشند.
|