گاهنامه پارس
ارگان سازمان پارس وشورای براندازی
Janvier 2007 - n° 52

توهمات درون فرقه ای

مجاهدین خلق، مشی چریکی را که در رژیم پهلوی سرلوحه عمل خود قرار داده بودند، در فضای پس از انقلاب همچنان به عنوان خط مشی اصلی برگزیدند. در واقع این فرقه مانند چند گروه مسلح مارکسیست و مائوئیست، نسبت به فرمان تحویل سلاح ها سرپیچی نمود. با وجود آنکه این فرقه قبل از انقلاب، از طیف مارکسیست شده خود (سازمان پیکار بعدی) انتقاد می کرد اما عملاً مارکسیسم را مبنای ایدئولوژیک خود می دانست. تأکید عمده بر مفهوم « تکامل » با رویکرد داروینیسم اجتماعی و با پیش فرض های مبتنی بر ماتریالیسم تاریخی و ... از نشانه های دوگانگی مبنایی یا التقاط ایدئولوژیک فرقه مزبور بود.

پس از آزادی مسعود رجوی و موسی خیابانی و عده ای دیگر از مجاهدین توسط شاهپور بختیار، مسعود رجوی و موسی خیابانی به یاسر عرفات به نقل از شمارة ۱۰۶۲۱ روزنامة کیهان چاپ تهران مورخ چهارشنبه ۴ بهمن ۱۳۵۷ پیامی می دهند:

« ... بیروت – رهبر انقلاب فلسطین. برادر ابوعمار (یاسر عرفات). به نام خدا و به نام خلق قهرمان ایران. خوشبختیم که در بدو آزادی از زندان های رژیم ایران که پیوسته از حامیان اصلی اسرائیل در  منطقه و جهان بوده است، سقوط دیکتاتوری در ایران را به شما و خلق عرب فلسطین نیز تهنیت بگوییم. ما مجاهدین خلق ایران که بعضاً از نزدیک در اردوگاه های الفتح شاهد نبرد و مرگ و زندگی شما با دشمن نژادپرست صهیونیست و مرتجع عرب بوده ایم، به خوبی می دانیم که خلق در رنج شما چه حد از همکاری های همه جانبة رژیم ایران با صهیونیست ها و تسلیم طلبان عرب در رنج و عذاب بوده است ... اکنون که در میهن خونبارمان جنبشی بزرگ به راه افتاده و قائد پر افتخار آن امام مجاهد اعظم خمینی، بارها بر قطع هرگونه روابط با اسرائیل پای فشرده است، آغاز فرو ریختن پشت جبهة ضد انقلابی اسرائیل، یعنی رژیم وابستة ایران را به انقلاب فلسطین تبریک می گوییم. برادر ابو عمار: اگر امروز شما و همرزمانتان خانه و خاکی از خود ندارید که بر آن پای گذارید، مردم ما که همیشه انقلاب شما را با چهرة فلسطینی و قلب عربی و اسلامی اش به طور ویژه ای گرامی و عزیز داشته اند، بر آنند تا در مسیر انقلاب آزادی بخش ضد امپریالیستی خود، خانه و خاکشان را در آینده ای نه چندان دور به پایگاهی برای شما تبدیل کنند و این انقلابی است تا پیروزی ... کمک ها و روابط صمیمانه و انقلابی الفتح با انقلابیون ایرانی و به ویژه با مجاهدین خلق ایران پیوسته مایة مسرت و سپاسگزاری ما و خلقمان بوده است ... مجاهدین آزاد شده از زندان مسعود رجوی – موسی خیابانی ... »

 بیشتر عضوگیری های مجاهدین خلق بعد از فاجعة ۵۷ صورت گرفت، قبل از آن مجموعاً ۱۰۰ عضو داشت در حالیکه در نیمه دوم سال ۱۳۵۹ هواداران و اعضای آن به چند برابر رسید.

 

مسعود رجوی و موسی خیابانی در یك كنفرانس مطبوعاتی، شركت مجاهدین در انتخابات مجلس، بررسی قانون اساسی و مواضع مجاهدین را در این‌ باره اعلام كردند. روزنامه كیهان به‌ نقل از مسعود رجوی نوشت، ما پیش‌نویس قانون اساسی را نقد می‌كنیم. ما خواستار آزادی كامل احزاب، مطبوعات و اجتماعات و محافظت از آنها در مقابل چماقداران هستیم. اگر بخواهیم به‌اسلام عمل كنیم، شكل حكومت و دولت در اسلام شورایی است. برابری كامل زن و مرد در تمام زمینه‌های سیاسی و اجتماعی باید تصریح شود (سایر حقوق و خواسته‌های اساسی یك به‌یك ذكر شده است).

مجاهدین خلق به پیوست اعلامیة نظامی- سیاسی شمارة ۲۱ خود که در تاریخ سه شنبه ۷ فروردین ۱۳۵۸ در روزنامة کیهان چاپ تهران به شمارة ۱۰۶۸۸ درج گردیده عدة کشته شدگان فرقه مجاهدین خلق را طی چهار سال پیش از آن ۲۵ نفر اعلام داشته است. از این عده، پنج نفر در جریان بهمن ۱۳۵۷ یعنی در اوج هرج و مرج ناشی از انقلاب (در حین مأموریت) کشته شدند. دو نفر به دست همکاران خودشان به قتل رسیدند. یک نفر در حین مأموریت کشته شده. سه نفر زیر شکنجه، هفت نفر به حکم دادگاه تیربازان و بالاخره هفت نفر در درگیری های مسلحانة خیابانی به کام مرگ رفته اند. این آمار کشته شدگان که توسط خود مجاهدین خلق انتشار یافته بود خلاف ارقامی بود که قبل از انقلاب مانند رقم دوازده هزار نفری یا بیشتر ذکر شده بود. سران مجاهدین خلق، نسبت به میزان توان ، امکانات و مردمی بودن  خود، همواره دچار نوعی توهم و خودشیفتگی بودند. برآوردهای ایشان نسبت به تشکیلاتشان، واقعیت را نشان نمی داد.

 در نتیجه این تحلیل، با سیاست تهدید و عداوت قهرآمیز همیشگی و با پیروی از رویه « همه یا هیچ » در انتظار تصرف کامل حاکمیت بودند. با همزمانی استعفای دولت مهندس بازرگان یکی از بنیانگذاران مجاهدین خلق و اشغال سفارت آمریکا توسط «دانشجویان خط امام » و عدم پذیرش کاندیدایی رجوی توسط خمینی برای انتخابات ریاست جمهوری در ژانویه ۱۹۸۰، مجاهدین بیشتر خود را کنار گود یافتند.

مسعود رجوی زمانی که احساس کرد که به بازی گرفته نشده است، با رژيم به مخالفت برخاست. همانگونه که او به موسی خيابانی گفته «  نه آنها ما را به حکومت خود راه می دادند، و نه ما می توانستيم در حکومت داخل شويم » و يا در جای ديگری می گويد « خمينی که در آن موقع با هر کس و ناکسی ملاقات می کرد به هيچ وجه حاضر به ملاقات ما نبود »                   

 

چه بسا اگر آنها مجاهدين خلق را به خدمت خمینی می پذيرفتند و يا آنها را به حکومت خود راه می دادند و يا صلاحيت رجوی را برای انتخابات رياست جمهوری رد نمی کردند، اکنون فرقه مجاهدين خلق ايران در مسير ديگری حرکت می کرد، مسعود و مریم هم  یکی دیگر از جلادان حکومت اسلامی بودند.

نکته جالب اين است که عليرغم اين همه مواضع متضاد و رنگارنگ، رجوی خود را از هر عيب مبری می داند و اين گونه زيگزاگ زدن را فقط برای ديگران عيب می شمارد. او در مصاحبه با نشريه شماره 108 مجاهد چنين می گويد :

« مجاهدين که حزب جمهوری نيستند که يک روز وقتی به کسی احتياج داشتند او را در موضع دولت امام زمان مورد تمجيد قرار بدهند و هر کسی را هم که به انقلابی نبودن اين دولت اعتراض کند، فی الفور زنديق و منافق بدانند ولی بعد که رفع احتياج شد برای از دور خارج کردن اين فرد هر بد و بيراهی را نثارش کند. »

 مجاهدین خلق برای مشروعیت دادن و سهیم کردن خود در ادارة مملکت به بنی صدر روی آوردند و او را با خود همراه کردند ...  این واقعیت که برای سرنگونی حکومت اسلامی و به دست گرفتن حکومت اسلامی در ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ بر روی آراء میلیونی بنی صدر سرمایه گذاری کردند، نشانگر بی اطلاعی آنان از حمایت خمینی از بنی صدر بود.

 عمدة آرای بنی صدر، ناشی از آن بود که وی خود را پیرو « خط امام خمینی » نشان داده بود. مشروعیت بنی صدر نیز همانند مشروعیت دولت بازرگان، تبعی و نامستقل بود زیرا در باور عمومی آن زمان، خمینی تنها عنصر مشروعیت بخش حکومت به شمار می رفت. پس از اتحاد کامل با بنی صدر، فرقه به وفور از امکانات مالی، امنیتی، اطلاعاتی و سیاسی ریاست جمهوری استفادة تشکیلاتی کرد.

فرقة مزبور تصور می کرد پس از یک انقلاب دیگر میلیونی، خواهد توانست از طریق جنگ چریکی شهری، حکومت را در دست گیرد.

در روز ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ درگیری همه جانبه و مسلحانة مجاهدین با حزب الله صورت گرفت و مجاهدین شکست خوردند. بعد از برکناری بنی صدر از فرماندهی کل قوا توسط خمینی، مجاهدین خلق رسماً با صدور اطلاعیه ای از وی حمایت کردند و با تظاهرات پراکنده در بعضی نقاط کشور مقدمات شورش ۳۰ خرداد را آماده ساختند. در روز ۳۰ خرداد قرار بود در مجلس اسلامی عدم کفایت سیاسی بنی صدر امضاء شود و بنی صدر و مجاهدین این روز را روز شورش علیه حکومت خمینی اعلام نمودند.

عصر روز ۳۰ خرداد درگیری های وسیع و گسترده ای توسط دسته های مسلح فرقه مجاهدین خلق در سطح شهر تهران رخ داد و در بعضی از شهرستان ها نیز اقداماتی انجام شد و با صدور اطلاعیه سیاسی- نظامی فرقة مجاهدین خلق، از آن تاریخ این گروه رسماً وارد جنگ مسلحانه با حکومت اسلامی شد.

فرقه مجاهدین خلق، تأکید بر ایدئولوژی مارکسیسم و اسلام راستین (بنیادگرا) و سابقة مبارزاتی (مزدوری) خود را پیشتاز نیروهای انقلابی و جایگزین (الترناتیو) اصلی حکومت اسلامی می داند و با بودجة بین المللی که توسط لردهای انگلیسی به آنها می رسد این فرقه توانست با حمایت تبلیغاتی و مالی استعمار بین المللی خود را به عنوان الترناتیو اصلی معرفی کند و اکنون نیز که پس از خیانت ها و اشتباهات غیرقابل گذشت این فرقه نسبت به ایران و ایرانی و حتی به اعضای خود، این فرقه محکوم به نابودی است و نه راه پیش دارد و نه راه پس.

بوجود آوردن فرقه مجاهدین خلق توسط انگلیس و روسیه و حمایت کنونی عوامل آمریکایی (انگلیسی) برای نابودی رژیم گذشته و استمرار حکومت اسلامی و به عنوان ستون پنجم در اپوزیسیون بوده است. با نابودی حکومت اسلامی مأموریت این فرقه نیز به پایان خواهد رسید و مانند فرقه های دیگر تروریستی که تاریخ مصرف آن می گذرد (از جمله سومکا، فدائیان اسلام، حزب توده و ...) محکوم به نابودی است.

نزدیکی و همکاری مجاهدین با دکتر ابوالحسن بنی صدر نیز با برنامه ریزی انگلیس انجام گرفت و می بینیم که فرار آن دو از ایران به قصد پاریس با لباس مبدل از فرودگاه توسط بهزاد معزی خلبان شاه (یکی از عوامل انگلیس) بود که اکنون هم با حکومت اسلامی در ارتباط است.

 

البته همانطور که می دانیم بعد از برکناری بنی صدر توسط خمینی از مقام ریاست جمهوری در ۲۱ ژوئن ۱۹۸۱ پیوندی مابین رجوی و بنی صدر صورت گرفته بود که این پیوند، با ازدواج فیروزه، دختر بنی صدر و مسعود رجوی، دو جانبه شد. در بدو ورود به پاریس تصمیم گرفته شد که اپوزیسیونی برای حکومت اسلامی به عنوان اپوزیسیون ستون پنجم بوجود آید و در نتیجه ایجاد شورای ملی مقاومت پیشنهاد شد.

در ابتدا شورای ملی مقاومت عبارت بود از بنی صدر، مسعود رجوی، قاسملو، هدایت متین دفتری (از فامیل های مصدق و فراماسون)، حزب کارگر (طوفان) و با جمعی از بازاریان تهران از حامیان اسراِئیل.

فرقه مجاهدین پس از آن با کمک قاسملو در نوار مرزی کردستان ایران محلی برای تمرینات تروریستی و قرارگاه بوجود می آورند و تعدادی از افراد مجاهدین خلق نیز به آنجا فرستاده می شود که همزمان دولت عراق امنیت و حمایت آنها را تضمین می کند.

 

برگشت به سرمقالات