تعدادی
از عملیات
تروریستی
فرقه
سال ۱۳۵۰- اقدام ناکام برای ربودن شهرام، پسر اشرف پهلوی جهت آزاد کردن همزمان اعضاء از زندان، اولین عملیات فرقه مجاهدین خلق بود.
مردادماه ۱۳۵۰- بمب گذاری در تأسیسات برق تهران برای اخلال در جشن های ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی.
بهمن ماه ۱۳۵۰- در درگیری عده ای از مجاهدین خلق (تروریست نفتی – خلقی – مذهبی) احمد رضایی کشته می شود.
در اردیبهشت ماه ۱۳۵۱ سومین بمبگذاری تروریستهای نفتی خلقی مذهبی، در سال جاری در تهران شرکت هواپیمایی « بی. او. ا. سی » را مورد هدف قرار می دهد.
۱۸ اردیبهشت ماه ۱۳۵۱ در خیابان خورشید بین مجاهدین و مأموران انتظامی، درگیری ایجاد می شود و باعث جان باختن ستوان دوم علاء الدین جاوید می گردد.
۱۰ خردادماه ۱۳۵۱- سوء قصد به جان ژنرال نیروی هوایی هارولد پرایس در تهران. بر اساس مطالب مندرج در نشریه ۱۲۳ مجاهد و به نقل از اطلاعیة نظامی شماره 3 مجاهدین خلق ایران اشاره شده که در ساعت 5/7 صبحگاه 10 خرداد 1351 اتومبیل مستشاری شماره 2 حامل ژنرال هوائی، هارولد پرایس سرمستشار هوائی آمریکا در ایران و همراهانش در خیابان قیطریه در حالیکه به وسیلة اتومبیل دیگری از مأمورین امنیتی آمریکائی محافظت می شد مورد حملة مجاهدین قرار گرفت و به کلی منهدم شد. در ادامة مطلب فوق می خوانیم:
« ... صبحگاه همین روز در ساعت 6 و 45 دقیقه بمب ساعتی پرقدرتی که از جانب مجاهدین کارگزاری شده بود، ادارة اطلاعات آمریکا این لانة جاسوسی و توطئه را در خیابان صبا در هم شکست. این اقدامات هدفهای متعددی را تعقیب می کرد ... »
۸ مردادماه ۱۳۵۱- درگیری تروریست های نفتی- خلقی- مذهبی با مأموران انتظامی در خیابان سلیمانیه و فردوسی تهران که تعدادی مجروح و کشته از دو طرف باقی می گذارد و یک جیپ ارتشی منفجر می شود.
۱۶ مرداد ۱۳۵۱- ۸ انفجار در هنگام ورود ملک حسین پادشاه اردن به ایران و اقدام به انفجار یک بمب در سفارت اردن در تهران.
۲۲ مردادماه ۱۳۵۱- ترور تیمسار طاهری در تهران.
۶ بهمن ماه ۱۳۵۱- انفجار در دفتر شرکت نفتی شل لاولان.
۶ تا ۱۴ بهمن ۱۳۵۱- در اعتراض به نقش رژیم شاه در مناقشات جهانی از ۶ تا ۱۴ بهمن ماه ۱۳۵۱ بمب هایی در دفتر رادیو و تلویزیون ملی ایران و دفتر هواپیمایی پان آمریکن در تهران کار گذاشته شدند.
۷ بهمن ماه ۱۳۵۱- انفجار یک بمب صوتی در کافه تریا هتل اینترناسیونال در تهران.
۵ خردادماه ۱۳۵۱- بمب گذاری در کارخانه نساجی مشهد.
۱۲ خردادماه ۱۳۵۲- ترور سرهنگ هاوکینز آمریکایی در عباس آباد (خیابان مینا) به دستور انگلیسی ها.
۲۵ خردادماه ۱۳۵۲- در درگیری مسلحانه فرقه با مأموران انتظامی رضا رضائی کشته می شود.
۲۸ آبان ماه ۱۳۵۲- انفجار در لژ اختصاصی سینما شهر فرنگ مشهد.
اسفندماه ۱۳۵۲- به عنوان اعتراض به سفر سلطان قابوس به ایران به بمب گذاری در مسیر در میدان شهیاد و دیگر نقاط نظیر دفتر شرکت انگلیسی Gary&Mackenzie و دفتر شرکت Pan Am اقدام شد.
اول اردیبهشت ماه ۱۳۵۳- اقدام به بمب گذاری در دفتر دانشگاه صنعتی آریامهر به یاد اعدام ۵ تن از رهبران فرقه (باکری، بازرگان و ... ).
۴ خرداد ماه ۱۳۵۳- در سالگرد اعدام ۳ تن از بنیانگذاران سازمان، بمب هایی در مؤسسات آمریکائی و یهودی نظیر General، شرکت بیمه انگلیسی York Shire و کمپانی یهودی Techno Vice منفجر شدند.
۲۹ خردادماه ۱۳۵۳- بمبی در پاسگاه ژاندارمری در کاروانسرا سنگ منفجر شد.
۴ تیرماه ۱۳۵۳- انفجار همزمان سه بمب در نمایشگاه و ادارة مرکزی شرکت ایرانا در تهران.
۵ تیرماه ۱۳۵۳- انفجار تأسیسات برق کارخانه جیپ لندرور و کارخانه ایرانا در کرج.
۷ بهمن ماه ۱۳۵۳- در اعتراض به سفر کیسینجر وزیر امور خارجه وقت آمریکا به ایران، بمب هایی در دفتر کمپانی چند ملیتی ITT ، شرکت صنعتی و کشاورزی نراقی و شرکت بیمه John Deer منفجر شدند.
۲۱ اسفندماه ۱۳۵۳- به مناسبت چهارمین سالگرد اعدام محمد رضا میرصادقی، یکی از رهبران سازمان طی عملیاتی به نام عملیات میر محمد صادق، اتومبیل سرهنگ ستاد زندی پور افسر کمیته مشترک در خیابان فرح متوقف و به رگبار بسته شد که زندی پور و محافظش در دم کشته شدند.
در ۲۵ فروردین ماه ۱۳۵۴ درگیری تروریست های نفتی- خلقی- مذهبی در تهران و قزوین با مأموران انتظامی تعدادی از دو طرف کشته می شوند.
در ۳۰ اردیبهشت ماه ۱۳۵۴- هنگام مراجعت شاه از آمریکا و به اعتراض به اعدام ۹ نفر از زندانیان سیاسی (بیژن جزنی و ... ) اتومبیل دو مستشار نظامی آمریکایی سرهنگ جک ترنر و سرهنگ پل شیفر در قیطریه به دستور انگلیسی ها از دو طرف به رگبار بسته شدند و در دم کشته شدند.
در ۷ تیرماه ۱۳۵۴- در درگیری مسلحانه مابین مأموران انتظامی و فرقه مجاهدین خلق در کرج چندین نفر از طرفین کشته می شوند.
۱۳ تیرماه ۱۳۵۴- جهت ترور سفیر آمریکا در تهران، تیم عملیاتی راه را بر اتومبیل وی بست و آتش گشوده شد، اما به خاطر تاریک بودن درون اتومبیل اشتباهاً به جای او یک کارمند ایرانی سفارت آمریکا که در اتومبیل بود کشته شد، وی حسن حسنیان کارمند محلی سفارت آمریکا و نفوذی مجاهدین در آنجا بود، مجاهدین اشتباهاً مأمور خود را ترور کردند.
در ادامة این عملیات ها بمبی در کمیته ایران و آمریکا که برای یادبود ۳۰ تیر ۱۳۳۱ تشکیل شده بود و یک بمب دیگر در کنسولگری انگلیس در مشهد منفجر شدند.
۱۱ آذرماه ۱۳۵۴- سوء قصد به جان رضا خالقی راننده دربار.
در ۱۶ اردیبهشت ماه ۱۳۵۵- درگیری مسلحانه مابین مأموران انتظامی و فرقه در تهران.
در ۲۶ اردیبهشت ماه ۱۳۵۵ درگیری مسلحانه مابین مأموران انتظامی و فرقه در تهران خیابان میرداماد و تهران نو چندین نفر از دو طرف کشته می شوند و در همین روز رئیس کلانتری قلهک به دست تروریست های فرقه کشته می شود. درگیری ها به کرج، قزوین و رشت کشیده می شود و با فشار انگلیس و تروریست های نفتی- خلقی – مذهبی رژیم ناچار می شود دفتر سازمان آزادی بخش فلسطین را که مسئول دادن تعلیمات تروریستی به فرقه بود را بازگشایی نماید.
در دوم تیرماه ۱۳۵۵ درگیری مسلحانه مابین مأموران انتظامی و فرقه در تهران نو و عباس آباد تهران.
در ۶ شهریورماه ۱۳۵۵ به قتل رسیدن سه نفر از مستشاران آمریکایی (دونالد جی اسمیت، رابرت آر گراندگراد و ویلیام سی کارتل از کمپانی راکول اینترنشنال) در تهران به دستور انگلیس و به دست فرقه.
در ۷ مهرماه ۱۳۵۵ درگیری مسلحانه مابین نیروهای انتظامی و تروریست های نفتی- خلقی- مذهبی (فرقه).
در ۹ اسفندماه ۱۳۵۵ درگیری مسلحانه فرقه با مأموران انتظامی.
این درگیری های مسلحانه از بدو بازگشایی دفتر سازمان آزادی بخش فلسطین که بازوی تروریست مذهبی انگلیس می باشد و برای یاری رساندن به فرقة مجاهدین خلق به عبارت دیگر تروریست های نفتی- خلقی- مذهبی که برای منافع انگلیس بوجود آمده بودند، افزایش می یابد. در آن زمان به علت اینکه تعداد زیادی از وابستگان دولتی و رجال و نمایندگان مجلس از مزدوران استعمارگران خارجی بودند در روند ویران کردن ایران با تروریست های داخلی و خارجی همکاری می نمودند. در این زمان بخشی از سازمان اطلاعات و امنیت کشور که از مأموران آمریکایی، انگلیسی و اسرائيلی بودند زمینه را برای نابود ساختن کشور فراهم آوردند.
در سال ۱۳۵۴ عده ای از افراد فرقه، عقاید مذهبی را رها کرده و با توصیة لرد مسئول سازمان، سازمان جدیدی را به نام پیکار تشکیل می دهند و فقط از ایدئولوژی مارکسیست پیروی می کنند و خود را حامیان حکومت کارگری جهانی و به قدرت رسیدن پرولتاریا (کارگران) در جهان از جمله در ایران می دانند !
در اوایل مردادماه ۱۳۵۴ دو خانة تیمی مجاهدین کشف شد و مدراک و اسناد زیادی در اختیار مسئولان امنیتی کشور قرار گرفت و تعدادی از مجاهدین نیز دستگیر شدند. اندکی بعد در جریان یک گشت کمیته مشترک ضد خرابکاری وحید افراخته و محسن خاموشی دستگیر می شوند و اعترافات وحید افراخته و بعد همکاری های او با ساواک (مانند مسعود رجوی) باعث دستگیری تعداد دیگری از مجاهدین می شود. وحید افراخته در مراحل بازجویی مرتضی صمدیه لباف را مسئول بعضی از اقدامات تروریستی معرفی می کند و می گوید: « وظیفة ما ترور آمریکایی ها و به سرقت بردن مدارک آنهاست. رابط ما خلیل رضائی و آیت الله طالقانی هستند. بهرام آرام و تقی شهرام مشخصات و عکس کسانی را که قرار است ترور شوند در اختیار می گیرند و متقابلاً مدارکی را که ما پس از ترور بدست می آوریم به آنها تحویل می دهیم که به شوروی ها بدهند. »
به دنبال اعترافات با ارزش وحید افراخته و اعترافاتی که به توصیة افراخته از سایر اعضاء دستگیر شدة فرقه به دست آمد به استثنای رهبری سازمان یعنی آرام و شهرام بقیه دستگیر شدند. بهرام آرام نیز در یک درگیری خیابانی کشته شد. عبدالرضا نیری جاوید، دکتر فرامرز لبافی نژاد، پزشک تیم و مسئول شاخه تبریز و اعضای تیمش دستگیر شدند. سرگرد علی محبی افسر مخابرات هم که با تعدادی اسلحه و کدهای رمز بی سیم ارتش و نقشه های نظامی فراری شد، پس از تحویل نقشه های نظامی به عوامل « ک. گ .ب » در یک درگیری مسلحانه کشته شد و تقی شهرام هم به خارج فرار کرد و در حقیقت دیگر چیزی به نام فرقه مجاهدین خلق در آن زمان وجود نداشت.
در ارتباط با همین جریان ها آیت الله طالقانی، هاشمی رفسنجانی، حسین علی منتظری و لاهوتی نیز دستگیر شدند. در این زمان حزب توده تلاش کرد تا جلساتی میان حدود بیست نفر مجاهدین خلق که همگی در رده های بسیار پائین بودند همراه با شش تا هفت نفر از بقایای چریک های فدایی خلق برگذار کند، تا شاید با کمک هایی که از خارج می رسید بتوانند بار دیگر روی پای خود بایستند.
در همین زمان مجاهدین خلق در فرانسه یکی از همکاران خود را که همکلاسی عبدالرضا نیری جاوید بود و با علیرضا سپاس، محسن فاضل، بنی صدر و قطب زاده در تماس بود و تصمیم گرفته بود که با آنان دیگر همکاری نکند، ابتدا شکنجه و بعد به قتل می رسانند و جسد او را در رودخانه سن می اندازند. در مورد همکاری وحید افراخته و مسعود رجوی با ساواک تفاوت بسیار وجود دارد. وحید افراخته کسی بود نظیر حمید اشرف اما مسعود رجوی در آن زمان از حد یک عضو ساده تجاوز نمی کرد. به هر حال دربارة رهائی مسعود رجوی از اعدام در بالا اشاراتی شده و قصه و افسانه هایی که مجاهدین خلق ساخته اند هیچ یک به راستی حقیقت ندارد. همانقدر که ماجرای وساطت پادگورنی و برژنف که ساخته و پرداختة آقای احمد میر فندرسکی است، دروغ است، همانقدر هم ماجرای وساطت خانم ژرژ پمپیدو و توصیة او دروغ است.
واقعیت این است که مسعود رجوی به اتهام شرکت در یک ترور در مشهد دستگیر شد. برادر مسعود رجوی موسوم به کاظم رجوی از منابع و همکاران بسیار نزدیک ساواک در اروپا بود و ماهیانه دو هزار فرانک سوئیس هم از ساواک حقوق می گرفت.
مسعود رجوی پس از دستگیری، مثل بسیاری دیگر از مجاهدین اعترافات سودمندی کرد و اطلاعات با ارزشی در مورد خانه های تیمی و اعضاء در اختیار مسئولان امنیتی کشور نهاد و در طول مدتی که در زندان بود چه در موارد مستقیم و غیر مستقیم و چه در زمینه های خاص صمیمانه با مسئولان امنیتی همکاری می کرد. از جمله مسعود رجوی یک طرح فرار از طریق سقف زندان قصر را به مأموران لو می دهد و همچنین در صورت تصمیم به اعتصاب غذا از طرف زندانیان، از بروز آن جلوگیری به عمل می آورد.
به هر حال پس از محکومیت او به اعدام، برادرش نامه های بسیاری برای مقامات ساواک فرستاد و آقای پرویز خوانساری هم که در ژنو بود، شرحی دربارة همکاری های صمیمانة کاظم رجوی نوشت و در مجموع چون خودش هم اطلاعات ارزنده ای داده بود، ساواک یک گزارش شرفعرضی از طرف نصیری به محمد رضا شاه نوشت و تقاضای یک درجه تخفیف کرد که پذیرفته شد.
همانگونه که دیدیم در فاجعة ۵۷ در ایران تروریست های فرقة مجاهدین خلق به دستور انگلیس همراه با کماندوهای فلسطینی، نقش اساسی را در براندازی حکومت شاه داشتند.
پس از فاجعة ۵۷ و سرنگونی شاه (که چگونگی آن و منافع سیاستگزاران جهانی و کمیسیون سه جانبه مورد بررسی قرار گرفته شده و در آینده نیز اشاراتی به آن خواهد شد)، فرقة مجاهدین خلق با استفاده از فضای هرج و مرج آن زمان به سرعت رشد کرد و دسته دسته جوانانی که فریب خورده بودند به این سازمان می پیوستند، مسعود رجوی تنها فرد باقیماندة این فرقه، همراه با طالقانی در زندان بودند که آزاد می شوند (البته حکومت شاه به علت همکاری رجوی ها با رژیم و به توصیة انگلیس و روسیه، طالقانی و مسعود رجوی را اعدام نکرد) و کادر رهبری سازمان را به عهده می گیرند.
در این زمان برای کسب قدرت مطلقه در ایران مابین گروه های مزدور، درگیری صورت می گیرد و مبارزة شدیدی بین آنها شروع می شود. انگلیس که قبلاً پروژة خود را برنامه ریزی کرده است و حکومت اسلامی را به رهبری آخوند خمینی تدارک دیده است و مأموریت مجاهدین را هم به عنوان اپوزیسیون ترسیم کرده است سناریوی انقلابی خود را ادامه می دهد. در این زمان که بنی صدر اولین ریاست جمهوری اسلامی، با مجاهدین همکاری می کرده است و در صدد قبضه کردن قدرت مطلقه در ایران با کمک مجاهدین بود در ۲۱ ژوئن ۱۹۸۱ از مقام ریاست جمهوری کنار گذاشته می شود.
|