گاهنامه پارس
ارگان سازمان پارس وشورای براندازی
Janvier 2007 - n° 51

همکاری مسعود رجوی با ساواک

در حقیقت همکاری مسعود رجوی با ساواک باعث دستگیری محمد حنیف نژاد و دیگر اعضا می شود.

با دستگیری و محاکمة سران مجاهدین خلق ۱۴ نفر محکوم به اعدام شدند که از میان آنها مسعود رجوی با برخورداری از عفو پادشاه از یک درجه تخفیف استفاده کرد. در نامه ای که به امضای ارتشبد نصیری و خطاب به ریاست ادارة دادرسی نیروهای مسلح شاهنشاهی (دادستانی) در سال ۱۳۵۱ نوشته شده چنین می خوانیم:

« ... دربارة مسعود رجوی فرزند حسین ... نامبردة بالا که ... در دادگاه تجدید نظر نظامی به اعدام محکوم گردیده بعد از دستگیری در جریان تحقیقات کمال همکاری را در معرفی اعضای سازمان مشکوفه به عمل آورده و اطلاعاتی که در اختیار گذارده از هر جهت در روشن شدن وضعیت شبکة مزبور مؤثر و مفید بوده و پس از خاتمة تحقیقات نیز در داخل بازداشتگاه همکاری های صمیمانه ای با مأمورین به عمل آورده، لذا به نظر این سازمان استحقاق ارفاق و تخفیف در مجازات را دارد ... »

در ذیل این نامه نوشته شده:

« ... از شرف عرض پیشگاه مبارک شاهانه گذشت. اوامر مبارک چنین شرف صدور یافته که با یک درجه تخفیف به حبس ابد تبدیل گردد. ۲۹ /۱/۱۳۵۱ ... »

این عفو طی سند دیگری به صورت یک نامه که از ادارة دادرسی نیروهای مسلح شاهنشاهی به ریاست دفتر مخصوص شاهنشاهی در موضوع دادخواست حسین رجوی نوشته شده به شرح زیر منعکس است:

 

« ... غیر ارتشی، مسعود رجوی فرزند حسین به اتهامات متعدد اقدام علیه امنیت کشور تحت تعقیب واقع و در دادگاه تجدید نظر به اعدام محکوم گردیده و طبق اوامر جهانمطاع مبارک شاهانه، کیفر او با یک درجه تخفیف به حبس دائم با اعمال شاقه تبدیل گردیده است ... »  

از زمان دستگیری سران سازمان تا بهمن ۱۳۵۷، ضمن آنکه گروه مارکسیستی پیکار از بطن این سازمان متولد شد.

سازمان مجاهدین خلق جز سرقت، حمله به بانک ها، ترور افراد و شخصیت های ایرانی و خارجی مقیم ایران و بمبگذاری در معابر عمومی کار دیگری انجام ندادند.  

با نگاهی به تاریخ و عملکرد عوامل انگلیس در ایران پی می بریم که انگلیس همواره از عوامل خود در حکومت و مخالفان حکومت استفاده کرده تا با تهدید و تزویر و گمراه کردن میهن پرستان، ثروت و سرمایة میهن ما را به غارت ببرد.

در طول تاریخ معاصر ایران، انگلیس با بستن قراردادهای جبری با ایران که توسط عوامل حکومتی و ضد حکومتی آن، زمینه سازی شده بود تاکنون توانسته است ثروت و سرمایه و حتی قسمت هایی از خاک مقدس ایرانزمین را از میهن ما جدا سازد.

در زمان حکومت اسلامی این غارت به حد نهایی خود رسیده است و منابع، ثروت و کنترل سیاست جهانی ایران در دست کمیسیون سه جانبة بین المللی است که توسط فراماسون های جهانی (انگلیسی) اداره می شود.

 

در سال ۱۳۵۰ پس از ضربه خوردن شدید فرقه مجاهدین خلق که تقریباً متلاشی شد، پدر رضائی ها یعنی خلیل رضائی با برخورداری از کمک های سید محمود علائي طالقانی (پدر خوانده مجاهدین خلق) و رابطة جناح چپ افراطی جبهه ملی و بعضی از اهل عمامه متمایل به چپ و کمک سازمان اطلاعاتی شوروی و انگلیس توانست کمک های قابل توجهی برای فرقه مجاهدین خلق بدست آورد. پسران رضایی هم با تلاش فراوان توانستند عده ای زیادی از هواخواهان و جوانان چپ گرا را چه از کانون مبارزه با بهائیت شیخ محمد حلبی، چه از حسینیه ارشاد (هیئت مؤتلفه اسلامی و حجتیه مانند بهزاد نبوی)، چه از دانشگاه های فنی و اقتصاد و حتی از طلاب حوزة علمیه قم جمع آوری کنند. 

در شمال کشور هم شیخ جلال گنجه ای و برادرش جمال گنجه ای که تمایل چپی انگلیسی داشتند موفق شدند عوامل حزب الله (انگلوفیل) مانند مفیدی، عزت مشاهی، شیخ عباس تهرانی از مؤتلفه معروف به  سید علی اندرزگو روحانی، صادق کرمانشاهی اصل، جواد منصوری و علی محمد افغانی را وارد سازمان کنند. در زندان نیز موسی نصیر اوغلی خیابانی (موسی خیابانی)، منصور بازرگان، سعید کاشانی، آوخ، مسعود رجوی و مشاور زاده مهربانی روی جوانان کار می کردند. پس از آزادی زندانیان سیاسی توسط بختیار، همه در کنار فرقه به ویرانی ایران پرداختند.  

آزادی زندانیان سیاسی از جمله مجاهدین که در مجموع ۲۲۷ نفر بودند توسط بختیار در روز ۲۱ و ۳۰ دی ماه ۱۳۵۷ صورت گرفت و با آزادی  ۸ نفر دیگر در تاریخ ۱۰ بهمن ۱۳۵۷ در مجموع، کل زندانیان سیاسی آن زمان توسط دکتر شاهپور بختیار که یکی از عوامل سرنگونی رژیم گذشته و انتقال حکومت به خمینی بود آزاد شدند.

کمک های مالی فرقة مجاهدین خلق در آن زمان توسط عوامل انگلیسی مانند نهضت آزادی، طالقانی و مهدی بازرگان از بازاریان تهران و شهرستان ها و محافل مذهبی تهیه می شد.

فرقة مجاهدین خلق از ابتدا که برای دورة خرابکاری به فلسطین (مستعمره انگلیس) می رفتند تحت فرمان و کنترل یاسر عرفات (گروه الفتح) بودند. همانطور که ثابت شد گروه الفتح و یاسر عرفات همواره توسط انگلیس هماهنگ شده اند تا پروژه های بحرانزا و منافع انگلیس یعنی افزایش قیمت نفت، در دست گرفتن مخازن نفت و گاز منطقه، و همچنین ایجاد جنگ در منطقه و فروش اسلحه و تحت سلطة بیشتر درآوردن کشورهای خاور بزرگ در آن تأمین شود.

بین سال های ۱۹۷۳ تا ۱۹۷۶ در اثر تضاد منافعی مابین آمریکا و انگلیس در ایران، تعدادی آمریکایی به دستور انگلیس و توسط فرقة تروریستی و مزدور مجاهدین خلق به قتل می رسند که تعدادی از آنها عبارتند از :

۱- Le Colonel Lewis .L. Hawkins  ۲ ژوئن ۱۹۷۳

۲- Le Colonel Paul Schaeffer (۲۱ مه ۱۹۷۵)

۳- Le Colonel Jack Turner (۲۱ مه ۱۹۷۵)

۴- Donald Smith (۲۸ اوت ۱۹۷۶)

۵- Robert Krongrad (۲۸ اوت ۱۹۷۶)

۶- William .C. Cottrell (۲۸ اوت ۱۹۷۶)

 

فرد هالیدی در کتاب « دیکتاتوری و توسعه سرمایه داری در ایران » در صفحات ۲۵۲ و ۲۵۳ می نویسد:

« ... به هر حال عمده ترین جنبه های فعالیت های فدائیان و مجاهدین را می توان در فاصلة سال های ۱۹۷۱ و ۱۹۷۱ ذیلاً چنین خلاصه کرد: هر دو گروه به عملیات پنهانی و ناگهانی ویژه دست زده اند: انفجار بمب، حمله به بانک ها، حمله به کلانتری ها و ترور سیاسی ... مجاهدین ... ژنرال طاهری افسر ساواکی (افسر شهربانی) را در ماه اوت ۱۹۸۲ به قتل رساندند و چند آمریکائی را که در ایران کار می کردند از پای درآوردند که از آن جمله بودند: سرهنگ لوئيس هاوکینز، افسر اداره وابستگی نظامی آمریکا در تهران در ماه ژوئن ۱۹۷۳، دو سرهنگ دیگر نیروی هوائی آمریکا در ماه مه ۱۹۷۵ و سه آمریکائی غیرنظامی ... در ماه اوت ۱۹۷۶ ... هیچ نوع لیست کاملی از تعداد عملیات چریکی انجام شده ... در دست نیست. به نظر می رسد که تعداد برخوردهای مسلحانه و عملیات چریکی در سال های ۱۹۷۱ و ۱۹۷۲ زیادتر از هر زمان بوده و مجدداً در سال ۱۹۷۶ افزایش یافته است. طبق آمار دولتی از ماه فوریه ۱۹۷۱ تا اوت ۱۹۷۶ روی هم رفته ۵۵ نفر از مأمورانش در برخورد با چریک ها کشته شدند ... »

فرقة مجاهدین خلق در شماره ۸۱ روزنامه مجاهد، چاپ تهران به تاریخ چهارشنبه ۴ خرداد ۱۳۵۹ نوشت:

« ... در طلوع دهمین سالگرد ۱۵ خرداد یعنی در ۱۳ خرداد ۵۲ سازمان مجاهدین خلق ایران اقدام به اعدام یکی از مهره های جنایتکار امپریالیسم آمریکا در ایران کرد. اعدام انقلابی سرهنگ هاوکینز، جنایتکاری که سالیان دراز در ویتنام به کشتار خلق قهرمان ویتنام پرداخته بود، بعد از آن هم به عنوان معاون ادارة مستشاری آمریکا در ایران، به توطئه چینی علیه خلق ما و خلق های منطقه مشغول بود. ما با اعدام انقلابی هاوکینز در ۱۳ خرداد ۵۲ اعلام کردیم که از این پس خون هایی را که امپریالیست ها از خلق ما ریخته اند با خون مستشاران آمریکایی، انگلیسی و اسرائیلی پاسخ خواهیم داد و بر این سوگند خویش هنوز وفاداریم و تا ایران را گورستان امپریالیسم نکنیم از پای نخواهیم نشست ... »

فرقة مجاهدین خلق در « مدافعات مجاهدات شهید محمد مفیدی » در صفحه ۱۵ از زبان او می نویسد:

« ... ما هرگز خاطر مجاهدان شهید محمد حنیف نژاد، سعید محسن و اصغر بدیع زادگان را که بنیانگذاران این گروه بودند فراموش نخواهیم کرد ... در همین راه مسلحانه و به جهت اعتراض به حضور نظامی آمریکا در کشورمان بود که برادران مجاهد ما ژنرال پرایس رئیس هیئت مستشاری نظامی آمریکا در ایران را ... هدف گلوله و بمب قرار دادند ... »

سازمان مجاهدین خلق که به موجب اسناد مورد اشاره، به ترور آمریکائی ها در ایران افتخار می کند هنگامی که سال ها بعد نیاز حمایت آمریکائی ها را احساس می کند، منکر افتخارات اعلام شدة قبلی شده، مسئولیت آن را به عهدة گروه پیکار می گذارد.

روزنامه فارسی زبان « ایران تایمز » چاپ آمریکا در شماره ۲۵ مرداد ۱۳۶۴ خود تحت عنوان « مسعود رجوی اتهامات دولت آمریکا را در مورد سازمان مجاهدین خلق رد کرد » چنین می نویسد:

« ... واشنگتن – سرویس خبری ایران تایمز : مسعود رجوی، رهبر سازمان مجاهدین خلق اتهامات وزارت خارجه آمریکا را مبنی بر اینکه این سازمان برای جلب حمایت افکار عمومی در خارج از ایران به طرفداری از دمکراسی تظاهر می کند رد کرد ... وی مداخلة مجاهدین در گروگانگیری آمریکائی ها را تکذیب کرد و مسئولیت قتل آمریکائی ها در ایران را متوجه سازمان پیکار دانست. »

خبرگزاری آسوشیتد پرس در گزارش روز پنجشنبه ۱۸ آگوست (۲۷ مردادماه) نوشت:

« رهبر سازمان مجاهدین خلق در مورد قتل حداقل شش نفر آمریکائی توسط تروریست های ایرانی در دهة ۱۹۷۰ گفت که گروه مارکسیست افراطی پیکار مسئول این قتل ها بوده است ... »

 

 

برگشت به سرمقالات