گاهنامه پارس
ارگان سازمان پارس وشورای براندازی
OCTOBRE 2006- n° 48

پیمان سنتو

با وقوع كودتاي ۲۸ مرداد، شاه  و دربار از بحران عبور كردند. كمكهاي مالي آمريكا امكان نظاميگري را فراهم كرد و اين گرايش بعدها به مدد سرازير شدن دلارهاي نفتي به اوج رسيد.

پس از انعقاد قرارداد كنسرسيوم در سال ۱۳۳۳ و بركناري دولت كودتا، دوباره دربار رونق گرفت و شاه كه گمان مي‌كرد تنها راه غلبه بر مشكلات داخلي و بحرانهاي منطقه‌اي نظامي گري است اقتصاد نفتي ايران را معطوف به گسترش و توسعه تشكيلات نظامي و خريد تسليحات كرد.

حسين علاء، اين آخرين حلقه از رجال قاجار براي چنين روزي برگزيده شده بود. كسي كه به رغم گرايش آشكار به سياستهاي انگلستان، چندي در همراهي با قوام به آمريكا نزديك شده بود. علاء به سبب نرمش در موضعگيري ها، براي چنين روزي مناسب مي‌نمود.

در آن سالها بيش از آنكه آمريكا از نفوذ شوروي در خاورميانه نگران بوده باشد، جمال عبدالناصر زبان مشترك اعراب، انگلستان را به وحشت انداخته بود. براي پيشگيري از نفوذ و گسترش نهضت مصر، ايران مي‌بايست در رأس پيمان نظامي باشد؛ « پيمان بغداد » (كه بعدها با خروج بغداد از آن به پيمان سنتو شهرت يافت). كشورهاي ايران، عراق، تركيه و پاكستان زير نظر انگلستان اعضاي پيمان بغداد بودند.

باید اشاره شود که طرح ایجاد یک کمربند امنیتی از غرب اروپا تا جنوب شرق آسیا به ادعای جلوگیری از نفوذ کمونیسم، طرح اولیة آمریکا بود. در غرب به آن پیمان ناتو گفته شد و در خاورمیانه (جنوب شرقی آسیا) نام پیمان بغداد به خود گرفت. قرارداد این پیمان در ۵ اسفندماه ۱۳۳۳ در بغداد بین کشورهای پاکستان، ترکیه، عراق و انگلیس منعقد گردید و در آبان ماه ۱۳۳۴ ایران رسماً به آن پیوست. پس از بروز کودتای عبدالکریم قاسم در سال ۱۳۳۷ در عراق و خروج آن کشور از پیمان بغداد، نام آن به پیمان سنتو (Central Treaty Organization) تغییر یافت. آمریکا در ابتدا (به توصیة انگلیس) به ملاحظة شوروی رسماً در آن عضویت نداشت اما در کمیته های اصلی از جمله « کمیتة مبارزه با خرابکاری » پیمان که تحت نظارت کارشناسان آمریکائی بود عضویت داشت. فاستر دالاس وزیر خارجة آمریکا مجری سیاست های آن کشور در سنتو بود. در سال ۱۹۵۰ کمیتة مشترک ضد خرابکاری با حضور نمایندگان آمریکا در سنتو و نمایندگان ارتش، ژاندارمری، شهربانی و ساواک ایران به وجود آمد. در ۳۰ تیر ۱۳۴۳ در پی ملاقات دو روزة سران سه کشور ایران، ترکیه، پاکستان در پیرو پیمان سنتو که نظامی بود پیمانی اقتصادی به نام « آر. سی. دی » بین این سه کشور امضاء شد و طرفین می بایست مفاد زیر را رعایت نمایند:

۱- عدم دخالت در امور داخلی یکدیگر. ۲- محترم شمردن مرزهای مشترک. ۳- خودداری از هرگونه تجاوزات نسبت به یکدیگر. ۴- جلوگیری از تشکیل گروه و جمعیت های اغتشاشگر در کشورهای امضاء کننده.

البته در زمان بعد از شورش ۱۳۵۷ در ۲۵ خرداد سال ۱۳۶۹ این پیمان « اکو » نامیده می شود و علاوه بر این سه کشور، آذربایجان، قزاقستان، ترکمنستان، ازبکستان، تاجیکستان و افغانستان نیز به امضاکنندگان افزوده می شوند.

 اعلان بیطرفی، عدم کمک آمریکا به پاکستان در جنگ ۱۹۶۵ با هند و تجزیة بخشی از خاک آن کشور در ۱۹۷۱ که منجر به تأسیس کشور بنگلادش به دسیسة انگلیس، شد. این واقعیت را برای شاه آشکار ساخت که در صورت تجاوز به ایران، نمی توان امیدوار به کمک آمریکا بود. به تدریج با کاهش نگرانی ناشی از خطر نفوذ کمونیسم که ایجاد اتحادیه های متعدد اقتصادی در جهان را به دنبال داشت سران سنتو که به لحاظ سیاسی مواجه با مشکلاتی بودند و نیازمند حمایت از یکدیگر، تحت رهبری آمریکا « سازمان همکاری منطقه ای برای عمران » را بنیان نهادند که به مرور جای سنتو را گرفت و با خروج ایران از آن در اسفند ۱۳۵۷، پیمان مذکور در فروردین ماه ۱۳۵۸ منحل شد.

در روز اجرای سناریوی ترور علاء توسط انگلیس (برای از دور خارج کردن مهره های سوختة انگلیس توسط گروه فدائیان اسلام)، از بداقبالي ذوالقدر و هماهنگی انگلیسی ها، گلوله در لوله گير كرد و ذوالقدر كه خشت را از جاي رفته ديد سراسيمه بر سر و روي علاء يورش آورد. در این زمان به سه دلیل سناریوی ترور علاء نوشته شد: نخست، با این عمل انگلیس اعلام می داشت که فدائیان اسلام توسط او بوجود نیامده اند، دوم، مهره های سوختة زائد خود را که ایجاد مشکل می کردند نابود می ساخت و سوم، نشان داده می شد که  پیمان بغداد پیمانی منطقه ای بوده و انگلیس منافعی در آن ندارد. با اين ترور نافرجام پرونده ۱۰ ساله يك گروه مسلح اسلامي توسط انگلیس بسته شد (و گروه مؤتلفه اسلامی توسط انگلیس بوجود آمد). سرانجام علاء با سر و روي باندپيچي شده كه نشانِ اعتراض مردم به عضويت ايران در پيمان بغداد بود براي شركت در كنفرانس به بغداد رفت.

دو سال پس از انعقاد پيمان بغداد، در سال ۱۳۳۶ حسين علاء (وزير دربار) خطاب به جان فاستر دالس (وزير امور خارجه آمريكا) مي‌گويد: « همان طور كه احتمالاً اطلاع داريد، بيشترين رقم هزينة كشور به تسليحات نظامي اختصاص دارد. ما به عنوان عضو پيمان بغداد، اين ضرورت را نه فقط در مورد امنيت خود بلكه امنيت متحدان و دوستانمان قلمداد مي‌كنيم. در نتيجه از دوستان و هم پيمانان خود مي‌خواهيم كه مسائل ما را درك كنند ».

درك مسائل ايران بيش از هر چيز به مفهوم اعطاي وامهاي گوناگون به ايران بود.

 

 

برگشت به سرمقالات