سعید رمضان
و بازگشت اخوان
المسلمین
با وجود پراکندگی در جهان و زندگی زیر زمینی در مصر، رشد اخوان المسلمین بسیار تندروتر از اوایل دهة شصت بود. در قاهره، اخوان المسلمین برای زورآزمائی با ناصر، تجدید قوا می کردند. در نقاط دیگر، اسلام بنیادگرای سیاسی درحال رشد بود.
عربستان سعودی به صورت فزاینده ای برای رهبری اعراب و بلوک اسلامی بنیادگرا کفش و کلاه می کرد، خمینی در ایران به جنب و جوش افتاده بود، شیعة بنیادگرای عراق، حزب سیاسی توطئه گری به نام « الدعوه » را به حرکت در آورده بود و جنبش ابول علا مودودی در پاکستان، به نتایج تحرکات آنی خود دست می یافت. در سال ۱۹۶۵ که بحران های اخوان المسلمین در مصر پیش آمد، سعید رمضان و رأس هرم نظریه پردازی این سازمان و سید قطب، رهبر شبه نظامیان ، هر دو پشت توطئة قتل ناصر در مصر که مرکز بحران بود ، قرار داشتند.
در این مرحله، آمادگی ناصر بهتر بود و بنا بر آن، دوستان و حامیان خود در مصر و روحانیان اسلامی را به پشتیبانی از خود فراخواند و سعید رمضان و اخوان المسلمین را مأموران ایالات متحده معرفی کرد. «گیلس که پل » روزنامه نگار معروفی که تحلیل گر مسائل اسلامی بود می گوید : « در ۳۰ اوت، سخنرانی عمومی ناصر که از مسکو ایراد شده بود، خط را به مسئولان مصری داد که جمعیت اخوان المسلمین نیروئی است که پشتش به سازمان های جاسوسی غول آسائی گرم است. رئیس جمهور، در این نطق تأکید ورزید که جماعتی روزنامه نگار هم، دارند با این جریان دست نشانده همکاری می کنند، که از آن جمله به طور مشخص از مصطفی امین روزنامه نگار معروف نام برد که روز دوم سپتامبر به اتهام جاسوسی برای ایالات متحده دستگیر شد. پس از این تهاجم بود که کارگزاران و سخنگویان رژیم و نویسندگان، فعال شدند و عناصر فتنه جوی مأمور ایالات متحده آمریکا و انگلیس را افشا کردند ... و اخوان المسلمین را به عنوانتروریست های قرون وسطائی محکوم کردند. » « گیلس که پل » در ادامه می نویسد : « روزنامه ها پرده از روابط فناتیک های مذهبی با سرویس های جاسوسی خارجی برداشتند که سعید رمضان داماد حسن البنا از آن جمله بود. مطبوعات افشا کردند که سعید رمضان به دستور (پیمان) سنتو، سرنخ همة وقایع عمان و اردن را نیز در دست دارد. » این امکان وجود داشت که سعید رمضان مأمور ایالات متحده آمریکا و انگلیس باشد، یا نباشد، اما در این تردیدی وجود ندارد که روابط تنگاتنگی با اعضای CENTO ، از جمله پاکستان و ایران همچنین با دولت اردن و عربستان سعودی که جملگی علیه ناصر به وسیلة ایالات متحده و انگلیس پشتیبانی می شدند، داشته است.
به گزارش روزنامه سوئیسی « لاتمپ »، مصر تنها دولتی نبود که سعید رمضان را مأمور ایالات متحده آمریکا و انگلیس می دانست. دولت سوئیس هم اطمینان می داد که رمضان برای آنها کار می کند. در سال 1966 که اوج بحران در مصر بود، مقامات عالیرتبه سوئیسی، از جمله دیپلمات ها، پلیس فدرال سوئیس و سرویس های امنیتی این کشور گرد آمدند تا در مورد سعید رمضان به بحث بپردازند. مدارک موجود در آرشیو دولتی سوئیس، افشا می کنند که « سعید رمضان تمایل محافظه کارانه ای به غرب داشته که نمی توانسته موضعی خصمانه و خطری برای سوئیس ارزیابی شود ». آرشیو دولتی سوئیس، همچنین این گواهی را می دهد که دولت سوئیس، دست کم اطمینان داشت که سعید رمضان برای MI6 انگلیس و CIA ایالات متحده کار می کند. « موقعیت سعید رمضان بیش از یک مبلغ ساده علیه کمونیسم ارزیابی می شود. » بنا به گزارش « لاتمپ »، تحلیل گر سوئیسی بر آن بود که : « گذشته از سایر امور، این اطمینان وجود دارد که سعید رمضان برای سرویس های جاسوسی انگلیسی ها و آمریکائی ها کار می کند. » این روزنامه سوئیسی تأکید می کند که « ده ها سند در پروندة امنیتی سوئیس، به ما می گوید که سعید رمضان با سرویس های جاسوسی مختلفی در ارتباط ارگانیک بوده است ». تهاجم سال های ۱۹۶۶- 1965 ناصر، بار دیگر تلفات بی شماری از اخوان المسلمین گرفت. بسیاری از رهبران زیرزمینی این سازمان، یا دستگیر شدند یا پا به فرار گذاشتند. ناصر دستور داد سید قطب رهبر عقیدتی و نظریه پرداز اخوان المسلمین را که قبلاً پناهنده عربستان سعودی بود، به دار بیاویزند. به گفته « هرمن آیلتس » ، ملک فیصل به شدت دخالت کرد تا جلو اعدام سید قطب را بگیرد، اما فایده ای نداشت.