زمامداری مصدق برای اجرای فرامین استعمارگران
ترور رزم آرا که با تفاهم آمریکا و انگلیس توسط مثلث مصدق، شاه (علم) و فدائیان اسلام برای پیشبرد پروژة تقسیم منافع منطقه مابین آمریکا و انگلیس صورت گرفت منجر به قدرت گرفتن شاه و ملی شدن نفت و در نتیجة سهم بردن شرکت های نفتی آمریکایی و اروپایی در ایران شد. انگلستان هم بعد از ملی شدن نفت تمام حقوق حقة ایران را در شرکتهای تابعه زیر پا گذاشت و تمام بدهکاری های خود را از ابتدای بهره برداری نفت در ایران تا آن روز از بین برد و بعلاوة آن خسارت زیادی از دولت ایران برای لغو قرارداد ۱۹۳۳ مطالبه کرد که بعد از ایجاد قراردادهای کنسرسیوم آن را از ایران وصول کرد.
برنامه ریزی های تبلیغاتی ملی شدن نفت توسط ایادی فراماسونری اسلامیست انگلوفیل مانند شاه، مصدق و آیت الله کاشانی رهبر واقعی فدائیان اسلام (اخوان المسلمین – انگلوفیل)، لایحة ملی شدن نفت در ۲۹ اسفند ۱۳۲۹ تصویب و پس از سقوط زمامداری کوتاه مدت علاء، محمد مصدق (فراماسون انگلوفیل) مأمور اجرای آن شد. مصدق در ۷ آبان ماه ۱۳۲۸ شمسی در اولین دورة مجلس سنا از طرف شاه به سمت سناتوری منصوب شد. در همان روزگار نمایندة شرکت نفت سهام السلطان بیات خویشاوند مصدق بود و بعد منوچهر فرمانفرمائیان خویشاوند دیگر مصدق بعنوان اولین رئیس هیئت مدیرة شرکت ملی نفت منصوب شد. مصدق هنرپیشة خوبی هم بود، گاه ظاهرسازی های مصلحت آمیز می کرد و غش می کرد و خودش را به بیماری می زد (مصدق در فرانسه به مدت یک سال در بیمارستان روانپزشکی تحت درمان قرار گرفته بود ولی انگار بطور کامل معالجه نشده بود) تا بتواند حس ترحم دیگران را جلب کند و حرفش را مورد قبول قرار دهد.
یک سال و نیم سناریو سازی دورة اول زمامداری مصدق به منظور به اجرا در آمدن ملی شدن صنعت نفت بدین گونه سپری شد: اعتصابات کارکنان شرکت نفت جنوب، تهدید نظامی انگلیس، محاصرة اقتصادی، شکایت به شورای امنیت و دیوان لاهه، اعزام هیئت هایی از نوع جاکس و استوکس و میانجیگری های ظاهری آمریکا و در امتداد آن استعفای مصدق و دوباره روی کار آمدن قوام السلطنه و ایجاد شورش و هرج و مرج و راهپیمایی به اصطلاح مردمی ۳۰ تیر ۱۳۳۱ توسط ایادی فراماسونری اسلامیست انگلوفیل و همچنین ساقط شدن حکومت ۴ روزة قوام و قطع ظاهری روابط با انگلیس و تأیید ملی شدن صنعت نفت ایران توسط دادگاه لاهه و در نهایت به قدرت مطلق رسیدن مصدق برای دورة دوم نخست وزیری که بتواند مأموریت خویش را به نفع استعمارگران به خوبی انجام دهد.
در این زمان مصدق رهبران واقعی نهضت را کم کم کنارگذاشت و اشخاص وابسته به سیاست های استعماری را در پست های کلیدی قرار داد و این بود که پس از گرفتن قدرت مطلق، دیکتاتوری را به حد اعلا رساند و مجلس شورای ملی را منحل کرد. مصدق در زمینة هیچ یک از برنامه های اعلام شدة خود یعنی بهره برداری از منابع نفت در جهت تقویت بنیة اقتصادی کشور و تشکیل یک مجلس قوی و استوار، ساختن پایه های آزادی در کشور هیچ گام مؤثری برنداشت و بالاتر از آن به انجام سلسله اقدامات خلاف قانون اساسی، روح اتحاد ملی را متلاشی و مردم را دچار ناامیدی و پراکندگی ساخت. بی گمان در دورة هیچ یک از نخست وزیران دوران به اصطلاح مشروطیت این همه اقدامات ضد میهنی، ضد آزادی و برخلاف قانون اساسی در کشور ما صورت نگرفته بود و شگفتا که مبلغان مصدق با وجود چنین سابقه ای تاریک از او یک چهرة معصوم و میهن دوست ترسیم کرده و چنین دولتی را پس از آن همه قانون شکنی ها و زیان های مادی و معنوی جبران ناپذیر که با ملی کردن نفت بر کشور ما وارد کرد، دولت ملی و قانونی و طرفدار آزادی و دمکراسی معرفی کرده و او که هماهنگ کنندة کودتای ۲۸ مرداد همراه با محمد رضا شاه یعنی عوامل سیاست بین المللی بوده است را قربانی قلمداد می کنند. مصدق اگر نمی توانست لایحه ای را از پارلمان بگذراند یا غش می کرد و یا پارلمان را منحل می کرد، او آلت دست انگلیسی ها بود. انگلیسی ها از دوران نصرت الدوله به دنبال این سیاست بودند که ایران را وادارند تا از دعاوی خود دربارة شرکت های تابعه دست بردارد و بدهکاری های شرکت ایران و انگلیس نیز از بین برود، سرانجام مصدق این کار را به نفع آنها به انجام رسانید.