گاهنامه پارس
ارگان سازمان پارس وشورای براندازی
juillet 2006- n° 45

 

ادامة روند ملی کردن نفت  توسط انگلیس و آمریکا

در اثر ملی شدن نفت ایران که پیرو تقسیمات بعد از جنگ دوم جهانی مابین انگلیس و آمریکا صورت گرفت، صدها میلیون پوند خسارت آنی (کوتاه مدت)، صدها میلیون پوند خسارات میان مدت و دراز مدت بر ایران وارد شد و این مبالغ به جیب گشاد استعمارگران ریخته شد. سناریو از آنجا آغازشد که در انتخابات دورة شانزدهم مجلس شورای ملی طبق معمول طبقة حاکم عوامل خود را به مجلس فرستاد.

روز جمعه ۲۲ مهرماه ۱۳۲۸ محمد مصدق همراه با عده ای به دربار رفته و متحصن می شوند و انتخابات مجلس را غیرقانونی اعلام می دارند و از مأموران دولت شکایت می کنند و به آنها گفته شد که به شکایات آنها رسیدگی خواهد شد.

 روز ۱۳ آبان ماه ۱۳۲۸ هژیر وزیر دربار در مجلس روضه خوانی مسجد سپهسالار هدف تیر عناصر فدائیان اسلام قرار می گیرد و کشته می شود و در همان روز حکومت نظامی در تهران برقرار می گردد و عده ای توقیف می شوند. درگذشت هژیر تأثیر بسزائی در امر انتخابات تهران داشت. روز ۱۹ آبان قرائت آراء انتخابات موقوف گردید و انجمن نظارت انتخابات تهران اعلامیه ای مبنی بر بطلان انتخابات و آرای اخذ شده منتشر ساخت.

روز ۲۲ آبان ماه سرلشگر فضل الله زاهدی که معروف بود ارتباط نزدیکی با جبهة ملی دارد، به ریاست ادارة شهربانی منصوب شد.

روز ۲۴ آبان، محمد رضا شاه بر حسب دعوت رئیس جمهور آمریکا (ترومن) به واشنگتن رهسپار می شود و روز ۱۲ دی ماه به تهران باز می گردد.

مجلس شانزدهم روز ۲۰ بهمن بعد از بازگشت شاه از آمریکا افتتاح شد. دولت ساعد طبق سنت پارلمانی در ۲۸ اسفند استعفاء داد و علی منصور مأمور تشکیل دولت جدید شد. منصور در برنامة دولت خود اشاره ای به لایحة نفت نکرده بود و برخلاف انتظار و توقع انگلیسی ها هیچگاه حاضر نشد که برای تصویب آن در مجلس فعالیتی نشان بدهد.

روز ۳۰ خرداد ۱۳۲۹ مجلس شورا به تقاضای منصور، کمیسیون مخصوصی برای رسیدگی به کار نفت تشکیل داد و لایحة نفت را به این کمیسیون ارجاع کرد. این کمیسیون ۱۸ عضو داشت که مصدق و چهار تن دیگر از نمایندگان جبهة ملی ایران، جزو این ۱۸ تن بودند.

 منصور پیش از آنکه کمیسیون نفت کار خود را شروع کند استعفاء داد و فرمان نخست وزیری در ۵ تیرماه ۱۳۲۹ به نام سپهبد علی رزم آرا که تا آن موقع ریاست ستاد ارتش را بر عهده داشت صادر شد. نخستین جلسه کمیسیون نفت نیز در همین زمان تشکیل شد.

رزم آرا به سفارت آمریکا قول داده بود که برنامه ای جدی برای اصلاحات تنظیم خواهد کرد و آمریکایی ها چنین تحولی را در ایران برای مقابله با کمونیسم ضروری می دانستند. در برنامة کار رزم آرا دو اصل مهم دیگر هم وجود داشت، یکی محدود کردن قدرت شاه و دیگر بر هم نزدن ساختار قراردادهای نفتی و قبول همان مقدار درآمدی که در سایر کشورهای نفت خیز خاورمیانه مورد توافق قرار می گیرد. (به همین دلیل توسط انگلیسی ها یعنی شاه و فدائیان اسلام و مصدق کشته شد).

 رزم آرا از همان آغاز با مخالفت مصدق در مجلس روبرو شد. مصدق او را به خیانت و فساد متهم کرد و گفت که دولت او را برای تجزیة ایران آورده است. انگلیسی ها فکر می کردند به وسیلة رزم آرا می توانند مسیری که می خواهند تا ملی شدن نفت طی کنند. ولی در نهایت در بن بستی که بین رزم آرا و انگلیسی ها پیش آمده بود نه رزم آرا قادر بود معجزه ای را که انگلیسی ها از او توقع داشتند انجام دهد و نه انگلیسی ها حاضر بودند که برای خاطر او از موضع خود عقب بنشینند.

رزم آرا که با سرسختی انگلیسی ها مواجه شده بود رو به آمریکایی ها آورد و از آنها خواست تا انگلیسی ها را زیر فشار بگذارند. « دین اچسن » وزیر خارجة آمریکا در پیامی به « ارنست بوین » وزیر خارجة بریتانیا از سرسختی کمپانی نفت و عدم توجه به شرایط موجود ایران گله کرد و هشدار داد که بنا به گزارش های سفارت آمریکا در تهران، این سیاست به یک انفجار خواهد انجامید. اما « ویلیام فریزر » رئیس هیئت مدیرة کمپانی، مردی نبود که با این ملاحظات از موضع خود عدول کند. او بی پرده و صریح گفت وظیفة من حفظ منافع سهامداران است و نه کمک به کشورها. او حتی دولت انگلیس را از هرگونه نرمش برحذر می داشت. وزارت خارجة آمریکا سرانجام به این نتیجه رسید که دولت انگلیس در واقع در چنگال کمپانی گرفتار آمده است. آمریکا که با اجرای طرح مارشال و احیای اقتصاد در هم شکستة اروپای غربی برای ممانعت از گسترش حرکت های کمونیستی در این بخش از دنیا می کوشید، معتقد بود که کشورهای خاورمیانه هم باید با اتکا به درآمد نفت خود اقتصاد خویش را سامان دهند تا در اردوگاه غرب باقی بمانند. (باید متذکر شد که همانگونه که لنین و کمونیسم در دنیا توسط انگلیس و فراماسونری آن بوجود آمد، شکل گیری قطب کمونیسم در اروپا نیز با هماهنگی انگلیس علیه پروژة مارشال آمریکا بوجود آمد. در نهایت باید گفت که انگلیس هدایت کنندة روسیة کمونیستی و کشورهای کمونیستی تابع آن بوده است.

« جرج مک گی » که در ۱۹۵۰ معاون وزارت خارجة آمریکا بود به نمایندگان شرکت های عضو آرامکو گفته بود: « وزارت امور خارجه به این نتیجه رسیده است که آرامکو درصورتیکه بخواهد امتیاز خود را در معرض مخاطره قرار ندهد باید آماده برای پرداخت مبلغ قابل توجهی به امتیازدهنده باشد. »

قرار داد تصنیف منابع با عربستان سعودی در ۹ دی ماه ۱۳۲۹ به امضاء رسید. انگلیسی ها بسیار کوشیدند دست کم اعلام رسمی این توافق به تأخیر بیفتد ولی موفق نشدند.

در ۲۱ سپتامبر ۱۹۵۰ (۳۱ شهریور ۱۳۲۹) مک گی معاون وزارت خارجة آمریکا به لندن رفت و کوشید تا انگلیسی ها را به نرمشی در برابر رزم آرا وادارد. رزم آرا چیز زیادی نخواسته بود اما انگلیسی ها گفتند هرچه در برابر ایرانیان کوتاه بیایند توقعات آنان افزایش می یابد.

در تاریخ ۱۹ آذر ماه ۱۳۲۹ کمیسیون مخصوص نفت به مجلس گزارش داد که قرارداد الحاقی گلشاییان- گس برای استیفای حقوق ایران کافی نیست و مخالفت خود را با آن اظهار داشته بود. گزارش مزبور درجلسه ۲۶ آذر ماه مجلس قرائت و مصدق، نطقی در محاسن ملی شدن نفت ایراد کرد و سپس پیشنهادی به امضای یازده نفر از نمایندگان در بارة ملی شدن نفت تقدیم رئیس مجلس گردید و چون امضای کافی نداشت مطرح نگردید.

سفیر انگلیس پیش نویس طرحی را در اختیار رزم آرا گذاشت که می بایستی آن را به تصویب کمیسیون نفت برساند و به موجب آن دولت متکلف می شد که اصل تنصیف منافع را به عنوان دستورالعمل خویش در مذاکره با کمپانی دنبال کند. این بار همة تلاش بر این بود که زمینة ملی کردن نفت فراهم شود.

عصر روز ۱۲ اسفند ماه رزم آرا در کمیسیون نفت حاضر شد و گفت موضوع نفت را برای بررسی به متخصصین ارجاع کرده و نباید در این باره بدون مطالعه و تهیة مقدمات اقدام شود. رزم آرا در این جلسه کوشید تا به استناد نظر مشاوران فنی و تأکید بر مشکلات اداری و پیچیدگی های نفت از شور و حرارت هواداران ملی کردن بکاهد و زیان های ملی کردن نفت را اعلام نمود. چهار روز بعد (۱۶ اسفند ماه ۱۳۲۹) رزم آرا ترور شد. خلیل طهماسبی یکی از اعضای گروه فدائیان اسلام او را از پای درآورده بود. حسین علاء در ۲۱ اسفند مأمور تشکیل مجلس شد.

مصدق در فردای قتل رزم آرا پیشنهاد ملی شدن نفت را که تا آن روز تصویب نشده بود یک بار دیگر به رأی گذاشت و اعضای کمیسیون به اتفاق آراء آن را تصویب کردند. در جلسة ۲۴ اسفندماه از ۱۳۱ نماینده، ۹۵ نفر در جلسه حضور داشتند و همة آنها به گزارش کمیسیون نفت رأی مثبت دادند. مجلس سنا هم در آخرین روز سال یعنی ۲۹ اسفند ۱۳۲۹ این گزارش را تصویب کرد.کمیسیون نفت از تاریخ ۹ بهمن ۱۳۲۹ الی ۱۷ اسفند ۱۳۲۹ ، دوازده جلسه تشکیل داده و غالب جلسات طولانی و در هر جلسه چند ساعت مشغول مطالعة جوانب و اطراف موضوع بوده و از لحاظ سیاسی و اقتصادی و قضایی و غیره بحث های کامل به عمل آورده که عیناً چگونگی مذاکرات در صورتجلسات کمیسیون منعکس است. در انتها در روز پنجشنبه ۱۷ اسفند ۱۳۲۹ کمیسیون نفت به اتفاق آراء تصمیم ذیل را اتخاذ و تقدیم مجلس شورای ملی نمودند:

مجلس شورای ملی:

نظر به اینکه ضمن پیشنهادات واصله به کمیسیون نفت پیشنهاد ملی شدن صنعت نفت در سراسر کشور مورد توجه و قبول کمیسیون قرار گرفته و از آنجاییکه وقت کافی برای مطالعه در اطراف اجرای این اصل باقی نیست، کمیسیون مخصوص نفت از مجلس شورای کلی تقاضای دو ماه تمدید می نماید. بنابراین مادة واحدة ذیل را با قید دو فوریت برای تصویب تقدیم مجلس شورای ملی می نماید:

مادة واحده مجلس شورای ملی تصمیم مورخ ۱۷ اسفند ۱۳۲۹ مخصوص نفت را تأیید و با تمدید مدت موافقت می نماید.

تبصرة یک کمیسیون نفت مجاز است از کارشناسان داخلی و خارجی در صورت لزوم دعوت نماید و آنها را مورد استفاده قرار دهد.

تبصرة دو – آقایان نمایندگان حق دارند تا پانزده روز بعد از تشکیل کمیسیون حق حضور داشته باشند.

عین مادة واحدة فوق در تاریخ ۲۹ اسفند ۱۳۲۹ به تصویب مجلس سنا رسید.

پس از تصویب طرح ملی شدن نفت در مجلس ایران و قانونی شدن آن، قرارداد ۱۹۳۳ باطل دانسته می شود.

اصول و شرایط ملی شدن صنعت نفت ایران آنگونه که به موجب قانون مقرر گردید به شرح زیر بود که در تاریخ ۲۹ اسفند ماه ۱۳۲۹ تصویب شد:

۱- تصدیق و قبول اصل ملی شدن نفت و حاکم بودن آن بر کلیة شئون صنعت نفت ایران.

۲- قرار گرفتن همة عملیات صنعت نفت در دست دولت ایران با پیش بینی تشکیل شرکت ملی نفت ایران، با این تفاهم که هیچ قسمت از عملیات مزبور به سازمانی واگذار نشود که به تمام معنا مجری تصمیمات دولت ایران نباشد.

۳- مجاز بودن استفاده از کارشناسان خارجی به شرط اجرای ترتیباتی برای گماشتن تدریجی ایرانیان بجای آنها.

۴- فروش نفت به مشتریان شرکت سابق به مقادیری که قبلاً مورد معامله بوده با این شرایط که مشتریان نسبت به مقادیر زاید بر آن با تساوی شرایط حق تقدم خواهند داشت.

۵- تعلق کلیة درآمد نفت و فرآورده های نفتی به دولت ایران با این تفاهم که تحویل گیرندة نفت ایران هیچگونه انتفاعی جز تحت عنوان معاملة خرید نخواهد داشت.

۶- رسیدگی به دعاوی و مطالبات حقة شرکت سابق و دعاوی و مطالبات متقابل دولت ایران با پیش بینی تودیع ۲۵ درصد از عایدات خالص نفت به منظور غرامت به شرکت سابق.

 

برگشت به سرمقالات