درآمد دولت ایران از شرکت نفت از شهریور ۱۳۲۰ (۱۹۴۱) تا ۱۳۲۹ (۱۹۵۰)
هجوم ارتش متفقین به ایران در شهریور ۱۳۲۰، نخست برای حفظ منابع نفتی و رساندن نیرو و مهمات جنگی به روسیه بود و از طرفی با این عمل متفقین درصدد اخراج اتباع آلمانی در ایران برآمدند و رضاشاه هم از ایران اخراج شد.
دولت انگلیس برای امتیاز نفت متعهد شد به دلیل غیرعادی بودن شرایط صدور نفت تا آخر جنگ سالی ۴،۰۰۰،۰۰۰ پوند به دولت ایران بپردازد. باید متذکر شد که نفت ایران و عوامل و عناصر جاسوسی ایرانی که برای انگلیس در آلمان و کشورهای مختلف مشغول جاسوسی علیه آلمان ها بودند، عامل اصلی پیروزی متفقین بر آلمان ها شدند.
در جنگ جهانی دوم، قسمت عمدة مصرف بنزین هوائی نیروی هوائی انگلیس و آمریکا در خاورمیانه و خاور دور از آبادان بدست می آمد و علاوه بر این، مقادیر زیادی هم بنزین هواپیمائی به روسیه فرستاده می شد که احتیاجات شوروی را تأمین می کرد.
در سال ۱۹۴۳ که ارتش متفقین جزیرة سیسیل را در جنوب ایتالیا تصرف و اشغال کرد، راه دریائی مدیترانه به روی متفقین باز شد و فرآورده های نفتی ایران نقش بزرگی را در مراحل آخر جنگ بعهده داشت. احتیاجات روزافزون متفقین به مواد نفتی ایران از سال سوم جنگ به بعد همواره رو به افزایش نهاد بطوریکه در سال ۱۹۴۴ میزان استخراج نفت و گنجایش پالایشگاه آبادان از ۱۳،۰۰۰،۰۰۰ تن هم تجاوز کرد و در سال ۱۹۴۵ به ۱۷،۰۰۰،۰۰۰ تن و سال بعد از آن به ۱۹،۰۰۰،۰۰۰ تن رسید.
پس از جنگ جهانی دوم در صنعت نفت ایران توسعة زیادی صورت گرفت و استخراج نفت به قرار زیر بود:
سال ۱۹۴۶ ۱۹،۱۹۰،۰۰۰ تن
سال ۱۹۴۷ ۲۰،۱۹۵،۰۰۰ تن
سال ۱۹۴۸ ۲۴،۸۷۱،۰۰۰ تن
سال ۱۹۴۹ ۲۶،۸۰۷،۰۰۰ تن
سال ۱۹۵۰ ۳۱،۷۵۰،۰۰۰ تن
ظرفیت پالایشگاه آبادان در سال ۱۹۴۷ به ۱۷،۰۰۰،۰۰۰ تن بالغ گشت و دو سال بعد به ۲۳،۲۵۰،۰۰۰ تن رسید و در سال ۱۹۵۰ ظرفیت پالایش مواد نفتی در آبادان از ۲۴،۰۰۰،۰۰۰ تن در سال هم تجاوز کرد.
فرآورده های نفتی که در پالایشگاه آبادان تهیه می شد از انواع مختلف بود، از بنزین هواپیما گرفته تا آسفالت را شامل می شد. در آن روز پالایشگاه آبادان بزرگترین پالایشگاه نفت جهان محسوب می شد و مساحت آن( به استثنای اراضی که اختصاص به مخازن نفت داشت و خانه های مسکونی)، بالغ بر ۱۶۲ هکتار بود. در سال ۱۹۵۱ دستگاه عظیم تصفیه موسوم به « کاتالیتیک » که ۴ سال ساختن آن به طول انجامید، به کار افتاد و دستگاه روغن موتور هم حاضر برای کار شده بود.
بیلان سال ۱۹۴۷ شرکت که منتشر شد ارقام زیر را فاش کرد.
مجموع درآمد خالص شرکت پس از پرداخت مخارج ۳۳،۴۱۲،۹۳۹ پوند
مالیات پرداختی به دولت انگلیس ۱۵،۲۶۶،۶۶۵ پوند
به ذخیره انتقال داده شده بود ۱۱،۵۰۰،۰۰۰پوند
به صاحبان سهام پرداخت شده بود ۷،۱۱۲،۴۸۴ پوند
حق امتیاز دولت ایران ۷،۱۰۱،۲۵۱ پوند
در اینجا اختلاف عظیمی بین درآمد دولت انگلستان و درآمد دولت ایران مشاهده می شود .
بیلان سال ۱۹۵۰ بی عدالتی انگلیس را به حد اعلا نمایان می سازد.
مجموع درآمد خالص شرکت پس از پرداخت مخارج ۱۵۱،۱۹۳،۴۴۹ پوند
از مبلغ فوق برای تجدید و ترمیم احتمالی دستگاههای مختلف و استهلاک
و غیره کنار گذاشته شد. ۳۴،۱۹۵،۳۷۲ پوند
حق امتیاز و مالیات به دولت ایران ۱۶،۰۳۱،۷۳۵ پوند
مالیات پرداختی به دولت انگلیس ۵۰،۷۰۶،۸۸۰ پوند
در صورت تصویب قرارداد الحاقی به دولت ایران تعلق میگیرد. ۱۶،۵۰۰،۰۰۰ پوند
به حساب ذخیره عمومی برده شد. ۲۶،۰۰۰،۰۰۰پوند
ـــــــــــــــــــــــــ ۱۴۳،۴۳۳،۹۸۷پوند جمع مخارج
و بقیه هم به صاحبان سهام پرداخت شد و مبالغی هم به سال بعد انتقال شد، بهتر بگویم انگلیسی خور شد، به معنای دیگر ملا خور شد.چنین اختلاسی در حسابرسی و پایمال کردن حق وحقوق دیگران فقط از انگلیسیها و اهل امامه های مزدور آنها برمی آید.