گاهنامه پارس
ارگان سازمان پارس وشورای براندازی
juillet 2006- n° 45

ورود دولت انگلیس در شرکت نفت ایران و انگلیس، به عنوان سهامدار

توسعة عملیات شرکت نفت انگلیس- پرشیا بین سالهای ۱۹۰۹ و ۱۹۱۴ میلادی برابر با ۱۲۸۸ و ۱۲۹۳ شمسی قبل از شروع جنگ جهانی اول با سرعت هرچه تمام تر پیشرفت داشت بطوریکه ۳۰ حلقه چاه در مسجد سلیمان حفر گردیده بود و حدود ۱۴۰ مایل طول لوله کشی تا سال ۱۹۱۱ انجام شد که سالیانه می توانست ۴۰۰،۰۰۰ تن نفت خام برای تصفیه به آبادان برساند و تصفیه خانه آبادان در سال ۱۹۱۳(۱۲۹۲ شمسی) بطور کامل آماده به کار شد. با شروع جنگ جهانی اول، دولت انگلیس برای برتری نیروی دریایی خود مقابل آلمان به دو چیز نیازمند بود یکی قدرت باروت و دیگر سرعت. انگلیس با مستقر نمودن توپهای کالیبر ۱۵ اینچی قدرت باروت کشتی های خود را بالا برد و برای دست یافتن به سرعت، تغییر سوخت موتورهای کشتی را از زغال سنگ به نفت تدارک دید و در نتیجه احتیاج به سوخت بیشتر نفتی، دولت انگلیس را وادار نمود که مستقیماً نیازهای سوختی خود را برطرف نماید. در این زمان شخصی که در نیروی دریایی این مسئولیت را بعهده گرفت مردی ۳۸ ساله بنام لرد اول نیروی دریایی آقای چرچیل بود. چرچیل پس از مطالعه در مورد نفت ایران و دریافت گزارش های متخصصین انگلیسی، سیاست نفت دولت انگلیس را تنظیم کرد و در ضمن نطقی که در تاریخ ۱۷ ژوئیه ۱۹۱۳ در مجلس انگلیس ایراد کرد چنین گفت: « سیاست نفت دولت بر دو قسمت است یک موقتی و دیگری مالی. سیاست مالی ما این است که وزارت دریاداری مالک مستقل و استخراج کنندة احتیاجات سوخت نفتی خود باشد ... و تا حد امکان مقادیر نفتی را که ما لازم داریم از منابعی که تحت کنترل یا نفوذ ما هست و از راههای دریایی که نیروی دریایی ما به سهولت بتواند آنها را محافظت نماید، بدست آوریم و سیاست موقتی ما این است که مقادیر کافی نفت خریده و ذخیره نماییم. »

در نتیجه در سال ۱۹۱۴ و شروع جنگ جهانی اول مجلس انگلیس لایحه ای مبنی بر اینکه دولت انگلیس سهامدار اصلی شرکت نفت انگلیس- پرشیا شود را به مجلس می برد و این لایحه با اکثریت ۲۵۴ رأی موافق در مقابل ۱۸ رأی مخالف تأیید و تصویب می گردد و دولت انگلیس با سرمایه گذاری ۲،۰۰۱،۰۰۰ پوند و خرید ۲،۰۰۰،۰۰۰ سهام عادی شرکت و ۱۰۰۰ سهم مرجع، ۵۱ درصد سهام کل شرکت را تصاحب می کند و اختیارات کلی شرکت را بدست می گیرد و مقرر می گردد که دولت انگلیس دو نماینده با حق وتوی مشروط در هیئت مدیرة شرکت نفت انگلیس- پرشیا داشته باشد و بدیت ترتیب مصرف نفت ایران در ناوگان و ماشینهای جنگی متفقین، عامل مهم در جهت پیروزی آنها گردید.

هنگامیکه دولت وقت ایران از معاملة فوق بین دولت انگلستان و شرکت نفت انگلیس- پرشیا آگاه شد نامه ای اعتراض آمیز به سفارت انگلیس در تهران نوشت که این معامله بدون مشاورت با نمایندة دولت ایران صورت گرفته است، در جواب سفارت انگلیس اظهار داشت که این معامله فقط یک ترتیبی برای فروش نفت است و بهیچ وجه دولت انگلستان نه در اداره کردن امور شرکت و نه در روابط تجاری و سیاسی شرکت با دولت ایران، دخالتی خواهد داشت.

در سال ۱۹۱۴ وضع مالی شرکت به قرار زیر بود:

سهام عادی خریداری شده از طرف شرکت نفت برمه           ۹۷۰۰۰۰

سهام عادی خریداری شده از طرف مردم                         ۳۰۰۰۰

سهام عادی خریداری شده از طرف دولت انگلیس              ۲،۰۰۰،۰۰۰

سهام مرجح خریداری شده از طرف مردم                        ۹۰۰،۰۰۰

سهام مرجح خریداری شده از طرف دولت انگلیس              ۱۰۰۰

سهام مرجح خریداری شده از طرف شرکت نفت برمه           ۹۹،۰۰۰

سهام قرضه خریداری شده از طرف مردم                         ۶۰۰،۰۰۰

البته باید متذکر شد که سهام دولت ایران در شرکت بهره برداری اولیة نفت، در سهام شرکت نفت انگلیس- پرشیا ادغام شده بود.

سهام مرجح سهامی هستند که سود سالیانة آنها معلوم و در صورت انحلال شرکت، صاحبان چنین سهامی از حیث وصول سرمایه خود نسبت به صاحبان سهام عادی اولویت دارند.

در سال ۱۹۱۷ پیشرفت کار شرکت به حدی رسیده بود که توانست یک میلیون سهام مرجح یک پوندی را در بورس از قرار سهمی بیست و دو شلینگ و نیم به فروش رساند. در سال ۱۹۱۸ یک میلیون و هشتصد هزار پوند سهام قرضه با سود ۵ درصد از طرف شرکت منتشر شد که ۱۹۹۰۰۰ از آن را دولت انگلیس خریداری کرد و بقیه را مردم خریداری کردند.

در سال ۱۹۱۹ شرکت سه میلیون سهام مرجح یک پوندی را از قرار هر سهم ۲۳ شلینگ منتشر کرد و به فروش رساند و در همان وقت دولت انگلیس سه میلیون و شرکت نفت برمه یک میلیون و نیم سهم شرکت را خریداری کردند علاوه بر این شرکت دو میلیون و ششصد هزار سهام قرضه با سود پنج درصد منتشر کرد و با پول آن کلیة سهام قرضه ای که تا آن وقت منتشر کرده بود بازخرید کرد.

هنگامیکه جنگ جهانی اول شروع شد ماهی ۲۵۰۰۰ تن نفت از آبادان صادر می گردید و انگلستان برای حفظ امنیت منطقة خوزستان، خوانین بختیاری و شیخ خزئل را تقویت کرده و با دادن پول و اسلحه، آنها را متعهد به حفظ مؤسسات نفت نمود. پس از خاتمة جنگ جهانی اول و عادی شدن وضع دنیا و شروع عملیات نوسازی در کشورهای اروپایی، احتیاج روزافزون به نفت باعث افزایش تولید و سرمایه گذاری بیشتر در صنعت نفت گردید. در آبادان هم با احداث خطوط جدید لوله و راههای شوسه که مناطق استخراج را به پالایشگاه آبادان متصل می ساخت، توأماً توانست در اواخر جنگ سه میلیون تن نفت به آبادان برساند. ظرفیت پالایشگاه که قبل از جنگ سالی ۱۲۰،۰۰۰ تن بود، در اواخر جنگ به سالی ۱،۰۰۰،۰۰۰ تن رسید و استخراج و صدور نفت هم رو به فزونی نهاد که ارقام زیر گویای آن می باشد:

سال ۱۹۱۴                  ۲۷۴۰۰۰ تن

سال ۱۹۱۵                  ۳۷۶۰۰۰ تن

سال ۱۹۱۶                  ۴۴۹۰۰۰ تن

سال ۱۹۱۷                  ۶۴۴۰۰۰ تن

سال ۱۹۱۸                  ۸۹۷۰۰۰ تن

سال ۱۹۱۹                  ۱،۱۰۶،۰۰۰ تن

سال ۱۹۲۰                  ۱،۳۸۵،۰۰۰ تن

سهم ایران که از بابت حق امتیاز و بهرة سهام تا سال ۱۹۱۹ جمعاً بالغ بر ۱،۳۲۵،۰۰۰ پوند بود و بعداً یعنی سال ۱۹۲۰ این رقم تنها برای همین سال به ۴۷۰،۰۰۰ پوند بالغ گردید. بعد از مرگ لرد استراتکونا رئیس هیئت مدیرة شرکت نفت انگلیس- پرشیا در سال ۱۹۱۴ در سن ۹۳ سالگی، جای او را آقای سر چارلز گرینوی گرفت و پس از او در سال ۱۹۲۹ میلادی « سرجان کادمن » به ریاست هیئت مدیره انتخاب شد.

توسعه و پیشرفت شرکت نفت انگلیس- پرشیا فقط محدود به منطقة نفتی ایران نبود بلکه دامنة فعالیت خود را در خارج از ایران و در بسیاری از نقاط دور جهان گسترش داده بود. دامنة فعالیت های مطالعاتی و اکتشافی، استخراج و تولید و فروش در کشورهای مختلف گسترش یافت از جمله آرژانتین، مکزیک، کانادا، استرالیا، کوبا، کویت، عراق، آلبانیا، گینه نو و قطر.

شرکت نفت انگلیس- پرشیا در چهار قارة جهان خصوصاً در امر تصفیه و بازاریابی به موفقیت های گسترده ای دست یافت و برای ادارة امور مناطق جهانی نفت که در اختیار شرکت نفت انگلیس- پرشیا قرار داشت مجبور به احداث شرکت های تابعه می گردد که هر شرکت تابعه مسئولیت ادارة مناطق نفتی در یکی از کشورهای نامبرده را بدست می گیرد و به دلیل اینکه در کاوش و استخراج نفت در این کشورها از سرمایه و فروش ابتدایی نفت ایران شرکت انگلیس- پرشیا بهره مند بوده است، طبعاً دولت ایران به دلیل دارا بودن سهام در شرکت نفت انگلیس- پرشیا و طبق قرارداد اولیه می بایست ۱۶ درصد از سود خالص شرکت را متعلق شود، در نتیجه ایران در تمام شرکت هایی که از سرمایة ابتدایی شرکت نفت ایران و انگلیس در کشورهای مختلف بوجود آمدند سهیم می باشد (و این است که با برنامة ملی کردن نفت توسط عوامل انگلیسی تمامی حقوق ایران در شرکت های تابعه از میان می رود و نیز بدهکاری های شرکت نفت از ابتدا تا زمان ملی شدن نفت که صدها میلیون پوند برآورد می شد نیز از بین می رود و ایران محکوم به پرداخت غرامت به دولت انگلیس نیز می گردد، خیانت تا چه حد).

باید اشاره کرد که ایران در شرکت های تابعه بوجود آمده در کشورهای مختلف که به سرمایه گذاری و حفر نفت پرداختند، سهم داشت زیرا طبق قرارداد دارسی، ۱۶ درصد سود خالص تمام شرکت های تابعه نیز متعلق به ایران بود و از ابتدای سرمایه گذاری در شرکت های تابعه، مخارج سرمایه گذاری جزو هزینه های شرکت نفت انگلیس- پرشیا بود و از درآمد کل شرکت نفت کم می شد و بعد سود خالص شرکت نفت انگلیس- پرشیا حساب می شد که از آن ۱۶ درصد متعلق به ایران بود که بدرستی پرداخت نمی شد و همواره عده ای از میهن پرستان درصدد احیای حق و حقوق ایران در شرکت نفت بودند، بحث راجع به اختلافات فوق چندین سال در جریان بود تا اینکه در سال ۱۹۱۹ خیانت وثوق الدوله (عموی مصدق) و امضای قرارداد وثوق الدوله- کرزن باعث شد که تمام اختیارات اقتصادی- سیاسی و نظامی- امنیتی ایران بدست انگلیسی ها بیافتد. در این رابطه اولین اقدام نصرت الدوله (از خویشاوندان نزدیک مصدق)، استخدام یک مستشار مالی برای وزارت دارائی بود که به موجب قرارداد ۱۹۱۹ می بایست اختیارات امور مالی دولت ایران به انگلستان واگذار گردد. نصرت الدوله بر حسب توصیة دولت انگلیس یکی از کارمندان عالیرتبة خزانه داری انگلیس به نام « آرمیتاژ اسمیت Sir Sydney Armitage-Smith » را به سمت مستشار مالی ایران انتخاب و استخدام کرد و حل اختلافات مالی از جمله درآمد نفتی ایران در شرکت نفت را به او واگذار نمود. آرمیتاژ اسمیت در ۱۸ مرداد ۱۲۹۸ (۱۹۲۰میلادی) وارد تهران شد.

 

برگشت به سرمقالات