گاهنامه پارس
ارگان سازمان پارس وشورای براندازی
juillet 2006- n° 45

قرارداد یا امتیازنامة نفت ایران با دارسی

امتیاز نفت بین ویلیام ناکس دارسی و دولت ایران در ۲۸ ماه مه ۱۹۰۱ میلادی ( ۱۲۸۰ه.ش) به امضا رسید.

از طرف ایران مظفرالدین شاه، اتابک (امین السلطان)، میرزا نصرالله خان مشیرالدوله (عموی مصدق و پدر حسن پیرنیای مشیرالدوله و حسین پیرنیا معتمد الممالک)، مهندس الممالک (نظام الدین غفاری) امضاکنندگان امتیازنامه با دارسی بودند. به موجب فصل هشتم و نهم و شانزدهم امتیازنامه، دارسی تعهد کرده بود که در ظرف دو سال پس از عقد این قرارداد شرکتی برای بهره برداری از استخراج و فروش نفت، گاز و آسفالت در تمام سطح ایران مساحتی به وسعت ۴۸۰،۰۰۰ مایل مربع در سطح ایران به استثنای نواحی شمالی ایران که مجاور مرز روسیه است احداث نماید. در این قرارداد، دارسی متعهد می شود که بیست هزار سهم یک پوندی و همچنین بیست هزار پوند وجه نقد به دولت ایران واگذار نماید و همچنین نمایندگان  دارسی هنگام مذاکرات در تهران حق دلالی خوبی به امضاکنندگان ایرانی این قرارداد می دهند به قرار زیر: سی هزار پوند وجه نقد و سی هزار سهم یک پوندی به مظفرالدین شاه، ده هزار پوند وجه نقد و ده هزار سهم یک پوندی به اتابک، ده هزار پوند وجه نقد و پنج هزار سهم یک پوندی به مشیرالدوله، ده هزار پوند وجه نقد و پنج هزار سهم یک پوندی به مهندس الممالک.

این سهام در ابتدا قیمتی نداشت و کسی خریدار آن نبود ولی در خلال جنگ اول بین المللی و بعد از آن سهام مزبور قیمت خوبی پیدا کرده بود و ورثة اتابک و مهندس الممالک و مشیرالدوله آنها را بعدها به چند نفر از اتباع انگلیس مقیم تهران فروختند. بر طبق قرارداد دارسی شانزده درصد از منافع خالص شرکت نفت جنوب به ایران تعلق می گرفت و ایران هم حق داشت یک نماینده برای نظارت در شرکت نفت جنوب (دارسی- ایران) داشته باشد.

اولین مأموری که از طرف ایران به این سمت تعیین گردید افسر بازنشسته ای بود به نام کتابچی خان (انگلوفیل) که رئیس کل گمرکات ایران بود و به عنوان واسطه در جریان امتیاز نفت به دارسی نیز دست اندرکار بوده و ظاهراً در سندیکای دارسی هم سمتی داشته است. دارسی عملیات حفاری را به یک متخصص به نام « رینو لدز » که در سنین پنجاه بود واگذارکرد و بعد هم به علت کافی نبودن متخصص دفتر لندن دو متخصص به نام های « بوجانان مک نفتون » کانادایی و « روزن پلانتر » آمریکایی همراه با چند حفار لهستانی و یک دکتر هندی را راهی ایران نمود ولی قسمت عمدة کارگران شرکت نفت جنوب را اهالی بومی و مردم ایلاتی تشکیل می دادند. در سال ۱۹۰۴ که دارسی مبلغ ۱۵۰،۰۰۰ پوند تاکنون سرمایه گذاری کرده بود،  با به نتیجة مطلوب نرسیدن عمل اکتشاف و استخراج نفت، یأس و ناامیدی، محیط شرکت را در لندن فرا می گیرد و دارسی سخت به چاره جویی می افتد، در آن زمان پروژة تبدیل سوخت ناوگان جنگی انگلیس از زغال سنگ به نفت در مجلس انگلیس تصویب شده بود و لرد فیشر به عنوان لرد اول نیروی دریایی مسئول تشکیل کمیتة نفت در نیروی دریایی می شود البته تحت نظر « برتیمان » عضو مجلس. لرد فیشر که از گرفتاری های مالی دارسی مطلع شده بود از دارسی می خواهد که در جلسة بحث و گفتگو با مدیران کمپانی نفت « برمه » (تمام انگلیسی) شرکت نماید، در این جلسه کمپانی برمه به او وعدة کمک مالی و همکاری در به ثمر رسیدن امتیاز نفت جنوب ایران را می دهد و قرار بر آن گذارده شد که دارسی و کمپانی برمه توأماً عهده دار و مسئول تهیة نفت مورد احتیاج نیروی دریایی انگلستان شوند و جهت انجام این مسئولیت، سندیکایی از دو شرکت مزبور به وجود آید. دارسی که تا حال ۲۲۵،۰۰۰ پوند خرج کرده بود و اگر طبق امتیازنامه با ایران به موقع نمی توانست به نتیجة مثبتی برسد مشمول جریمة ۳۰۰ پوندی در هر هفته از تاریخ دو سال بعد از امضای قرارداد می شد و در نهایت امکان لغو قرارداد نیز وجود داشت در نتیجه دارسی با علاقه پیشنهاد را پذیرفت و مقدمات عقد قرارداد مابین دارسی و کمپانی برمه فراهم آمد و همکاری شرکت برمه با دارسی در پنجم ماه مه ۱۹۰۵ میلادی (۱۲۸۴ ه.ش) اعلام گردید. شرکتی به نام « سندیکای امتیازات » در شهر « گلاسکو » مابین دارسی و شرکت برمه به ثبت رسید. در این قرارداد از طرف سندیکا تعهد گردید که قسمتی از مخارج دارسی که تاکنون به منظور استخراج نفت در جنوب ایران صرف شده به او پرداخت گردد و درصورت استخراج به مقدار کافی نفت، تمام هزینه های قبلی دارسی به او پرداخت شود و درعین حال این سندیکا از حمایت صد در صد دولت انگلیس برخوردار شود. مشکلات در نواحی بختیاری با ایل بختیاری همواره وجود داشت. مذاکرات مستقیم و تعهد برای پرداخت ۳۰۰۰ پوند در سال و شرکت دادن سه درصد در منافع کمپانی برای بهره برداری در زمین های بختیاری هم نتوانست ایلات را راضی نگهدارد. درنتیجه نیروی دریایی انگلیس مجبور به مداخله می شود. ولی همواره تلاش ها برای دستیابی به نفت بی نتیجه می ماند و با رسیدن خبرهای نا امید کننده به لندن هیئت مدیرة شرکت، علیرغم خواسته های نیروی دریائی در تدارک دستور توقف کار بودند که با سرسختی و استواری « رینولدز » در ساعت چهار و نیم روز ۲۶ مه ۱۹۰۸ میلادی مطابق با ۱۲۸۷ شمسی، چاه شماره یک مسجد سلیمان به ارتفاع پنجاه فوتی نفت و گاز فوران می کند و از این پس، صنعت نفت ایران شروع شد. در سال ۱۹۰۹ مطابق با ۱۲۸۸ شمسی با حفر چاه سوم که آن هم موفقیت آمیز بود مشکلات مالی شرکت کاملاً حل شده و شرکت نفت انگلیس- پرشیا با سرمایة ابتدایی دو میلیون پوند که نصف آن قبلاً پرداخت شده بود در لندن به ثبت رسید. این شرکت جانشین « سندیکای امتیازات » گردید.

در همین سال شرکت نفت قرادادی با شیخ خزئل منعقد و یک مایل مربع از اراضی آبادان را برای ایجاد پالایشگاه از او خریداری نمود و در سال بعد ساختن پالایشگاه آبادان شروع شد و سه سال بعد خاتمه یافت که در آن زمان بزرگترین پالایشگاه جهان بود. در ابتدا پالایشگاه برای تصفیه ۱۲۰،۰۰۰ تن در سال ساخته شد و به تدریج توسعه یافت. به موجب قرارداد دیگری که شرکت با شیخ خزئل داشت حفاظت ناحیة آبادان را شیخ در مقابل مبلغی که شرکت به او پرداخت می کرد عهده دار بود. در سال ۱۹۱۲ اولین نفتی که از معادن جنوب ایران استخراج شده بود به شکل خام صادر گردید که مقدار آن ۴۳۰۰۰ تن بود.

سال بعد این مقدار به ۸۱۰۰۰ تن بالغ گشت و در سال ۱۹۱۴ به ۲۷۴۰۰۰ تن رسید. موقعی که اولین جنگ بین المللی آغاز گردید شرکت نفت دارای معدن بزرگ مسجد سلیمان و خط لوله ای از معدن مزبور تا آبادان و پالایشگاه متناسبی در جزیرة آبادان بود و می توانست کمک مهمی به عملیات جنگی انگلستان و متفقین آن بنماید.

سهام شرکت نفت انگلیس پرشیا در سال ۱۹۰۹ به قرار زیر تقسیم گردید:

۹۷۰،۰۰۰ سهم یک پوندی به شرکت نفت برمه تعلق گرفت، ۶۰۰،۰۰۰ سهم مرجع یک پوندی و ۶۰۰،۰۰۰ سهم قرضه که سالی ۵ درصد سود از طرف شرکت نفت ایران و انگلیس پرداخت می شد به بازار عرضه شد و مابقی سهام به ایران، دارسی و « لرد استراتکونا Lord Strathcona » که همچنین سهامدار شرکت برمه بود، تعلق گرفت.

لرد استراتکونا که در آن وقت ۸۹ سال داشت به ریاست هیئت مدیرة شرکت نفت انگلیس- پرشیا انتخاب شد و « چارلز گرینوی Charles Greenway » به مدیریت عامل شرکت انتخاب شد. شرکت جدید مورد توجه بسیاری از سرمایه داران واقع شد بطوریکه در حین عرضة سهام جدید و فروش سهام، کمپانی برمه قسمت عمدة سرمایه را که یک میلیون پوند انگلیسی بود، بعهده گرفت و ظرف یک ماه تمام سهام شرکت به فروش رسید و شرکت نفت انگلیس- پرشیا با کلیة تشریفات رسمی انجام و در لندن به ثبت رسید. این شرکت کلیة مخارج دارسی را به او پرداخت کرد و تعدادی از سهام کمپانی که ۹۰۰،۰۰۰ پوند بود به او واگذار کرد و او را بعنوان عضو هیئت مدیره انتخاب نمود (او تا سال ۱۹۱۷ که فوت کرد این سمت را داشت)، بدین ترتیب شرکای کمپانی برمه با پرداخت قسمت اعظم سرمایه و استخدام کارمندان متخصص، شرکت نفت انگلیس- پرشیا را در شهر گلاسکو مستقر نمودند و به فعالیت شرکت ادامه دادند.

 

برگشت به سرمقالات