طرح دوقلوی آمریکا و انگلیس
بمباران ایران از هوا تجزیه کشور از زمین
فدرالیسم بهانه جدید مایکل لدین و انستیتو امریکن اینترپرایس برای تجزیه ایران
جدیدترین و آخرین توصیه مؤسسه اینترپرایس به وزارت دفاع امریکا برای غافل نشدن از مسأله اقوام در ایران و ضرورت توجه به زمینه های جنگ داخلی و موزائیکی شدن ایران، با حوادث انفجاری اهواز می رود تا وارد مرحله عملی شود. هدف اولیه هر نوع بمباران و یا حمله نظامی به ایران، برافروختن جنگ داخلی در ایران و جداسازی جنوب کشور از حکومت مرکزی است. چهار نقطه بحرانی و دارای ظرفیت جدا کردن حساب خود از حکومت مرکزی شیعه و سرکوبگر (کردستان، بلوچستان، خوزستان و آذربایجان) در محاسبه حمله نظامی به ایران خارج نیست.
این جمله بسیار دقیق گزارش مایکل لدین ومؤسسه اینتر پرایس، جان کلام است: کاخ سفید و بوش درباره این ظرفیت غفلت کرده اند که فارس ها در ایران اقلیت اند.
توصیه مایکل لدین (اینترپرایس) به کاخ سفید : فارس های ایران در اقلیت اند روی اقوام دیگر حساب کنید
انستیتو اینترپرایس امریکا که روی امور سیاسی، نظامی و اقتصادی، کارهای تحقیقاتی می کند و گزارش های خود را بعنوان توصیه به دولت این کشور ارائه می دهد، در گزارش تازه ای، به مسائل قومی ایران پرداخته و تلویحاً موزائیکی شدن ایران و جنگ داخلی در ایران را بعنوان یکی از ظرفیت های موجود ایران به کاخ سفید پیشنهاد کرده است. مایکل لدین در رأس این مؤسسه قرار دارد. در این گزارش می خوانید: « بعد از پنج سال هنوز بوش نتوانسته یک سیاست روشن در مقابل ایران داشته باشد. با وجود اینکه وزارت خارجه آمریکا ایران را بعنوان عامل تروریسم در دنیا اعلام کرده است و در حالیکه تمام گفتگوها بر سر مسأله اتمی ایران است، آینده رژیم به ندرت مورد بحث قرار می گیرد. با وجود اینکه ایران از گروههای مختلف قومی تشکیل شده است، هنوز بوش این تشخیص را نداده که فارس ها کمترین جمعیت را در ایران دارند و بیشترین جمعیت متعلق به آذربایجانی ها، کردها، بلوچ ها، ترکمن ها و اعراب خوزستان است. بی شک در آینده که دولت ایران سرنگون شود این گروهها نقش مهمی ایفا خواهند کردچهره ای پنهان در پشت نقاب فدراليسم برای ايران
انستيتو آمريکن انتر پرايز از مؤسسات معروف مخازن فکری آمريکا و متخصص در "تغيير رژيم" اخيراً آگهی دعوت به پانلی را برای مسائل ايران بيرون داده است. اين پانل تحت عنوان:Unknown Iran, Another Case for Federalism در تاريخ ۲۶ اکتبر سال جاری در محل انستيتوی فوق الذکر در واشنگتن برگذار خواهد شد.
اسامی شرکت کنندگان در پانل به اين ترتيب است: دکتر علی آل طه پروفسور دانشگاه شاو در رشته جامعه شناسی، دکتر حسين بور از جبهه متحد بلوچستان، دکتر مرتضی اسفندياری نماينده حزب دمکرات کردستان ايران در آمريکای شمالی، آقای رحيم شهبازی از جامعه آذربايجانی های مقيم آمريکای شمالی آقای مايکل لدين کارشناس و رئيس جلسه از مؤسسه آمريکن انتر پرايز بهتر است قبل از هر چيز، به متن دعوت اين انستيتو که خود گويای بسياری مطالب است، بپردازيم. آمريکن انتر پرايز می نويسد: "پنج سال پس از انتخاب جرج دبليو بوش، دولت او همچنان فاقد يک خط مشی روشن در مقابل ايران است حتی عليرغم اين واقعيت که وزارت امور خارجه آمريکا، ايران را رهبر حاميان تروريسم بين المللی عنوان داده است. اين اواخر هم بررسی مسائل ايران عمدتاً حول برنامه هسته ای اين کشور و تا حدودی برخی تحليل ها پيرامون انتخابات رياست جمهوری اين کشور تمرکز يافته است. به اين مناسبت به بسياری از سوالات ابتدايی و پايه اي، از جمله سؤالاتی پيرامون مسائلی که حکومت آينده ايران با آن روبرو است، بندرت پرداخته شده است.
مسئله مهم اين واقعيت است که گرچه ايران دارای گوناگونی قومی و نژادی و شاخه های مختلف مذهبی است، اما افراد بسيار اندکی هستند که به اين امر واقفند که فارس ها احتمالاً اقليتی از جمعيت ايران را تشکيل می دهند. اکثريت جمعيت کشور متشکل از آذری ها، کردها، بلوچ ها، ترکمن ها، و عرب های خوزستان؟ الاهواز هستند. در مقطعی که رژيم کنونی ساقط شود، اين گروهها (منظور ايشان همان مليتهای فوق هستند-م) بدون شک نقش بسيار مهمی در آينده کشور بازی خواهند کرد.
برگذاری اين پانل در انستيتو آمريکن انتر پرايز، نمايندگان اين عناصر ناشناخته از مردم ايران را معرفی خواهد کرد، يعنی تمامی آن کسانيکه که درجات مختلفی از سرکوب بی سابقه در دوران حکومت اسلامی را تجربه کرده اند. آنها وضعيت مصيبت بار و اميدهای خود را برای آينده يک ايران دمکراتيک به بحث و گفتگو می گذارند.
مايکل لدين کارشناس انستيتو آمريکن انتر پرايز رئيس جلسه خواهد بود. نکته بسيار جالب در نظرات آمريکا و انستيتوهای مخازن فکری اين کشور آن است که زمانی آنها بنا بر سياست روز از تماميت ارضی کشور (در دوره پهلوی) دفاع می کردند و هر نوع جنبش خلق های ايرانی را منتسب به بيگانه می دانستند. از اين رهگذر بيشترين صدمات به جنبش مردم کرد، آذری و عرب ايران وارد آمد.
در راستای حرکت انستيتوهای آمريکائی در فدراليزه کردن ايران، البته تحت احکام نئوليبراليسم - به نوعی که اين خلق ها درست به مانند حکومت کرد عراق همچون عروسکی در دستان آمريکا قرار گيرند- سلطنت طلبها و دسته جات رضا پهلوی هم تحرکاتی را در اروپا آغاز کرده اند که از جمله نشستی که شهريار آهی از منتسبين به دفتر رضا پهلوی و خود رضا پهلوی با برخی افراد به ظاهر چپ و جمهوری خواه در برلين داشته اند.
اما برای مردم استقلال طلب ايران و مبارزين دمکرات اين کشور تجربه خونين و هولناک عراق و افغانستان تجربه ای هولناک است و اينان سياست های مبتنی بر "تغيير رژيم" (Regime
Change) انستيتوهای مخازن فکری
(Think Tank)آمريکائی و اروپايی مبتنی بر دخالت در امور کشورها را نمی پذيرند. طرح هايی چون برگذاری انقلابات مخملی و انواع رفراندم های پيشنهادی آنان و از جمله پيشنهاد رفراندم اخير از سوی مراکز مخازن فکری آمريکا و دولت آمريکا، و کمک های مالی و فکری به سردمداران کنونی آن، از طرف مردم استقلال طلب ايران و مبارزين دمکرات ايرانی پذيرفتنی نيست.
اين حرکات مشترک همراه با تحرکات جهانی امپرياليسم آمريکا عليه ايران، تنها در مبارزه عادلانه مردم ايران با حکومت اسلامی وقفه طولانی می اندازد. مبارزه ای که می بايست در چهارچوب جنبش های واقعی توده ها ی مردم شکل بگيرد و بدور از هر دخالت خارجی باشد. هر گونه فشار مداخله جويانه خارجی از جنگ گرفته تا انواع دخالت های سياسی يادآور تجربه ناگوار جنگ ايران و عراق است که کشور را از حرکت در تعميق جنبش های مردمی باز داشت.
جنگ ايران و عراق باعث گشت که مردم ايران از تعميق در اهداف انقلاب باز داشته شوند و يکپارچه به سوی دفاع از موجوديت کشور بپا خيزند. در اين ميان حکومت اسلامی طبيعتاً و ناخواسته مورد مدافعه قرار گرفت. در طی اين جنگ بود که تمامی سرکوبهای سياسی از سوی حکومت اسلامی آغاز شد و اين حکومت توانست برای ساليان بيشتری پابرجا بماند. مبارزه مردم ايران با جمهوری اسلامی جهت تحقق عدالت اجتماعی و آزادی و دمکراسي، حق مردم اين کشور است. نه قدرت های خارجی و نه طرفداران ديکتاتوری پهلوی که بار ديگر در خيانت به مردم ايران دست در دست امپرياليسم آمريکا گذارده اند، نمی توانند اين حقوق را از مردم ايران باز ستانند.
در انتها بد نيست ياد آور شويم که تنها تحت يک حکومت دمکراتيک، ملی و غير وابسته است که ملتهای ساکن ايران می توانند به استقلال در امور خود نائل شوند. هرگونه طرح و حمايت حکومت های امپرياليستی و انستيتوهای خوراک دهنده آنها، پيرامون تجزيه ايران و يا فدراليزه کردن ايران آنچنان که در عراق پيش رفت، بنوعی ديگر به زير انقياد در آوردن اين خلق ها و تاراج منابع آنهاست.