گاهنامه پارس
ارگان سازمان پارس وشورای براندازی
mars 2005- n° 32

پروژه بازار مشترك خاور بزرگ

با بررسي ساختار سياسي ـ اجتماعي و سياسي ـ اقتصادي جهان غرب، به اين نكته پي مي بريم كه همبستگي و هماهنگي مشترك آنها در اين امور توانسته است ثبات و استقلال و آزادي را در اين منطقه از جهان پايه گذاري و استمرار دهد، در اين روند و ساختار با افزايش تركيبي

نيروي انساني و اقتصادي در يك مجموعه سياسي ـ اقتصادي و سياسي ـ اجتماعي، توانسته اند بازدهي عناصر مركب و سازنده جامعه را به ميزان قابل توجهي افزايش دهند و همچنين قادر بوده اند در رابطه با جوامع ديگر حاكميت سياسي  اقتصادي ـ اجتماعي خود را مصون نگه دارند و تأثيرگذار بر روند شكل پذيري سياسي اقتصادي ـ اجتماعي جوامع در حال رشد باشند.

براي مثال، ساختار جامعه مشترك اروپا كه در ابتدا بصورت بازار مشترك مابين شش كشور اروپايي در سال 1957 در رم به امضاء رسيد،‌كشورهايي مانند فرانسه، آلمان، ايتاليا، بلژيك، هلند، لوكزامبورگ، به فكر هماهنگي و همبستگي اقتصادي براي خارج شدن از بحرانهاي اقتصادي مرحله اي افتادند، و در سال 1973، انگليس، دانمارك و ايرلند وارد بازار مشترك اروپا شدند، اين ساختار در ابتدا فقط روند اقتصادي داشت ولي كم كم ناگزير شدند كه براي پيشبرد هدفهاي اقتصادي نياز به سياست اقتصادي و سياست اجتماعي مشترك مي باشد و بعد تشكيل شوراي اروپا همراه با ديوان عالي قضائي و كميسيون اروپا كه مسئوليت اجراي پروژه ها را در دست گرفته است، توانست گام مثبتي در اداره اين ساختار بردارد. اكنون ما شاهد رشد و توسعه اين مجموعه در مسير سازنده براي ملتهاي وابسته به آن مي باشيم، كه رفاه و آزادي و عدالت اجتماعي را در اروپا تضمين مي كند.

سازمان پارس و شوراي براندازي بعد از نابودي حكومت اسلامي در ايران و استقرار جمهوري مشروطه كه با آن امنيت و صلح به منطقه باز خواهد گشت، از پروژه تشكيل بازار مشترك خاور بزرگ حمايت خواهد كرد و آن را به اجرا در خواهد آورد. در ابتدا اين پروژه توسط متخصصين اقتصادي ـ اجتماعي ايراني مورد بررسي قرار خواهد گرفت و بعد از پيشنهاد اين پروژه به كشورهاي منطقه از همه صاحبنظران اقتصادي ـ اجتماعي كشورهاي علاقه مند به همكاري نظرخواهي خواهد شد.

كشورهايي كه مي توانند در محدوده اين پروژه قرار بگيرند، عبارت خواهند بود از: ايران، اسائيل، افغانستان، تاجيكستان، آذربايجان، ارمنستان، تركيه، عراق، اردن، لبنان، سوريه، مصر، كويت، امارات متحده عربي، بحرين، يمن و عربستان سعودي. البته بعدها كشورهاي همسايه در اين مجموعه مي توانند علاقه مندي خود را در اشتراك و ورود به اين ساختار اعلام نمايند.

با تشكيل بازار مشترك كشورهاي خاور بزرگ كه با هماهنگي و برنامه ريزي متخصصين منطقه صورت خواهد گرفت، هر چند يك بار اجلاس نمايندگان عضو بازار مشترك خاور بزرگ، تشكيل خواهد شد كه در آن پيشنهادات سازنده و مثبت براي بهبود روند هماهنگي در ايجاد يك ساختار مشترك المنافع، مورد بررسي قرار خواهد گرفت. در اين روند سياست اقتصادي ـ اجتماعي بازار مشترك خاور بزرگ در مسير رشد و توسعه كشورهاي عضو خواهد بود و سعي در افزايش رفاه و آسايش ملتها و بالا بردن توليد و مصرف در منطقه هدف اصلي اين مجموعه خواهد بود.

ايجاد صلح و امنيت در منطقه كه زمينه ساز اصلي اين پروژه مي باشد، تنها با نابودي حكومت تروريستي اسلامي در ايران امكان پذير است، بعد از براندازي اين حكومت ضد انساني و جنايتكار و استقرار جمهوري مشروطه، مي توان ثبات و آرامش را به منطقه بازگرداند و روند رشد و توسعه را در منطقه پي گيري كرد.

حضور ايران آزاد و آباد و با افتخار بعد از براندازي ملايان و وجود اسرائيل دموكراتيك و پيشرفته در منطقه، در تحولات سياسي ـ اقتصادي و سياسي ـ اجتماعي منطقه را نبايد از ياد برد. اين دو كشور در آينده مسئوليت اصلي را در تحولات مثبت اقتصادي و اجتماعي منطقه بعهده خواهند گرفت و همكاري مشترك اين دو كشور در آينده در پيشبرد هدفهاي عالي و انساني منطقه و تشكيل بازار مشترك خاور بزرگ، تعيين كننده خواهد بود.

ايران به دليل دارا بودن بار فرهنگي و اجتماعي و فكري بي نظير و همچنين با دارا بودن جمعيتي بيش از هفتاد و پنج ميليون نفر و منابع زيرزميني بسيار غني، يكي از شركاي اصلي اين پروژه خواهد بود.

اسرائيل با دارا بودن صنعت و تكنولوژي بسيار پيشرفته و مدرن، و اولين توليد كننده علم و صنعت در منطقه، همچنين با داشتن نظامي كاملاً دموكراتيك و اقتصادي توسعه يافته و ثروتمند و ارتشي قدرتمند، مي تواند در اجراي پروژه بازار مشترك خاور بزرگ نقش آفرين باشد.

كشورهاي ديگر منطقه به سهم خود با اشتراك و همياري و حمايت از اين پروژه مي توانند از بحرانهاي سياسي ـ اقتصادي و سياسي ـ اجتماعي خارج شده و همچنين با بروز آن همراه با هماهنگي با قدرت مشترك كشورهاي عضو، مقابله كنند و در جهت برقراري صلح و امنيت و رفاه و توسعه كشورشان مؤثر باشند.

در اين روند مثبت سياسي ـ اقتصادي و سياسي ـ اجتماعي اسرائيل تأمين كننده توليدات صنعتي و تكنولوژي منطقه خواهد بود و ايران با برنامه ريزهاي مشترك و روابط ديپلماتيك شايسته حافظ صلح و امنيت و ارتباطات شايسته مابين كشورها خواهد بود و براي اجراي اين پروژه سرمايه گذاري هاي لازمه را به عمل خواهد آورد، كه در امتداد آن با افزايش توليد و مصرف در منطقه در شرايط مطلوب و به گردش درآمدن چرخ اقتصادي در كشورهاي عضو، شكوفايي رشد و توسعه و مدرنيته به شكل بي سابقه اي در منطقه تجلي خواهد كرد.

در حال حاضر كه پروژه هاي بحران ساز براي بهره گيري اقتصادي استعمارگران در منطقه، جوابگوي نيازهاي منطقه اي و بين المللي نمي تواند باشد، مي بايست حكومت هاي بحران ساز و تروريست منطقه مانند حكومت اسلامي در ايران نابود گردند.

بيش از يك ربع قرن است كه انگليس، امريكا و اروپا همواره براي دستيابي هرچه بيشتر از منابع زيرزميني و منافع اقتصادي منطقه از حكومتهاي فاشيستي، مذهبي تندرو و جنگ افزار حمايت كرده اند و با برقراري جمهوري اسلامي در ايران، افغانستان و عراق در روند استعمار منفي مذهبي، بحران ساز منطقه بوده اند، كه منجر به نابودي اين جوامع از نگاه اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي شده است، كه اين روند باعث عقب ماندگي اجتماعي و اقتصادي اين كشورها و ترويج كينه و دشمني مابين ملتها نيز شده است.

اين پروژه هاي بحران ساز استعمارگران منفي، مردم را به احشامي تبديل ميكند كه ديگر توان جسمي و فكري نداشته باشند و براي فقط سير كردن شكمشكان مانند حيوانات توسط آنها به هر سو روانه شوند، و در اين شرايط اينها نتوانند حق و حقوق ابتدايي و انساني خود را در دنياي بي عدالتي آنها جستجو كنند.

ما به آنها توصيه و پيشنهاد مي كنيم كه براي پيش گيري از بروز يك فاجعه غيرقابل كنترل جهاني، سياستهاي غيرانساني خود را رها كنند و از روند مثبت سازنده براي رسيدن به هماهنگي اقتصادي بهره گيري كنند و از پروژه ما براي نابودي و براندازي حكومت اسلامي در ايران حمايت كنند كه در امتداد آن با تشكيل بازار مشترك خاور بزرگ و افزايش توليد و مصرف، نظم جديد و مثبتي در تراز اقتصادي و افزايش ثروت و سرمايه جهاني بوجود آيد.

در پروژه يك جهاني شدن، ما بر آن باوريم كه هم تراز شدن سياست اقتصادي و سياست اجتماعي در مناطق جغرافيايي ـ اقتصادي مختلف، ميتواند در روند بهبود و بالا بردن توليد و مصرف جهاني كه پايه تراز اقتصادي مي باشد، نقش اساسي را ايفا كند، چرا كه بالا بودن قدرت خريد است كه مصرف را بالا مي برد و توليد بيشتر ميتواند جوابگوي نيازهاي اقتصادي شركت هاي چند مليتي كارگزار باشد.

براي رسيدن به اين آرمان و زمينه سازي منطقه اي و مرحله اي آن، ابتدا بايد حكومت اسلامي نابود گردد، و با رسيدن به ايران آزاد و آباد و با افتخار، ما مي توانيم در هماهنگي سياسي ـ اقتصادي، ابتدا در منطقه و بعد در جهان، نقش فعال داشته باشيم.

انگليس، اسرائيل، امريكا و متحدان اروپايي آنها بدانند كه مسئولان آينده ايران بعد از براندازي حكومت ملايان، خواهند توانست در ساختار نوين اقتصادي جهان نقش فعال داشته باشند و با هماهنگي و برنامه ريزي هاي سياسي ـ اقتصادي و اجتماعي منطقه اي و جهاني، در موازنه اقتصاد بين المللي مسئوليت خود را بعهده بگيرند.

پروژه بازار مشترك خاور بزرگ نخستين گام براي موازنه اقتصادي در منطقه و بعد در دنيا خواهد بود و در نهايت، صلح، آرامش، امنيت، رفاه، مهر و دوستي در دنيا سايه خواهد افكند.

دكتر آرمان نوري

برگشت به سرمقالات