گاهنامه پارس
ارگان سازمان پارس وشورای براندازی
August 2004 - n° 29

فراماسون شنيدن، ديدن و خاموشي

فراماسونري در شكل موجود بسال 1717، يعني بسالي كه گران لژ در لندن تأسيس گرديد بازميگردد. در سال 1723 جيمس اندرسون اساسنامه قديم را دگرگون ساخت و مبناي تازه اي بنا كرد و فراماسونري بشكل تازه و نوين عرضه شد و راه دراز و طولاني دوام روحي و رواني را در سازماني كه ميرفت در شب زمان ناپديد گردد آغاز نمود. چارتر قديمي فراموسن كه در سال 1723 بدرجه اكمال رسيد، فراماسونري به آدم ميرساند كه علم آزادي داشت و بويژه در ژئومتري و آنرا به هنوك ـ نوح و سه پسرش ژافت، سم و شام كه بمعناي واقعي فراماسون بودند هديه داد. بدين سان ملاحظه ميشود كه فراماسونري از بدو زمان وجود داشته. آثاري از گردهمايي گروه هايي هم شغل و بويژه سازندگان نزد مصريان ملاحظه شده است كه به آن كولژ صنعتگران اطلاق ميكردند. بناكنندگان منازل توسط شاه نوما حدود سال 715 پيش از مسيح بوجود آمد. در آن تاريخ همه چيز با اصول مذهبي پيوند داشت. كولژ رومي ها با اين روحيه پديد آمد و جوهر آن نظام ديني بود و سازمانش را با پوشش فرهنگي آراسته بودند و هريك خدايان پشتيبان داشتند و هر خانواده وابسته نگهباني بود كه مأموريت حفظ اسرار شغل را داشت. معهذا اين مراسم نظير هنر سازندگي بدون هيچ ترديدي زير تأثير نفوذ بيگانگان بويژه متمدن ترين آنها مثل يونان، ايران، مصر و سوريه قرار گرفت.

در زبان فرانسه قديم كلمه فران بمعناي آن بود كه صاحبش در برابر ديگر بندگان آزاد بشمار ميرفت. قديم ترين متني كه در آن مسأله «فراماسون» ذكر شده از انگلستان مي آيد كه زبان رايج فرانسوي بود مثل فراموسن 1376ـ ماسونري 1381 و فري ماسون 1396.

در هفدهم ماه اوت سال 1790 ماري آنتوانت به لئوپلد دوم برادرش نوشته است: همسر و فرزندانتان را مي بوسم خيلي مراقب آنان و خودتان باشيد تا از جانب سازمان هاي فراماسونري بآنان زيان نرسد. ميگويند هم اكنون بشما اخطار كرده اند در اينجا سعي ميشود تا در تمام مملكت بهدف هاي خود نائل شوند. آه خدايا وطنم را از اين قبيل حوادث محفوظ بدار. ماري آنتوانت خطر را فوري احساس نميكرد بلكه آنرا براي چند سال بعد پيش بيني مينمود. وي در نامه اي به يكي از خواهران نوشت: همه مردم شريكند و بدين ترتيب همه ميدانند چه خواهد شد. كشيش «بسي» نظر داده جمعيت هاي فراماسونري غيرقانوني هستند و خلاف مقررات قانون دين و قانون كليسا و مقررات مملكتي رفتار ميكنند. آنها در صدد هستند دنيا را بر هم بريزند و در آينده دنياي ديگري بسازند. آنچه از صلح و صفا ميگويند شيوه ايست براي گمراه ساختن مردم و ابراز بيگناهي و در عين حال ترس از اينكه برنامه هايشان مواجه با شكست بشود.

در كتاب ميتولوژي سازمان هاي سري تأليف ژ.م. روبرت بسال 1792 نوشته است لرد پالمرسون ساليان دراز حتي بهنگام مرگ يكي از چهار تن رؤساي بزرگ جوامع سري و مخفي بود و همگي پيرامون وي جمع ميشدند. نفوذ وي انقلاب ايتاليا را برهم ريخت و ساردني و بويژه مجارستان را دگرگون ساخت تا آنجا كه مطبوعات نوشتند پالمرسون امپراتور فراماسونري است. از مبحث افسانه خدايان چنين برداشت ميشود كه در تشكل و درهم ريختگي آن يهوديان سهم بسزائي داشته اند. نام ديزرائيلي نخست وزير مقتدر انگليس كه جامعه را بشكل ديگري ميديد بارها بميان آمده و نوشته اند اين روزها تاريخ جوامع سري صحنه عظيم و معتبري از تاريخ يهوديان بشمار ميرود.

مجله بين المللي جوامع سري در مجلد اول سال 1913 در صفحه نهم نوشت از آن هنگام كه دنيا دنياست جامعه ما وجود داشته است و ما را گاه ساحر، گاه كشيش، مرد روحاني، معبدچي، صليب دار، ژزوئيت و سرانجام فراماسون خوانده اند. فراماسون ها يكي از اساسي ترين عوامل انقلاب فرانسه بودند. نويسندگان، موسيقيدانان، هنرمندان و دولتمرداني كه فراماسون بودند و يا آنرا مثبت تلقي ميكردند آتش انقلاب را دامن زدند. عامل ديگر ارتش فرانسه بود كه در فساد و تباهي ميسوخت. بر اين مسائل بايد چندگونگي آراء يكايك فراماسونها را افزود بدين معني كه عقايد فراماسون ها انفراداً همان نبود كه در مجامع اعلام ميشد. آيا ترس از دست دادن شهرت و محبوبيت بود. اينها در اجتماعات نظرات خود را مبهم و پيچيده ابراز ميكردند تا عوام از آنها چيزي نفهمند يا مطالبي ابراز ميداشتند كه بدان معتقد نبودند و يا ناممكن بودن آنرا پيشاپيش ميدانستند مثلاً تمام باشگاه ها، لژها و مجامع ملي اعم از داخلي و خارجي بايد جهت رهائي مملكت متحد شوند. ميگفتند كه ما براي كنفدراسيون جهاني برگزيدگان سال 1789 در تمام امپراتوري و براي دوستداران آزادي مطبوعات و جهت كليه فراماسون هاي جهان، هرچه ميخواهد روش خصوصي و مرام فردي آنها باشد، هم چنين براي دوستداران قانون اساسي، گارد ملي و كليه برگزيدگان مردم كه وظيفه اي بر عهده دارند احترام قائليم و آنها را مي شناسيم.

مراحل سي و سه گانه ماسونري بدين قرار است:

1 تا 5 استاد برجسته

5 تا 9 استاد گذشته

9 تا 13 عالي جناب استاد

13 تا 17 ماسون طاق سلطنتي

17 تا 22 استاد سلطنتي

23 استاد برگزيده

24 بسيار عالي جناب استاد

25 نشان صليب سرخ

25 تا 29 نشان شواليه مالت

29 تا 32 نشان معبد دار

اولين فراماسونري كه در ايران رسماً عبود خود را اعلام داشت محمد خليل جواهري است كه در روزنامه اطلاعات روز يكشنبه پنجم ماه آبان 1336 اعلاني با علامت G نشان فراماسونها نوشت: بمناسبت شهادت يگانه فرزند ناكام 27 ساله ام خليل جواهري روز سه شنبه هفتم آبان از ساعت چهار الي هشت بعد از ظهر در منزل آماده هستم. رهبر ماسون هاي قديمي ايران محمد خليل جواهري.

وي در سال 1938 به ايران رفت و براي تجديد فعاليت ماسون ها با محمدعلي فروغي و حكيم الملك و سيد محمد صادق طباطبائي ديدار كرد و خواستار تجديد فعاليت ماسون ها شد. حوادث شهريور 1941 و زمامداري فروغي فرصت تازه اي بود براي تجديد فعاليت ماسونري. با فروغي مذاكره شد و روشن گرديد از دو ماه قبل لژ بيداري ايران شروع بفعاليت كرده است.

در نيمه دوم سال 1951 (1330 شمسي) در هتل گيلان شش تن به عضويت فراماسونري درآمدند. آقايان: احمد هومن، محمود هومن، سيد ذبيح اله ملك پور، محمد علي امام شوشتري، ابراهيم پناه، ميراسلاو بادين و فرمان تشكيل لژ در 24 نوامبر 1951 (1330 شمسي) صادر گرديد. رئيس لژ محمد خليل جواهري و اعضاي مؤسس آن احمد هومن، ميراسلاو بادين، جعفر رائد، محمد علي امام شوشتري، محمد قريشي، ارنست پرون بودند.

در آغاز كار نام لژ پهلوي بود ولي چون مصلحت ندانستند آنرا به لژ همايون تغيير دادند و اولين جلسه در خيابان كاخ شماره 212 تشكيل گرديد. تاريخ فرمان روز شنبه 24 نوامبر سال 1951 معادل 24 نوامبر سال 5951 ماسوني است.

لژ همايون را حسين علاء از هم پاشيد و در پي آن اقدام به تأسيس لژ «مهر» شد. يهوديان اكثراً در لژ روشنائي عضويت داشتند. بررسي هاي انجام شده سران فراماسون را در ايران كه تأسيسات نفت، دانشگاه، ارتش، روزنامه گاران، دربار، هيأت وزيران طبقه بندي كرده اند.

 

برگشت به سرمقالات