اصول گرايي اسلامي يك جنون بزرگ براي 25 سال
1 ـ از زمان ظهور آنچه كه اصول گرايي اسلامي ناميده ميشود و طرح و اجراي آن از سوي تركيبي از تلاش هاي سازمان هاي جاسوسي برخي از كشورها انجام يافته، به ويژه اداره MI5 بريتانيا و برخي از عوامل سرخ درون سيا آمريكا، كه به دليل روابطشان بـــــا
همكاران انگليسي شان به برآمدن اصولگرايي اسلامي كمك كرده و راههاي آن را هموار كردند، و اينها در حقيقت كسي نيستند جز مشتي جنايتكار، سارق و قلدرمآب كه هرچه باشند، بايستي آنها را حزب شيطان حقيقي ناميد، البته در مقايسه با آنچه كه آنها علاقه دارند بر خودشان اطلاق نمايند يعني به صورتي كه هركس ميداند به نام حزب الله يا حزب خدا، كه در واقع براساس عملكردهاشان شايسته است كه آنها به طور يقين در اروگاه شيطان باشند.
پس هر كسي كه به خدا و به شيطان اعتقاد دارد، و سپس اگر و فقط اگر اين هواداران شيطان خود را به گونه اي به صورت مجموعه اي سازمان يافته از جنايتكاران، دزدان و دروغگويان درآورده باشند، آيا بايد آنها خود را حزب شيطان بنامند يا حزب الله (حزب خدا).
2 ـ پرسش طبيعي براي كساني كه با اوضاع سياسي و اقتصادي 30 تا 35 سال گذشته آشنا نيستند اينست كه چرا بريتانيا و ايالات متحده آمريكا، دو كشور پيشگام غربي، خواستند كه از طريق سازمان هاي جاسوسي خود طرحي را به منظور خلق كردن و حمايت از حركتي كه «اصول گرايي اسلامي» ناميده ميشود، دراندازند كه در رويارويي با وقايع و با توجه به وضعيت ويژه وقايع جهان حاضر، ثابت كرده و نشان داده اند كه هويت واقعي آنها را ميتوان زير عنوان آسيب زننده راه زندگي، تهديد كننده و تخريب كننده زندگي ما تشريح كرد و ميتواند بواقع موجب تخريب تمدن ها شود. تنها توضيح منطقي اين است كه حرص و طمع و ماهيت سارق مسلحانه حكومت انگلستان كه هيچ مرز و حد فاصل و حقوقي را براي ساير كشورها تشخيص نميدهد و كساني كه علاقمند به دزدي، ترور، فريب، دروغ و نيرنگ بازي هستند و هر شخصيت ديگري كه ميتواند با هواداران شيطان همبستگي نمايد، از يك سو، و طمع شركت هاي بين المللي نفتي، همراه با كمك و همدستي مزدوران عمليات جاسوسي MI6 و MI5، و نفرات و دوستان آنها در سيا از سوي ديگر ترتيبي دادند تا اين نمايشنامه و نمايش و بازي هاي آن را خلق و به گونه اي كه تا امروز شاهدش بوده ايم، رهبري كنند.
پيش زمينه
3 ـ در اواخر دهه 1960 ميلادي اقتصاد بريتانيا در حال فروپاشي و تا حدودي هم اقتصاد آمريكا به صورت نسبي ضعيف بود، تا جايي كه حكومت بريتانيا مجبور شده بود كه براي درخواست وام ها و منابع مالي كلان از دواير بانكي جهاني درخواست دهد كه نيز با كمترين موفقيت و يا بدون آن توام بود. در همين دوران، حكومت كارگري در انگلستان در راس قدرت بود و ناآرامي هايي در اتحاديه هاي گوناگون كارگري جريان داشت و حكومت انگلستان نيز پيوسته در معرض تنش هاي بزرگ قرار داشت.
4 ـ در همين دوران خاص بود كه گروهي از كاركنان كشوري White Hall كه از نجباي انگليسي بودند، تصميم گرفتند كه سر نخ را به دست گرفته تا از هر ابزاري كه براي اصلاح اقتصاد و ناآرامي هاي سياسي لازم ميدانند، استفاده نمايند كه اين بدون محدوديت شامل دستكاري در انتخابات انگلستان، حقه هاي كثيف يا ترور يا ناپديد شدن افراد كليدي اتحاديه هاي كارگري و در نتيجه پيروزي حزب محافظه كار در انتخابات بود.
5 ـ شايان توجه است آنچه كه صنعت دفاعي انگلستان خوانده ميشود يكي از بزرگترين صادركنندگان تسليحات تقريباً به هر مقصدي است كه علاقمند به ارائه سفارش خريد باشد، و در اوايل دهه 70 در ميان بسياري از قراردادهاي موجود قراردادي براي توليد محدود و مونتاژ نهايي تانك هاي چيفتن در شهري در غرب ايران وجود داشت. اين قرارداد همانند بسياري از ديگر قراردادها به وسيله شاه ايران كه دوست حقيقي ايالات متحده بود، امضاء شده بود. در همان زمان يك موافقت نامه مالي وجود داشت كه براساس آن شهر لندن گيرنده يك وام يك ميليارد دلاري براي تعمير سيستم فاضلاب قديمي و سيستم توزيع آب آن از ايران به شمار مي آمد و نخستين قسط آن به مبلغ 300 ميليون دلار پرداخت شده بود. زماني در حد فاصل سال هاي 1976-1977 شكايتي عليه شركت انگليسي دست در كار پروژه تانك هاي چيفتن وجود داشت مبني بر اين كه آنها كار خود را بر اساس قرارداد فيمابين به صورت رضايت مندانه انجام نميدهند و سرانجام اين مطلب مورد توجه سران و يكسره تا شخص شاه قرار گرفت كه مي خواست بداند چرا شركت انگليسي عمليات خود را بر اساس دستورات قرارداد فيمابين و برنامه تنظيمي آن انجام نمي دهد. به عنوان يك رويه عمومي، شركت انگليسي به صورتي قانع كننده به اين موضوع توجهي نكرد و در نتيجه باعث شده كه شاه پرداخت دومين قسط 300 ميليون دلاري از وام يك ميليارد دلاري شهر لندن را متوقف سازد.
شيطان دست به كار مي شود
6 ـ در نتيجه، جيمز كالاهان، نخست وزير وقت انگلستان با درخواست ملاقات با شاه ايران به تهران پرواز كرد تا دريابد كه چرا 300 ميليون دلار پرداخت نشده است. هنگامي كه او به تهران رسيد، پيش از آنكه با شاه ملاقات نمايد، به مدت تقريباً 2 ساعت در انتظار نگه داشته شد و طرفين مسائل را مورد بحث قرار دادند، اما جيمز كالاهان اين ملاقات را با توجه به اين نكته ترك كرد كه آنها (يعني حكومت انگلستان، و به ويژه كاركنان كشوري حكومت انگلستان كه در White
Hall كار مي كنند) از هر طريق ممكن مجبور به سرنگوني شاه هستند. البته، پس از آن تمام حقه هاي كثيف، دروغ ها، نيرنگ ها، سياهكاري ها، ترورها و هرگونه وسيله اي كه جزء ابزارهاي استاندارد سرويس هاي جاسوسي است، مي توانست به كار گرفته شود تا آنها به هدف تعيين شده برسند.
7 ـ تقريباً در همان دوران، در آن سوي اقيانوس اطلس، بدترين رئيس جمهور تاريخ آمريكا، انساني بي مغز، جيمي دندان، جيمي كارتر انتخاب شده بود. برخي از دوستان جورجيايي او، كه از اين انتخاب به هيجان آمده و جزء دوستان خيلي نزديك و هواداران جيمي كارتر به شمار مي آمدند، جيمي كارتر را قانع كردند كه حالا زمان آنهاست تا ثروتمند شوند و از او خواستند تا با شاه تماس گرفته و ترتيبي دهد كه شاه يك قرارداد عظيم را كه مربوط به پروژه ساخت يك بندرگاه بزرگ در جنوب ايران بود لغو نمايد. اين قرارداد به يك شركت سازنده پيشگام و مشهور در آمريكا به نام Brown
and Root داده شده بود. سپس از شاه خواسته شد تا با افزودن 10 درصد به ارزش قرارداد، يك قرارداد جديد با شركتي كه متعلق به دوستان جيمي كارتر بود امضاء نمايد تا در اين صورت دوستان جيمي كارتر بتوانند قراردادي با همان شركت و با همان مبلغ قبلي منعقد نمايند و آن 10 درصد را به جيب بزنند، و البته به طور وضوح با بازگرداندن مبلغي به جيمي كارتر و يا برادر او بيلي كارتر.
8 ـ به هر طريق شاه اين ترتيبات را نپذيرفت و از لغو قرار با شركت مزبور سر باز زد. نتيجه اينكه جيمي كارتر با احساس دست ردي كه به سينه اش خورده بود، با خود فكر كرد كه از آنجا كه وي رياست جمهور يك ابرقدرت است، سزاوار نوعي مشاركت هم هست. از همان زمان جيمي كارتر دلايل كافي و شخصي خود را براي آغاز مبارزات حقوق بشري برعليه شاه داشت. اين نمايشگر يك ضعف كاملاً شناخته شده بشري است. «طمع مطلق» كه از همانجا مبارزات حقوق بشري جيمي كارتر عليه شاه ايران با تمام حمايت هاي لازم كاخ سفيد رهبري شد.
9 ـ در آن سوي اقيانوس اطلس، حكومت انگلستان با استفاده از سرويسهاي جاسوسي MI5 و MI6 خود و از طريق شبكه اي از جاسوسانش، از ناكامي هاي جيمي كارتر در اخاذي براي ياران جورجيايي اش مطلع شده و دريافتند كه آنها ياري جدي در رياست جمهوري آمريكا دارند و حكومت انگلستان (كاركنان MI5, MI6 و كاركنان كشوري White
Hall) طرحي را درانداختند كه براساس آن مي توانستند از منابع موجود در آمريكا و هم چنين دارايي هاي خويش استفاده كنند و به اين ترتيب به نوكران دستاربند و دزد و جنايتكار خود در ايران گفتند از آنجا كه آنها بسيار از قدرت حكومتي كنار نهاده شده اند، آنها مجبورند به چاره جويي هاي حكومت انگلستان اعتماد نمايند و اگر حكومت انگلستان در خلع كردن شاه پيروز شود، پس از آن هرگونه پيشرفت و درآمد حاصل از فروش منابع نفتي ايران بايستي به حكومت انگلستان پرداخت شود. سپس روحانيون يا ملاها كه همه چيز براي بهره وري در اختيار داشتند و چيزي نداشتند كه از دست بدهند، با اين نظريه موافقت كردند. از ديگر متحدان اين توطئه انگليسي نزديكترين دوست آمريكايي شاه ايران «ديويد راكفلر» شركت اكسون بود كه شورش ايران را به بهاي يك ميليارد دلار كمك مالي حمايت كرد و سپس شركت اكسون وي توانست در دوران پس از انقلاب ايران روزانه 300.000 بشكه نفت خام ايران را با تخفيف هاي قابل توجه خريداري نمايد كه به هر حال بعداً برخلاف قوانين صادره در آمريكا بود.
10 ـ باقي رويدادها به صورت مكفي مستندسازي شده مگر آنكه چون شركت هاي آمريكايي ديگر قادر نبودند به صورت روباز با ايرانيان سر و كار داشته باشند، لذا انگلستان كه در به روي كار آوردن و به قدرت رساندن مشتي جنايتكار و دزد عمامه به سر زير عنوان تبليغاتي و دهان پركن انقلابيون اسلامي (مخلوق MI5 و MI6) نقشي اساسي داشت، به ملايان حكم كرد كه تب ضد آمريكايي را زنده نگه دارند و اگر آنها فكر كنند كه كاري برخلاف اين انجام دهند، بعداً ناچار هستند با خشم و غضب آمريكايي ها و هم چنين مردم ايران اگر و در زماني كه به قدرت بازگردند، روبرو شوند. ايجاد مدارس اسلامي يا مدارس در كشورهاي همسايه و يا ساير كشورها مثل پاكستان و تركيه بخشي از همان طرح بود تا منجر به تغييرات شده و يا در امور سياسي اين كشورها نفوذ نمايد و موجب كاهش يا حذف دسترسي حكومت آمريكا و شركت هاي آمريكايي در اين قسمت از جهان شود و بالنتيجه محيطي فراهم آيد كه صاحب يك پاسپورت آمريكايي نتواند از امنيت مسافرت برخوردار باشد.
11 ـ معذلك، شايان توجه است كه آن گروه از شركت هاي آمريكايي كه توانسته اند ترتيبات لازم را به كار گيرند، هنوز هم مي توانند با استفاده از پاسپورت كانادايي در پروژه هاي گوناگون در ايران كار كنند. اين طرح انگليسي مؤثر بوده است و از آنجا كه آنها با سرقت درآمدهاي نفتي ايران بسيار ثروتمند شده اند كه تخمين ميزان آن سر به ميلياردها دلار ميزند، در نتيجه ديگر نيازي به استقراض پول ندارند و قادر بوده اند كه تمامي زيرساخت عمومي انگلستان را نوسازي كنند. هم چنين اين تزريق ناگهاني ثروت موجب فشار به افزايش بهاي املاك تا سطوحي بالا شده و افزايشي بيش از 500% را از سال 1979، زمان سقوط شاه ايران، تا به حال، در سراسر انگلستان شامل انگلستان شمالي، در پي داشته است. بطور وضوح، آنها هيچ چيزي را اختراع نكرده اند كه اين چنين ثروتمند شوند، جز آن كه در كارهايي كه انجام مي دهند، يعني سرقت پول و ثروت ساير مردم، بسيار خوب عمل كرده اند.
12 ـ از ديدگاه كاركنان كشوري انگلستان در White Hall آنها هزينه مي كنند تا ثروت ساير كشورها و پول ساير مردمان را بربايند. انگليسي ها داراي تاريخچه اي طولاني مدت و قابل تشخيص در اين هستند كه يا با دزدان دريايي در درياها شريك شده و آنها را مثل كاپيتان دريك به لقب شواليه مفتخر نمايند و يا ثروت ساير كشورها را با دستاويز بازار مشترك سرقت نمايند.
13 ـ هيچ كس نبايد از اين موضوع غافل شود كه با هر دليلي، دستيابي حكومت انگلستان به اين ثروت نفتي ايراني ها كه با هر و با تمام برداشت ها از قوانين بين المللي همه روزه از طريق راههاي غيرقانوني دزديده ميشود، فقط يك مفهوم عام دارد كه هر كسي بايد تشخيص دهد كه حكومت انگلستان تمام قدرت خود را به كار خواهد بست تا از هر و تمام چيزهايي كه ممكن است اين ترتيبات را برهم زند، جلوگيري كند. در واقع، براساس رويدادهاي اخير مشهود است كه آنها مي خواهند اين ترتيبات را به عراق نيز توسعه دهند، جايي كه آنها دارند با دارايي هاي آمريكا (تمام ارتش آمريكا) كار مي كنند، اما نتيجه نهايي در چند سال آينده چيزي شبيه حكومت دستاربندهاي دزد و جنايتكار ايران خواهد بود و درآمدهاي نفتي ايران و هم چنين عراق به حساب هاي تحت كنترل حكومت بريتانيا در لندن يا هر جاي ديگري كه كاركنان كشوري انگلستان ممكن است آن را به عنوان انعامي كه به دست آورده و يا استحقاقش را داشته اند ارجاع دهند واريز خواهد شد و ممكن است كه آنها حتي سهمي را نيز به متحدان يا همكاران خودشان كه در موقعيت هاي گوناگون قدرت در ادارات آمريكايي، شامل و نه فقط محدود به كنگره آمريكا، رسانه هاي گروهي آمريكا، نويسندگان ستون هاي سياسي يا قلم هاي آماده فروش و جز آن كار ميكنند، پرداخت نمايند.
14 ـ شايان توجه است كه دفاتر فروش شركت ملي نفت ايران از زمان وقايع سال 1979 در لندن قرار دارد و فرايند حاصل از فروش نفت ايرانيان از همانجا به حساب هاي گوناگوني واريز ميشود كه توسط حكومت انگلستان مشخص شده و از آن همانند يك منبع پول باد آورده استفاده ميشود.
15 ـ بنابراين تنها راه جلوگيري از توسعه تروريسم عبارت است از توقف اين دزدي ها و ترتيبات مالي ميان سارقان لندني و نوكران آنها در تهران و سپردن اين اموال به يك حساب قابل اعتماد كه بتواند به وسيله حكومت ذيحق ايران پس از آن كه يك انتخابات آزاد صورت پذيرفت، مورد استفاده قرار گيرد.
16 ـ حالا به نظر ميرسد كه زماني پس از واقعه 11 سپتامبر، ايالات متحده آمريكا در رابطه با روابط مزورانه حكومت بريتانيا با عمامه پوش هاي دزد جنايتكار در تهران روياروي شده و ميخواهد در مورد ترتيبات مالي ميان آنان و اين كه حكومت بريتانيا چه مقدار پول ميسازد، بيشتر بداند. گرچه همواره آنها به دروغ گفته اند كه فقط 50% مي گيرند، حال آن كه رقم واقعي 100% درآمد نفتي ايران و هم چنين تأمين مالي خريدها و LCهايي است كه توسط شركت ملي نفت ايران با سود 20% از طريق بانك هاي مشهور در لندن صادر ميشود.
17 ـ مردم بايد ببينند كه راهي كه حكومت انگلستان از طريق سرويس هاي جاسوسي اش براي تنظيم يك چنين ترتيباتي طي كرده، به قدري ارزشمند است كه آنها حاضرند در ثانيه اي و با خوشحالي حتي حكومت و يا نخست وزير خودشان را نيز قرباني كنند تا اينكه اين ترتيبات دزدي پول ساير مردم يا همان گونه كه آنها احساس مي كنند «اين پول هاي بادآورده» را حفظ نمايند، و اجازه دهند كه اين وضع تا هرچه طولاني تر ادامه يابد. با آگاهي از اين كه حكومت انگلستان بزرگترين محفل را در ايالات متحده دارد، آنها قادر هستند در انتخابات آمريكا نفوذ كرده و اگر نياز باشد، پرزيدنت بوش را در انتخابات سال 2004 شكست دهند. در حال حاضر با استفاده از ابزار سازمان ملل متحد براي ترتيب دادن انتخاباتي آزاد در عراق، و سپس از طريق تعداد شيعيان عراق و هم چنين نفوذ قاطعانه اكثريت شيعه، يك حكومت كه بسيار هم همسوي اكثريت مذهبيون است و داراي روابطي نزديك و خردمندانه با حكومت بريتانياست به قدرت خواهد رسيد. به سبب رويدادهاي گذشته و خلاف منظور اوليه آمريكا به عنوان يكي از منفورترين ملت ها تبليغ خواهد شد كه اين نتيجه عمليات پشت صحنه كساني است كه خود را پايدارترين متحد آمريكا نشان داده اند، اما در حال حاضر آن را از پشت خنجر زده اند.
18 ـ اين يك حقيقت مشهود است كه پس از سال 1979، بسياري از برنامه هاي تلويزيوني بريتانيا به گونه اي به سقوط شاه اشاره مي كردند كه گويي ايالات متحده آمريكا از ايران بيرون انداخته شده و بريتانيايي ها هم انتقام شكست خود را در سال 1953، يعني زماني كه مصدق نفت ايران را ملي كرد و بريتانيايي ها را از ايران بيرون انداخت، گرفته اند.
19 ـ در واقع، اجازه دهيد كه براي لحظه اي فرض كنيم كه تمام فرازهاي بالا حقيقت دارند و خودمان را در جاي تمهيدان پيوسته MI5، يعني ابزار حكومت انگلستان قرار دهيم. ما چه كاري انجام خواهيم داد؟ چه عمليات تحريك آميزي بايستي انجام دهيم كه از نظر مالي براي حكومت بريتانيا سودمند باشد و چه در كوتاه مدت و چه در زماني طولاني تر موجب امنيت يك تشكيلات اقتصادي جنايتكار كه تحت حمايت حكومت بريتانيا پديد آمده است، گردد؟ ما هر چه ممكن است خود را ميان كساني مثل عمامه بر سرهاي جنايتكار و دزد مقيم تهران كه به تأمين منافع ما خدمت مي كنند و كساني كه هيچ چيزي را بيش از خلاصي از دست اين حيوانات دوست ندارند، حايل خواهيم كرد. به اين ترتيب كاملاً واضح است كه كاركنان كشوري و كاركنان MI5 انواع سلاح ها را از طريق اشخاص ثالث براي نوكران خود فراهم آورده و اين رفقاي شفيق خود را براي دست درازي كردن و توسعه دايره نفوذ خويش و بالمآل كره نفوذي بريتانيا تشويق خواهند كرد.
20 ـ انتخاب اخلاقي اينك در دست هاي مردم آمريكاست: كساني كه به اعتقاد برخي از مردم بريتانيا هنوز هم در مستعمره اي زندگي مي كنند كه سند استقلال آن هرگز توسط پادشاهي بريتانيا امضاء نشده است.
21 ـ به اعتقاد ما پدران و مادران سربازان آمريكايي بايستي از تمامي اين تصوير آگاهي داشته باشند و بدانند كه چرا پسران و دختران آنها در خاورميانه عليه تروريسم مي جنگند و چه كساني اربابان واقعي هستند و از اين ترورها كه تمامي ما شاهدش هستيم بهره مند مي شوند.
22 ـ ممكن است نياز باشد كه ايالات متحده قدرت خود را عليه كاركنان كشوري و عوامل MI5 و MI6 به كار بندد تا از هر گونه تعديل ديگر در جنگ عليه تروريسم جلوگيري نمايد. حكومت انگلستان تنها مرجعي است كه مي تواند به مزدوران خود، عمامه به سرهاي دزد و جنايتكار، بگويد كه آنها ناچارند تا صندلي هاي قدرت را در تهران ترك گفته و حمايت از گروههاي تروريستي را متوقف سازند. در غير اين صورت، عراق ميدان جنگي خواهد شد كه تعدادي بسيار از مردمي كه شستشوي مغزي داده شده اند در آن هلاك خواهند شد و جهان با ناپايداري هايي بيشتر مواجه خواهد گرديد و مجدداً تنها گروهي كه از نظر مالي از اين وضع بهره مند خواهد شد حكومت تن پرور انگلستان خواهد بود كه به سبب ماهيت ژنتيكي خود همواره در پي يافتن ملجائي براي سرقت به جاي كار كردن به منظور كاميابي هاي نسبي اقتصادي است.
23 ـ براي همگان، نسبتاً آسان است كه موارد بالا را از طريق يك فرايند پژوهشي تاييد كرده تا آگاه شوند كه اربابان حقيقي ترور كساني هستند كه در پشت ميزهاي Whiste Hall نشسته اند و هم چنين عوامل MI5 و MI6 كه بدون هرگونه وسواسي از انجام هر كاري و از جمله دروغ گويي و خدعه دريغ نمي كنند.
24 ـ پس از سقوط طالبان و در مراحل آغازين جنگ در افغانستان، گزارشي در يك روزنامه شرح ميداد كه چگونه نيروهاي بريتانيايي توان يافتن فردي از طالبان يا القاعده را ندارند و فقط مي توانند در قهوه خانه ها بنشينند، در حالي كه نيروهاي ارتش آمريكا ناچارند به هنگام حركت در خيابان ها از پشت مراقب يكديگر باشند، زيرا ممكن است در معرض آتش گلوله قرار گيرند. سپس بعد از اعزام نيروهاي بريتانيايي به كشورشان تنها درك موجود اين خواهد بود كه بريتانيايي ها دوستان واقعي و آمريكايي ها دشمنان حقيقي هستند.
25 ـ براي كنگره آمريكا كاري به نسبت آسان است كه بخواهد يك مأموريت حقيقت يابي را آغاز نمايد تا بتواند در اين مورد كه حكومت بريتانيا اين منابع مالي را از كجا دريافت ميكند تحقيق نمايد و موقعيت آنها را به عنوان اربابان واقعي تروريسم در جهان دريابد.
26 ـ به جهت مقادير قابل توجه ميدان هاي نفت و گاز در هر دو كشور عراق و ايران، آوردن دموكراسي به هر دو كشور عراق و ايران حايز اهميت است و بايستي به آنها اجازه داده شود كه هر دو كشور به صورت آزادانه شكوفا شده و از مزاياي صنعتي بهره مند گردند و اجازه داده نشود كه سود شركت هاي بين المللي نفت و انرژي با مقاطع صنعتي شدن اين كشورها جايگزين شود.
27 ـ حكومت بريتانيا با مستمسك حمايت از آزاديخواهي افراطيون سياسي را در انگلستان جاي داده است. توطئه ترور احمد شاه مسعود در انگلستان طراحي شد و سيستم حكومتي بريتانيا با تاييد مشروعيت گزارشگران روزنامه و اعضاي گروه فيلمبرداري هر دو ترور راامكان پذير ساخت. لطفاً آگاه باشيد كه حاشا كردن سلاحي ديگر است و همانند آن است كه يك دروغگو و يا سارق را دستگير كنيد و از او انتظار پاسخگويي و بيان صداقت داشته باشيد.
28 ـ اجازه دهيد فرض كنيم كه نبردي ميان نيكي و تباهي در جريان است، بسيار خوب ما مي دانيم كه چه كسي در جناح تباهي است، شايد ارباب بزرگ شيطان. اما انتظار داشته باشيد كه برخاسته و خود را چنين معرفي كند. مشكلي كه در رابطه با اساس حكومتي بريتانيا وجود دارد بسيار عميق و شايد هم ژنتيكي است. اگر كسي به نوار ويدئويي اخير سفير بريتانيا در سازمان ملل و در همان رابطه توني بلر نگاه كرده باشد، مي تواند مزه ثروتي را كه همه روزه به حساب هاي گوناگون بانكي آنها واريز مي شود، ببيند.
29 ـ به منظور مطلع ساختن ناآگاهان، يكي از نتايج اين سرقت كاركنان كشوري انگلستان، رويداد بزرگترين حماسه تاريخ يعني ترك ميهن نزديك به 4.5 ميليون ايراني بوده است كه جايگاه واقعي انگلستان و ملاها را به خادمان جد اعلاي آنان شيطان، نزديك ميسازد.
راه حل پيشنهادي
به توسل به هر جادويي لازم است كه اين قرارهاي ميان كاركنان كشوري Whiste
Hall تا آخرين حلقه زنجير يعني توني بلر و رفقاي مشفق آنها يعني دستاربندهاي دزد جنايتكار مقيم تهران پايان يابد.
واضح است كه در يك جامعه سرمايه داري هر كسي براي شكوفايي به امنيت نياز دارد اما براي دزدها و جنايتكارها هرچه بيشتر هرج و مرج باشد بهتر است، آنها در ناامني و بي عدالتي بيشتر كامياب ميشوند و ممكن است خداوند به روح آنها رحمت نفرستد زيرا آنها شيطان هاي حقيقي هستند.
مقصود اين مقاله در اين مقطع زماني آن است كه نورافكني را بر تاريكخانه شيطان بتاباند تا نيروهاي نوراني در نبرد عليه نيروهاي تاريكي كه از سال 1979 به بعد ويراني را به جهان ما عرضه داشته اند، پيروز شوند. اجازه دهيد خورشيد بدرخشد.
مستعان